تایوان در سند راهبردی ۲۰۲۵ ایالات متحده چگونه تعریف شده است
سنگر نخست مهار چین در هند–پاسیفیک
نویسنده: مرتضی بنانژاد، کارشناس ارشد مطالعات آمریکا
دیپلماسی ایرانی: سند راهبردی امنیت ملی ۲۰۲۵ ایالات متحده بار دیگر نشان داد که از نگاه این کشور، رقابت با چین نه یک چالش منطقهای، بلکه محور اصلی بازآرایی نظم جهانی است. در متن سند، مسئله تایوان در جایگاهی قرار گرفته که فراتر از یک جزیره کوچک،
به نقطه کلیدی در «زنجیره اول جزایر» تبدیل شده؛ جایی که سرنوشت موازنه قدرت در شرق آسیا و حتی امنیت اقتصادی جهان به آن گره خورده است. ایالات متحده تأکید میکند که حفظ وضعیت موجود در تایوان برای امنیت ملی و استمرار آزادی دریانوردی حیاتی است، زیرا در صورت تغییر یکجانبه این وضعیت، نظم منطقهای دستخوش دگرگونی ژرفی خواهد شد.
اهمیت این موضوع زمانی درک میشود که بدانیم حدود ۳۰ درصد تجارت دریایی جهان از دریای چین جنوبی عبور میکند؛ منطقهای که نقش حیاتی و تعیینکننده در اقتصاد جهانی و تجارت بینالمللی دارد و هرگونه سلطه یکجانبه بر آن میتواند مسیرهای عمده تجارت و منابع اقتصادی را در کنترل یک قدرت قرار دهد. تسلط چین بر تایوان، از نگاه ایالات متحده، احتمالاً به تسلط آن بر دریای چین جنوبی منجر میشود و این یعنی انتقال وزن راهبردی تجارت جهانی و تاثیر مستقیم بر قیمتها و امنیت انرژی به دستان پکن. چنین تغییری نه تنها امنیت انرژی و کالا را در آسیا تحت تأثیر قرار میدهد، بلکه پیامدهای اقتصادی و راهبردی در سطح جهانی به همراه خواهد داشت.
در این چارچوب، تایوان برای ایالات متحده هم نقش یک سنگر دفاعی و هم یک کانون تکنولوژیک را ایفا میکند. از منظر ژئوپلیتیک، تایوان حلقهای اساسی در کمربند بازدارندگی ایالات متحده در برابر چین است؛ حلقهای که اگر شکسته شود، مسیر نفوذ پکن به اعماق اقیانوس آرام هموار میشود. از نظر اقتصادی و تکنولوژیک نیز تایوان مرکز تولید پیشرفتهترین نیمهرساناهای جهان است و کنترل چین بر این ظرفیت حیاتی، پیامدهایی فراتر از منطقه خواهد داشت. به همین دلیل سند تأکید میکند که حفظ دسترسی آزاد و باثبات به این آبراهها و مراکز تکنولوژیک برای ثبات جهانی ضروری است و نقش متحدان در تضمین این ثبات و بازدارندگی حیاتی است.
در همین راستا، سند ۲۰۲۵ به صراحت میگوید که ایالات متحده دیگر نمیتواند بار بازدارندگی و مدیریت بحران را به تنهایی بر دوش بکشد و
نقش متحدان در این معادله باید افزایش پیدا کند. دکترین جدید ایالات متحده و ترجمان اول آمریکا در سیاست خارجی بر این واقعیت استوار است که مهار بحرانهای منطقهای باید بر پایه مشارکت کشورهای درگیر در همان منطقه شکل گیرد. در این چارچوب، ایالات متحده راهبری راهبردی را بر عهده میگیرد اما هزینه عملیاتی، لجستیکی و بخشی از بار امنیتی را به دوش کشورهای منطقه میگذارد تا ساختار امنیتی گستردهتری شکل گیرد و پایداری بیشتری داشته باشد، به ویژه برای حفاظت از مسیرهای حیاتی تجارت جهانی در دریای چین جنوبی و تضمین ثبات اقتصادی منطقه. بر اساس همین منطق است که در سند ۲۰۲۵ از ژاپن، کرهجنوبی و استرالیا خواسته شده نقش فعالتری در بازدارندگی منطقهای ایفا کنند. این سه کشور هر یک در جایگاه جغرافیایی و نظامی خود بخشی از معماری بازدارندگی علیه چین را تشکیل میدهند و همکاری آنان برای حفاظت از دریای چین جنوبی و مسیرهای اقتصادی حیاتی کاملاً ضروری است. ژاپن با افزایش بودجه دفاعی و نقشآفرینی در مناطق جنوبی خود به محور شمالی حمایت از تایوان و نظارت بر تحرکات چین تبدیل شده است. کرهجنوبی، که گذشته تمرکزش بر تهدید کره شمالی بود، اکنون امنیت تنگه تایوان را بخشی از امنیت ملی خود میداند و نقش اطلاعاتی و پشتیبانی مهمی ایفا میکند. استرالیا نیز با توافق AUKUS و توسعه توان زیردریایی خود به ستون جنوبی بازدارندگی بدل شده و همکاریهای عملیاتی و رزمایشی آن با ایالات متحده و بریتانیا نقشی اساسی در مهار نفوذ چین به جنوب شرق آسیا و تضمین ثبات مسیرهای اقتصادی دارد. پیوند این سه کشور با ایالات متحده به ساختاری منجر شده که میتوان آن را «ائتلاف بازدارندگی» نامید؛ ائتلافی که هدف آن جلوگیری از هرگونه اقدام یکجانبه چین در تایوان و حفاظت از آزادی دریانوردی و مسیرهای اقتصادی دریای چین جنوبی است.
سناریوی تسلط چین بر تایوان در سند بهعنوان نقطهای معرفی شده که میتواند کل نظم منطقهای را فروبپاشد. در چنین شرایطی، چین قادر خواهد شد با شکستن خط دفاعی متحدان، نفوذ خود را تا اعماق اقیانوس آرام گسترش دهد. مهمتر اینکه با استقرار در تایوان، کنترل عملی بیشتری بر دریای چین جنوبی خواهد یافت و این به معنای دسترسی بر شریانهای حیاتی تجارت جهانی و مسیرهای اقتصادی منطقه است. چنین تحولاتی پیامدهای گستردهای دارد: افزایش هزینههای حملونقل، کاهش امنیت تجاری کشورهای آسیایی، تهدید جریان انرژی و کالا و حتی اختلال در زنجیره ارزش جهانی. افزون بر این، متحدان ممکن است اعتماد خود به تعهدات امنیتی ایالات متحده را از دست بدهند؛ موضوعی که به تنهایی برای واشینگتن یک شکست راهبردی محسوب میشود.
در همین چارچوب، سند ۲۰۲۵ نشان میدهد که ایالات متحده وارد دوره «بازدارندگی تقویتشده» شده است؛ دورهای که در آن نه تنها قدرت نظامی، بلکه شبکهسازی امنیتی، همکاری اطلاعاتی، توسعه قابلیتهای مشترک و فشار تکنولوژیک بر چین بخشهایی از آن را تشکیل میدهد.
ایالات متحده تأکید میکند که همکاری نزدیک با متحدان و افزایش سهم آنها در دفاع از خود، شرط اصلی شکلدهی به بازدارندگی پایدار در برابر چین است و به ویژه تضمین ثبات اقتصادی و مسیرهای تجاری در دریای چین جنوبی، بدون مشارکت فعال متحدان امکانپذیر نیست. از همین رو، تشویق به افزایش بودجه دفاعی، گسترش رزمایشها، تأمین دسترسی بیشتر به پایگاهها و تقویت زیرساختهای دفاعی متحدان در سند برجسته شده است.
با وجود لحن سختگیرانه نسبت به چین، سند ۲۰۲۵ همچنان بر پایبندی به «سیاست یک چین» و ضرورت حل مسالمتآمیز بحران تأکید میکند و نشان میدهد که ایالات متحده خواهان آغاز یک تقابل نظامی نیست، اما در برابر تغییر اجباری وضعیت موجود نیز عقبنشینی نخواهد کرد. در واقع، پیام سند روشن است: دفاع از وضعیت فعلی تایوان و جلوگیری از تسلط چین بر دریای چین جنوبی بخشی از راهبرد کلان حفظ نظم بینالملل و امنیت اقتصاد جهانی است.
در مجموع، سند راهبردی امنیت ملی ۲۰۲۵ تأکید دارد که تایوان نه صرفاً یک مسئله محلی، بلکه نقطه ثقل نظم جهانی آینده است. اهمیت ژئوپلیتیک، اقتصادی و تکنولوژیک آن موجب شده که ایالات متحده تلاش کند با همکاری ژاپن، کرهجنوبی و استرالیا ساختاری امنیتی ایجاد کند که چین را از هرگونه اقدام نظامی بازدارد. در کنار این، دکترین جدید ایالات متحده بر این پایه است که هزینه مهار بحرانها باید میان کشورهای منطقه توزیع شود، درحالیکه هدایت استراتژیک همچنان در دست واشنگتن باقی میماند. در نهایت، نگاه سند ۲۰۲۵ بر این تحلیل استوار است که فروپاشی وضعیت موجود در تایوان، تنها یک تحول منطقهای نیست؛ بلکه آغاز یک تغییر ژرف در نظم جهانی و تهدیدی مستقیم برای ثبات اقتصادی و مسیرهای تجارت جهانی در دریای چین جنوبی است.


نظر شما :