لازمه جدی شدن، دوری از ادبیاتی شدن سیاست است

در نکوهش پیوند ادبیات و سیاست: دو نمونه روسی و کردی

۰۵ اردیبهشت ۱۳۹۹ | ۱۸:۰۰ کد : ۱۹۹۰۹۱۲ خاورمیانه انتخاب سردبیر
صلاح الدین خدیو در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: در کردستان هم ادب شفاهی که مختص جوامع کشاورزی و رژیم ارباب و رعیتی بود، از زایش باز ایستاده و سراغ آن را باید در آرشیوها و کتابخانه ها گرفت. اما شعر به عنوان دنباله طبیعی و تکاملی آن هنوز ترکتازی می کند و ژانرهایی همچون رمان و فیلم و هنرهای تصویری و تجسمی به نسبت آن غریبند. بازتاب این وضعیت در زندگی اجتماعی، شاعرانه دیدن امر سیاسی و افت سواد رسانه ای و کاهش قدرت تحلیل و تبیین مسائل روز است. تاریخ اندیشی به مثابه نگاهی فرایندی و مستمر به پدیده ها و آنها را در چارچوب تاریخ و زمان و مکان قرار دادن، امری مهجور و تمایل به گسستن و انقطاع ممدوح است.
در نکوهش پیوند ادبیات و سیاست: دو نمونه روسی و کردی

نویسنده: صلاح الدین خدیو، کارشناس مسائل بین الملل و سیاسی

دیپلماسی ایرانی: "الکسی دوتوکویل: هرگز نباید عقلِ...شهروندان را به دست ادیبان سپرد، زیرا با ذهنیت رمانتیک و فهم ناچیزی که از امر مهیب سیاست دارند، درهای جهنم را به روی مردم باز می کنند."

این چند جمله منسوب به دوتوکویل متفکر و نظریه پرداز قرن نوزده فرانسه و به عبارتی پدر و معمار نظریات مرتبط با توسعه سیاسی، که حقایق بزرگی در آنها نهفته است، دو نکته مهم را در آثار دو نویسنده بزرگ به خاطرم آورد.

▪ بازیل نیکیتین در کتاب کرد و کردستان به نقل از همکار شرق شناسش، ویلچفسکی می نویسد: در مطالعه ادبیات کردی آنچه آدم را حیرت زده می کند، رشد بیش از حد فولکلور – ادب شفاهی – است. وی این رشد سرطانزا را  دنباله بی سوادی مطلق و فقدان زبان ادبی مادری می داند. داوری نیکیتین البته مربوط به حدود صد سال قبل و زمانی است که هنوز گویش سورانی کردی قابلیت های عظیم نوشتاری کنونی را نیافته بود. این شرق شناس روس می گوید فولکلور زدگی کردها بازتابی از حیات اجتماعی آنهاست که تحت سلطه درازمدت یک فئودالیته کرد بودند و آنها می توانستند مازاد تولید کشاورزی معیشتی را صرف نقالان و آوازخوانان و شایران کنند. وی البته از جنبه های مثبت موضوع هم غافل نیست و می افزاید که علیرغم اینکه سوژه های ژانرهای گوناگون ادب فولکلور به بیان زندگی طبقات بالای جامعه کرد نظیر اغاها و امیران پرداخته، اما با انتقال سینه به سینه حماسه ها و تراژدی ها، در مقام "شاهنامه های" شفاهی به تجسد شخصیت ملی کرد کمک کرده است. به عبارت بهتر صرف نظر از غیبت فرودستان در این داستان ها، اصل پردازش موضوع کرد به تداوم حیات ملی یاری رسانده است.

▪ شگفت انگیز آنکه نیم قرن پس از داوری شرق شناسانه و البته صائب نیکیتین و ویلچکفسکی درباره کردستان، لشک کولاکوفسکی متفکر لهستانی سابقا مارکسیست، نظریه مشابهی درباره ظهور غول های ادبی روسیه در قرن نوزده و قبل از انقلاب اکتبر صادر کرد. کولاکوفسکی در کتاب جریان های اصلی مارکسیسم نوشت: فلسفه آکادمیک در مفهومی که در غرب مراد است، هیچ وقت در روسیه پا نگرفت و اثر تراز اولی از خود به جا نگذاشت. به باور وی ریشه های نبوغ رمان سده نوزدهم روس را باید در علل ناتوانی فلسفی روسیه سراغ گرفت. مطابق این نظر فقر فلسفی زاینده غول های ادبی مانند چخوف، تولستوی و داستایوسکی بود.

فلسفه آکادمیک تازه در ربع آخر قرن نوزده در روسیه داشت پا می گرفت، که طوفان انقلاب بلشویکی آن را از ریشه برکند. انقلاب هم  البته با سنت ادبی غنی روسیه هم از در مدارا و قدرشناسی درنیامد.

رمان البته به نسبت ادبیات شفاهی و حتی شعر ژانری مترقی و غیرقابل مقایسه محسوب می شود. رمان روسی بر خلاف زندگی ساده اجتماعی کردستان، بازتاب پیچیدگی های زندگی شهری و موازنه های سیال میان اشرافیت زمیندار و طبقه کارگر و بورژوازی نوظهور و نیز و کشاکش های هویتی مزمن کشور و به ویژه به تاخیر افتادن نوسازی سیاسی و اقتصادی در این مملکت عجیب آسیایی – اروپایی بود. اما متهم کردن نبوغ ادبی روس ها به زائیده فقر فلسفی بودن، تز جدیدی بود که تنها از عهده اندیشمند ژرف کاو و ابتدا مارکسیستی چون کولاکوفسکی بر می آمد. شاید هم به این اعتبار که موطن وی به نسبت روسیه، به لحاظ جغرافیایی و اشتراکات مذهبی، غربی تر محسوب و از شان بیشتری برای صدور گزاره های شرق شناسانه برخوردار بود.

▪ مناقشه درباره درستی یا نادرستی این نظریات فایده چندانی ندارد. حیات اجتماعی روس ها هنوز از تحسین استبداد و اعتیاد به کاربست حداکثری قدرت و گزاره های دین خویانه سرشار است و هیچ متفکر اجتماعی طراز اول یا فیلسوف و نظریه پرداز دموکراسی در این کشور ظهور نکرده است.

در کردستان هم ادب شفاهی که مختص جوامع کشاورزی و رژیم ارباب و رعیتی بود، از زایش باز ایستاده و سراغ آن را باید در آرشیوها و کتابخانه ها گرفت. اما شعر به عنوان دنباله طبیعی و تکاملی آن هنوز ترکتازی می کند و ژانرهایی همچون رمان و فیلم و هنرهای تصویری و تجسمی به نسبت آن غریبند. بازتاب این وضعیت در زندگی اجتماعی، شاعرانه دیدن امر سیاسی و افت سواد رسانه ای و کاهش قدرت تحلیل و تبیین مسائل روز است. تاریخ اندیشی به مثابه نگاهی فرایندی و مستمر به پدیده ها و آنها را در چارچوب تاریخ و زمان و مکان قرار دادن، امری مهجور و تمایل به گسستن و انقطاع ممدوح است.

چند سال قبل یک جامعه شناس ایرانی در نقد فقر تفکر جامعه شناختی و فلسفی اندیشیدن در ایران گفته بود، در مملکتی که سر و ته پیچیده ترین مباحث با یک شعر یا ضرب المثل بند آورده می شود، نمی توان انتظار درک عمیق داشت.

در کردستان ایران هم تا ادبیات دست از سر سیاست بر ندارد و تاریخ اندیشی جای شاعرانگی را نگیرد، نمی توان به رهایی افکار عمومی از کلیشه ها و تورهای رسانه های حزبی و ...امیدی داشت.

کلید واژه ها: کردستان کردها کردها در ایران کردهای سوریه کردهای عراق کردهای ایران روسیه ادبیات ادبیات سیاسی


( ۷ )

نظر شما :

ارش ۰۵ اردیبهشت ۱۳۹۹ | ۱۹:۵۸
درود بر ملت اریایی کوردستان
سعید ۰۵ اردیبهشت ۱۳۹۹ | ۲۳:۱۴
نویسنده محترم بهتر بود به جای ترکتازی می گفت کردتازی.
رضا ۰۵ اردیبهشت ۱۳۹۹ | ۲۳:۴۷
تنها مقاله ای ک چند سال دارم می خونم و واقعا بدرد بخور ایت
مسعود ۰۶ اردیبهشت ۱۳۹۹ | ۱۰:۱۵
فرزندم " اول اندیشه بعد گفتار"!؟
فرهاد ۰۶ اردیبهشت ۱۳۹۹ | ۱۵:۳۳
میخوای تا به جای آذربایجان هم بگیم فارسستان بگیم یا کردستان جناب سعید!؟ خلیج فارس رو که اسمش روجعل کردید در ورزشگاه. توهمات نژادی یک عده بهشون اجازه تعقل نمیده.
آبتین ۰۶ اردیبهشت ۱۳۹۹ | ۱۵:۴۹
نه عزیز جان آقای سعید. این لفظ درست استفاده شده و برای اونهایی هست که ارمنی و علوی و آشوری و کرد و یونانی و... رو نسل کشی و کشتار کردن.
خسرو ۰۶ اردیبهشت ۱۳۹۹ | ۲۰:۰۲
نظرات خدیو در مورد ادبیات روس و سیاست روس وحتی ادبیات شفاهی نزد سورانی ها صحیح است ولی در مورد ادبیات شفاهی شکاک ها و کرمانج وزازا ها به علت تفاوت زبانی بسیار با زبان سورانی خدیو ، چقدر صحیح است ؟ در ضمن کردها واقعا آریایی هستند ؟ با توجه به اینکه ، مردم محل مهاجرتشان از هندوستان مرکزی در چهارصد سال پیش ، خود را بومی هند میدانند ، در ضمن ارمنی و یونانی وکرد وآشوری نسل کشی نشده اند ، بلکه در تداوم اتفاق های جنگ جهانی اول کردها وشکاک ها و کرمانج های عثمانی که هوادار هیات اتحاد اسلام بودند با ارامنه و آشوریها ی مسیحی که از طرف روسیه وفرانسه حمایت میشدند، جنگیدند وآنها را از سرزمینشان اخراج کردند ، حال پانکردها خود را در جبهه یونانیها و ارمنی ها و کلا مسیحی ها می بینند ، در حال که اورپای مسیحی همیشه دوستانش را پشت خنجر زده است ، ولی مردم عادی کرد میدانند که دوست واقعی شان ایران و ترکیه هستند و ...
کوروش ۰۷ اردیبهشت ۱۳۹۹ | ۱۷:۱۴
آقا این پانکرد یا پان فارس را یکی برای ما توضیح بدهد ممنون می‌شویم. درباره پانترکیسم به خصوص بعد از جنجالهای ترور پاپ غربی‌ها بیشتر از همسایگان ترکیه قلم زدند. پان ترکیسم خودش را به نسل حیوان یعنی گرگ خاکستری پیوند می‌زند! کدام گروه دیگری این کار را کرده اند؟ و کدام گروهی به خاطر این دلیل مضحک نماد حیوانات را با دست نشان می‌دهند و به خاطر هم ریشه بودن با گرگ خودشان را بهتر از بقیه می‌دادند؟ پانترکها اصولا آنقدر پیش می روند که با هر چیزی که از خودشان نباشد مشکل پیدا می‌کنند. از خلیج فارس و کوروش و تخت جمشید و گرفته تا فارس و ارمنی و کرد و یونانی و سوری و... حتی نمادهای مذهبی هم اگر کار به جاهای باریک بکشد برای اینها اهمیتی ندارد. و حالا بقیه را متهم به پان بودن می‌کنند! کدام پان؟ با کدام پیشینه؟ نسل کشی ارامنه را عثمانی‌ها انجام دادند و بله بعضی کردها و حتی عربها هم آن زمان تحت حکومت عثمانی بوده اند. ولی اینکه نسل کشی که خود ترکیه از آن با افتخار یاد می‌کند را برای گمراهی به دیگران نسبت بدهیم مثل این است که سپاه نازی مسلمانان بالکان را که جز ارتش هیتلر بوده اند مسئول جنگ جهانی بدانیم! سیاست مداران کرد ترکیه سالها پیش به خاطر همان نقش اندکی که داشته اند عذرخواهی کرده اند و الان یکی از حامیان اصلی احزاب کردی در ترکیه ارامنه هستند. در سوریه هم نسل کشی ارامنه به رسمیت شناخته شده است ولی ترکیه چون می‌داند پذیرش این قضیه مساوی با غرامت های سنگین خواهد بود خودش را به نفهمی زده است. همیشه حکومتها مسئول چنین جنایاتی هستند نه کس دیگری و خوشبختانه هیچکسی در دنیا تره هم برای این استدلالات خورد نمی‌کند. کشتار علویهای درسیم، تقسیم قبرس و پاکسازی قومی یونانیهای و عمل متقابل یونانیها و... همه از افتخارات همین ها هستند و حالا همه را دارند به این و آن نسبت می‌دهند! چیزی از شرافت نمیفهمید لااقل جرات پذیرش داشته باشید.
کرد ۰۸ اردیبهشت ۱۳۹۹ | ۱۲:۱۸
من به عنوان یک کرد هیچ اصراری ندارم که آریایی هستم یا نیستم. شاید باشیم و شاید هم نباشیم. تاریخ رسمی مشخصه ولی هیچ تاکیدی هم نیست. این تعصبات برای کسایی هست که چون چیزی از ریشه، فرهنگ، رسوم و اخلاق براشون نمونده مجبورن تاریخ سازی کنن یا خودشون رو به این و اون وصل کنن و یا مشاهیر و نمادهای فرهنگی و تاریخی بقیه رو بدزدن یا تخریب کنن. چون خودشون چیزی در چنته ندارن. ولی در عین حال اجازه غلط اضافی هم به کسی نمیدیم. ترکیه و بزرگتر از ترکیه حق ندارن جز با زبان احترام با کردها صحبت کنه. نوچه های داخلی و خارجی شون هم همینطور. دیگه دوره نسل کشی هم گذشته. یکی بزنه دو تا میخوره. و خدا رو شکر افکار عمومی دنیا هم در همین چند سال اخیر نشون دادن که پشت اکثریت کردها وایمیسن. دنیای امروز اجازه تحریف تاریخ و واقعیات رو نمیده.
علی ۰۸ اردیبهشت ۱۳۹۹ | ۱۸:۳۰
کوروش ، ارش ،کرد ویا هرنام برای خود بگذارید فرقی نمی کندشما برهم زننده آرامش و روح هم زیستی هستید . خسرو با دلیل ومنطق والبته سواد تاریخی وفهم سیاسی که دارد کامنتهای جالبی می نویسد به جای نفرت ،دروغ ودشنام ، یاد بگیریدو مطالعه کنید وبا اشاره به مرجع تاریخی معتبر عکس گفته های ایشان را ثابت کنید. ترکیه کشور بزرگ منطقه ونماد همبستگی ترکهای جهان با بیش از 500 میلیون تورک دردنیا می باشد. وکشور مسلمان مهم در منطقه ، هر جور که حساب کنید ترکیه چه در زمانهای امپراطوری عثمانی وچه ترکیه نوین امروزی دربسیاری ازمشکلات به کشور ماکمک کرده است .
خسرو ۰۸ اردیبهشت ۱۳۹۹ | ۲۰:۰۷
به دوستی که با عنوان کرد نظرات خود را گفته ، تبریک می گویم ، همچنین به مسعود که نکته نظرات خود را با احترام و منطق بیان میکند تبریک می گویم ، ولی کردهایی که با نام های ساختگی کوروش یا آرش یا ایراندوست یا ایرانی جنجال آفرینی میکنند باید بدانند که من شخصا هر پانی را محکوم می کنم ، آیا انها هم جسارت دارند که پانکردیسم و پانفارسیسم را محکوم کنند؟ راستی چرا اینقدر سنگ ارمنستان و یونان را به سینه میزنند ؟ جواب روشن است چون پان کردیسم و هوادارانش هستی خود را در اتحاد استراتژیک با دشمنان ترکیه می بینند ، ولی باز اشتباه می کنند چون اگر روزی کردستان مستقلی وجود داشته باشد فقط با حمایت ترکیه وایران ممکن است ، آریا بازی و نژاد پرستی از هر نوعش در میان اکثریت مردم خاورمیانه منفور است
کوروش ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۹ | ۱۶:۱۵
باز هم می‌گویم اگر کسی یک منبع روشن از چیزی به اسم پان فارسیسم یا پان کردیسم به ما معرفی کند ممنون می شویم. لزومی ندارد اسم برای خودمان انتخاب کنیم و معلوم هم نیست اسم‌های شما واقعی باشد. چیزی که وجود ندارد محکومیتش فقط شلوغ بازی و فرار رو به جلو است. اگر این کسانی که سنگ نژادپرستان ترک و پانترکیسم را به سینه می‌زنند فقط یک گروه را از بین کسانی که همیشه به آنها فحاشی کرده اند معرفی کنند که نسلشان را به یک حیوان پیوند بزند خیلی چیزها مشخص می‌شود. البته خودشان هم میدانند که چنین چیزی وجود ندارد مجبورند به این سمت و آن سمت چنگ بزنند و هر بار یک مطلب تازه درست کنند. بعد صحبت از مرجع میکنند! با مدام مرجع شما کوروش و تخت جمشید و خلیج فارس و... را جعل کردید؟ شما چیزهایی که جلوی چشم ما هست را جعل میکنید بعد حرف از سند می‌زنید؟ به شما باشد جمعیت کهکشان‌های دیگر را هم به خودتان نسبت می‌دهید و به بقیه توهین میکنید. یک بار دیگر هم می‌گویم که نه تاریخ و نه نمادهای بقیه ملت‌ها و اقوام با هارای هارای کردن قابل جعل نیست. کاری بکنید جوابش را میگیرید. دوره عربده کشی به سبک اربابان عثمانی تمام شده است. بله عثمانی خیلی به ما کشور ما کمک کرده است و بارها همان شمال غرب کشور را با خاک یکی کرده و ترکیه جنگنده های خارجی را زمان جنگ تحویل صدام داده اند! چه خدماتی از این بزرگتر!؟ و چه کسی اصلا از کردستان مستقل اینجا حرف زده است؟ توهمات و پیش فرضهای خودتان که معلوم است سالها بدون مطالعه یخ زده اند به بقیه نسبت ندهید.
خسرو ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۹ | ۱۴:۰۳
فریب کاری نکنید ، اگر در اینترنت پانکردیسم بزنید اطلاعات شما ردیف میشود و احزاب پانکرد و شخصیتها وغیرو ، تمام ملتهای دنیا سمبل دارند ، سمبل ها می تواند از حیوانات اهلی یا وحشی یا گیاهان یا کوهها یا رودخانه ها و غیرو باشد ،مثلا سمبل فرانسه خروس ، روسیه خرس ، چین اژدها ، پارس سیمرغ ، استرالیا کانگرو ، و البته در تمام ملتها افسانه هایی هم برای این سمبلها دارند ودر همه شان به نوعی خود را به ان سمبل پیوند میدهند که در فرهنگ ترکی بزقورد به عنوان یک موجود افسانه ای وخیالی مطرح شده است و در فرهنگ کردی نیز قوچ (نماد قدرت و برکت )دربین شکاک ها و مار (نماد عقل ودانش )برای سورانی ها سمبل شده است در ضمن هنوز هم معتقدم پانکردیسم اشتباها در صف اتحاد با یونان وارمنستان و اسراییل و...قرار گرفته است ملی گرایی کردها فقط در اتفاق با ایران وترکیه کامیاب خواهد شد
فرهاد ۲۴ خرداد ۱۳۹۹ | ۰۰:۲۹
چیزی در دنیا به اسم پان فارسیسم و پانکردیسم. اینها تنها ساخته پانترکها برای توجیه حماقتها و وحشی گری هاشون هست.