حوزه جدیدی که اضافه شده است

ناتو و کاربرد جنگ افزارهای شناختی در حوزه های عملیاتی

۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۱ | ۱۲:۰۰ کد : ۲۰۱۱۸۰۴ اروپا نگاه ایرانی
نویسنده خبر: پیروز غفرانی
دکتر پیروز غفرانی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: در چارچوب ابزارهای عملیات نظامی جدید، ناتو جنگ افزارهای شناختی را به عنوان حوزه ای جدید به حوزه های پیشین هوایی، دریایی، زمینی، فضایی و مجازی اضافه کرده و ذهن انسان را به عنوان عرصه جدیدی برای کارزار نظامی تعریف کرده است. 
ناتو و کاربرد جنگ افزارهای شناختی در حوزه های عملیاتی

دیپلماسی ایرانی:

مقدمه: 

ظهور فناوری های نوین عرصه اقناع و شکل دهی ذهن انسان از جمله فناوری های جنگ افزاری شناختی، فناوری های  شناختی بیوشیمیایی، فناوری های هوش مصنوعی و توسعه شگردها و تکنیک های مخ زنی تا جایی که امکان هک کردن ذهن انسان میسر شده از یکسو و به کارگیری این فناوری ها در حوزه عملیاتی نهادهای نظامی از جمله سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) از سوی دیگر، توجه بیشتر به جنگ افزارهای نوین را در نهادهای کشورهای مختلف ضروری ساخته است. در چارچوب ابزارهای عملیات نظامی جدید، ناتو جنگ افزارهای شناختی را به عنوان حوزه ای جدید به حوزه های پیشین هوایی، دریایی، زمینی، فضایی و مجازی اضافه کرده و ذهن انسان را به عنوان عرصه جدیدی برای کارزار نظامی تعریف کرده است. 

بر اساس یافته های تحقیقات با توسعه روزافزون فناوری و سرریز اطلاعات، توانایی ذهن انسان  برای تصمیم گیری مناسب و متناسب با زمان و اطلاعات، کافی نیست. این امر منجر به ظهور مفهوم جدیدی بنام جنگ افزار شناختی شده که در سال های اخیر به واژه اصلی کارزارنظامی تبدیل شده است. اولین کنفرانس علمی که با حمایت ناتو در زمینه جنگ های شناختی و از سوی هاب نوآوری در سال 2021  برگزار شد، به کارگیری روش ها و تکنیک های علوم شناختی برای تبدیل ذهن انسان ها به عرصه جنگ را هدف گذاری کرد. متعاقبا تعریف جدید ناتو از جنگ شناختی مطرح شد که وظیفه جنگ شناختی را "شکستن شخصیت با استفاده از آسیب پذیری ذهن انسان در راستای کاربرد چند بعدی "مهندسی اجتماعی" و به منظور تغییر ماهیت یک فرد در جامعه"  توصیف کرده است. این مقاله با نگاهی سیستمی به این مقوله پرداخته است. 

ذهن به مثابه سیستم 

علم سیستم ها معتقد است که هر سیستمی تابع رفتاری ویژه خود را دارد که  در مقابل تغییرات محیطی و محاطی ،  تحولات و  رویدادها براساس آن تابع رفتاری عمل می کند و واکنش نشان می دهد. در چارچوب این تابع رفتاری و مبتنی بر الزامات و شرایط وقت واکنش سیستم معمولا بر دو گونه است: یک واکنش اولیه که آن را واکنش گذرا یا موقت  Transient Response نامیده اند و یکی واکنش بلند مدت و مستدام Steady State Response که معمولا تداوم بیشتری دارد و به ارکان و ماهیت ساختاری سیستم بر می گردد. در حقیقت در قالب این دو واکنش، سیستم موقتا یک واکنش اولیه نشان می دهد که در واقع متناسب با سیگنال ورودی عمل می کند و برای مثال نحوه و میزان تطبیق با شرایط را بررسی کرده و هزینه فایده نوع واکنش را بررسی می کند و بعضا شتابزده و یا پیش بینی شده به صورت موقت عکس العمل دارد، اما در نهایت سیستم بر اساس تابع رفتاری خود که مبتنی بر ویژگی ها و مشخصات آن شکل گرفته است، واکنشی  بلند مدت و همیشگی را از خود نشان خواهد داد که این واکنش از ذات و هویت آن سیستم برمی خیزد. انتظار این است که واکنش بلند مدت در قبال متغیر بیرونی تا زمانی که سیگنالی دیگر سیستم را دستخوش واکنش نکند به همان صورت باقی بماند. 

برخی از سیستم ها در قبال سیگنال های ورودی با تاخیر از خود واکنش نشان می دهند و برخی با شتابزدگی، اما سیستم های بالغ معمولا نسبت به تحولات درونی و بیرونی و سیگنال های احتمالی پیش بینی دارند و واکنشی درخور و اصطلاحا پخته به سیگنال های ورودی نشان می دهند. میزان تاب آوری سیستم ها و اینکه چقدر درگیر رویدادهای بزرگ و کوچک بوده و تجربه عملی در خصوص نوع واکنش ها دارند نیز از دیگر عواملی است که به پختگی واکنش و شتابزده نبودن عکس العمل ها کمک می کند. 

بدیهی است که ذهن انسان هم به عنوان یک سیستم نسبت به اخبار، رویدادها و سیگنال هایی که از محیط دریافت می کند واکنش نشان می دهد. انسان ها براساس میزان تجربه و نوع شخصیت اعم از اینکه بیشتر احساساتی باشند یا منطقی، روحیه جنگاوری داشته باشند یا صلح جویی، شخصیتی مستقل داشته باشند یا وابسته و ... در مقابل سیگنال ها واکنش های متفاوتی دارند. سیگنال های ورودی می توانند یک فرد را به موضعی احساسی و همراه با شتابزدگی در عکس العمل سوق دهند و فردی دیگر را تنها به تفکر و بررسی یا تعمیق بیشتر هدایت کنند. اخبار، رویدادها ، تفاسیر، شایعات، خوراک های ذهنی مثل فیلم ها، آموزش ها و ... همگی جزء سیگنال هایی تلقی می شوند که به نظام فکری انسان وارد شده و او را به واکنش از نوع گذرا و مستدام سوق می دهند. این سیگنال ها همچنین می توانند نظام ذهنی فرد را بتدریج تغییر دهند و با تغییر در باورها و نگرش به مسائل، نوع واکنش ها را تغییر دهند. بدیهی است که برای افراد مختلف با روحیات و نگرش ها و نظام فکری متفاوت، نیاز به سیگنال ها و ورودی های ذهنی متفاوت خواهد بود. برای مثال براساس تحقیقاتی که توسط موسسه فناوری ماساچوست ( ام آی تی ) انجام شده، ذهن انسان نسبت به سیگنال هایی که احساسات و نظام عاطفی او را درگیر سازد سریعتر واکنش نشان داده و مطالبی را که احساسات او را درگیر ساخته را سریعتر منتشر می کند. هم اکنون توسعه شبکه های اجتماعی از یکسو و نتایج تحقیقات به عمل آمده از سویی دیگر، امکان کسب شناخت از روحیات و هدایت روحی افراد را برای عملیاتی کردن جنگ افزارهای شناختی، فراهم کرده است. 

علوم شناختی هم اکنون بشدت وارد کسب شناخت از الگوریتم ها و الگوهای رفتاری افراد و اقشار جوامع و نحوه برنامه ریزی اذهان شده است. تحقیقات به عمل آمده تلاش دارند تا در مورد نحوه واکنش ذهن انسان به سیگنال های ورودی و نیازهای مرتبط با نحوه تغییر نگرش افراد در جوامع مختلف راه حل ارائه کنند. سوالاتی که فراروی دانشمندان این رشته تخصصی است بیشتر حول اینکه ذهن پیچیده انسان چگونه عمل می کند و چگونه می توان مدل ذهنی را تغییر داد متمرکز است. برنامه ریزی عصبی کلامی Neuro Linguistic Programing از جمله علومی است که طی ده های اخیر بشدت توسعه یافته و از جمله علومی است که در حوزه علوم شناختی بر تغییر نگرش و برنامه ریزی ذهن مخاطبان فعالیت داشته است. یادگیری تحولی Transformative Learning از دیگر علومی است که با به کارگیری تکنیک های دیگری از حوزه آموزش بزرگسالان، بر تغییر نگرش مخاطبان متمرکز بوده است. مدل های اقناع دست جمعی Mass Persuasion، اقناع بین فردی Interpersonal Persuasion، هیپنوتیزم جمعی و ... هر یک تکنیک ها و شگردهایی را در این زمینه ارائه داده اند.

تکنیک ها و روش هایی که می تواند شاکله ذهنی مخاطبان را دستخوش تغییر نماید طی سال ها و دهه های اخیر بقدری توسعه یافته که برخی ادعا می کنند هک کردن مخ  مخاطبان و کاشت نوع مشخصی از نگرش در سیستم ذهنی افراد امکان پذیر بلکه ساده است . بدیهی است که میزان تجربه و نوع نگرش و روحیه نقادی و پرسشگری فرد در توفیق یا عدم توفیق تلاش هایی که برای تغییر نگرش ها صورت می گیرد تاثیر اصلی دارد ، اما می توان اذغان داشت که توسعه  این علوم شانس توفیق تلاش ها را به مراتب بیشتر کرده است و ورود این مفاهیم در گستره سازمان هایی مثل ناتو، نشان دهنده اهمیت و لزوم پرداختن به آن است.  

یک ملت یا کشور به عنوان یک سیستم 

علم سیستم ها می گوید چنانچه تابع رفتاری یک سیستم مشخص باشد و عناصر اصلی شکل دهنده نظام و میزان حساسیت سیستم به هر عامل مشخص باشد می توان نحوه واکنش آن به سیگنال های ورودی و رویدادهای پیرامونی را قابل پیش بینی نمود. بدیهی است که این سیستم می تواند یک فرد، یک سازمان و یا یک کشور باشد که هر یک پیچیدگی های خود را دارند و بررسی نحوه واکنش آنها به سیگنال ها و جریانات ورودی بسته به عوامل مختلف دشوارتر و پیچیده تر می شود.  

تکنیک های اقناع و هدایت جمعی بر روی افراد و جوامع مختلف در حال آزمایش بوده و نحوه تاثیرگذاری بر ذهن مخاطبان مختلف نیز از جمله اهداف تحقیقات انجام شده در زمینه تغییر نگرش ها بوده است. این مفهوم یعنی تولید محتوایی خاص با هدف تحریک قوم یا قبیله یا ملتی خاص بر اساس آستانه های تحریک آنها. در ژئوپولیتک، هم بحث های مشابهی مطرح می شود. گفته می شود که مثلا ملت ها و کشورها نیز براساس جایگاه جغرافیایی و تاریخی و آنچه در دی ان ای فرهنگی آنها موجود است و میم فرهنگی Cultural Meme نامیده می شود، واکنش ها و رویکردهای اقتصادی و سیاسی خود را شکل می دهند و رفتاری را نشان می دهند که به جغرافیای زیستی آنها، تاریخ آنها، فرهنگ و میراث های فرهنگی ( ژئو کالچر ) آنها بر می گردد. دانشمندان این رشته معتقدند که چنانچه بتوان دی ان ای فرهنگی یا همان میم فرهنگی یک ملت یا قوم یا قشر مشخصی از جامعه را تعیین کرد، می توان سیگنالی مناسب برای ایجاد ذهنیتی خاص و یا هدایت مخاطب به سمت و سویی تعیین شده را تهیه کرد. جنگ افزارهای بیو شیمیایی که در تحول جدید وارد کارزار عملیاتی نهادهایی مثل ناتو شده ، شکل هایی توسعه یافته از این مفاهیم را دنبال کرده اند . 

بر این اساس علوم شناختی به کمک کسانی می آید که بدنبال کنترل سیستم ها و مدیریت رفتاری آنها هستند. یعنی لازمه اولیه مدیریت رفتاری یک سیستم، کسب شناخت از عناصر اصلی تشکیل دهنده الگوهای رفتاری آن است. چنانچه این شناخت برای مدیریت نحوه واکنش رفتاری یک فرد لازم باشد، می بایست خلقیات، روحیات، نحوه تربیت، محیط پیرامونی پرورش و ... فرد و جامعه بررسی شود تا بتوان برای مدیریت رفتار او خوراک و ورودی مناسبی به ذهن مخاطب/ مخاطبان داد. به همان نسبت این امر در کلیتی کلان تر و جامع تر در مورد ملت ها و اقشار مختلف جامعه صادق است . یعنی سیگنال ورودی مناسب برای مردم کشور مثلا پاکستان یا ترکیه همانند جامعه افغانستان نیست، یا همین سیگنال بشدت ممکن است در جوامع اروپایی رویکرد متمایز را طلب کند. واکنش فکری افراد و جوامع مختلف برای نشان دادن واکنشی مطلوب نسبت به یک رویداد، براساس نوع نگاه، برداشت ها، جایگاه اجتماعی و ... متفاوت است و لذا طراحی سیگنال مناسب برای هدایت جوامع به سمت و سویی مشخص، به نحوی که واکنش های بلند مدت آنها قابل پیش بینی و مدیریت باشد، امری بشدت ظریف و پیچیده است. اما به نظر می رسد این موضوع که قبلا بیشتر در عرصه های دیپلماسی عمومی متمرکز بوده است، هم اکنون به دوایر نظامی کشیده شده و حساسیت بالاتری یافته اند. چه اینکه عرصه نظامی با عرصه دیپلماسی تفاوت اساسی دارد و هر یک اهداف متفاوتی را دنبال می کنند. 

طی سال های اخیر علوم شناختی سعی کرده است که این پیچیدگی ها را درک کرده و برای هر فرد یا جامعه مخاطبی ، نسخه تجویز کند. گرچه پیشینه این نوع نگاه در آنچه که از مکتوبات هویداست به زمان ارسطو و فنون تاثیرگذاری او بر مخاطبان باز می گردد اما تحقیقات نوین و سوگیرانه  در مورد جوامع مخاطب را باید در دورانی جستجو کرد که شرق شناسی در دستور کار نظام های هژمون و دولت های استعماری قرار گرفت و سیاست های استعماری براساس نسخه هایی تنظیم شد که مستشرقین ، جاسوسان و محققین در مورد جوامع مخاطب تجویز می کردند تدوین می شد. در این زمینه گزارش جورج همفر جاسوس انگلستان در خاورمیانه مشهور است جاییکه او به وجود یک نهاد در وزارت ماورابحار اشاره دارد که براساس داده های دریافتی از جاسوسان و محققین، تمامی شخصیت های اصلی تصمیم گیر در کشورهای خاورمیانه را شبیه سازی کرده بودند و براساس روحیات و خلقیات آنها در مورد واکنش آنها نسبت به حرکت های انگلستان پیش بینی ارائه می کردند . در گزارش همفر به برآورد شخصیت شبیه سازی شده شاه ایران در قبال حمله احتمالی انگلیس به هرات اشاره کرده و پاسخ شخص شبیه شده را کاملا مطابق با برآورد خود از واقعیت بیرونی توصیف کرده بود. 

بدیهی است که در زمان حاضر روند کسب شناخت از مخاطبان و طراحی سیگنال های ورودی که  جامعه مخاطب را به سمت و سویی خاص هدایت کند، بشدت توسعه یافته است. پلتفرم های متعدد در شبکه های اجتماعی از یکسو و فناوری های نوین تولید محتوا و خبر و روایت از سویی دیگر، امکان کسب شناخت از روحیات و واکنش های احتمال جامعه مخاطب در قبال سیگنال یا خبر یا روایت ها را بشدت افزایش داده و توان تاثیر گذاری را صد چندان نموده است . به همان نسبت، فناوری ها و شبکه های اجتماعی، امکان ارتقای توان تحلیل و دسترسی به شکل های مختلف محتوا و خبر را افزایش داده و مخاطب کنونی را از میان خیل روایت ها، انتخابگر کرده است. لذا به همان نسبت که  فناوری های نوین امکان شناخت از مخاطبان و تاثیرگذاری برآنها را برای نظام های هژمون ارتقا داده اند ، به سیستم ها و مخاطبان هم امکان دفاع از خود و تبیین و تشخیص روایت های راست و دروغ و افشاگری را توسعه داده است. به همین دلایل است که در کارزار کنونی،  میزان توجه به علوم شناختی، راهبردها و تکنیک های تاثیرگذاری بر افکار و مصون سازی افکار عمومی در قبال خیل اطلاعات دروغین و سیگنال های ورودی به اذهان و کاربرد هوش مصنوعی و وب های معنایی در این حوزه، نقشی اساسی پیدا کرده است. 

ضرورت توجه به عرصه نوین جنگ های آتی 

کشورمان نیازمند وارد ساختن مفاهیم نوین جنگ افزارهای شناختی به حوزه های راهبردی و عملیاتی در بخش های دفاعی و دیپلماسی عمومی است . دیپلماسی عمومی کشورمان مانند بقیه کشورهای مستقل هم اکنون بیش از هر زمانی نیاز به اندیشکده هایی دارد که با تحلیل گفتمان های برساخته نظام های هژمون، سیگنال های ورودی و اهداف تک تک راهبردهای آنها را شناسایی نموده و برای هر یک، نسخه ایمن ساز ( واکسیناسیون ذهنی ) تجویز نمایند. این اندیشکده ها با توجه به گوناگونی روایت ها و ورود آنها به عرصه های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، امنیتی ، اجتماعی و ... می بایست با بهره گیری از کارشناسان  تخصصی حوزه های مختلف، راهبردهای طرف های مقابل برای تاثیرگذاری بر جامعه خود را شناسایی و نحوه خنثی سازی آنها را پیشنهاد دهند . این اندیشکده ها همچنین می توانند برای خنثی سازی تبلیغات سوء دشمنان برای ایجاد اختلاف بین ملت ها و تصویر سازی های دروغین از نیات و ماهیت ملت ها ، برای جوامع مختلف مخاطب ، محتوای مناسب و تاثیر گذار تهیه کنند.

پیروز غفرانی

نویسنده خبر

دیپلمات بازنشسته، مدیرعامل پردیس توسعه نوآوری و تجارت شریف و مدیربین الملل اندیشکده تحلیل گفتمان راهبردی

اطلاعات بیشتر

کلید واژه ها: ناتو سازمان پیمان آتلانتیک شمالی جنگ افزارهای شناختی پیشرفت های نظامی عملیات نظامی امریکا ایالات متحده امریکا اروپا اتحادیه اروپا اعضای ناتو دکتر پیروز غفرانی


( ۴ )

نظر شما :