آنچه پیمان آتلانتیک شمالی را تهدید می کند

چالش اصلی کنونی برای ناتو

۰۹ آذر ۱۳۹۸ | ۰۸:۰۰ کد : ۱۹۸۷۸۰۹ اخبار اصلی اروپا آمریکا
بزرگ ترین تهدیدهای موجود برای جامعه دو سوی اقیانوس اطلس (ترنس آتلانتیک) چیست و ناتو چطور باید خود را برای مقابله با این تهدیدها آماده کند؟ این دقیقا همان سوالی است که بار دیگر در مراسم هفتادمین سالگرد ناتو در لندن در ماه دسامبر مطرح می شود و بیش از هر چیز دیگری ذهن رهبران این سازمان را مشغول خواهد کرد.
چالش اصلی کنونی برای ناتو

نویسنده: مایکل کارپنتر (از مدیران ارشد مرکز پن بایدن برای دیپلماسی و مشارکت جهانی است. او پیشتر در پنتاگون در مقام معاون مشاور وزیر دفاع با مسئولیت روسیه، اروپای شرقی و قراردادهای کنترل تسلیحاتی خدمت کرده است.)

دیپلماسی ایرانی: بزرگ ترین تهدیدهای موجود برای جامعه دو سوی اقیانوس اطلس (ترنس آتلانتیک) چیست و ناتو چطور باید خود را برای مقابله با این تهدیدها آماده کند؟ این دقیقا همان سوالی است که بار دیگر در مراسم هفتادمین سالگرد ناتو در لندن در ماه دسامبر مطرح می شود و بیش از هر چیز دیگری ذهن رهبران این سازمان را مشغول خواهد کرد.

پاسخ ها به این سوال طی 20 سال گذشته به طرز شگفت آوری متفاوت بوده است. رهبران سازمان پیمان آتلانتیک شمالی پس از حملات 11 سپتامبر، گروه های تروریستی جهانی را تهدید اصلی قلمداد کردند و به گفته یک مقام آمریکایی، به این نتیجه رسیدند که ناتو باید یا «از منطقه فراتر رود و یا به کلی از دور خارج شود». بدین ترتیب، این سازمان حالت بازدارندگی به خود گرفت و ماموریت هایش را برای انجام عملیات ضدتروریسم و ضدشورش ساماندهی کرد. پس از حمله روسیه به اوکراین در سال 2014، رهبران ناتو در مسیر عکس حرکت کردند و تصمیم گرفتند برای تقویت دفاع و بازدارندگی ارضی به اصول اولیه برگردند و بار دیگر وضعیت دفاعی، رزمایشی و رژیم آموزشی را در پیش گرفتند.

بدین ترتیب، این سوال مطرح می شود که اکنون، چالش اصلی ناتو چیست؟ روسیه، چین و افراط گرایی همه تهدیدهایی هستند که در لندن مورد بحث قرار خواهند گرفت؛ اما به طور طعنه آمیزی، چالش از بین رفتن هنجارهای دموکراتیک و ظهور اقتدارگرایان در کشورهای عضو سازمان که یکی از خطرناکترین تهدیدهای کنونی برای ناتوست، احتمالا در اجلاس لندن چندان مورد توجه نخواهد بود.

دو ویژگی مهم ناتو را به قدرتمندترین اتحاد در تاریخ جهان تبدیل کرده است: توانایی های نظامی جمعی قابل توجه و اراده سیاسی جمعی مبتنی بر تعهد مشترک به ارزش های دموکراتیک. اعتبار تعهدات ماده پنجم پیمان ناتو که طبق آن حمله به یکی از اعضای سازمان به معنای حمله به همه آنهاست، قلب قدرت بازدارندگی این اتحاد به شمار می رود. این اعتبار بر داشتن توانایی نظامی و اراده سیاسی برای دفاع از هر یک از متحدان در هر زمان مبتنی است. اگر اراده سیاسی برای اقدام به این دلیل که از بین رفتن قدرت نظام ارزش های مشترک تاثیرگذار بر اتحاد دیگر وجود نداشته باشد، آنگاه ناتو توانایی خود را برای اقدام در زمان بحران از دست خواهد داد و این مساله هیچ ارتباطی به اینکه اعضا 2 درصد از تولید ناخالص داخلی را برای دفاع هزینه می کنند یا نه، ندارد.

در حال حاضر ترکیه و مجارستان، دو تا از کشورهای عضو ناتو تاکنون در تبعیت از هنجارهای دموکراتیک کم کاری کرده اند تا اندازه ای که دیگر متحدان به عزم آنها در «محافظت از اصول دموکراسی، آزادی فردی و حاکمیت قانون» شک کرده اند. به علاوه، از آنجایی که بوداپست و آنکارا به طور فزاینده در موضع سیاست خارجی به مسکو نزدیک می شوند، در قیاس با همیشه شک و تردیدهای بیشتری درباره قدرت اتحاد ناتو وجود دارد. برای یک اتحاد نظامی که مبتنی بر اجماع است، این فقط یک مشکل مربوط به هنجارها نیست و این یک بحران موجودیتی است.

اگرچه، درست است که برخی متحدین در گذشته به ارزش های دموکراتیک بازگشته اند و از نمونه های آن می توان به دوران دیکتاتوری نظامی در یونان در اواخر دهه 1960 و اوایل دهه 1970 یا پس از کودتاهای مختلف نظامی در ترکیه اشاره کرد، دو قطبی بودن جنگ سرد نهایتا نگرانی های مربوط به اعتبار ماده پنج پیمان ناتو را از بین برد. منطق دو قطبی اعتبار ماده پنج را تا زمانی که ایالات متحده به دفاع از متحدان کمتر دموکراتیک خود متعهد می ماند، تضمین می کرد.

امروز این منطق به طور فزاینده زیر سوال رفته است. با توجه به اینکه آنکارا برای خرید سامانه پدافند هوایی روسی اس 400 اقدام کرده که اساسا برای هدف گرفتن هواپیماهای آمریکایی طراحی شده، و بوداپست هم از قدرت وتو برای جلوگیری از پشتیبانی ناتو از اوکراین استفاده کرده، به طور فزاینده آشکار می شود که اهداف استراتژیک آنها دیگر ائتلاف با واشنگتن یا بروکسل نیست. در چنین شرایطی این سوال مطرح می شود که در صورت مواجهه با یک حمله خارجی، این کشورها تمایل سیاسی به کمک نظامی را خواهند داشت یا در صورت مواجه شدن آنها با مشکل، دیگران به آنها کمک خواهند کرد؟

همین حالا هم بسیاری از متحدین در خفا درباره چشم انداز اشتراک اطلاعات حساس با مجارستان و ترکیه ابراز نگرانی کرده اند و این نگرانی ها به رویکردی دو جانبه در زمینه اشتراک اطلاعات در سراسر ناتو انجامیده که مانع از افشای منابع و روش های حساس با متحدان غیرقابل اعتماد شده است.

ولادیمیر پوتین، رئیس جمهوری روسیه، که این ضعف را در ائتلاف احساس کرده، بر ترغیب رجب طیب اردوغان، رئیس جمهوری ترکیه، و ویکتور اوربان، نخست وزیر مجارستان، به معاملات مالی و انرژی متمرکز شده تا منافع آنها را با کشورش هماهنگ سازد. برای پوتین، هم تحقق هدف جدایی جامعه دو سوی اقیانوس اطلس اهمیت دارد و هم می تواند از تامین مالی نیازهای انرژی کوتاه مدت انرژی ترکیه و مجارستان سود استراتژیک ببرد. پوتین بی شک از ترس دیرینه اوربان و اردوغان درباره اینکه ناتو در زمان مواجهه با بحران آنها را ناامید خواهد کرد، استفاده می کند تا نشان دهد مسکو شریک قابل اطمینان تری نسبت به واشنگتن است و پیشروی آنها به سمت استبدادگرایی بر این شراکت تاثیری نمی گذارد.

آنچه که شرایط را وخیم تر کرده، این است که روابط دولت ترامپ با چند متحد اروپایی عضو ناتو در کمترین سطح در دوران پس از جنگ سرد است. نتایج نظرسنجی «نگرش جهانی پیو» نشان داد که اعتماد به رهبری رئیس جمهوری آمریکا در دولت ترامپ به شدت کاهش یافته و برای نمونه، در آلمان از محدوده 71 تا 93 درصد در دوره اوباما، اکنون به حدود 10 و 11 درصد رسیده است. از این رو، توانایی ایالات متحده در متحد کردن کشورهای عضو ائتلاف در مواجهه آنها با شک و تردید به شدت کاهش یافته است.

از این رو، ناتو اگرچه ظاهرا در برابر درک مشکل پس رفت دموکراتیک مقاومت می کند، اما باز هم نمی تواند در اجلاس بعدی مساله رهبری را نادیده بگیرد. یکی از گزینه های مطرح شده از سوی کارشناسان، احتمال بیرون کردن ترکیه یا مجارستان یا هر دو از اتحاد است؛ اما جدای از مشکلات حقوقی و روند این اقدام، هیچ مکانیزنی برای ابطال عضویت در ناتو در نظر گرفته نشده و اقدام در این زمینه می تواند پیامدهای ژئوپلیتیک بلند مدت داشته باشد. احتمال پیوستن مجدد این کشورها با ناتو کم است و این مساله تنها به نفع پوتین تمام می شود.

گزینه دیگر این است که مجارستان و ترکیه به «مرکز بازپروری» فرستاده شوند و تا زمان بازگشت کامل آنها به اصول معاهده واشنگتن، دیگر اعضای ناتو تعهدات خود به آنها را محدود کنند. یک سری اقدامات دیگر در رویکرد چماق و هویج هم برای ترغیب بوداپست و آنکارا به بازگشت از پس رفت دموکراتیک آنها، قابل اجراست. به هر حال، نادیده گرفتن مشکل هنجارهای دموکراتیک، این تهدید برای انسجام اتحاد را از بین نخواهد برد. این مشکل در دستورکار رسمی اجلاس لندن مطرح شود یا نه، رهبران دو سوی اقیانوس اطلس باید آن را مورد توجه قرار دهند.

منبع: واحد تحقیقاتی دانشگاه پنسیلوانیا
 

کلید واژه ها: ترنس آتلانتیک دو سوی اقیانوس اطلس اختلافات اروپا و آمریکا نزدیکی ترکیه و روسیه نزدیکی مجارستان و روسیه ناتو سازمان پیمان آتلانتیک شمالی اجلاس ناتو در لندن


( ۱ )

نظر شما :