ناسیونالیسم کردی کی و چگونه بروز کرد؟

کردیت و مذهب، یک نگاه تاریخی گذرا

۲۶ خرداد ۱۳۹۹ | ۱۰:۰۰ کد : ۱۹۹۲۲۸۳ خاورمیانه انتخاب سردبیر
صلاح الدین خدیو در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: تعریفی فرامذهبی و فرهنگی از مقوله ملت هم متغیر جدیدی است که اهمیت آن را نمی توان دستکم گرفت. اما جایگزین کردن یک تجربه تاریخی در حالی که نود درصد کردهای خاورمیانه سنی شافعی هستند با یک پروژه سیاسی امری زمان بر و محتاج بکارگیری ابزارهای گوناگون و در درجه اول قدرت است.
کردیت و مذهب، یک نگاه تاریخی گذرا

نویسنده: صلاح الدین خدیو، کارشناس مسائل بین الملل و کردی

دیپلماسی ایرانی: کردستان جزیره شافعی مذهب در میان دریایی از پیروان مذهب حنفی و شیعیان جعفری است. نقش مذهب در تکوین ملی گرایی، سرفصلی مهم در مطالعات ناسیونالیسم است. پیوند تشیع و ناسیونالیسم ایرانی، کاتولیسیسم و ناسیونالیسم لهستانی و نقش مذهب کاتولیک در بیداری ملی ایرلندی ها، نمونه هایی از اهمیت مولفه دین در صورت بندی نهایی مقوله های مرتبط با هویت سیاسی هستند.

صفویه با ترویج و تحمیل تشیع در ابتدای قرن 16 از جهان ترکی و عربی سنی مذهب جداسری پیشه و پس از قرن ها وحدت ملی ایران را احیا کرد. مذهب گرایی صفوی ها اما نه تنها کردها را از ایران راند، بلکه قسمی مقاومت هویتی مبتنی بر پافشاری بر سنی گری را میان آنها ترغیب و نطفه تبدیل اجتماع کردی به یک جامعه متمایز قومی ـ مذهبی بسته شد.

نامه ادریس بتلیسی، دانشور و زمامدار کرد در ابتدای قرن 16 به سلطان سلیم عثمانی حاوی بصیرت های جالبی است. ادریس ضمن درخواست کمک از یاوز سلیم برای مقابله با شاه اسماعیل می نویسد: ما کردها به تیره ها و طوائف مختلف تقسیم و دارای زندگی جداگانه و عشیره ای هستیم و غیر از اشتراک در تعلق به امت محمد (ص) در سایر موارد متحد نیستیم....لذا توقع داریم ما را از ظلم ظالمان نجات دهید..." این جملات که حدود صد و پنجاه سال قبل از چکامه کردگرایانه احمد خانی نوشته شده، به خوبی نوعی خودآگاهی و ادراکی نسبتا پیشرفته از هویت قومی و انگاره کرد بودن را به نمایش می گذارد. به عبارت بهتر ادریس متوجه است که هرگونه فراروی از وفاداری های اولیه نظیر قوم و قبیله و عشیرت به مدد اشتراک در مذهب میسور است و قدرتی فائقه هم می بایست این اتحاد را برقرار کند.

شاید بتوان در انگیزه ادریس تشکیک و از لابه لای میان سطور نامه اش نوعی عملگرایی و تاکتیک سیاسی را به منظور حفظ موجودیت امارت های نیمه مستقل کرد که با خطر توسعه طلبی و تخاصم صفوی ها روبه رو بودند، مشاهده کرد. اما هرچه باشد ابتکار وی در همراه کردن امیران کرد با عثمانی علیه صفوی در ازای حفظ خودمختاریشان، ژئوپولتیک خاورمیانه را برای همیشه دگرگون کرد.

هشتاد سال پس از‌ ادریس، ملا ابوبکر مصنف از اعاظم فقیهان شافعی روزگار خود که در کنف حمایت هەڵۆخان اردلان مشغول تالیف و تصنیف و ساماندهی یک مدرسه فکری شافعی مذهب پس از ویرانی دینی ابتدای صفویه بود، اینگونه تکدر خاطر خود را از جنگ های دامنه دار شاه عباس کبیر و رقیب عثمانیش به نمایش گذاشت:
در آندم کین معانی روی بنمود/ زهجرت نهصد و هشتاد و نه بود/ زمانی پرفتن دوری پرآشوب/ نە دانش مطلب و نی علم و مذهب/ خصوصا بنده را در کوهساری/ دهی بود از ولایت برکناری/ گهی از ظالمان اهل اسلام/ به غارت می شدی در صبح و در شام/ گهی از شر کفار قزلباش/ شدی پنهان به هر شعب و به هر تاش

ابیات فوق نشان می دهد که فقیه شافعی امارت اردلان، عثمانیان را ظلمه اهل دین ولی سپاه قزلباش را روافض خارج از اسلام می دانست.

بازشناسی خود میان این دو با اندکی سوگیری به سود اولی، خمیرمایه نگاه کردی از درون به خویشتن خود بود. دیدگاهی که گرچە هنوز آنقدر بلوغ نیافته بود که میان احساسات مذهبی، تعلقات عشیرتی و کردیت مجرد قادر به تفکیک و دستچین کردن باشد، اما در ادراک نهایی خود، نوعی آگاهی کردی را برساختە و بروز می داد.

هشتاد سال پس از مصنف، احمد خانی با صراحت بیشتری از پیشینیان، ایده کرد بودن را مطرح کرد "گر ما یک پادشاه داشتیم و صاحب تاج و تخت و تمام دیگر نمادهای قدرت بودیم...آن وقت دیگر عثمانی ها بر ما چیره نمی بودند." و باز: "اگر اتحاد و یگانگی بین ما بود، و از یکدیگر تبعیت می کردیم، آن وقت تمام عثمانی ها، اعراب و ایرانیان غلام ما می شدند، دین و دولت ما تکمیل و ما مولدین علم و حکمت می شدیم."

این ابیات سروده یک ناسیونالیست دو آتشه اوایل قرن بیست نیست، بلکه تراوش افکار یک ملای کرد در قصبه ای واقع در مرزهای شرقی عثمانی است. اواسط قرن هفدهم که خانی می زیست، زمانی است که در حوزه تمدن اسلامی به تدریج کتابت به زبان های غیرعربی و غیرفارسی نظیر ترکی و کردی دستکم در سطح نخبگان باب شد. با هر نگاهی می توان خانی را یک " پیش ـ ناسیونالیست تمام عیار دانست که احتمالا آرزوی سیادت کردها بر یک امپراطوری نظیر عثمانی و صفوی را در سر می پروراند.

تشکیک برخی پژوهشگران نظیر برون سیسن درباره منحصر بودن تعریف خانی از مفهوم کرد به کردهای طبقه بالا ـ سران عشایر و اریستوکراتهای شهری ـ و خارج بودن مردم در مفهوم دمکراتیکش از دایره آن، نافی پیشگامی وی در این زمینه نیست، بلکه بیانگر آن است که ایده های خام و ابتدایی کردیت تا غنی سازی به وسیله مفاهیم اروپایی و تفکیک عشیرت و مذهب از آن، راهی دراز در پیش داشت.

پیوند کردیت و مذهب در سده های ماضی، امری فراتر از تصادمی اتفاقی در یک مقطع تاریخی خاص است و نباید به ظهور شیوخ و رهبران طریقت در اواسط قرن نوزدهم و رهبری جنبش های ناسیونالیستی پایان قرن توسط آنها فروکاسته شود.

تداوم حیات فکری جامعه در غیاب زیرساخت های شهری پیشرفته و همچنین یک سنت دیوان سالاری ریشه دار، به صورت کامل به جویبار معرفتی وابسته شده بود که از حجره ها و مدارس علوم دینی گلین روستاها و مراکز شهری، جاری و مزرعه های فکری را سیراب می کرد.

در برخی فرماسیون های پیشرفته تر سیاسی و اجتماعی که به صورت امارت های خودمختار کرد ظهور یافتند، به سیاق امپراطوری های ایران و عثمانی که وحدت روحانیت و سلاطین به رویه های حکمرانی آنها تبدیل شد، در کردستان هم می توان از نوعی اتحاد امرا و علما خبر داد.

بداق سلطان مکری حاکم مکریان که در عهد شاه سلیمان صفوی می زیست، از اعتدال و آرامشی که در دوره وی پدید آمد، برای اعمار و بازسازی کردستان شمالی بهره گرفت.
ساخت مساجد و مدارس علوم دینی که بر اثر سفاکی های شاه اسماعیل و شاه عباس ویران و تقریبا تمام علمای دینی شافعی به کردستان عثمانی پناهنده شده بودند، یکی از اولین اقدامات وی بود. ساخت مسجد سرخ و مدرسه علوم دینی آن در سال 1089 هجری قمری، که با دعوت از ملا جامی چوری نواده ملا ابوبکر مصنف برای تدریس و افتاء در آن همزمان بود به یکی از فرازهای مهم تاریخ تفکر در این منطقه تبدیل شد.

دو شهر مهاباد و سنندج که در اواسط دوره صفویه ساخته شدند، به مکان کسب دانش کثیری از چهره های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی کرد در کسوت روحانیت در دو سوی مرز تبدیل شدند. وجود اینان به خودی خود به معنای امتزاج کردیت و مذهب در یک چارچوب نهادی دیرپا و فراگیر در عصر پیشامدرن بود. حاجی قادر کویی یک روحانی کرد اهل سلیمانیه که تحصیلاتش را در اشنویه و مهاباد به پایان رساند، احتمالا اولین ناسیونالیست مدرن کرد است. اشعار وی که در سال های پایانی قرن نوزده سروده شده اند، از آشنایی وی با مفاهیم نوین و ادبیات نظری ناسیونالیسم خبر می دهند.

حاجی از غروب خورشید امارت های کرد غمگین و به سختی از "ریا و نفاق" شیوخ و اهل طریقت که با زوال امرای کرد، به گروه های مرجع جدید تبدیل شدند، تلخکام است:
حاکمان و امیران کردستان/ از بوتان تا بابان/ همگی پاسدار شریعت بودند/ مهتر قوم و شیخ ملت بودند/ سادات و مشایخ از ترس آنان/ منزوی شدند و ثناگوی رحمان/ با رفتن اینان ریای آنها شد عیان/ شدند آتش و نفت و هیزم [ آنان]/ در آنسو یکی سرسپرده عجم / در اینسو دو تا دشمن هم

در این ابیات به روشنی می توان رد نگاه یک اهل شریعت به سرنوشت سیاسی کردها و مرزبندی روشن او را با شیوخ را مشاهده کرد. حاجی ادامه سنت تاریخی حجره ها و مدارس علوم دینی بود که نسبت به روسای طریقت های صوفیانه که بر اثر تحولات سیاسی و اجتماعی کردستان در اواسط قرن، جایگاهی فرادست یافته بودند، آمادگی بیشتری برای بیعت با ملی گرایی و عبور از تعلقات و وفاداری های اولیه داشت که مزاحم یک دلبستگی ناسیونالیستی راستین می شدند.

این گمانه که حاجی قادر در استانبول به علت قرابت با خانواده بدرخان - حکام سابق امارت بوتان - و رقابت پیدا و پنهان آنها با نفوذ رو به تزاید مشایخ شمزینان، که هر دو مدعی سیادت بر جنبش کردی بودند، هوای آنها را داشته، چندان از اهمیت داوری بالا نمی کاهد.

گرچه به دلیل شریعت محور بودن طریقت نقشبندی از سویی و شکل نگرفتن یک چارچوب نهادی سختگیرانه شریعت مدار در کردستان ـ یحتمل به علت ضعف زیرساخت های شهری و غالب بودن زیست عشیرتی ـ هرگز تصادمی سخت میان دو نحله مذهبی روحانیت و مشایخ رخ نداد، اما در طول قرن بیستم که ناسیونالیسم کرد گسترش یافت، همواره یکی از چالش های آن مقابله با اریستوکراسی اجتماعی رهبران طریقت و سران عشایر و موانع آن بر سر راه گسترش افقی وفاداری ملی بود. بر عکس ملاهای کرد و دانش آموختگان مدارس علوم دینی و حجره ها تا قبل از ورود اسلام سیاسی به کردستان در اواخر دهه هفتاد میلادی و گسترش آموزش های مدرن و افزایش نرخ شهرنشینی، یکی از راسخ ترین گروه های هوادار ناسیونالیسم کرد به شمار می رفتند.

این نوشته کوتاه در پی آن است که بگوید در کردستان، غیریت سازی ملازم اندیشه ناسیونالیسم بدون تمایز مذهبی با اکثریت مردم ایران و حکومت های آن ممکن نبود. بازتاب این معادله هویتی در آن سوی مرز هم بدین گونه بود که همیشه آسودگی خاطر بیشتری به دلیل همسانی مذهبی با باب عالی وجود داشت.  در دو سوی مرز تا خلاء قدرت یا نارضایتی پیش می آمد، کردها به سوی شرق می تاختند و کمتر به غرب ـ عثمانی ـ نظر داشتند. صد البته غیر از همبستگی مذهبی باید نقش سایر متغیرها نظیر پیچیدگی های های حاصل از زیست عشایری و سیاست ویژه عثمانی در این رابطه را هم در نظر گرفت، اما در تحلیل نهایی آنها هم قسمی وامدار پویایی های ناشی از تمایز یا همسانی مذهبی بودند. 

پایان خلافت و ظهور کمالیسم البته به این معادله خاتمه داد. عزم نسل های جدیدتر ناسیونالیسم کرد و نسخه های مدرن تر ملی گرایی کردی برای تببین تعریفی فرامذهبی و فرهنگی از مقوله ملت هم متغیر جدیدی است که اهمیت آن را نمی توان دستکم گرفت. اما جایگزین کردن یک تجربه تاریخی در حالی که نود درصد کردهای خاورمیانه سنی شافعی هستند با یک پروژه سیاسی امری زمان بر و محتاج به کارگیری ابزارهای گوناگون و در درجه اول قدرت است.

کلید واژه ها: کردستان کردها کردها در ایران کردهای ترکیه کردهای عراق کردهای سوریه


( ۲۶ )

نظر شما :

جامی ۲۶ خرداد ۱۳۹۹ | ۱۱:۰۷
۵۰۰ هزار نفر ایزدی در عراق طبق گفته امیر ایزدیان.نزدیک یک میلیون فیلی در عراق داریم که مرکزشان شهر بغداد است.عگدالاکراد،ساحه البیروت»، «جمیله» و «عقاری محله های فیلی نشین بغداداند.از جمعیت ۵۰۰ هزار نفری سبکهای نینوا صرف نظر کنیم.همینطور از شمار اهل حق یا کلمه ای ها در کرکوک.۷۰ درصد استان کرمانشاه که شیعه یا اهل حق اند.تمام جمعیت استان ایلام شیعه اند(به جز خلیلان که اهل حق اند).طبق آمار ایرانیکا،نیم میلیون کرد خراسان داریم.نیمی از قروه و تقریبا تمام کردهای بیجار شیعه اند،همینطور بخشی از شاهین دژ.باز هم از کردهای تبعیدی در جای جای میهن عزیزمان ایران،صرفنظر می کنم که شایعه یا اهل حق اند مانند ورامین و کلاردشت و ... .تنها در عفرین سوریه 57 روستا ایزدی قبل حمله داعش بود.در ترکیه نیز ۲۵ از جمعیت کردها و زازاها علوی اند.تمام جمعیت کردها در ارمنستان و گرجستان هم ایزدی اند.انصافا این آمار که ۹۰ کردها شافعی اند را چطور حساب کرده اید
كامران ۲۶ خرداد ۱۳۹۹ | ۱۲:۱۰
شاه اسماعیل اگر چنانکه شما توصیف کردید انقدر شداد و تنگ نظر بوده قطعا الان نمیبایست هیچ کرد سنی مذهبی در ایران و شرق عثمانی میماند ، ذکر کلمه رافضی و نقل قول ان نشان دهنده مواضع مغرضانه راوی میباشد،
علی ۲۶ خرداد ۱۳۹۹ | ۱۲:۳۶
اکثریت کرد ها شیعه هستند، چون قالب جمعیت کردها را، کرد های ترکیه تشکیل میدهند که علوی هستند، بعدا مذهب ملاک دقیقی نیست، برای مثال پانترک های وطنی سنی حنفی که نیستند ولی سینه چاک ترکیه و اردوغان هستند
علی ۲۶ خرداد ۱۳۹۹ | ۱۲:۳۸
تازه میخوایم کردی رو در ترکیه زبان رسمی کنیم ، برا همین اردوغان، و اردوغانیون انقدر میترسن ، نصف استانبول کورده بعد چرا میخوان به دنیا بگن آناتولی یعنی سرزمین ترک در حالی که بیش از 30 میلیون کورد در آناتولی زندگی می کنند ، به شما هم توصیه میکنم وقتی میاید ترکیه اول مطمئا بشید که طرف اصلا ترک هست یا نیست ، هر کس که زبون ترکی بلد بود که ترک نیست، اینجا کرد ها خیلی زیادن
حامد ۲۶ خرداد ۱۳۹۹ | ۱۲:۵۵
با توجه به تجربیات تاریخی اما می‌توان گفت در نگاه کلی آنقدر که در سایر کشورها و مناطق خاورمیانه به مذهب پرداخته می‌شود در میان کردها چنین نبوده است. بسیار کم داریم گروه های افراطی مذهبی که در مناطق کردنشین شکل گرفته باشند. مشکلی اگر در تاریخ بوده بیشتر سر حقوق اجتماعی، سیاسی و مدنی بوده تا مذهبی. و اصولا مذهب شافعی هم سخت‌گیری‌های سایر مذاهب برادران سنی را ندارد و از جنبه هایی به تشیع هم نزدیک است و نقش زیربناهای تفکرات زرتشتی را هم در میان کردها و بقیه اقوام و ملل ایرانی الاصل نمی‌توان نادیده گرفت. همه اینها باعث شده است که علویها و سنیهای کرد در ترکیه و سوریه و شافعیها و فیلیها و شیعیان و ایزدیان کرد در عراق سالها در کنار هم نه تنها به آرامی زندگی، بلکه دوشادوش مبارزه کنند و برخی از سران این تشکلات هم همواره از این گروه های غیر سنی و حتی بدون تعلقات مذهبی خاصی بوده اند. این ناقض تفکرات عشیره ای که در برخی مناطق با مذهب هم پیوند خورده بود و الان هم به میزان کمتر وجود دارد نمی‌شود، ولی در کل می‌توان گفت که در جنبش‌های کردی مذهب نفش غالبی نداشته و ندارد.
مسعود ۲۶ خرداد ۱۳۹۹ | ۱۸:۲۷
کردهای شافعی نسخه ی "منحصر به فرد" فرق اسلامی هستند که پتانسیل وتوان همزیستی مسالمت آمیز با همه ی مذاهب و ادیان مختلف رادارند ؛ اینک بسیاری از صحبنظران و اندیشمندان کرد از جمله پروفسور دکتر" عبدالرحمن صدیق "در تعریف آن با شهامت تمام از کلمه ی " اسلام کرد ی" استفاده می کنند ! در کردستان و در میان شافعی مذهبان مسیحی و یهودی و بهایی و بودایی علی ولایی و بت پرست و زردشتی و لائیک و ایزدی و سابئی همه در کمال آسایش و امنیت می توانند باهم به تفاهم برسند و در کنار هم زندگی کنند !مذهب شافعی یکی از ارکان و ستونهای محکمی بوده است که در طول تاریخ پر فراز و نشیب منطقه از ناسیونالیزم "برابری خواه" کرد در برابر حاکمان متجاوز و ظالم که حقوق ملی و مذهبی کردها را پایمال کرده و به بهانه های مختلف جان و مال و...کردها را مورد تعرض قرار داده اند حمایت نموده و به مدافعان" ناسیونالیزم کردی و سرزمین کردستان" لقب "شهید" داده است ! روی همین اصل در سالهای گذشته اسلام سیاسی سنی اخوان المسلمین ؛نهضه ی اسلامی و القاعده و داعش وووو حملات سازماندهی شده ای را علیه اسلام شافعی و تلاشهای شدید و وسیعی را جهت جذب روحانیون کرد و ترغیب آنها در ایجاد و قبول دیدگاههای نو در مذهب شافعی انجام داده اند و این تلاشها به همراه تلاشهای وسیعی که مذهب شیعه برای جذب روحانیون کرد شافعی و جمع کردن حوزه های سنتی و دولتی کردن و حقوق بگیر کردن ملاهای کرد شافعی و رام کردن و ضعیف کردن پایگاه مردمی آنها انجام داده و در حال پیاده کردن است در مجموع مذهب شافعی را زیر فشار خردکننده ای قرار داده اند که رفته رفته حوزه های علوم دینی تعطیل و از تعداد علاقمندان به تحصیلات مذهبی به شدت کاسته شده و مساجد، تکایا وخانقاها خالی و مذهب درکردستان به سوی سرنوشت نامعلومی رفته و سرگردان است و همه ی اینها به سبب دخالتهای خارج از مذهب شافعی و تلاشی است در جهت تخریب جامعه ی مذهبی کردستان و در نهایت معلوم نیست چه گروههایی از تخریب و تحریف و تغییر وتضعیف مذهب شافعی در کردستان نفع می برند!؟
علی ۲۶ خرداد ۱۳۹۹ | ۱۸:۵۵
با این نوشته ها نمی شود اتحادی برای کردها ایجاد کرد کردهای عزیز چه در سرزمین ما چه در ترکیه وچه در سوریه وعراق میهمانانی ناخوانده بودند که با اهداف خاصی از هندوستان به این سرزمینهاآورده شدندبطور قطع ویقین شاهان آن روز به هنگام اقدام به چنین کاری فکر ان را نمی کردند که روزی با چنین جمعیتی از آنها مواجه شویم (با اینکه چنین تصوری با دیدن میزان زادوولد در هندوستان باید تداعی می شد انگار اینان کاری به جز زاد ولد ندارند ) که در حال حاضر ادعای عرضی با این وسعت داشته باشند( نقشه خیالی کردستان بزرگ)البته در آن زمانها اسم آنها کرد نبودو به عنوان ....... به این سرزمینها آورده شدند.
سورنا تبریزی ۲۶ خرداد ۱۳۹۹ | ۱۹:۵۱
اوف بر آن کسی که بر هویت آریایی مردم ایرانزمین تیغ کشید و منبر پیغمبر را با تخت سزار و اسکندر اشتباه گرفت... مادر وطن زخمی خورده از شمشیر تازیان که هزار و اندی سال است مرهم نمی پذیرد ... ولی اینکه نوشته اید نود درصد کردها شافعی سنی هستند صحیح نیست. اولا شیعیان و علویون و ایزدی ها بسیارند دوما اگر بر شناسنامه باشد که دنیا به مصری ها و سوریها هم میگوید عرب ! درمیان جوانان کرد- مانند دیگر ایرانیان- مذهب نقش کمرنگی دارد. امروز آریاییها به هم بسیار نزدیکترند. آنچنان که شمیم تشکیل آن کشور بزرگ از خوارزم تا عفرین به مشام می رسد. واقعیت هایی مثل ترامپ و بن سلمان و اردوغان (دشمنان تمدنی آریایی ها) وجوب اتحاد و همدلی را بیشتر گوشزد میکند.
جامی ۲۶ خرداد ۱۳۹۹ | ۱۹:۵۵
به علی واقعا اتاق فکر دویست دلاری ها بایستی فکر به حال کارمندانش بکند.اینگونه شما را نه تنها به عنوان سمبلهای بلاهت در خاورمیانه بلکه در دنیا خواهند شناخت.ما ایرانیان در ایران مهاجریم و فرزندان اوغوز خان بومی؟دوست عزیز ایران نامش به معنی سرزمین آریاییها است.دوست عزیز طبق نظر هگل «تاریخ جهانی با ایران آغاز می‌شود، با کوروش؛ چون کوروش بود که برای اولین بار یک دولت در معنای دقیق امروزینش درست کرد. » این زمانی است که شما در یورت قبیله خود در آلتای به سر می بردین.دکتر مازیار اشرفی بناب در سالهای ۱۳۸۵ و ۱۳۹۰ در دانشگاه پورتس‌موث و کمبریج پژوهشی روی پشتوانه ژنتیکی مردم ایران انجام دادند «پژوهش‌ها نشان می‌داد که نمودار و پشتوانه ژنتیکی 26 گروه جمعیتی مورد آزمایش در ایران، همپوشانی شگرفی با نمودار ژنتیکی اخذ شده از نمونه استخوان‌های فراتر از ده هزار ساله درون همین فلات دارد.» آن وقت مهاجرینی که با کشتار و کوچ اجباری مردم ایرانی و ارمنی و یونانی برای خود کشوری جعلی ایجاد کرده اید ما را مهاجر می خوانید.حالا خوب است که قدم به قدم در کشور موسوم به ترکیه آثار تمدنی یونانی و ارمنی و ایرانی هست.
فرهاد ۲۶ خرداد ۱۳۹۹ | ۲۱:۰۱
همه آریایی‌ها از هندوستان و روسیه کنونی آمدن. مهمان در واقع مغولهایی هستن که با کشتار و تشکیل کلونی به این منطقه اومدن. اینکه میگن مهمون زیاد بمونه ادعای میزبانی میکنه همینه. کسایی چه در آذربایجان و چه در ترکیه هیچ قرابتی با کشورهای اطرافشون ندارن و معلومه که در اثر درگیری‌های درون آسیای میانه مجبور شدن برای تکه ای نون به اینجا بیان و خونریزی راه بندازن. وحالا هم چرندیات پانترکی راجع به فارس و کرد و لر و ارمنی و یونانی و... میگن که حتی فاشیست‌های تاریخ هم خنده شون میگیره. ولی هنوز توصیح ندادن چطوری از نسل گرگ متولد شدن!
خسرو ۲۶ خرداد ۱۳۹۹ | ۲۱:۵۲
تمامی شاخص های اجتماعی و دینی و زبانی وسیاسی و زمانی و... در ایجاد ملت و ملی گرایی سهیم هستند ولی وزن هریک چقدر هست ؟ با توجه به عنصر تغییر تمدن انسان در طول زمان ، این وزن متغیروسیال هست و با توجه به اینکه وزن دین ومذهب به نظر من 50% مسئله هست و قدرت سیاسی 30% بقیه را تشکیل میدهد (وبدین جهت ترکهای شیعه ایران همبستگی بیشتری با دولت ملت ایران دارند ) و تشتت زبانی و مذهبی اقوامی که خود را کرد میدانند با وجود تحریک های غربیها و آ روزهای الیت تحصیل کرده متمایل به اورپا و امریکا برای استقلال کافی نیست و در هر چهار کشور محل زندگی کردها ، مساعی تجزیه طلبان بر باد میرود ، اصطلاح " تحمیل تشیع توسط صفوی ها " شکایت از وضعیت موجود است ؟ یا پشیمانی از عدم قبول تشیع توسط نصف کردها ( نصف جمعیت کردها شیعه یا علوی هستند ) را توصیف می کند ؟ واژه کردستان شمالی ( در هیچ سفرنامه یا کتاب تاریخی یا جغرافیایی از آن یاد نشده است ) و اشاره به سفاکی های شاه اسماعیل و شاه عباس در ویران کردن مساجد ( که هرگز نشده است ) و یاد کردن از بتلیسی یا خانی یا... و نوشتن بدون نیاز به اثبات ، در کشوری که دچار سردرگمی است و نمی تواند از موجد کشور واحد ایران (شاه اسماعیل صفوی و ... ) دفاع کند کار سختی نیست ، ولی مفید به حال ملی گرایی به اصطلاح کردی هم نیست که کردها به همراه دیگر ایرانیها دیر وقتی است که مطالعه و خواندن را کنار گذاشته اند ودر تناقض با ابتدای نوشته فرموده اند که مهاباد (سابلاغ) و سنندج (اردلان ) در اواسط دوره صفویه ایجاد شده اند (یعنی صفویه سفاکی نکرده بلکه برای کردها تمدن ساز بوده است )و در دو سوی مرز؟؟؟؟ نویسنده محترم در پارگراف پایانی از ضعف ساختار مذهبی پیش گفته اش( یعنی حذف دین ) و امید به قدرتمند شدن ناسیونالیسم کردی برای تبیین مقوله ملت( استقلال کردستان و تجزیه چهار کشور ایران وعراق و ترکیه و سوریه ) به واسطه ابزارهای گوناگون (افزایش جمعیت کردها وضعف حکومتها در چهار کشورفوق ) بخصوص قدرت (گروههای تجزیه طلب مانند pkk و پژاک و ... ) در طول زمان را مطرح کرده است
به علی ۲۶ خرداد ۱۳۹۹ | ۲۳:۰۳
این ترک ها بودن که از صحرای مغولستان و گبی به این سرزمین ها هجوم اوردند ، قوم اریایی ماد ( کردها) اصیل ترین و قدیمی ترین مردم این منطقه بوده اند و هستند، امروز با جمعیت 35 میلیون نفری این قوم اصیل ایرانی در ترکیه سرمایه بزرگی برای تمام ایران هستند، من به عنوان یک فارس با تمام توان و اراده ام از برادران چند هزار ساله خودم حمایت می کنم و جلوی هر بدخواه و کینه به دلی تا پای جان می ایستم
علی ۲۷ خرداد ۱۳۹۹ | ۰۰:۲۸
به علی۱۲:۳۶جناب علی مفتخرم که اسامی مشترک داریم،ومتاسفم که عقاید،مغایر داریم،،،،،دوست عزیز من ساله در ترکیه درس خوانده وهنوز هم هر سال یکی دوبار به آن دیار سفر میکنم،،البته طبق آمار دقیق دولت ترکیه نفوس علویان ترکیه ۱۴در صد جمعیت ترکیه است،« وچون ترکیه نامزد عضویت اتحادیه اورپاست ،با نظارت اتحادیه اورپا سر شماری میشود ،تا بعدا دچار مشکل نشوند، یعنی نمی توانند ،کم ویا بیش کنند،وهر سه سال با نظارت اورپا سرشماری تکرار میشود،وحتی نفوس تمام اقلیتها هم یک به یک انجام میشود، که نفوس اکراد هم ۱۲ در صد قید شده ،که میتوانید،از سفارت ترکیه هم استعلام کنید،پس با این حساب تقریبا نفوس علویان واکراد بدستت خواهد آمد. ولی لازم میدانم قید کنم که بنیانگذار علویگری در ترکیه شخصی به اسم حاجی بکتاش ولی میباشد که از اهالی ترکمنستان بوده ودرحدود ۶۰۰ سال پیش به آناتولی آمده ودر منطقه سیواس دعوت به مکتب جدید علویگری کرده،که ۸۰ در صد طرفدارانش ترک،و۲۰ در صد طرفدارانش هم زازا هستند، «« که زازا ها کرد نیستند وزبانشان کلا فرق میکند»پس اینکه نوشته ای علویان ترکیه شیعه وکرد هستند ،کلا صحت ندارد. ولی لازم میدانم که قید کنم علویگری با شیعه گری ۹۹ در صد فرق دارد بطوریکه در خانه های جم « جم اوی= مسجد»هیچ گونه فرایض دینی انجام نمی دهند ،فقط مراسم رقص دسته جمعی،وپخش لقمه وغذا دارند،واعمال روزه را در ماه محرم بمدت ده روز اول محرم انجام ،وفرایض نماز وحج وجهادرا هم قبول ندارند،ودر بینشان هم از ارامنه تازه مسلمان« کریپتو» که در زمان تبعید ارامنه برای معافیت از تبعید به دین علویگری تشریف آوردند،که یواش یواش هم با استفاده از جو دموکراسی حاکم بر ترکیه به دین سابقشان مسیحیت بر میگردند، وفتح الله گولن عامل کودتا در ترکیه هم علویست،که با مردم ترکیه وایران دشمنی دارد وحالا هم در کالیفرنیای آمریکاست،وآمریکا برای کودتای دیگری در ترشی نگهداری میکند. یعنی من که هیچ سنخیتی مابین شیعه وعلویگری ندیدم ،فقط از اسم حضرت علی علیه السلام استفاده میکنند تا سنی ها برایشان اذیت نکنند،،،،،،ولی در ایالت قارص،وایغدیر،وارزروم،آذربایجانیها هستند که عینا مثل ما ایرانیها شیعه هستند،وبا علویها هم اصلا ارتباطی ندارند، شیعه در لغت به معنی طرفدار ویار،و کسی که میگوید من شیعه علی هستم یعنی طرفدار علی ویار علی ع هستم در مقابل دشمنان علی ع پس فکر میکنم تا اندازه ای کمکت کردم تا رفع ابهام نمایی...یا علی مدد.
به علی ۲۷ خرداد ۱۳۹۹ | ۰۹:۳۴
اطلاع بشار اسد و شیعیان سوریه هم علوی هستند و همین طور اکثر کرد های ترکیه و فتنه انگیزی شما فقط بدرد خودتان میخورد، در مورد امار کردها ی عزیز در آناتولی در برآورد ۲۰۱۲ مؤسسه آمار دولتی ترک استات (The Turkish Statistical Institute (TurkStat، جمعیت کردهای ترکیه بیش از ۲۲ میلیون نفر (۲۲٬۶۹۱٬۸۲۴) و بیش از سی درصد از جمعیت ۷۴٬۷۰۰٬۰۰۰ نفری ترکیه را تشکیل می‌دهد. تازه این آمار برای 8 سال پیش و در سال 2012 است و این آمار توسط دولت ترکیه ای اعلام شده که کرد ها را ترک های کوهستانی میخونن، حالا شما اخرشو بخون که چه خبره که حتی زن خود اردوغانه گرجی تبار هم کرد است
خسرو ۲۷ خرداد ۱۳۹۹ | ۱۴:۰۴
فرهاد گفته که کردها (وفرض کرده کردها اریایی هستند ) از هندوستان آمده اند ومن هم تایید میکنم ، ولی یاد آوری می کنم که مهاجرت از جایی به جای دیگر یا از کشوری به کشور دیگر از خصوصیات انسانهاست و چیز بدی نیست(یعنی مهاجرت کردها از هندوستان در چهارصد سال پیش و ترکها از اسیای میانه در دو یا سه هزار سال پیش نقطه ضعف نیست ) ، وقتی یک انسان با هر نژادی تبعه یک کشور هست حقوق مساوی با دیگر اتباع کشورش دارد در ضمن برخی گفتند که می خواهیم کردی در ترکیه زبان رسمی شود (که این چیز خوبی است کاش بشود ) یعنی در ایران نشود؟ از طرف دیگر در مورد سمبلهای ملتها لازم است بدانید که تقریبا تمام ملتها سمبل دارند مانند خرس برای روسها و اژدها برای چینی ها و کانگورو برای استرالیا و خروس برای فرانسوی ها و سیمرغ برای پارس ها و بزقورد ( گرگ خاکستری )برای ترکها و بالاخره مار برای کردها (با اینکه توصیف حقوقی ملت را ندارند ) و همه ملتها به نحوی خود را با سمبل شان مرتبط میکنند ، بزقورد برای ترکها یک موجود افسانه ای است درست مثل سیمرغ برای پارسها ، یعنی همانقدر که کردها خود را مار زاد نمی دانند ترکها هم اعتقاد به گرگ زادگی ندارند ، تاکید زیاد بر روی این موضوع بد خواهی و بد نیتی و ترویج دشمنی بین مردم ایران است
به خسرو ۲۷ خرداد ۱۳۹۹ | ۱۷:۲۶
عزیزکه دلبندم اولین باری که در تاریخ به واژه ترک اشاره شده 1200 سال پیش در دشت های شمال چین بوده ، اما اولین بار که نام آذربایجان اشاره شده، 2800 سال پیش در کتاب اوستا بوده، کرد های اریایی قدیمی ترین ملت ایران زمین اند و وارث ایران زمین اند و مورد حمایت برادران فارس خود
به خسرو وفرهاد ۲۷ خرداد ۱۳۹۹ | ۱۹:۰۷
دوستان عزیز من نمی دونم که سطح تحصیلات ومیزان مطالعه روزانه شما چقدر است اما مایلم نکاتی رو در خصوص نظرات شما عرض کنم. اولاً اقلا یک منبع تاریخی ذکر کنید که در اون مهاجرت کردها از هندوستان به خاورمیانه اشاره شده باشه ثانیاً من شما رو ارجاع میدم به یک کتاب که تاریخیه و اتفاقا نویسنده ش ترکه حتما به اون مراجعه کنید کتاب عالم ارای عباسی نوشته اسکندر بیک منشی ترکمان که در اون در خصوص شهر اورمیه به صراحت اشاره شده که حتی یک نفر از هموطنان ترک در اون ساکن نبودن و خود نویسنده داستان اون رو توضیح میده. ثالثا اگر در ایران مهاجری وجود داشته باشه یکی اعراب و دیگری ترکها هستن اعراب که با حمله مسلمانان به ایران منتقل شدن و ترکها هم با فروپاشی ساسانیان و ورودشون به ایران به سده چهارم هجری میرسه که به عنوان غلام در دربار سلاطین عباسی به کار گرفته شدن و قبل از اون در مغولستان و سرزمینهای اطراف اون زندگی میکردن. اینکه اقای خسرو ورود اونها رو مال دو سه هزار سال قبل ذکر کردن به نظر میرسه بیشتر از روی تعصب باشه. از دوستان نامبرده خواهشمندم اگر اسناد معتبر در خصوص دفاع از نظراتشون دارن اطلاع رسانی کنن بلکه دیگران هم استفاده کنن وگرنه حرف تنها که به هیچ دردی نمی خوره
علی ۲۷ خرداد ۱۳۹۹ | ۱۹:۱۳
آذربایجانی بودن جزیی از تورک بودن است وقتی جز را قبول دارید حتماٌ کل را نیز قبول خواهید داشت . دوست عزیز کورد ، کهن ترین مردمان جهان باوجود هزاران سند به اندازه شماها ادعا ندارندمثل برادران فارس خودآغاز تاریخ را از زمانی می دانید که هیچ سندی برای آن پیدا نشده واتفاقاٌ هم پادشاهان شما در آن زمانها حکمروایی می کرده اند. تاریخ بانشستن در کنار زنها داستان سرایی بوجود نیامده است برای آفریدن افتخار وداشتن تاریخ افتخار آمیز چه خونهایی که ریخته نشده است . در همین جنگ تحمیلی نگاه کنید وتعداد شهدا در راه وطن استانهای مختلف را مقایسه کنید حتماٌ به جوابهای خوبی خواهید رسید.
فرهاد ۲۷ خرداد ۱۳۹۹ | ۱۹:۲۴
اتفاقا اعتقاد به گرگ زادگی دارن و مدام هم علامت گرگ رو با دستشون نشون میدن. این توسط کدوم ملت متمدن دیگه ای الان تبلیغ میشه که صدا و علامت حیوان رو دراورد و به اون افتخار کرد؟ ضمنا تا صد سال پیش خبری از بوزقورد و این اراجیف در گفتمان سیاسی اجتماعی نبود بلکه این کار رو پانترکیسم کرد که با اشاره به گرگزادگی به دو هدف برسه. یک اینکه ما از سایر نژادها که اصلا نژاد دیگه در خاورمیانه با اختلاط اقوام معنی نداره برتر هستیم که در حرفهای شما و علی که احتمالا یک نفر هم هستید واضحه. دو برای اینکه اساسی ایجاد کنن که از مغولستان تا ترکیه یک مکان موهوم به اسم توران بزرگ ایجاد بشه. درحالیکه به جز در آسای میانه که اون هم باز یک پارچگی نداره در خیلی از قسمتها، ترکیه و ٱذربایجان دو جزیره در بین مردمان با زبانهای هند و اروپایی هستن. آذربایجان از طریق ارمنستان و گرجستان و کردستان ترکیه ارتباطش با ترک زبانهای تزکیه قطعه و آذربایجان هم راهی به آسیای میانه نداره. اینها واصح نشون میده چه کسایی مهمون هستن.
پروفسور بالتازار ۲۷ خرداد ۱۳۹۹ | ۱۹:۵۵
(کردهای اریایی قدیمی ترین ملت ایران زمین اند و وارث ایران زمین اند و مورد حمایت برادران فارس خود) قارپوزآبادی! کردها مورد حمایت برادران فارس خود قرار دارند یا موردحمایت برادران ترک از دهات آذرایجانشرقی به تهران ریخته یک شبه فارس شده و به تفکر فاشیستی پان ایرانیسم گرویده؟ نگو چه فرقی می کند میان شکر مازندران و شکر هندوستان تفاوت از زمین تا آسمان است. در ضمن خنجری که توسط شاه فارسها، آریامهر(خورشید نژاد آریایی) در سال ۱۹۷۵ به آن حد از نامردی در پشت ملا مصطفی بارزانی و کردهای عراق فرو رفت یک هدیه برادرانه بود یا یک شوخی دوستانه بین دو آریایی؟ یعنی تو نمی دانی نفرت انگیزترین کلمه روی زمین برای کردها پان ایرانیسم است؟
علی ۲۷ خرداد ۱۳۹۹ | ۲۰:۰۷
آقای خدیو !!! قبل از تشکیل مملکت جواب قوم قتل عام شده آسوری را بدهید که سرزمین شان را بعد از قتل عام تصاحب کرده اید!! جواب قوم ارمنی را بدهید که سرزمینشان را بعد از قتل عام تصاحب کرده اید،« در ترکیه» که حالا هم ارامنه ادعایش را دارند وهم اکرد در پی استقلالش هستند!! سرزمینهای آذربایجانی قتل عام شده در سال ۱۹۱۵_۱۹۲۰ که طبق نوشته کسروی بالغ بر ۳۰۰ هزار آذربایجانی قتل عام شده اند سرزمینشان را چه کسانی تصاحب کرده اند؟؟ که شامل سابلاغ« مهاباد» سینان داش«اردلان،،سنندج»تیکان تپه« تکاپ» سولدوز« نقده» قوشا چای ودیلمان،داشماکی....؟؟ بعد در فکر تاسیس مملکت کردی باشید!!
محمد1 ۲۸ خرداد ۱۳۹۹ | ۰۰:۰۲
نام ایران از زمان رضا قزاق به این جغرافی داده و این اسم را هم از شاهنامه به عاریت گرفته اند وگرنه این جغرافی با اسامی مختلف و به نام سلسله و حاکمیت امپراتوری ترکان حاکم شناخته میشد .و این حاکمان علاوه بر نبوغ نظامی از نبوغ سیاسی فوق العاده ای هم بر خوردار بودن و میدانستند که مداحی و تملق گویی مختص چه کسانی است و از همان قبیله عده ای که طبع شعر و دلقکی را داشتند در اطراف خود جمع میکردند به همین دلیل اشعار فارسی رواج پیدا کرد و چون این زبان علاوه بر الفبای عربی از نظر اوایی و صدایی و بخصوص گرامر به زبان عربی نزدیک است و زبان عربی هم زبان قران است که در مکتب خانه ها رواج داشت و دین اسلام هم دین غالب ان منطقه بود به همین دلیل زبان فارسی که معجونی از زبان عربی . ترکی و دری بود انتخاب شده بود همانطری که سلاطین عثمانی اسلم و امت را مبنای حکومت خود انتخاب کرده بودند نه زبان و ملیت خود را وگرنه زبان دنیای اسلام در حال حاضر ترکی میشد وسول مهم این است که چگونه این ترکان بیابان گرد و چادر نشین توانستند در طول بیش از هزار سال بیش از صد عد امپراتوری. سلطنت . پادشاهی . جمهوریت. خود مختاری . خانات را از دیوار چین تا قلب اروپا و شاخ افریقا را رقم بزنند . عجب چادر نشینان مدرن و با هوشی بودن
مسعود ۲۸ خرداد ۱۳۹۹ | ۰۰:۳۹
ما باید همدیگر را همانگونه که هستیم به رسمیت بشناسیم و به همدیگر و فرهنگ و زبان و تاریخ همدیگر به دیده ی احترام بنگریم و پاسدار وحدت ملی ایران باشیم و به این مهم بیندیشیم که چگونه و از چه راهی اتحاد و همدلی و زندگی مسالمت آمیز در کنار همدیگررا عمیقتر و پر معنی تر کنیم و از باهم بودن لذت ببریم ! ما هموطن و همسایه و هم سرنوشت هستیم ما اتومبیل درکنارهم پارک نکرده ایم ما فرزندان صاحب حق و حقوق و درعین حال دارای وظایف تکالیف تعریف شده ای دراین آب و خاک هستیم !! غیر از تفرقه و دلشکستگی و یأس و نومیدی چه خیری در این کامنتهای پرخاشگرانه و تحریف گونه برای اقوام ایرانی وجود دارد؟
علی ۲۹ خرداد ۱۳۹۹ | ۱۶:۳۵
من بعد از اینکه اعمال اکراد را در قتل عام آسوریها وتصاحب سرزمینشان،وقتل عام ارامنه توسط اکراد عثمانی،وتصاحب سرزمینشان،« که بد نامی مال ترکیه شد وسرزمین مال اکراد» وقتل عام مردم آذربایجان در ۱۹۱۵_۱۹۲۰ توسط آندرانیک،مارشیمون،اسماعیل سیمیتگو، سرزمینشان توسط اکراد تصاحب گردیده : مثل سویوخ بلاغ،سینان داش تیکان تپه،داشماکی،قوشاچای،سولدوز،دیلمان،قروه بیجار ،سنقر، وحتی تصرف نصف سوریه « صد سال پیش در سوریه حتی یک نفر کرد نبود» وحتی شهر وروستاهای خالی از سکنه آذربایجان شمالی ا « که توسط ارامنه قتل عام شده بودن مثل لاچین ،کلبجر،آقدام،....» که توسط اکراد تصاحب گردیده، میترسم تا قرن آینده اثری از ممالک اطراف نماند چون اکراد عجیب پر اشتها وسیری ناپذیر شده اند .پس با این حساب جای تعجب است که چطور یک قوم بدوی محدود ورمه گردان توانسته در عرض کمتر از یک قرن چندین کشور را تصاحب کند وآب هم از آب تکان نخورد وخودراهم مغبون وطلبکار بداند، در اینجاست که مجددا بر ایٔمه علیه السلام درود میفرستم که چطور با علم لدنی خود این قوم غاصب را میشناختند ومارا هشدار وپرهیز داده اند ،واقعا چیزی که آنها ۱۴۰۰ سال پیش میدانستند ماهنوز با اینکه عملا میبینیم متنبه نمی شویم،.
آبتین ۲۹ خرداد ۱۳۹۹ | ۲۰:۵۴
دولت ارمنستان ترکها رو مسئول نسل کشی میدونه نه کردها. دولت ها مسئول جنایات و نسل کشیها هستن و نه مردم اون هم مردم محلی. شما که ادعای سرزمینی میکنید که باید کل ترکیه رو به کرد و ارمنی و یونانی و عرب پس بدید! آذربایجان هم که اصلا مال ایرانه. اینها نسل کشیهای شناخته شده توسط کشورهاست نه جعلیات پانترکی.
علی ۳۱ خرداد ۱۳۹۹ | ۰۰:۵۳
در جواب کامنت۰۷_۱۹ که دلیل ومدک خوسته،دوست باسواد در عرض ۱۰ ثانیه برو اینترنت بیش از ۲۰۰۰ دلیل ومدرک آمده،تا دلت بخواد مطالعه کن، ولی بگذریم از زمان بهرام گور که به چه منظوری آورده،که آنها هم قید شده، منتها آنهایی که در زمان محمود وتیمور آمدهاند داستانشان جداست. در نظام طبقاتی هند چهار طبقه وجود دارد،۱= برهمنان،روحانیون۲= شاهزادگان،۳=صنعتگران ۴= کارگران وکشاورزان..وهر کی در خارج این چهار طبقه باشد برایش نجس می گویند،وهر گونه تماس،ومعاشرت با نجسها گناهی نابخشیدنی،است،لذا در زمان فتح هند توسط محمود وتیمور عدهای از این نجسان ول ومعطل ،مسلمان شده بودند« ظاهری ومصلحتی» بطوریکه موقع بر گشتن محمود وتیمور،به بهانه اینکه هندیان بعد از برگشتن محمودوتیمور آنها را خواهند کشت،ونهایتا محمود وتیمور مجبورشدند موقع آمدن این به اصطلاح تازه مسلمانان را با خود به ایران بیاورند،وچون از شهرهای مختلف هم بودند به زبانهای مختلف تکلم می کنند،مثل کرماچی زبان آنهایی است که از کراچی آمده اند،وسورانی زبان آنهایی است که از منطقه سوران هند هستند،وووووووو حتی در هند منطقه ای بنام کورت وجود دارد که اهالیش هم شبیه اکراد هستند،و طرز لباس،عمامه،شلته،لچک،...وچهره وسایر موارد که در اینترنت آمده. وچون مقبول اهالی بومی ایران واقع نشدند به کوهای ذاگروس تبعید شدند وچون زاد ولد های دوجینی دارند در مدت چند قرن به ممالک مختلف گسترش یافتند، وحتی جنگ چالدران به دعوت ادریس بدلیسی بوده که به سلیم نامه نوشته که ایرانیان رافضی شده اند وقتلشان واجب است که سلیم را مجبور کرد با ایران بجنگد،ودرسرکوب ایرانیان نیابت خلیفه را داشتند،وحالا هم پدر خوانده شان آمریکا را دعوت کرده اند تا ملل سوریه عراق ترکیه وایران را تقسیم وبرای اکراد مملکت بسازد،که پلان در دست اجراست، با خودم فکر میکنم که با این سرعت واشتهایی که اکراد دارند شاید تا قرن آینده اثری از ممالک اطراف باقی نماند وهمه ضمیمه امپراطوری اکراد خواهد شد، ونکته آخر اینکه در جواب ترکان غلامان خلیفه عباسی بودند اتفاقا ترکان با ورودشان به دین اسلام اول سر خلیفه عباسی را بریدند وخودشان خلیفه شدند وهزار سال است که اکراد را غلام خود کرده اند وهنوز هم ادامه دارد. وتا انقراض عالم ادامه خواهد یافت.
ننگ بر راسیسم وفاشیسم ۳۱ خرداد ۱۳۹۹ | ۲۳:۳۵
بوی متعفن افکار کهنه پان های متوهم که فارس و لر وکرد و آذری وبلوچ و گیلک وتات و... رو مهمان و خود را صاحب خانه میداند جدا حال آدم رو به هم میزنه.با جستجویی در سایتهای پیروان این افکار پوسیده خبیث میتوان عمق وحشتناک بیماریهای روانی آنها رو متوجه شد.متاسفانه در حالی که جهان یک صدا علیه نژادپرستی و راسیسم به پاخاسته و اگرهم کسی چنین افکاری در سرداشته باشه روش نمیشه که از شرم چنین چیزی رو بر زبان بیاره نوچه های خلیفه داعش طیب اردوغان بدون هیچ شرمی در هر جا ومکانی علیه هرفرد قوم و کشور و ..نفرت پراکنی می کنند. قابل توجه اون کسانی که باورمند به مکتب اردوغان تروریست هستن این سرزمین خاک ایرانه و متعلق به تک تک قومیتهای اونه اگر هوس نکردید که برای همیشه برید بیابان گبی لطفا دهان مبارکتون رو چفت بفرمایید. چوایران نباشد تن من نباد بدین بوم وبر زنده یک تن مباد
علی ۰۱ تیر ۱۳۹۹ | ۱۴:۱۹
در جواب کامنت ۳۵_۲۳=اولا ماترکان دنبال فرصتی هستیم تا به صحرای گبی برگردیم،ودوباره چینیان مردارخوار را به اسارت در آوریم،که از ترس ترکان دیوار چین را ساختند ولی باز هم در امان نماندند ونزدیک ۱۵۰۰ سال برده ترکان بودند،پس خیلی ممنون میشویم که برای رفتن به گبی کمکمان کنید. ثانیا،ما از مردم محترم ایران صحبت نکردیم،که اسم اقوام ایرانی را آوردید،ما از تاریخ مهاجرت اکراد هندی تبار به ایران شرح وحالی دادیم،وبرای رفع شبهه ارجاعتان دادیم به سایتهای بین المللی،که مورد استناد تمام مراکز علمی جهان است،وامروز تمامی شبهات علمی وتاریخی از طریق این سایتها رفع میشود، واگرهم بوی تعفنی به مشامتان برسد شاید یاد هند افتاده اید،که در آنجا نجسان چون یک عمر حمام نمیکنند بوی لجن وادرار گاو میدهند، ثالثا بدون سند وفاکت چطور رهبر یک کشور مسلمان وهمسایه را به تروریسم متهم میکنید،،اتفاقا اردوغان بزرگترین ضد تروریست است که نسل pkk, pyd,ypg,,صالح مسلم ،عبداله اوجالان، را برای همیشه تاریخ دفن کرد، فاشیست وراسیسم ،نژاد پرستی،در مکتب ترکان جای ندارد ،اگر داشت امروز خیلیها مثل تو یکی تشریف نداشتند، ترکان اززمان آتیلا که برکل اورپا وخاورمیانه تسلط. وحکومت داشت وروم باستان خراجگذارش بود،تا الپ ارسلان،تا محمد فاتح ،تا محمود تیمور،شاه اسماعیل همه در خدمت اسلام ومسلمین بوده اند،واگر مثل شماها قوم گرا ونژاد پرست بودند ،لااقل شمارا از هند نمی آوردند،،که امروز مصیبتی شده اید بر کشورهای منطقه، فاشیست شماهستید که قوم ‌آسوری را قتل عام وسرزمینشان را تصاحب کرده اید،« اربیل،دهوک،حلبچه،سلیمانیه،توزخورماتو،موصل،حکاری،شمدینلی،یوکسک اوا،.......» ودر ترکیه شهرهای ارمنی نشین را بعد تبعید وقتل عام تصاحب کرده اید« وان،دیاربکر،تات وان ،بیتلیس،آغری،بینگول،درسیم،هارپوت،موش،قارص،.......» فاشیست آنهایی هستند که بعد از قتل عام مردم آذربایجان توسط آندرانیک،ماشیمون ،پطروس،اسماعیل سیمیتگو،سرزمینشان را تصاحب کرده اند « سویوخ بولاغ« مهاباد» سینان داش اردلان« سنندج» تیکان تپه« تکاپ» قوشاچای« میاندوآب» وبیجار،قروه،سنقر،داشماکی،دیلمان .....» وحتی برآذربایجان شمالی هم جهت غصب وتصاحب شهرهای خالی از سکنه ناشی از قتل عام ارامنه رفته اید، در سوریه که تا صد سال پیش حتی یک نفر کرد نبود امروز نصفش را غصب وتصاحب کرده اید .پس ژنوساید، اقوام مختلف را انجام وادعا وپوز دموکراتیک بودن هم دارید،شما ها با همراهی پدر خوانده تان آمریکا،از تمام شیوه های ماکیاولىستی،با روحیه مازوخیستی تمام اقوام اتنیکی را در سوریه،عراق، به نفع تروریستها تصاحب وخودرا ایرانی هم میدانید، والله ایرانی جماعت هر گز کا رهای شمارا ندانسته ونکرده،خودتان را زیاد به ایرانیها نچسبانید،که آنهم ریا ودروغ است تا به متامع خود برسید،والا گذشته را نمیگویم،از اول انقلاب تا حالا بیش از صد هزار ایرانی را کشته اید« توسط کومله ،دموکرات،پژاک،.....»با چه رویی وجسارتی هم خودتان را ایرانی اصیل میدانید، که بزرگترین ظربه را به انقلاب شما زده اید،،از کوزه همان تراود که در اوست،نیت اصلی شما در خدمت ارباب جدیدتان آمریکا بودن است واز نام اسلام وایران،هم سو.ٔ استفاده نکنید،ما ترکان بااینکه به قول شما از گبی آمدهایم،ولی خدماتمان بر ایران هزاران با ر بیشتر از همچو تویست که ادعای ایرانی بودن دارید ولی خاین و بی خاصیت ،ایران بیشتر از اقوام دیگر شاهد جانفشانی ترکان بوده واست،وما در طول تاریخ در راه ایران از جان ومال خود گذشته ایم ولی بیخود مثل شما شعار نمی دهیم ،اینهارا تاریخ ثبت کرده،پس زیاد ایران ،ایران نکنید،که تمام کارکردتان وکارنامه تان معلومه،ایران مدیون کسانی است که در راه آزادی وسربلندیش جانها داده اند،والا الکی ایرانیم گفتن به دردش نمی خورد،،پس درآخر برایت راهنمایی کنم که این راه که شما می روید به هندوستان است،.
ننگ بر راسیسم وفاشیسم ۰۱ تیر ۱۳۹۹ | ۱۶:۲۷
در جواب اقای علی عرض کنم خدمت شما دوست عزیز که اولا اگر منظورتان از منابع سایتهایی است که عقبه های مشخص و معلومی دارند و از سوی برخی جریانهای پان اداره می گردد برخی از آنها را دیدم و آنقدر جفنگیات در مورد تمام مردم ایران نوشته بود که ادم شرم می کرد به همچین موجوداتی هموطن بگوید و اینکه تمام اقوام عزیز ایران رو در کامنت قبلی ذکر کردم به دلیل توهین به تمام آنها در منابع مورد نظر شما بود. ثانیا اینکه به قطع و یقین اکثر ایرانیان ترجیح می دهند تبارشان هندی باشد تا اینکه خون مغول و اویغور و .... در رگهایشان باشد. کمااینکه درطول تاریخ به آریاییهای شاخه جنوبی هندوایرانی گفته اند و می گویند و مردم این سرزمین هفتادودو ملت نماد تسامح وتصالح و آشتی و همزیستی بوده اند و در هنگام خویش اهل رزم و جنگ و نبرد. ثالثا هنوز عکسهای کشتار ارامنه که سربازان دولت عثمانی در حال عکس یادگاری گرفتن با آن مصیبت زدگان هستند در فضای مجازی موجود است هنوز می توانید به خاطرات جمال زاده نویسنده بزرگ ایرانی مراجعه کنید که برخی خاطرات تلخ را از آن کشتار فجیع قرن اخیر را روایت می کند هنوز آسوریان کشتار۳۰۰هزار هم تبار خویش توسط دولت عثمانی را در خاطر دارند و به آن سایفو می گویند هنوز می شود در سرزمین اناتولی ردپای کشتار فجیع یونانیان را یافت کشتار کردها رو که تاکنون ادامه داره رو بهش اشاره نمی کنم که مطمنا خودتون بهتر در جریان هستید. شما کدوم کشور رو با این سابقه از نسل کشی سراغ دارید؟ رابعا تفکرات وحشتناک راسیستی برخی واقعا انسان رو متحیر می کنه.این تفکرات بیمارگونه که مطمنا شما دوست عزیز بهتر منظور مم رو متوجه میشید به حدی است که از توهمات و تخیلات و تصورات خویش به گونه ای یاد می کنند که گویی آیات وحیانی است. به عنوان نمونه در یکی از همین سایتها که به نظر شما منبع و مدرک هستش در ذیل توصیفات شهرکرد استان چهارمحال نوشته بود یک شهر ترک نشین؟؟؟!!!!!!!!بعضیها واقعا مردم رو چی فرض کردن؟در ادامه نویسنده با یک ادبیات سخیف و ضد ملی به ذکر برخی اراجیف می پرداخت و عجیب آنکه چنین سایتی که در هر صفحه ش صدها توهین به شعور ایرانی و کشور ایران بود فیلتر نبود.خامسا شما گفتید که بدون مدرک اردوغان رو تروریست خطاب کردم آیا الان گروه جبهه النصره که از وابستگان گروه داعش و القاعده بود وهست در همکاری کانل با نیروهای نظامی تحت امر ایشون نیست؟داعش صدها وهزاران فرد رو قتل عام کرد اما دیپلماتهای سرورشون اردوغان رو با مراسم ویژه بدرقه استانبول کردن. خود کشور روسیه بارها محموله های نفت ارسالی داعش به ترکیه رو منهدم کرد و تصاویرش موجوده در نت. این نفت برای کجا می رفت؟؟و هزاران شواهد و مدارک دیگه. سادسا لازم نیست شما کاسه داغتر از اش باشی من خودم چندین عضو خانواده ن در جنگ تحمیلی ایثارگر بودن ولی نکته ای که خیلی برام جالبه هرکسی که بخواد افکار نژادپرستانه شما رو نقد کنه فوری ده تا انگ بهش میزنید. البته انگ زدنتون هم مثل مستند ومدرک اوردنتونه. خدا همه ما را به راه راست هدایت کنه آمین
ئاگر ۱۳ مرداد ۱۴۰۰ | ۰۱:۱۲
بابا عجب رویی دارید شما ترکا.کلا جمعش کنید 200 سال نیست اینجایید بعد میگید کردا از هند اومدن.کی گفته اشوری ها رو کردا کشتن؟!!! اسناد و مدارک مشهوده ترک ها هم ارمنی ها رو قتل عام کردند هم اشوری ها .بعدشم در اسناد همین اشوری ها اسم از کردها اومده.هرودوت اسم از کردا میاره.این کاردوخ و کاردوین و.. اینا برای هند نیست اسمهایی هست که روی مناطق اناتولی اطلاق میشد 3000 سال پیش.بعد اسم مناطق دلیل بر قومیت اون منطقه نیست.الان تمام مناطق ترکیه اسم ترکی روشون هست درسیم رو کردند تونجلی.فردام یکی مثل شما میاد میگه اینجا اسمش ترکیست کردا اومدن غصبش کردند.بعد یه نگاهی هم به نژاد ترک های امروزی این منطقه بندازی میفهمی اینا بومی های خود اینجا هستند شباهت های نژادی بسیار کمی با اسیای میانه دارند و شاید خود شما هم یه بومی منطقه باشی که فقط داری زبان ناشیرین ترکی رو به کارمیبری.