پایان جهانی‌سازی قدیم و آغاز ژئو‌اقتصاد نو

چرخش بزرگ ایالات متحده

۰۹ آذر ۱۴۰۴ | ۱۲:۰۰ کد : ۲۰۳۶۵۰۰ اخبار اصلی آمریکا اقتصاد و انرژی
مرتضی بنانژاد در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسد: ایالات متحده تلاش دارد با پیوندزدن اقتصاد و امنیت، نه‌تنها فاصله خود را با چین حفظ کند، بلکه رهبری نظم آینده اقتصاد جهانی را نیز بازسازی کند. نظم جدید به‌جای تلاش برای جهان‌سازی یکپارچه، بر ایجاد زنجیره‌های تأمین امن، کنترل فناوری‌های کلیدی و مدیریت رقابت استراتژیک استوار است.
چرخش بزرگ ایالات متحده

نویسنده: مرتضی بنانژاد، کارشناس ارشد مطالعات آمریکا

دیپلماسی ایرانی: سه دهه پس از پایان جنگ سرد، جهان دوباره در نقطه‌ای ایستاده است که ساختار اقتصاد سیاسی بین‌الملل را دگرگون می‌کند. برای فهم چرخش کنونی ایالات متحده، ابتدا باید دانست جهانی‌سازی قدیم چه ویژگی‌هایی داشت.

جهانی‌سازی در دهه‌های ۱۹۹۰ و ۲۰۰۰ بر این باور استوار بود که اگر کشورها موانع تجاری را کاهش دهند، سرمایه و تولید آزادانه حرکت کنند، و دولت‌ها در اقتصاد کمتر مداخله کنند، هم رشد اقتصادی جهانی افزایش می‌یابد و هم تنش‌های سیاسی کاهش خواهد یافت. در این نظم، شرکت‌های فراملی، تجارت آزاد، زنجیره‌های تأمین گسترده و تولید ارزان در شرق آسیا ستون‌های اصلی بودند. ایالات متحده رهبر سیاسی، مالی و فکری این فرایند بود و تصور می‌کرد ادغام چین در اقتصاد جهانی موجب سازگاری تدریجی پکن با قواعد بازار آزاد خواهد شد.

جهان امروز اما، پس از بحران مالی ۲۰۰۸، رقابت راهبردی واشینگتن – پکن، همه‌گیری کرونا و جنگ اوکراین، به‌طور بنیادین از آن تصویر فاصله گرفته است. ایالات متحده اکنون به این جمع‌بندی رسیده که جهانی‌سازی قدیم اگرچه سود اقتصادی داشت، اما آسیب‌پذیری‌های امنیتی و صنعتی ایجاد کرد؛ آسیب‌هایی که می‌تواند برتری فناوری و قدرت اقتصادی این کشور را تهدید کند. از همین‌جاست که یک چرخش عمیق آغاز می‌شود: گذار از جهانی‌سازیِ مبتنی بر کارایی، به ژئو‌اقتصادِ مبتنی بر امنیت و فناوری.

این چرخش در سیاست صنعتی جدید واشینگتن تبلور یافته است. قوانین بزرگی که در سال‌های اخیر تصویب شده‌اند، مانند «قانون CHIPS» (طرح ملی بازگشت تولید نیمه‌هادی‌ها و محدودیت صادرات تراشه‌های پیشرفته)، «قانون IRA» (بسته عظیم حمایت از انرژی پاک و خودروهای برقی)، و سیاست‌های حمایتی برای صنایع هوش مصنوعی و زیست‌فناوری، همه در چارچوب همین تغییر قرار می‌گیرند. این مقررات در ظاهر اقتصادی‌اند، اما در واقع بازتعریف رابطه میان دولت و بازار به‌نفع امنیت ملی هستند. ایالات متحده پس از دهه‌ها تکیه بر بازار آزاد، این‌بار نقش فعال دولت را در هدایت بخش‌های استراتژیک ضروری می‌داند؛ نه برای جایگزینی بازار، بلکه برای هدایت رقابت در حوزه‌هایی که فناوری و قدرت با هم گره خورده‌اند.

در مرکز این تحول، پیوند روزافزون امنیت و اقتصاد قرار دارد. واشینگتن اکنون تجارت را نه صرفاً یک فعالیت اقتصادی، بلکه ابزاری برای مدیریت رقابت ژئوپلیتیک می‌داند. محدودیت‌های صادراتی بر تراشه‌های فوق‌پیشرفته، کنترل انتقال فناوری‌های کوانتومی و هوش مصنوعی به رقبا، نظارت بر سرمایه‌گذاری خارجی در صنایع حساس، و فشار بر شرکای بین‌المللی برای هماهنگی در محدودسازی فناوری چین، همه نشان می‌دهد که در نظم جدید، فناوری معادل قدرت است و حفظ مزیت فناوری، شرط بقا و برتری محسوب می‌شود.

پیامد چنین رویکردی، حرکت جهان به‌سوی شکل‌گیری دو مدار اقتصادی است. یک مدار حول ایالات متحده و متحدانش شکل می‌گیرد که استانداردهای فناوری، سیستم مالی، داده‌های دیجیتال و زنجیره‌های تأمین آن‌ها بر اصول غربی بنا شده است. مدار دیگر حول چین و شرکای آن گسترش می‌یابد که به‌جای پذیرش قواعد غربی، یک نظام موازی در حوزه‌های دیجیتال، لجستیک، استانداردهای فناوری و سرمایه‌گذاری می‌سازند. این دو مدار الزاماً به‌معنای تقابل نظامی نیستند، اما نشانه‌ای از تقسیم‌بندی ژئو‌اقتصادی جهان بر اساس فناوری و امنیت است. کشورهایی که می‌خواهند جایگاه خود را در این نظم تثبیت کنند، ناچارند تصمیم بگیرند در کدام مدار مشارکت خواهند کرد یا چگونه میان این دو جهانِ رو به واگرایی تعادل برقرار کنند.

در این میان، نقش هند بسیار قابل‌توجه است. هند یکی از کشورهایی است که توانسته از این چرخش ژئو‌اقتصادی بهره‌برداری کند. برای ایالات متحده، هند تنها یک شریک سیاسی نیست؛ بلکه یک قطب بالقوه برای تنوع‌بخشی زنجیره تأمین و کاهش وابستگی به تولید چین محسوب می‌شود. سیاست «Make in India» دهلی‌نو، که بر جذب سرمایه خارجی و توسعه صنایع پیشرفته تأکید دارد، با نیازهای ژئو‌اقتصادی ایالات متحده هم‌راستا شده است. سرمایه‌گذاری شرکت‌های بزرگی مانند اپل، فاکس‌کان و شرکت‌های نیمه‌هادی آسیایی در هند، مستقیم‌ و غیرمستقیم نتیجه این تعامل است. هند با جمعیت جوان، اقتصاد رو به رشد، و سیاست خارجی منعطفی که از تقابل کامل با هیچ‌یک از قدرت‌های بزرگ پرهیز می‌کند، نمونه‌ای از آن کشورهایی است که از رقابت قدرت‌های بزرگ برای جذب سرمایه و فناوری سود می‌برد.

با این‌حال، رقابت ژئو‌اقتصادی تنها رقابت فناوری نیست؛ رقابت یارانه‌ای نیز به بخش جدایی‌ناپذیر آن تبدیل شده است. رقابت یارانه‌ای (سیاست حمایت مالی دولتی برای جذب سرمایه، تولید صنعتی یا فناوری نسبت به رقبا) ابزار جدیدی است که دولت‌ها برای افزایش جذابیت اقتصادی خود به‌کار می‌گیرند. ایالات متحده با بسته‌های یارانه‌ای عظیم برای انرژی پاک، خودروهای برقی و تولید داخلی تراشه‌ها، عملاً کشورهایی مانند اتحادیه اروپا، ژاپن، کره‌جنوبی و حتی کانادا را مجبور کرده که برای حفظ صنایع خود از سیاست‌های حمایتی مشابه استفاده کنند. این روند یک فضای رقابتی جدید ایجاد کرده است که در آن کشورها برای جذب سرمایه‌گذاری خارجی و توسعه صنایع حساس، به‌جای کاهش موانع، مجبور به ارائه مشوق‌های مالی گسترده‌اند.

در نتیجه، نظم اقتصادی جهان به‌سمت معماری متفاوتی حرکت می‌کند. دوران جهانی‌سازی مبتنی بر باز کردن مرزها و کوچک‌سازی دولت‌ها جای خود را به عصری داده است که در آن دولت‌ها دوباره نقش راهبردی دارند. امروز بر سر این نیست که بازار آزاد کاراتر است یا برنامه‌ریزی دولتی؛ مسئله این است که قدرت اقتصادی بر پایه امنیت فناوری، استقلال صنعتی و کنترل بر بخش‌های حساس تعریف می‌شود. قواعد تجارت جهانی نیز که زمانی حول سازمان تجارت جهانی شکل گرفته بود، اکنون تحت فشار سیاست‌های صنعتی جدید، رقابت یارانه‌ای و بلوک‌بندی فناوری قرار گرفته است.

در این دوران، ایالات متحده تلاش دارد با پیوندزدن اقتصاد و امنیت، نه‌تنها فاصله خود را با چین حفظ کند، بلکه رهبری نظم آینده اقتصاد جهانی را نیز بازسازی کند. نظم جدید به‌جای تلاش برای جهان‌سازی یکپارچه، بر ایجاد زنجیره‌های تأمین امن، کنترل فناوری‌های کلیدی و مدیریت رقابت استراتژیک استوار است. در چنین شرایطی، کشورهایی که بتوانند موقعیت خود را در میان این چرخش تعریف کنند و متناسب با نیازهای ژئو‌اقتصادی جهان دست به بازآرایی داخلی بزنند، به بازیگران تأثیرگذار آینده تبدیل خواهند شد.

این چرخش بزرگ، نه یک تغییر مقطعی یا حزبی، بلکه بازتعریف بلندمدت نقش ایالات متحده در جهان است؛ چرخشی که اقتصاد جهانی را در سال‌های آینده به‌طور بنیادین شکل خواهد داد.

کلید واژه ها: مرتضی بنانژاد امریکا ایالات متحده امریکا چین چین و امریکا امریکا و چین جهانی سازی فناوری اقتصادی ژئو اقتصادی اقتصاد جهانی رقابت


نظر شما :