کتاب امیر عبداللهیان در بوته نقد

یاداداشتی برای صبح شام

۲۳ تیر ۱۴۰۰ | ۱۸:۰۰ کد : ۲۰۰۴۰۶۴ اخبار اصلی کتابخانه خاورمیانه
احسان سپه وند در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: منظر مطالعه کتاب صبح شام که خاطرات دکتر حسین امیر عبداللهیان، معاون اسبق عربی و آفریقایی وزارت امور خارجه، پیرامون بحران سوریه است نیز، خالی از لطف نیست. کتاب با مقدمه امیر عبداللهیان پیرامون روابط تهران و دمشق آغاز می شود و با پیشگفتار تدوین گر ادامه پیدا می کند. پس از این، اثر شامل دو بخش خاطرات و یادداشت هاست. 
یاداداشتی برای صبح شام

نویسنده: احسان سپه وند، کارشناس ارشد دیپلماسی وسازمان های بین المللی

دیپلماسی ایرانی: سنت نگارش خاطرات میان عموم دیپلمات ها در سراسر جهان عملی حائز اهمیت و در عین حال رویکردی سودمند با نگاه به آینده در وجه تعلیمِ حاصل از روایت چگونگی مواجهه با پدیده های سیاسی و دیپلماتیک است که البته در بسیاری از این آثار مفهوم اقناع عمومی بعنوان هدف نگارش نیز دور از ذهن روایت گران نبوده است. از همین منظر مطالعه کتاب صبح شام که خاطرات دکتر حسین امیر عبداللهیان، معاون اسبق عربی و آفریقایی وزارت امور خارجه، پیرامون بحران سوریه است نیز، خالی از لطف نیست. کتاب با مقدمه امیر عبداللهیان پیرامون روابط تهران و دمشق آغاز می شود و با پیشگفتار تدوین گر ادامه پیدا می کند. پس از این، اثر شامل دو بخش خاطرات و یادداشت هاست. 

صرف نظر از بحث های قابل تأمل بسیاری که در کتاب وجود دارد و در یادداشت حاضر مجال پرداختن با آنها نیست، آنچه نظر نگارنده را به خود جلب کرد، چگونگی ورود نظامی روس ها به بحران سوریه از منظر صاحب اثر و اهدافی است که دولت کرملین در آن برهه از زمان دنبال می کرده است. امیر عبداللهیان در قسمتی از کتاب چنین می پندارد که: (گفتگو های نیرو های امنیتی و نظامی دوکشور (ایران و روسیه)، اقدامات سردار سلیمانی و دیدار پوتین با مقام معظم رهبری در تهران به عنوان عوامل مهم دیگر منجر به اتخاذ رویکرد جدید مسکو در قبال سوریه شد. به این ترتیب در سی ام سپتامبر 2015 روسیه با هدف کمک هوایی وارد سوریه شد) (1). این در حالی است که وی در قسمتی دیگر ذیل تیتر تغییر موضع روس ها اشاره می دارد: ( اینطور نبود که در اثر گفته های ما ناگهان متقاعد بشوند ( روس¬ها) و تغییر روش بدهند) (2). 

با عنایت به گزارهای قدری دوگانه فوق، سوالی که ذهن هر مخاطبی را به خود جلب می کند، چرایی ورود نظامی روس ها و تاثیر اَعمال و مذاکرات تهران در اتخاذ این تصمیم از منظر صاحب اثر است. 

برای آغاز بررسی صورت مسئله مطروحه، نگاهی به این نقل قول سازنده است که هنری کسینجر سیاست مدار، دیپلمات و رئالیست کهنه کار امریکایی در آخرین اثر خود با عنوان نظم جهانی راجع به سیاست های کلان روس ها می نویسد: خط مشی روسیه طی قرون ضرباهنگ خاص خود را دنبال کرده و بر سرزمینی شامل متنوع ترین اقلیم ها و فرهنگ ها سایه انداخته است. اما گه‌گاه دچار وقفه شده و دلیل این وقفه ها نیاز به تطبیق ساختار محلی با این امر خطیر و گسترده بوده و البته هر بار نیز این روند درست مثل موجی که به ساحل می آید دوباره به حالت پیشین بازگشته است. از زمان پترکبیر تا ولادمیر پوتین اوضاع تغییر کرده، اما ضرباهنگ به طرز عجیبی پا برجا مانده است (3). از همین منظر سوالی که نگارنده را با توجه به اظهارات جناب امیر عبداللهیان درگیر خود می کند، این است که چرا وقتی در تیر ماه 1391 دمشق در آستانه سقوط بود، رایزنی ها وتاثیرات مقامات جمهوری اسلامی ایران  اثری ملموس بر روس ها نگذاشت و شاهد دخالت آنان نبودیم. اما از سوی دیگر زمانی که در فروردین 1394 معارضین به لاذقیه و طرطوس نزدیک شدند پوتین برای کمک درنگ نکرد. 

قبل از پاسخ به این سوال اشاره به مطلب مهم دیگری از کتاب صبح شام خالی از لطف نیست. در صفحه ای دیگر از کتاب صبح شام روایت کننده اشاره به نکته درخور توجه ای دارد. وی چنین می انگارد که سردار شهید سلیمانی به عنوان یک تجربه به صاحب اثر اشاره داشته که اگر بین گفت وگو ها با روس ها فاصله بیفتد ممکن است در بعضی نکات اساسی از شما فاصله بگیرند و تحت تاثیر برخی اندیشکده ها و یا فضای بین المللی قرار گیرند(4). پُر واضح است که در این مهم نوعی ابهام نهفته است. این ابهام مرتبط با مفروض سیال پنداشتن محض روس ها و تصمیماتشان پیرامون سیاست خارجی است و بنیان این رویکرد که اندیشکده های غربی تا کجا بر روس های شکارچی تبار و فرصت طلب تاثیر گذارند، خود محل سوالی بسیار جدی است. 

نکته دیگر متوجه نقل قولی است که در صفحاتی دیگر از یک مقام امنیتی روس عنوان می¬شود که در تحلیل آن مقام چنین اذعان شده که برداشت روس ها این بوده که با حمایت ایران بشار اسد در قدرت می ماند(5)، اما نکته محل تأمل تاریخی در مورد این ادعا، حمایت ضمنی روس ها در برهه ای از بحران سوریه پیرامون کناره گیری شخص اسد از قدرت است.

به هر رو در پاسخ به سوال نخستین، پیش فرض تقویت شده پس از عبور از آن ایام این است که روس ها با هدف محافظت از پایگاه دریایی خود که به علت عملیات معارضین حکومت سوریه در مارس 2015 (سقوط ادلب و اریحا) به خطر افتاده بود تصمیم به ورود نظامی به سوریه گرفتند. روزی بیسمارک، سیاس پروسی هشدار داده بود که وای بر دلتمردانی که استدلال هایشان برای وارد شدن به جنگ به اندازه پایان دادن به جنگ در زمان شروع آن، متقاعد کننده نیست (6) و چه بسیار نیک روس ها این مهم را در بحران سوریه آموخته و به اجرا درآوردند. به گمان نویسنده این سطور آنها پس از از دست دادن لیبی که آخرین پایگاه روس ها در بین اعراب مدیترانه بود می دانستند که پایگاه دریایی طرطوس به هیچ وجه نباید از دست برود. 

اما با روشن شدن موضوع چرایی ورود نظامی روس ها به بحران سوریه از نظر نگارنده، حال برآنم که به موضوعی ریشه ای و ماقبل از این مهم راجع به اصل رویه نگارش کتب خاطرات اشاره کنم. 

با بررسی کتب خاطرات متفاوت و مختلفِ عالم سیاست بین الملل نکته مهمی نظرم را جلب کرد که چگونه نویسندگان این کتب که افراد مشهور و صاحب نامی نیز هستند، گاهی از برخی روایت های جاری عبور و واقعیت هایی ناملموس را به عنوان افتخارات خود عنوان می کنند و گاهی نیز با عبور از روایت غالب و پیروز، به نقاط ضعفی اشاره می کنند که بابی از اندیشدن متفاوت و آموزنده را در ذهن هر خواننده ای باز می کند. برای نمونه زلمی خلیل زاد، سفیر اسبق افغان تبار ایالات متحده در کابل و بغداد در کتاب خاطرات خود با عنوان فرستاده اشاره می کند که کاش هشدارهای جواد ظریف را در مورد بی ثباتی که در دوران پس از جنگ، عراق را در خود غرق خواهد کرد، جدی می گرفته است (7). نمونه ای دیگر جیان دومنیکو پیکو، دیپلمات ایتالیایی و معاون اسبق دبیرکل ملل متحد است که پیرامون میانجیگری صورت گرفته دهه 90 میلادی در خصوص آزادسازی گروگان های غربی و امریکایی در لبنان، در کتاب خاطرات خود با عنوان مردی بدون اسلحه با اشاره به خلف وعده دولت امریکا اذعان می کند، با ناکامی اش در عملِ امریکایی ها به تعهداتشان وی تبدیل به فردی دروغگو شده که پس از این سخت ترین کار برای او حضور در تهران و دیدار رو در رو با رئیس جمهور هاشمی رفسنجانی بوده که می بایست در آن دیدار فریب خوردن غیر عمد خود را به اطلاع او برساند(8).

مورد قابل توجه دیگر از این دست، کتاب آقای سفیر و خاطرات محمد جواد ظریف است آنجا که وی به تلخی از تجربه ناموفق پاسخگویی در کمیته حقوق بشر سازمان ملل متحد یاد می کند و این تجربه ناموفق را به نبود تجربه دیپلماتیک و انگیزه جویایی نام در میان خود و همکارانش نسبت می دهد. وی به صراحت بیان می کند، رویه غلط اتخاذی از سوی ایشان مسبب آن شده که ظریف و همکارانش با دستان خود بحث کمیته حقوق بشر را متوجه ایران کنند(9). 

نمونه دیگر از این دست، کتاب خاطرات هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه اسبق امریکا با عنوان انتخاب های دشوار است که وی علاوه بر اذعان استیصال گونه این نظر که تلاش برای تغییر مسیر در خاورمیانه مانند کوبیدن سر به دیوار آجری است، به صراحت بیان می کند در موضوع تحولات شمال آفریقا در پی دگرگونی سی ام ژوئن مصر علیه دولت اخوان المسلمین دچار نوعی غافلگیری مقطعی شده است. وی همچنین سیاست های ایالات متحده را در مقطع گذار مصر، نوعی بندبازی توصیف می¬کند که به بروز اتهام توأمانِ حمایت و تقابل با اخوان المسلمین، از سوی افکار عمومی مصر دامن زده است(10).

با نگاهی به مجموعه این نمونه ها آنچه حائز اهمیت است نحوه ورود افراد یاد شده به پدیده¬ها و واقعه ها است. دو نوع ورود را می توان از منظر نگارنده در نظر داشت. نحوه اول ورود به بازگویی وقایع از منظر دانای کل است که راوی از زاویه حاکم محض بر واقعه به بیان روایت می پردازد که به طور مسلم بازتعریف وقایع آسیبی است که این جنس از روایت را تهدید می کند. نحوه دوم حالتی است که در آن راوی به عنوان شخص اول واقعه را روایت می کند که در این حالت نیز تأویل از یک واقعه از سوی روایت کننده جدی ترین آسیبی است که یک روایت تاریخی را تهدید می کند. به هر حال به نظر می رسد روایت صاحب اثر از سوال اصلی این یادداشت پیرامون چرایی ورود نظامی روس ها به بحران سوریه از دریچه روایی دانای کل صورت گرفته و در نمونه های دیگر ذکر شده راوی در جایگاه شخص اول به بیان وقایع و تصمیماتی پند آموز پرداخته است.

در هر صورت و با عنایت به توضیحات فوق میتوان چنین پنداشت که فهم فردی هرکدام از آحاد انسانی کوچکترین تاثیری بر کیفیت واقعیات بیرون از ما در وجه هستومندی نخواهد داشت، بلکه این فهم فردی تنها و تنها نحوه مواجهه ، نوع ارتباط و نسبت ما با آن واقعه را مشخص و نمایان می کند که صد البته پی بردن به این مهم در عالم سیاست بین الملل برای کارگزان سیاست خارجی از اهمیت دوچندانی برخوردار است. به هر حال امید است مجموع نویسندگان این جنس از آثار در کشورمان توجه ای هرچند کوچک به این مهم داشته باشند. انشالله

منابع مورد استفاده:

1.    مصحفی ، محمد حسن . (1399 ) صبح شام، روایتی از بحران سوریه خاطرات دکتر حسین امیر عبداللهیان ، تهران : نشر سوره مهر .ص 121
2.    مصحفی ، محمد حسن. همان ، ص117
3.    کسینجر ، هنری. (1398) نظم جهانی ، تأملی در ویژگی ملت ها و جریان تاریخ ، ترجمه محمد تقی حسینی ، تهران : نشر علمی و فرهنگی.ص 52
4.    مصحفی، محمد حسن. همان، ص123
5.    مصحفی، محمد حسن. همان، ص124 الی 126
6.    کسینجر، هنری. همان، ص86
7.    خلیلزاد ، زلمی.( 1395) فرستاده: از کابل به کاخ سفید، سفر من در جهانی متلاطم ، ترجمه مصطفی احمدی ، تهران: نشر کوله پشتی. ص245
8.Picco, Giandomenico . Man Without a Gun : One Diplomat's Secret Struggle to Free the Hostages, Fight Terrorism, and End a War , (Times Books ,Miami)1999,p.4 Prologue
9. راجی، محمد مهدی .( 1392 ) آقای سفیر ، گفتگو با محمد جواد ظریف، تهران:نشر نی،ص40
10. کلینتون، هیلاری .( 1394)  انتخاب های سخت ،ترجمه امیر قادری، تهران: نشر ملیکان،ص285 و ص300 

کلید واژه ها: ایران و روسیه ایران و سوریه شام آخر ایران و روسیه و سوریه حسین امیرعبداللهیان


( ۳ )

نظر شما :

پویا ۲۳ تیر ۱۴۰۰ | ۲۰:۲۰
نظر نگارنده محترم در خصوص رسانه ، عملیات روانی ، و دیپلماسی عمومی و همچنین هجمه عظیم رقبای منطقه ای و فرامنطقه ای ایران بر افکار عمومی ایران به منظور فشار بر ساختار تصمیم گیری نیامده متن باید کامل تر باشد
پویا ۲۳ تیر ۱۴۰۰ | ۲۰:۴۱
برخی مطالب اصولا مصرف داخلی دارد و هدف آن تاثیر گذاری بر طرفداران روسیه و یا سایر کشور ها در ایران میباشد نظر نگارنده محترم مقاله در این خصوص مشخص نیست طرفداران روسیه در ایران را به دو بخش میتوان تقسیم کرد طرفداران سیاسی طرفدارن غیر سیاسی طرفداران سیاسی را هم می توان به دو بخش زیف روس - چین و طیف روس - هند طبقه بندی کرد این طرفداران به گروه طرفدارانی که ارتباطبا دستگاه دیپلماتیک روسیه دارند و یا طرفدارانی که از طریق رسانه های جمعی روسیه چین یا هند مواضع خود را با کشورهای مورد علاقه شان تنظیم میکنند طبقه بنده کرد موضع نگارندذه محترم در این خصوص مشخص نیست که هدم دکتر عبداللهیان کدام گروه بوده
ناصر نیک روزش ۲۴ تیر ۱۴۰۰ | ۱۳:۰۱
با سلام ای کاش جناب امیر عبداللهیان این مطلب را میدیدند. مطلب بسیار مستدل و ارزشمندی است.نویسنده با مهارت خاصی به نکات مهمی از کتاب اشاره کرده است.