فاسدانی که دست نخست وزیر هند را گرفته اند

زدوبند به شیوه نارندرا مودی

۱۴ خرداد ۱۴۰۳ | ۰۶:۰۰ کد : ۲۰۲۶۳۹۴ اخبار اصلی آسیا و آفریقا
روابط بین مودی و آدانی از سال ۲۰۰۲، پس از کشتار انجام شده در گجرات که کشته شدن ۲ هزار تن – غالبا مسلمان- موجب شد آغاز شد. این قربانیان توسط هندوهای متعصب با همدستی مودی، که در آن زمان سروزیر ایالت گجرات بود، کشته شدند.
زدوبند به شیوه نارندرا مودی

دیپلماسی ایرانی: نارندرا مودی، در فردای پیروزی در انتخابات عمومی در سال ۲۰۱۴، در یک هواپیمای جت خصوصی ظاهر شد. این هواپیما متعلق به گوتام آدانی، یکی ثروتمندترین افراد در هند بود. در یک سوی داخل هواپیما، رنگ های زعفرانی، سفید و سبز و در سوی دیگر رنگ های موسسه های گروه آدانی قرار داشت. با آن که تزویج قدرت و پول در همه دنیا کمی به چشم می خورد، پیوند بین این دو مرد – به ترتیب نماد برتری جویی هندو و ثروت اندوزی بی لگام - که ۲۰ سال سابقه دارد و استحکام یافته، چیزی بیش از حد معمول است. این امر نمایانگر موفقیت یک سرمایه داری برپایه زد و بندی بی سابقه در تاریخ هند است.

آدانی در ۱۸ سالگی، بدون دیپلم، گجرات را به قصد بمبئی (مومبای) ترک کرد. او ابتدا در صنعت الماس، در بخش رده بندی سنگ ها، کار کرد. یک سال بعد، به گجرات بازگشت و به برادر خود در راه اندازی یک موسسه تولید ورقه های پلاستیک کمک کرد. کار آنها تا حدی توسعه یافت که برای تأمین مواد اولیه به خارج روآوردند. در سال ۱۹۸۸، دو برادر موسسه صادرات آدانی را پایه گذاری کردند و فعالیت های خود را در زمینه های نگهداری مواد غذایی، تولید نیرو، سیمان و ذوب فلزات گسترش دادند. ۱۰ سال بعد، آدانی امپراتوری خود را در کنار دریای عرب، در زمینی به مساحت ۳۶۰۰ هکتار که بخش از آن جنگل و مرتع بود، بنا کرد و بندری خصوصی به نام موندرا ساخت.

روابط بین مودی و آدانی از سال ۲۰۰۲، پس از کشتار انجام شده در گجرات که کشته شدن ۲ هزار تن – غالبا مسلمان- موجب شد آغاز شد. این قربانیان توسط هندوهای متعصب با همدستی مودی، که در آن زمان سروزیر ایالت گجرات بود، کشته شدند. در کنفدراسیون صنعت هند، کسانی خواهان استعفای آقای مودی شدند. به عکس، کسانی دیگر از او حمایت کرده و سازمانی به نام «گروه خیزش گجرات» (IGG) تأسیس کردند. در آن زمان، آدانی که فقط ۴۰ سال داشت، پیشرو این گروه شد. در سال ۲۰۰۳، در زمان برگزاری نخستین نشست همایش سرمایه گذاری «گجرات درخشان»، بلندپروازی اش نمایان شد. او به نخست وزیر قول ۱۵ میلیارد روپیه (حدود ۱۶۷ میلیون یورو) سرمایه گذاری داد. این نخستین گام بالا رفتن او از نردبام موفقیت بود. بزرگ کردن موندرا آن را بدل به بزرگ ترین بندر خصوصی هند کرد. بنا بر نوشته نشریه فوربز هند، که قراردادهای اولیه او را به دقت بررسی کرده، اجاره نامه ها «گاه به قیمت یک سنت برای هر متر مربع بوده که آدانی آن را به موسسه های دیگر به قیمت هر متر مربع ۱۱ دلار اجاره داده است».

پیش از به قدرت رسیدن مودی، گجرات درمورد بخش خصوصی سیاست هایی بسیار مساعد درپیش گرفته بود. مودی در دوره تصدی خود (۲۰۰۱- ۲۰۱۴) در این ایالت، این سیاست ها را تقویت کرد و تعمیق بخشید. او مناطق اقتصادی ویژه را نظام‌مند کرد و زمین های کشاورزی را به صاحبان صنایع واگذار کرد که به نحوی استثنایی از پرداخت مالیات، رعایت مقررات زیست محیطی و قانون کار معاف می شدند. زیرپا گذاشتن عرف ها به صورت امری معمول درآمد. در سال ۲۰۰۸، مودی یک زمین مرغوب را برای ساخت خودرو به راتان تاتا پیشنهاد کرد که او به دلیل بسیج کشاورزان در بنگال غربی از ساخت کارخانه در آن محل منصرف شد. متن این پیشنهاد فقط حاوی عبارت «خوش آمدید» بود که معنی صدور مجوز را داشت. تاتا برای ابراز حق شناسی می گوید: «نارندرا مودی کسی است که تعامل با او بسیار ساده، بی تکلف، راحت و دلپذیر است و از قابلیت هم برخوردار است».

در آن زمان، درگجرات بیش از جاهای دیگر پول عمومی بذل و بخشش می شد. به گزارش بازرس کل کنترل (CAG) – که معادل دیوان محاسبات فدرال است - در سال ۲۰۱۳ دولت ایالتی برق را از گروه آدانی به بهایی به طور غیرعادی گران خریده است. طی چند سال، مودی مدل توسعه ای را به راه انداخت که بر پایه حمایت از برنامه های بزرگ و به زیان موسسه های کوچک و متوسط (PME) بود. اعطای معافیت های مالیاتی به مجریان این برنامه ها، خزانه عمومی را خالی کرد و هزینه های اجتماعی را دچار خفقان کرد.

به طور کلی، در طول سال های دهه ۱۹۹۰، روابط بین نخبگان سیاسی و اقتصادی در هند دگرگون شد. در برابر سرمایه داری حکومتی دهه های پس از استقلال (۱۹۴۷)، که خانواده های بزرگ صنعتی را در قید «برنامه» قرار می داد، مدل دیگری ظهور یافت که مبنای آن عدم قابلیت حکومت بود. مشارکت های دولتی- خصوصی (PPP)، که از سال های دهه ۲۰۰۰ زیاد شد، موجب چیرگی تدریجی کارفرمایان بر نخبگان سیاسی شد. ابزار این چیرگی پرداخت رشوه و زیرمیزی های چرب و نرم بود. اغلب گروه های هندی (برادران موکش، آنیل آمبانی و نیز نخستین عامل تلفن همراه، موسسه های بهارتی، یا مجتمع معدنی جیندال استیل اند پاور ودانتا) با بستن قراردادهایی در بخش های بزرگ مخابرات، املاک و منابع نیرو و با استفاده از شرایط سهل دریافت اعتبارات از بانک های دولتی، که مدیرانشان توسط قدرت حاکم منصوب می شدند، ثروت های کلانی اندوختند. به این ترتیب، گزارشی با عنوان «خانه بدهی» که در سال ۲۰۱۲ توسط بانک کردی سوییس (Credit Suisse) منتشر شده نشان می دهد که وام های اعطایی بانک های هندی به حدود ۱۰ مجتمع، در فاصله سال های ۲۰۰۸ و ۲۰۱۲ افزایش خیلی شدید داشته و این درحالی بوده که در همین دوره، بدهی این بانک ها ۵ برابر شده است. آقای راگورام راجان، که در سال ۲۰۱۴ مدیر بانک مرکزی هند بود، با ناراحتی می گوید: «بسیاری از وام گیرندگان بزرگ بر حق مسلم خود درمورد حمایت شدن تأکید می کنند و از بازپرداخت وام های دریافتی، خودداری می کنند. آنها با توسل به تهدید به ورشکستگی، بانک ها را وامی دارند که امتیازهای لازم برای بقا را به آنها بدهند»... به نظر جایروس باناجی، تاریخ دان مارکسیست: «باید این نوع مدیریت، که در آن بانک های دولتی بدهی سرمایه را تضمین می کنند و نقطه کور سرمایه داری زد و بندچی است، دگرگون شود».

همچنین، محافل بازرگانی بیش از پیش به بسیاری از کرسی های نمایندگی مجلس دست یافته اند. در سال ۱۹۹۸، تنها ۱۴.۵ درصد از نمایندگان مجلس به کارهای تجاری یا صنعتی اشتغال داشتند، امروز این میزان به ۲۸.۴ درصد رسیده است. عاصمه سینها، پژوهشگر می گوید: «این سیاستمدار- کارآفرین ها، عملکرد خود به عنوان نمایندگان مجلس را در خدمت منافع اقتصادی شان در می آورند». به عنوان مثال، ویجای مالیا، «سلطان آبجو»، در سال ۲۰۰۵، از عضویت خود در بسیاری از کمیسیون های مجلس به سود شرکت هواپیمایی خود که ورشکست شد استفاده کرده بود.

همچنین، در نبود کمک های دولتی، موسسه ها به تشکل های سیاسی و کارزارهای انتخاباتی نیز کمک می کنند. به حزب کنگره (که پس از استقلال مدتی طولانی بر زندگی سیاسی سلطه داشت) نیز از سوی محافل بازرگانی کمک شده و در پایان سال های دهه ۱۹۶۰، موجب راه یافتن ۴۰ تن از نامزدهای این حزب به مجلس شده اند. این به گفته استنلی کوجانک، پژوهشگر (۷) «سیاست چمدانی» را امکان پذیر ساخته که به کمک کنندگان، حتی خارجی، امکان می دهد که ناشناس بمانند. این کار اخیرا با حکم دیوان عالی ممنوع شده است.

با آن که هیچ کس نمی تواند مقدار کمک ها را بداند، تردیدی نیست که آدانی در سال ۲۰۲۴ در حدی وسیع به کارزار انتخاباتی آقای مودی کمک کرده است. وقتی که این کار در گذشته برایش این همه موفقیت به بارآورده، چرا باید در انجام آن تردید کند؟ در فوریه ۲۰۱۹، چند ماه پیش از شروع دوره دوم نخست وزیری، آقای مودی مقرراتی را تغییر داد که دوست نزدیکش را از دستیابی به ۶ فرودگاه که اخیرا از طریق مزایده در معرض فروش گذارده شده بود منع می کرد. پس از شرکت ۲۵ موسسه در مزایده، آدانی هر ۶ فرودگاه را خرید. در پایان سال ۲۰۲۲ هم به عنوان جبران آن خدمت، شبکه تلویزیونی NDTV، که یکی از معدود شبکه هایی بود که تحریریه آن هنوز نسبت به مودی رفتاری انتقادی داشت را خرید. بلافاصله، لحن برنامه های این شبکه تغییر یافت.

در سال ۲۰۱۹، آدانی در ردیف سوم جایگاه ثروتمندترین های دنیا، در کنار ایلام ماسک و جف بزوس قرار گرفت. این جایگاهی بود که تا آن زمان در اختیار برنار آرنو فرانسوی بود. آدانی نخستین آسیایی بود که به این جایگاه دست یافت، اما پیروزی اش کوتاه مدت بود چون در ژانویه ۲۰۲۳، موسسه آمریکایی هیندنبورگ، مجتمع او را به دستکاری در نرخ سهام و استفاده از شعبه های خارجی برای افزایش مصنوعی ارزش سهام در بورس متهم کرد.

این افشاگری ها باعث شد که گروه آدانی ۱۰۰ میلیارد دلار از دست بدهد. در آن زمان برخی امیدوار بودند که امپراتوری او سقوط کند. امید بیهوده بود. مراحل بعد، قابلیت حفاظتی قدرت حاکم برای حمایت از این ثروتمند بزرگ را نشان داد. آقای مودی در سخنرانی ای که پس از گزارش هیندنبورگ ایراد کرد، از شیوه دفاعی شناخته شده ای استفاده کرد. او اعلام کرد که ۱.۴ میلیارد هم میهنش ، توانائی مخالفت با شکار جادوگران که از خارج هدایت می شود را دارند. حتی یک کلمه هم درمورد آقای آدانی نگفت. آروندهاتی روی، نویسنده به طنز می گوید: «بی تردید، او فکر می کرد که این بحث به رأی دهندگانش که دهها میلیون تن از آنها بیکارند و در فقر مطلق زندگی می کنند، مربوط نمی شود چون نمی توانند تصور کنند که با ۱۰۰ میلیارد دلار چه می توان کرد». راهول گاندی، رهبر اپوزیسیون تأیید می کند که ماه بعد از مجلس کنار گذاشته شد تا «نارندرا مودی درمورد پرسش هایی که او درباره رسوایی مالی گوتام آدانی می خواسته مطرح کند، محافظت شود». درحالی که تشکیل یک کمیسیون تحقیق در مجلس رد شده، دیوان عالی گروهی از کارشناسان را منصوب کرد، که ۳ تن از ۶ عضو آن در وضعیت برخورد منافع قرار داشتند. بدون آن که جای شگفتی باشد، این هیئت نتیجه گیری کرد که: «مدارک مستندی درمورد دستکاری در بهای سهام به دست نیامده است» (نشریه دکن هرالد، ۱۸ سپتامبر ۲۰۲۳).

اکنون، دستگاه های مبارزه با تقلب، مظنون به کنترل هدفمند رقبای اقتصادی گروه آدانی هستند. پاراجوی گوها تاکورتا، روزنامه نگار و هشدار دهنده با همکارش آیوش هوشی می گویند: «این تصادفی نیست، یک شیوه معمول است». آخرین بخش این ماجرا خرید یک موسسه در تابستان ۲۰۲۳ است. دو ماه پس از این که «سیمان شری»، سومین تولید کننده سیمان کشور علاقه خود را برای خرید موسسه رقیب، «سانگی اینداستریز» اعلام کرد، سازمان مبارزه با تقلب، ۲۴ دفتر و کارخانه اش را مورد بازرسی قرار داد و آن را متهم به تقلب مالیاتی به مبلغ ۲.۸ میلیارد دلار نمود. این موسسه در ماه ژوییه پیشنهاد خرید خود را پس گرفت. ۳ هفته بعد، «سانگی اینداستریز» توسط موسسه «سیمان آمبوجا» متعلق به گروه آدانی خریداری شد.

منبع: لوموند دیپلماتیک/ تحریریه دیپلماسی ایرانی/۱۱

کلید واژه ها: هند نارندرا مودی اقتصاد هند نخست وزیر هند گوتام آدانی فساد فساد مالی انتخابات هند


( ۹ )

نظر شما :

م. راد ۱۴ خرداد ۱۴۰۳ | ۱۱:۵۴
امروز چین و رسیه، فردا هند! تا امروز هدف تبلیغات منفی غربی و رسانه های فارسی زبان داخلی و خارجی وابسته به آن صرفا روسیه و چین بود، حالا که هند دارد یواش یواش در سیاست خارجی از خود اندکی استقلال نشان می دهد و تمایل به رابطه ی بهتر با ایران و روسیه و.. دارد، پروپاگاندای ضد هندی نیز به این آش ــ که همین حالا هم شور است ـ اضافه خواهد شد.
خسرو ۱۴ خرداد ۱۴۰۳ | ۱۲:۲۵
ناندرا مودی و نژادپرستی هندی از نفرت و دشمنی با مسلمانان تغذیه می‌کنند فرصت طلبی و فساد اقتصادی را با نژاد پرستی هندی مخلوط کرده وبه هندی های فقیرو بینوا می فروشند این شیوه آشنا است تمام ملت‌های جهان سوم با آن فریفته میشوند