ترویج سبک زندگی ایرانی- اسلامی مستلزم عمل است نه گفتار

چه کنیم غرب‌زده نشویم

۱۵ آذر ۱۳۹۹ | ۱۵:۰۰ کد : ۱۹۹۷۸۳۲ نگاه ایرانی خاورمیانه
نویسنده خبر: محمد مهدی مظاهری
محمد مهدی مظاهری در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: فرهنگ سازی و نهادینه کردن یک سبک زندگی خاص نیاز به تعمق، تدبیر، اجماع نخبگان، برنامه ریزی و عزم ملی دارد و با حرکت های شتاب زده و مقطعی سازگاری نیست. بنابراین چنانکه جمهوری اسلامی ایران می خواهد در عرصه فرهنگ سازی و احیاء و رواج سبک زندگی ایرانی- اسلامی گام بردارد؛ باید الزامات و ابزارهای آن را بشناسد و برای آنها برنامه ریزی و سرمایه گذاری کند.
چه کنیم غرب‌زده نشویم

دیپلماسی ایرانی: یکی از اتفاقات مهم در آغاز هزاره سوم، رواج افسارگسیخته فناوری‌های ارتباطی است؛ امروزه اینترنت و فضای مجازی، اصلی‌ترین محیط‌های برقراری ارتباطات انسانی، شناخته می‌شوند. شبکه‌های اجتماعی به‌مثابه یکی از مهم‌ترین این ابزارها، با قابلیت‌ها و امکانات خود تأثیرات عمیقی بر جنبه‌های اجتماعی زندگی کاربران در جوامع گوناگون گذارده‌ است. 

بنابراین، پیشرفت در فناوری اطلاعات و ارتباطات سبک زندگی و شیوه تعاملات انسان را به‌شدت تغییر داده و این تغییر بر جهان‌بینی و نوع نگرش افراد به زندگی نیز تأثیرگذار بوده است. طبیعتاً در چنین فضایی، جمهوری اسلامی ایران نیز از فرایند جهانی‌شدن ابزارهای ارتباطی مستثنی نبوده و استفاده جوانان ایرانی از شبکه‌های اجتماعی مجازی رو به گسترش است. نکته مهم اینجاست که به‌‌طور گریزناپذیری‌، جوانان و نوجوانان، پرجمعیت‌ترین و پرتعدادترین گروه نسلی ایران در مواجهه با اینترنت و متأثر از فضای مجازی هستند. 

در واقع، جوانان و نوجوانان امروزی برخلاف نسل‏های گذشته، بیش از آنکه در زمینه ارزش‏ها، باورها و رفتارها و در یک کلام، هویت‏شان از والدین و خانواده، متأثر باشند از رسانه‏ها، صنعت فرهنگ، همسالان وجوانانی که چه بسا از دیگر کشورها باشند، تأثیر می‏پذیرند. به‌ این ترتیب، مهم‌ترین چالشی که رسانه‌ها و ابزارهای دیجیتال در جامعه ایرانی به‌وجود آورده‌اند، ناشی از تقابل آشکار بین ارزش‌ها و جهت گیری‌های محتوای این ابزارها با ارزش‌های ایرانی - اسلامی است. رسانه‌های الکترونیکی جدید از نظر هویتی وضعیت تازه‌ای ایجاد کرده‌اند که بسیاری از جوانان کاربر این وسائل در ایران هم‌اکنون مثل غربی‌ها رفتار می‌کنند، لباس می‌پوشند و به موسیقی‌های آنها گوش می‌کنند. نتیجه چنین وضعیتی انفعال جوانان ایرانی و وابستگی آنها به غرب از نظر ذهنی و سبک زندگی خواهد بود.

به این ترتیب، ابزارهای نوین ارتباطی هر چند قابلیت استفاده و کاربرد مثبت در فرهنگ دینی ایران را دارند،اما به دلیل نبود فرهنگ استفاده و نیز نداشتن آمادگی و برنامه‌ریزی نهادهای متولی فرهنگ و هویت دینی، در حال حاضر کارکردهای منفی بیشتری داشته و با کاهش نقش والدین، خانواده و نهادهای دینی در فرایند هویت‌سازی جوانان، میزان مصرف‏گرایی، نسبی‏گرایی، فردگرایی و لذت‏گرایی آنها را نیز افزایش داده و از این طریق هویت ملی و دینی جوانان ایرانی را تضعیف کرده‌اند. 

نمود و نتیجه عینی این ضعف هویتی در سال های اخیر، جذابیت یافتن سبک زندگی غربی برای جوانان ایرانی و فاصله گرفتن هر چه بیشتر نسل های جدید از سبک زندگی ایرانی- اسلامی بوده است.  بر این اساس احساس تعلق و عضویت در چهار هویت قومی، ملی، امتی و جهانی، غرور و افتخار به گذشته و تاریخ کشور، تمایل به حفظ یکپارچگی و به هم پیوستگی جامعه، اهمیت دادن به فرهنگ و ارزش های ایرانی – اسلامی و تعهد برای دفاع از سرزمین که جزو مؤلفه های مهم سبک زندگی ایرانی- اسلامی هستند، در برخی موارد جای خود را به فردگرایی، خانواده گریزی، مصرف گرایی، شتاب زدگی و تنوع طلبی داده اند که از مهمترین مؤلفه های فرهنگ غربی محسوب می شوند. 

در این میان هر چند برخی متولیان فرهنگی، اخلاقی و ارزشی جامعه می کوشند با معرفی و نهادینه کردن ارزش های ایرانی- اسلامی، جوانان کشور را از پیروی از سبک زندگی غربی بازدارند، اما به نظر می رسد از یک طرف تلاش ها در این زمینه کافی نبوده و از طرف دیگر، برخوردهای سختگیرانه، تقابلی و فیزیکی برخی از نهادهای مسئول، به نوعی در جوانان ایرانی حالت ایستادگی در برابر فرهنگ سازی اجباری و عدم تمایل درونی به هنجارها و ارزش های بومی را ایجاد کرده است؛ وضعیتی که بی شک مانعی مهمی در برابر رواج سبک زندگی ایرانی – اسلامی خواهد بود. 

گریز از چنین شرایطی و مهیا کردن نسل نوجوان و جوان جامعه برای ایستادگی و پایمردی بر سر فرهنگ و ارزش های بومی نیاز به پیش زمینه هایی دارد که در اینجا به برخی از آنها اشاره می شود:

- در درجه نخست به نظر می رسد مسئولان جامعه باید در ابعاد مختلف اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی شرایطی را برای کشور فراهم کنند که غرور آفرین و مایه افتخار هر ایرانی باشد؛ زمانی که هر فرد ایرانی احساس کند کشورش در عرصه منطقه ای و جهانی سرآمد و مورد احترام است و به الگوی ملت های دیگر تبدیل شده، خواه ناخواه به ارزش های ملی و دینی خود افتخار می کند و می کوشد با رعایت و به نمایش گذاشتن هر چه بیشتر آنها، سهمی در افزایش اعتبار کشور داشته باشد. 

- نکته مهم دیگر، دعوت جوانان ایرانی به ارزش‌های ایرانی- اسلامی با عمل است نه در گفتار؛ در سال های اخیر مکررا ویدئوها و تصاویر مختلفی از سبک زندگی غیر ایرانی، غیر اسلامی و حتی غربزده برخی مسئولان و مسئولان کشوری و یا فرزندان آنها در فضای مجازی منتشر شده و باورهای واقعی آنها را به نمایش گذاشته است؛ از آنجا که نوجوانان و جوانان کاربران اصلی و در نتیجه اولین دریافت کنندگان چنین تصاویری در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی هستند؛ نمی توان به آنها گفت مسئولان و فرزندانشان اینگونه زندگی می کنند، اما شما مقید به سبک زندگی ایرانی- اسلامی باشید! «دعوت به نیکی با عمل» به کرات در ادبیات ملی و دینی ما نیز مورد تأیید قرار گرفته؛ چنانکه فردوسی، شاعر بلند آوازه ایرانی می گوید: «دو صد گفته چون نیم کردار نیست» و امام صادق(ع) نیز می ¬فرمایند: «کونوا دعاه الناس بغیر ألسنتکم؛ با غیر زبان هایتان مردم را دعوت کنید».

- تقویت رسانه های تصویری، صنعت فیلم، انیمیشن و بازی های کامپیوتری کشور یکی دیگر از راه های مهم تشویق نسل جدید جامعه به سمت ارزش ها و سبک زندگی ایرانی اسلامی است. امروزه یکی از مهمترین ابزارهای کشورهای غربی برای ترویج فرهنگ و ارزش های خود، بهره گیری از رسانه‌هاست؛ شیوه ای که به آنها کمک کرده تا سبک زندگی و فرهنگ خود را جذاب و کارامد جلوه دهند و فرهنگهای دیگر را تحقیر کنند و به حاشیه برانند.

فرهنگ سازی و نهادینه کردن یک سبک زندگی خاص نیاز به تعمق، تدبیر، اجماع نخبگان، برنامه ریزی و عزم ملی دارد و با حرکت های شتاب زده و مقطعی سازگاری نیست. بنابراین چنانکه جمهوری اسلامی ایران می خواهد در عرصه فرهنگ سازی و احیاء و رواج سبک زندگی ایرانی- اسلامی گام بردارد؛ باید الزامات و ابزارهای آن را بشناسد و برای آنها برنامه ریزی و سرمایه گذاری کند.

محمد مهدی مظاهری

نویسنده خبر

دکتر محمد مهدی مظاهری، استاد دانشگاه، رئیس موسسه فرهنگی اکو، عضو هیات امنای پژوهشگاه فرهنگ و هنر و ارتباطات، مشاور رییس فقید مجمع تشخیص مصلحت نظام، مشاور وزیر امور ...

اطلاعات بیشتر

کلید واژه ها: جمهوری اسلامی ایران ایران اسلامی فرهنگ غرب زدگی


( ۳ )

نظر شما :

سهراب ۱۵ آذر ۱۳۹۹ | ۱۶:۴۲
بهتر بود نویسنده محترم اول چند مثال از سبک زندگی ایرانی-اسلامی میزدند. مثلا در حوزه موسیقی منظور از سبک ایرانی-اسلامی دقیقا چیست؟ ایا مثلا اواز قمرالملوک وزیری در سبک موسیقی ایرانی-اسلامی میگنجد؟
خسرو ۱۵ آذر ۱۳۹۹ | ۱۸:۴۰
قدرت فرهنگی غرب ، شاخص های مختلفی دارد که رسانه یکی از آنهاست ، ولی جذبه اصلی آن آزادی بی حد وحصر در روابط اجتماعی و لذت جویی و تفریح است که جوانان را شیفته می کند ، باید دولت و نهادهای اجتماعی و فرهنگی بدل انرا پیدا کرده و عرضه کنند
مجید ۱۵ آذر ۱۳۹۹ | ۲۳:۱۹
چند مثال ساده و بدون جواب میشود مطرح کرد. مثلا نشان دادن الات موسیقی در صدا سیما یا اواز خواندن خانم ها یا برگزاری یک کنسرت حتی از نوع سنتی ان در شهرهایی مثل مشهد را چطور میتوان در سبک ایرانی اسلامی تعریف کرد؟ ایا بعد چهار دهه ازمون خطا بهتر نیست این دو را برای حفظ شان ان یکی از یکدیگر جدا کرد؟
حسام ۱۶ آذر ۱۳۹۹ | ۰۰:۰۰
بهتر است مقاله لیلا عنوان «چه کنیم تا شرق زده نشویم» هم در نقد چرخش بیش از حد به بعضی قدرت های شرقی نوشته شود تا تعادل برقرار و انصاف رسانه ای هم رعایت شده باشد.
محمد ۱۶ آذر ۱۳۹۹ | ۰۲:۴۶
حرف های درستی فرموده شده اما به نظر بنده ما هرچقدر در حوزه اقتصاد، سیاست و ... در مسیر آنچه دانش اقتصادی و سیاسی و جامعه شناختی غرب حرکت کنیم به همان میزان به عوارض و بیماری های فرهنگی و اجتماعی متاثر از آن دچار خواهیم شد و رسانه هم به عنوان عامل سرعت بخش عمل خواهد کرد. فلذا نظریه سازی و ایجاد گفتمان های فراگیر اقتصادی، سیاسی، جامعه شناختی، در هنر و... مقدم بر عملی باید باشد.
علی ۱۶ آذر ۱۳۹۹ | ۰۳:۱۰
به بهانه آریا سازی اقوام مختلف ایرانی ،چنان معجونی درست کرده اید،که با هیچ فرمول طبیعی اجتماعی نمی سازد،،،تعریف ملت واحد مردم ایران که از چندین قوم متفاوت با فرهنگ و زبان خاص خود هزاران سال در کنار هم زندگی بی دغدغه داشتند،ولی غفلتا به بهانه‌های مریض گونه مورد هجوم عدهای قرار گرفته اند که میخواهند همه هستی وداشتههای هزاران ساله آنها را به یغما برند،واز آنها موجودات جدیدی با تعریف غلتی به بار اوریم،وتبدل به قوم خیالی آریایی کنیم ،که خود واژه آریایی مورد ریشخند خارجیان است،،چون ما در دنیا چنین تعریفی از قومی که مبدا ومنشا ومسقط الراسش،معلوم نیست،وجزو کدامین گروه انسانی هستند( سیاه،زرد،سفید،سرخ،هندی،چینی،المانی....) بلاخره ایرانی را در کدام گروه قرار داده آید که تبدیل به آریایی شده؟. آیا در دنیا به غیر از ایران آریایی دیگری هم است؟. یا شما از کرات دیگر آمده اید؟
علی ۱۶ آذر ۱۳۹۹ | ۱۱:۱۸
کتاب غرب زدگی جلال آل احمد بخوانید غرب زده نشوید
مهدی ۱۸ آذر ۱۳۹۹ | ۲۲:۱۹
با احترام به نویسنده و ناشر گرامی، سبک متعالی زندگی ایرانی-اسلامی تعریفی حز کلمه مهملات ندارد