چهار روایت و سه گروه در یک مسأله

تحریم، گران شدن بنزین و نقشه های شومی که برای ما کشیده اند

۰۳ آذر ۱۳۹۸ | ۱۶:۰۰ کد : ۱۹۸۷۷۰۳ نگاه ایرانی خاورمیانه
علی ربیعی در یادداشتی می نویسد: ما برنامه‌هایی برای مقاومت اقتصادی داشتیم اما مقاومت روانی جامعه طراحی نشد و اگر هم بحث‌هایی صورت گرفت در هیاهوی نزاع‌های سیاسی که خود علت این ماجراهاست گم شد. این واقعیت است که امریکا با تحریم دنبال فروپاشی فیزیکی ایران، کوچک کردن ایران و فروپاشی نهاد دولت در ایران بوده است. توجه به اقشار ضعیف و تلاش برای تبیین وجوه دقیق‌تر مسائل اخیر از منظر این دیدگاه، بسیار حساس است.
تحریم، گران شدن بنزین و نقشه های شومی که برای ما کشیده اند

علی ربیعی، دستیار ارتباطات اجتماعی رئیس جمهوری و سخنگوی دولت 

دیپلماسی ایرانی: 

قسمت اول؛ ناآرامی‌های مرتبط با مسأله افزایش قیمت بنزین در اواخر هفته گذشته فروکش کرد، اما مناقشه بر سر روایتی که از این مسأله داده می‌شود تا مدت‌ها ادامه خواهد یافت و مسأله‌ای تاریخی می‌شود.

ما را در نگاهی روبه‌سوی آینده، هیچ چاره‌ای جز بازخوانی چندباره این رخداد نیست تا از میان گردوغبار آن راهی به‌ سوی آینده بهتر بگشاییم. من در این یادداشت تلاش می‌کنم چهار روایت از مسأله ناآرامی‌های اخیر را از یکدیگر تفکیک کنم که معتقدم مناقشه بر سر این روایت‌ها در هفته‌های آینده نیز ادامه خواهد یافت. ناآرامی‌ها تمام شده اما دو مسأله کماکان به‌ قوت خود باقی‌ است: نخست همچنان‌که پیش‌بینی کرده بودم این ناآرامی‌های اجتماعی با توجه به عمق خشونت و عدم‌پیوستگی اجتماعی بزرگ و بی‌اعتنایی و حتی نگرانی مردم فاقد کشش بود و به سرعت فروکش کرد اما علل زمینه‌ای این ماجرا که مهم‌ترین آنها ذهنیت ناآرام و جریان‌های موج‌سوار و تحریک‌کننده است کماکان باقی مانده و با هر عامل جدیدی می‌توانند مسأله‌ساز شوند. مسأله دوم اینکه این اتفاق پایه‌های مناقشه سیاسی داخلی ما را حداقل تا انتخابات ۱۴۰۰ رقم خواهد زد.

اتفاقاً این مناقشات سیاسی که خود زمینه ساز بروز ناآرامی‌های بنزین در آبان ماه ۹۸ بود در ادامه قطعاً زمینه‌ساز مسائل دیگر خواهد شد. روایت اول روایتی است که بیش‌ از هرجایی در گفتمان رسانه‌ای بی‌بی‌سی فارسی و تلویزیون ایران اینترنشنال و من و تو بروز و ظهور دارد. به‌ نظر من این دو رسانه و بالاخص بی‌بی‌سی از قالب رسانه خارج شده و خیلی آشکار نوعی براندازی را در دستور کار قرار داده‌اند. تکلیف تلویزیون ایران اینترنشنال که با دلارهای سعودی اداره می‌شود، معلوم بود. بی‌بی‌سی فارسی که معمولاً از سنتی پیروی می‌کند که با روش‌های خاص رسانه‌ای با ادعای بی‌طرفی اعتبارافزایی می‌کند در بحران‌ها همانند ایران اینترنشنال و سیمای آزادی و من و تو تبدیل به ستاد رسانه‌ای اتاق جنگ می‌شود. این رسانه‌ها ناآرامی‌ها را محصول جامعه‌ای قطبی شده از قومیت‌ها و فرهنگ‌ها، طبقات اقتصادی و مذاهب دانسته و در نهایت انقلاب و جامعه را در مقابل هم عنوان کرده و ریشه را در پدیده انقلاب اسلامی جست وجو می‌کند و غایت آن براندازی نظام جمهوری اسلامی است. این دو شبکه در برخی برنامه‌های خود می‌گویند جوانان خودروهای دشمن را به آتش کشیدند و به این امر تشویق می کردند این ادبیات ناظر بر نفرت‌پراکنی بین ایرانیان و ایجاد دوگانه انقلاب و جامعه است.

روایت دوم را اصولگرایان تندرو پیش می‌برند. این گروه می‌کوشند افزایش قیمت بنزین را اولاً فقط محصول تصمیم مشکوک! دولت جلوه دهند. البته این روایت در این مرحله با سد بزرگی به‌نام حمایت رهبر معظم انقلاب از تصمیم کارشناسی در سطح سران سه قوه برخورد کرد. حامیان این روایت اگرچه با بروز مسائل امنیتی و بالاخص با عنایت به گفته رهبر معظم انقلاب و این واقعیت که تصمیم به افزایش قیمت بنزین در سطح سران سه قوه اتخاذ شده، مشکل اساسی در روایت‌شان ایجاد شده، اما تلاش می‌کنند دولت را متهم کنند که کوشیده است از طریق افزایش قیمت بنزین و تحریک اجتماعی، شرایطی ایجاد کند که نظام تحت فشار برای مذاکره با امریکا قرار گیرد. این گروه در تناقض عجیبی گیر کرده‌اند که از سویی نمی‌خواهند از این تحلیل‌سازی دست بردارند و از سوی دیگر با گفتار صریح رهبر معظم انقلاب در ضرورت حمایت از تصمیم سران سه قوه مواجه شده‌اند. تجربه نشان می‌دهد این گروه سعی خواهند کرد به شیوه‌های دیگری بر این تحلیل ساختگی اصرار کنند.

روایت سوم را اصولگرایان دیگر و برخی جریانات سیاسی به‌کار گرفته‌اند. این گروه معتقدند دولت می‌توانسته است بهتر عمل کند و به گونه‌ای متقاعدکننده‌تر خبر افزایش قیمت بنزین را در اختیار مردم قرار دهد. این روایت به نوعی بر زبان امام جمعه موقت تهران نیز جاری شد. تلاش برخی برای جدا کردن خود از این تصمیم نیز با راهبرد متکی بر همین روایت شکل می‌گیرد. حکایت حامیان روایت اول کاملاً مشخص است و سابقه خصومت‌شان با مردم و تلاش‌شان برای خلق مشکلات امنیتی در کشور شناخته‌ شده است. روایت دوم از این جهت بسیار خطرناک است که به اختلافات درون ساختاری عمق جدیدی می‌بخشد و خوراک راویان اول را بیشتر فراهم می‌کند. تلاش عده‌ای در داخل برای آنکه این تصمیم فراقوه‌ای و بررسی‌شده در سطوح مختلف نظام را به فعالیت مشکوک دولت منسوب و از آن نتیجه‌ای معطوف به تلاش دولت برای ایجاد شکاف در نظام استخراج کنند، آشکارا خلاف واقع و ضربه زدن به سرمایه اجتماعی و تضعیف انسجام نظام سیاسی است. در روایت سوم عنصر زمان باید لحاظ شود چون فارغ از سایر الزامات اجرای طرح بیان می شود.

روایت چهارمی نیز وجود دارد که اعتقاد دارد سال ۹۸ یک سال بحرانی بوده است. با روی کار آمدن دولت ترامپ در امریکا با استراتژی تحریم بحث ایجاد درد در جامعه ایران و دشواری زندگی و گسترش فلاکت مطرح شد که معتقد و منتظر بود مردم علیه نظام سیاسی خود شورش کنند. از سوی دیگر با عملیات روانی گسترده در یک زمان خاص متکی بر نیروهای ضد انقلاب قدیمی مانند سازمان مجاهدین خلق (منافقین)، سلطنت‌طلب‌ها و... جریان براندازی با اقدامات توده‌ای را دنبال خواهند کرد. بر اساس این روایت این اتفاق باید در بهمن و اسفند رخ می‌داده و ماجرای بنزین به نحوی این اتفاق را به جلو رانده است. وقتی ایران نتواند نفت بفروشد، دچار کسری بودجه شده و قادر به پرداخت حقوق کارکنان خود هم نخواهد بود. در این شرایط با چاپ اسکناس تورم‌های جدید ایجاد خواهد شد و چون در سنت ایران با دادن یارانه‌های اقتصادی رضایت مردم ایجاد می‌شده، با تضعیف یارانه‌ها قدرت ایجاد رضایت نیز از بین می‌رود. این همان استراتژی ایجاد درد است که در کتاب هنر تحریم حدود ۴۰ بار به آن اشاره شده است. این چهار روایت را باید به تحلیل کارشناسان حوزه های امنیتی، جامعه‌شناسی، اقتصادی و علوم سیاسی و حتی روانشناسی اجتماعی سپرد. متأسفانه روایت‌های اول و دوم صدای بلندتری دارند ولی روایت سوم و چهارم می‌توانند دستمایه بحث و بررسی قرار گیرند. اما فراتر از این روایت‌ها تبیین آنچه رخ داد، می‌تواند برای رفع مشکلات آینده به ما کمک کند. برای تحلیل ماجرا باید نگاهی جمعیت‌شناسی به سه گروه در ناآرامی ها و اغتشاشات داشت. با توجه به اینکه سال گذشته فضای روانی ملتهبی در جامعه وجود داشته اما نمی‌توانیم از نقش جریانات یأس‌پراکن و امیدزدا و روایت‌هایی که جامعه‌ای سیاه را پیش روی اذهان قرار می‌داد، غافل شویم.

جمعه شب گذشته برخی افراد متأثر از فضای هیجانی، انباشت برخی نارضایتی‌های اجتماعی و اثر ناشی از خبر ناگهانی افزایش قیمت بنزین دست به اعتراض زدند. اعتراضی که در صورت گسترش بی‌مسأله می‌توانست تداومی آرام داشته و قابل قبول باشد. این گروه دست یافتن به آرزوهای متداول انسانی را برای خود دشوار می‌بیند، آرزوهایی نظیر داشتن شغل، ازدواج، خرید خانه و ماشین و برخورداری از زندگی در سطح متوسط. به نظر من صدای اینها در میان اغتشاشات گم و ناپیدا شد و اینان آرام آرام صحنه را ترک کردند. از شنبه شب و روز یکشنبه اعتراضات با ورود دو گروه جدید شکل متفاوتی به خود می‌گیرد. از حضور گروه اول به شدت کاسته می‌شود و گروه دوم پا به صحنه می‌گذارد که جریانی شبه طبقه است که در دهه های اخیر در حاشیه شهرها شکل گرفته و ناشی از مهاجرت‌های صورت گرفته ای است که من آن را جریان حاشیه نشینی نوع سوم و چهارم نامیده ام. پیشتر درباره حاشیه‌نشینی مقالاتی داشتم – اینان عدم پاسخ‌گیری مناسب فرهنگی و انسداد اجتماعی و زندگی همراه با ناهنجاری ها تبدیل به گروه قابل توجهی شده اند که می توانند دست به رفتارهایی با قدرت تخریبی بالا بزنند و رفتارهای واندالیستی از خود بروز می‌دهند. سلاح سرد و گرم با خود حمل می‌کنند. این قشر استعداد هدایت و مورد سوء استفاده قرار گرفتن زیادی دارند.

همزمان گروه سوم نیز به میدان می‌آیند که وابستگان سازماندهی شده گروه‌های تروریستی هستند. هرچند کم تعدادند اما هدفمند عمل می کنند برخی از اینها که با پول عربستان هدایت می‌شوند، پیش‌تر دست به خرابکاری های انفجاری زده بودند. عمدتاً به نظر می‌رسد عمق خشونت توسط ترکیبی از گروه های دوم و سوم صورت گرفته باشد که گروه سوم به سمت مراکز انتظامی در اصفهان و شیراز و مراکز اتصال مخابرات و آب و برق و گاز  حمله کرده و با تحریک و حمله با اسلحه شرایط تیراندازی‌های متقابل را فراهم کردند. با قطع بودن اینترنت شبکه‌های بی‌بی‌سی، ایران اینترنشنال و من‌وتو و سیمای آزادی سعی کردند با دشمن‌انگاری هدایت این نوع اقدامات را در دست گیرند. بیشترین آسیب‌های انسانی را گروه دوم متحمل شدند.

اتفاقاً گروه سوم چون از سازماندهی برخوردارند کمترین تلفات انسانی را می‌بینند. البته معتقدم که این تحلیل ها جای مطالعه بیشتری دارد. 

به اعتقاد من، فارغ از روایت‌هایی که ما را به انحراف می‌برد و ندیدن ظرفیت نارضایتی‌هایی که بنزین اثر ماشه‌ای بروز آن بوده نه علت آنها، باید فراتر از مسائل اقتصادی بی‌قراری‌های ذهنی جامعه را در بروز این رخدادها در نظر بگیریم. همچنان که زمینه‌های واقعیت‌ اجتماعی نباید نادیده گرفته شود، از مسأله تحریم هم نباید غفلت شود. ما نخواستیم و نتوانستیم واقعیت تحریم را برای جامعه باز و اقناع‌سازی کنیم. اتفاقاً آنها که به دنبال مسأله اقناع افکار عمومی هستند در اینجا باید پای می‌فشردند که واقعیت تحریم تبیین و آماده‌سازی مردم برای اقناع انجام می‌شد. هیچ‌انگاری تحریم نوعی خطای راهبردی بود.

ما برنامه‌هایی برای مقاومت اقتصادی داشتیم اما مقاومت روانی جامعه طراحی نشد و اگر هم بحث‌هایی صورت گرفت در هیاهوی نزاع‌های سیاسی که خود علت این ماجراهاست گم شد. این واقعیت است که امریکا با تحریم دنبال فروپاشی فیزیکی ایران، کوچک کردن ایران و فروپاشی نهاد دولت در ایران بوده است. توجه به اقشار ضعیف و تلاش برای تبیین وجوه دقیق‌تر مسائل اخیر از منظر این دیدگاه، بسیار حساس است. جمهوری اسلامی ایران در یکی از سخت‌ترین دوران‌های حیات سیاسی خود با عنایت به شرایط پیش رو، نیاز فزاینده‌ای به اخذ تصمیم‌های سخت پیدا می‌کند و چنان باید عمل کرد که تصمیم‌های سخت چنین عواقبی نداشته باشند. لذا برای کاستن از احتمال بروز رخدادهای مشابه، باید واقع‌بینانه‌تر و منصفانه‌تر و دقیق‌تر اندیشه کرد. یکی از علائم اینکه از این ماجرا همه ما درس گرفته‌ایم این خواهد بود که از فردا جدال روایتی و تقصیریابی را فراموش کنیم و هر کدام با قبول سهم خود برای ترمیم اجتماعی و آینده بهتر تلاش کنیم.

کلید واژه ها: گران شدن بنزینتظاهرات در اعتراض به گران شدن بنزینایرانامریکااستراتژی اعمال فشار حداکثری علیه ایرانایران و امریکاتحریم ایران


( ۱۰ )

نظر شما :

اوراز مشرقی ۰۳ آذر ۱۳۹۸ | ۱۸:۴۱
کابینه آقای روحانی امنیتی ترین کابینه تاریخ جمهوری اسلامی است با رنگ لعاب اصلاح طلبی .. اگر دشمنان جمهوری اسلامی صدها سال برنامه ریزی میکردند نمی توانستند ضربات مهلک و خسارت باری که دولت یازدهم و دوازدهم در عرصه سیاست داخلی و خارجی به کشور وارد کرد را به ایران عزیز وارد کند. این دولت ثابت کرد در مواجهه با بحرانهای اجتماعی و اقتصادی بدترین راه ممکن را انتخاب میکند. نمونه آخر آن قطع اینترنت در کل کشور با خسارت ۴۰۰۰میلیارد تومانی در هر روز به بهانه آرامش کشور و.....آیا میتوان توجیهات آقای معاون سابق وزارت اطلاعات را باور کرد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ابراهیم قدیمی ۰۳ آذر ۱۳۹۸ | ۲۲:۰۳
در زمان انقلاب این مقدار خسارت عمومی به ایران وارد نشد.حرکات صورت گرفته مطمئنا سازمان دهی شده وبه منظور تخریب وبی نظم کردن کل نظام سیاسی وادری کشور با همکاری عوامل هدایتی خارجی تعلیم و دیدهگان داخلی انها در بستری ز نارضایتی ها بعلت تحریم های انها صورت پذیرفت. اقتصاد ایران دودوره جناب روحانی در حال شکوفا شدن بود وهمین شکوفائی ترس را بر انها مستولی کرد وتصمیم به تحریم وبکارگیری عوامل ستون پنجمی کردند. حتی بنگاههای خبریخارجی وابسته به تحریم کنندگان عنوان کردند ایرانی هاچرا این میزان بانکها وتاسیسات خود رااتش میزنند؟هرروزه در برخی نقاط جهان دهها جوان بی تقصر وعامل تخریب برای اعتراض های برحق به خاک وخون میافتند وکسی درجهان فریاد رس نیست. کسانی که برای حذف صدام میلیونا انسان راکشتند وکلیه تاسیسات زیر بنائی عراق را منهدم کردند اکنون برای کشته شدن عدهای خرابکار مزدگرفته در عراق ویرانشده به دست خود وایران ملتهب شده وتحریم اقتصادی شده با تصمیمات یکطرفه خود دلسوزی واظهار نگرانی میکنند. هر امکاناتی که کاربرد ان نیاز وعادت شد حذف ان مشکل ساز وهزینه بر است. زمانی ایران بدون نفت وگاز زمستانها را با کرسی ومنقل سپری میکرد . امروزه این مکان وجو ندارد.حذف گاز ونفت مشکل عمومی بسیار جدی ایجادمیکند. زمانی بدون اینترنت فعالیت ها عادی بود وامروزه بسیار مشکل واینگونه که بیامیشود هزینه دار. اگر قطع اینترنت این میزان مشکل و هزینه دارد ایران باید تصور روزی را بکند که چنانچه انها اینترنت را قطع کنند چه باید بکند که این امر واقع خواهد شد. قطع ینترنت بعنوان سلاح بکار گرفته خواهد شد همچنانکه تحریم های اقتصادی بکارگرفته شد.. مگر چنین تحریمی که در جهان بی سابقه بوده است برای هیچ وپوچ واقع نشد؟زور مندان جهانی تحریکات وتصمیمات و صدمه زنی های خود را نادیده می انگارند ودفاع دیگران را از تخریب اموال عمومی خود ومردمان خود مشکل دار ارزیابی میکنند.پیشنها میکنم فیلمی وگارشی از میزان تخریبات وتحریکات تهیه ودر اختیارسفارت خانه های خارجی قرارگیرد تا انها به عمق فاجعهای که برخی ایجاد کردند پی ببرند.از نیروهای انتظامی ومردم صبور باید کمال تشکر را داشت وبه دولت وتصمیم گیران تذکر داد که امروزه باجهانی شدن ارتباطات واطلاعات وامر دهنده وفرانبدار بافاصله زیاد از هم اقتصادی در خور این شرایط وامنیتی با توجه به این شرایط بایدایجاد کرد.موفقیت دولت ومردم صبور وزحمتکش ایران وتحت تحریم وتحریک بیگانه را ارزومندیم.جنابربعی اشکال در این؟است که ما جهان به ظاهر متمدن را متمدن می انیم. ایا شما تصور میکنید که جهان باادعای تمدن این میزان غیر متمدن باشد که لتهائی را اینگون تحریم وتخریب کندوسکوت اختیار کند.همانگونه که سیستم دفاعی نظامی بوجودمی اورید سیستم دفاعی اقتصادی و اطلاعاتی نیز ضروری است. تصمیم به چنین حمله ای قبل از انجام واعلام کلیه تصمیمات در مورد گران شدن بنزین بعلت ان بود که میدانستند این تصمیم دربهبود شرایط اقتصادی واجتماعی و... ایران زیر تحریم انها بسیار موثر است. تصمیماتا اقتصادی موثری باید جهت مقاوم سازی اقتصادی واجتماعی جامعه وخانواده ها درزمینه های اقتصادی وتجارت خارجی ومصرف وتولید باید با نظر مجلس ودولت واماده سازی مردم صورت گیرد
احسان ۰۴ آذر ۱۳۹۸ | ۰۳:۲۲
به راستی برخی در این جهان شاهکار خلقت هستند پیش از هر چیز بلبل بخت برگشته را سر می برند بلبلی که سالیان سال زره زره آواز خواندن آموخته بعد متوقع می نشینند تا سر بریده برایشان آواز خوش الحان بخواند وقتی که صدایی از سر بریده شنیده نمی شود و تن بی سر بال بال می زند نوک بلبل سر بریده را تکان تکانی می دهند تا مگر صدایی از آن در بیاید نا امید که میشوندخودشان جیک جیک می کنند تا کسی سراغ صدای بلبل را نگیرد و اصولا بود و نبود بلبل به چشم هیچ کس نیاید غافل از آنکه هیچ جیک جیکی جای آواز بلبل را نمی گیرد نمی شود از سر بریده توقع آواز داشت نمی شود تنی را از سری جدا کرد و بال بال زدن بدن بی سر را ندید امید است شاهکار های خلقت بشری که ضعیف ترین دولت تاریخ انقلاب را تشکیل داده اند متوجه باشند که سر بریدن اعتماد عمومی تبعاتی دارد که ترمیم آن با جیک جیک های پوپولیستی ممکن نیست تبعات شاهکارهای مدیریتی و حرکات محیر العقول آقایان تا سالیان پس از ایشان هم گریبان گیر کشور خواهد بود فی الواقع اگر آقایان بنشینند وهمان دعاوی جناحی خودشان را ادامه دهند و در گعده های پر آوازه خودشان آش شله قلم کار انتخابات آینده را بار بگذارند و در باب مدیریت اوضاع کشور هیچ کاری نکنندضرر کمتری به کشور وارد می شود تا آنکه با مدیریت نا بهنگام و نابخردانه خود ملتی را هر روز با ید بیضایی سرگشته و حیران کنند والله حجم خسارتی که آقایان در طی دوران پر فتح و فتوح مدیریتشان حاصل نموده اند شایسته ثبت جهانی است هیچ دولتی در طول تاریخ این همه شاهکار آن هم در طی مدتی کوتاه را حاصل ننموده علی برکت الله
سیدکاظم موسوی ۰۴ آذر ۱۳۹۸ | ۰۸:۴۹
جناب ربیعی چطور باور کنیم نیتی بجز شوراندن مردم و ایجاد آشوب محدود به منظور متقاعد کردن مقامات بالا به حل مسائل سیاست خارجی با امریکا در کار بوده است، وقتی این کابینه خبره در مسائل امنیتی با چنین شوکی نیمه شب مردم را در کار انجام شده قرار می دهد؟ و شما که جامعه شناس هستید توضیح دهید در این شرایط اسف بار اقتصادی ایا طعنه های رییس جمهور در یزد به بیکارانی که به وضوح از سر مشکلات سیستمی بیکار مانده اند نسبتی با مردم داری و حفط ارامش و امنیت کشور و حتی ادب و شئونات اخلاقی ایرانیان داشت؟
ن.ط ۰۵ آذر ۱۳۹۸ | ۲۳:۰۸
وقتی به نوشته یا گفته سیاسیون کشور می رسم تنها چیزی که به ذهن می رسد " بی صداقتی" است.
بنزینی بی سواد ۰۶ آذر ۱۳۹۸ | ۲۰:۱۰
جناب آقای ربیعی من روایت پنجم را می گویم در قضیه برجام با اینکه تصمیم کل نظام بود اما همه کاسه کوزه ها برسردولت شکسته شد اما درقضیه بنزین شما علناً کل نظام را به طور واضح و شفاف در گیر کردید که اگر این طرح عواقب سوء ای داشته باشد که دارد متوجه کل نظام است اما مورد دیگر اینکه شما و همه تحلیل گران دولتی خیلی به منافقین و کسان دیگر وزن می دهید اینها از نظر مردم مرد ه اند و هیچ تاثیری در تحولات ایران ندارند جناب آقای ربیعی باید به شما بگویم با لشکری از بیکاران مواجه هستید که در آینده می تواند خطرات بسیار زیاد و شدید تر از آبان 98 برای کشور داشته باشد
hadi ۱۰ آذر ۱۳۹۸ | ۱۹:۵۵
بقول شریعتی آری اینچنین است ای برادر!!!شما دستیار کسی هستید که میفرمایند من تا صبح روز جمعه نمیدانسته اندکه بنزین گران شده است!!!مگر ایشان حداقل گزارشات شما را نمیخوانند؟ویا شما ایشان را با عواقب اجرای این تصمیمات مهم قرار نمیدهید ؟!!!یا نه شما هم موافق بوده اید که اگر قراراست در بهمن واسفند با شورش سیاسی مواجه شویم بهتر است با اتخاذ اصل غافلگیری مردم عاصی را با افزایش بنزین به سمت شورش امنیتی بکشانیم وبقول شما مردمی که در حاشیه شهرها زندگی فلاکت باری دارند را وممکن است مورد سوِءاستفاده گروه منافقین وسلطنت طلبان قرار گیرند،با بهانه افزایش قیمت بنزین به خیابانها بکشانیم وبا برنامه های نظامی وامنیتی از پیش طراحی شده ،انان را نابود وبقول اقای روحانی در تبلیغات انتخاباتی با حرکت گازنبری وپرونده سازی مجروح وزندانی نماییم،تا برای چند سال اینده و حداقل تا انتخابات امریکا ،به تاخیر بیاندازیم !!!!لطفا اینقدر با شعور مردم متوسط وزندگی انسانهای فقیر که ادعای رهبری جهان را ندارند بازی نکنید ،وبه اتکاءقدرت مطلقه تان در صفحه شطرنج قدرت به فرماندهان سرمست پیروزی نگویید ،به این بازی تا مات کامل حاکمیت اراده مردم به پیش