دیکتاتوری حزب کمونیست
در چین خبری از کودتا نیست
نویسنده: بروک بل (Brooke Bell)
دیپلماسی ایرانی: شایعات در طول آخر هفته به سرعت در رسانههای اجتماعی و حتی برخی از رسانههای خبری پخش شده است. اینکه آیا این شایعات حقیقت دارند یا خیر - کودتای نظامی در چین در حال انجام است، شی جین پینگ، رئیس حزب کمونیست چین، توسط توطئهگران بازداشت شده، تمام پروازهای ورودی و خروجی به کشور به حالت تعلیق درآمده، اعتراضات گستردهای در حال وقوع است – بهطور قطع نمیتوان گفت.
اکنون مانند هر زمان دیگری، ارزش یادآوری دارد که چین از آزادی مطبوعات یا همان دسترسی به اطلاعاتی که بقیه ما از آن برخورداریم، برخوردار نیست. آژانسهای رسانهای چین، آژانسهای دولتی هستند؛ دولت در دوران کمونیسم صاحب همه چیز است. هر ذره از اطلاعات منتشر شده از آن منطقه، از چنگال تبلیغات و محافظت حزب عبور کرده است.
مطمئناً نمیتوان روی آژانسهای رسانهای دولتی برای گزارش بیطرفانه در مورد مشاغل دولتی حساب کرد و حزب کمونیست چین کنترل شدیدی بر اطلاعات جاری در داخل کشور دارد.
اما حزب کمونیست چین، با وجود تمام موفقیتهایش، به نظر نمیرسد که بتواند آنطور که میخواهد، بر همه چیز سرپوش بگذارد. دیگر نه. در طول ۵۰ سال گذشته، تغییرات زیادی در چین رخ داده است.
پنج دهه پیش، چین هنوز برای خودش دنیایی بود. از دیوار بزرگ چین گرفته تا شهر ممنوعه، دولت چین فاصلهای قاطع و سازشناپذیر با همتایان غربی خود حفظ میکرد. چین حتی فاصله مشخصی را با نزدیکترین همسایگان خود حفظ میکرد.
در طول جنگ جهانی دوم، چین بیسروصدا در صحنه اقیانوس آرام علیه دشمن اصلی آن زمان خود، ژاپن، جنگید و سپس پس از پایان خصومتهای جهانی، بیسروصدا به انزواگرایی و استقلال از نفوذ خارجی بازگشت.
مقاومت در برابر امپریالیسم رو به رشد امپراتوری ژاپن با پیوستن به جامعه جهانی یکسان نبود. دشمنان دشمن بزرگ چین دقیقاً دوست نبودند؛ و مطمئناً دوست هم باقی نماندند.
در بیشتر دوران جنگ سرد بعدی بین برندگان جنگ جهانی دوم، چین فاصلهای توأم با بیاعتمادی را حفظ کرد، به همان اندازه که مراقب نیات روسیه بود، مراقب نیات ایالات متحده نیز بود. اما چین نمیتوانست برای همیشه منزوی بماند.
با باز شدن تدریجی خطوط تجارت و ارتباطات، رهبران چین و سراسر جهان با ترس و وحشت نظارهگر بودند. برخی از ترسها کاملاً بیاساس و هیستریک از آب درآمدند. برخی دیگر در طول زمان – تا کنون – بیش از حد خوشبینانه بودهاند.
قرار بود تجارت با دموکراسیها و کشورهای سرمایهداری، مردم چین را آزادتر کند. با این حال، دموکراسی چینی همچنان دستنیافتنی است.
در عوض، صادرات فناوری ایالات متحده، شهروندان چینی را تحت نظارت مداوم پلیس توسط حزب حاکمی قرار داده که از روی ناچاری، به سرکوب بیرحمانه مخالفان سیاسی مشغول است.
هر چیزی که قدرت دولت تکحزبی چین را تهدید کند، با همین رفتار مواجه میشود؛ اقلیتهای مذهبی و قومی مورد آزار و اذیت و زندانی میشوند، مخالفان سیاسی در سراسر جهان توسط رژیمی که مایل به سوءاستفاده از سیستم «اعلان قرمز» اینترپل است، دستگیر میشوند.
قدرتی که به این شکل حفظ شود، شکننده، آسیبپذیر و حتی خطرناکتر است.
اگر یک تنیسور زن حرفهای چینی، یکی از مقامات حزب را به سوء رفتار جنسی متهم کند، ناپدید میشود – و سپس دوباره در ویدئویی ظاهر میشود که آنقدر طولانی است که اظهارات قبلی خود را رد میکند و نمیتواند به جامعه بینالمللی تنیس که نگران امنیت اوست، اطمینان خاطر دهد.
حتی ثروتمندترین مرد چین هم نمیتواند کوچکترین انتقادی از حزب کمونیست چین را نادیده بگیرد، مبادا که او هم به طرز مرموزی برای چند هفته از نظرها پنهان شود و سپس در مقابل مردی تنبیهشده و بسیار کمثروتتر ظاهر شود.
در دهههایی که چین به جامعه جهانی در حال ظهور پیوسته، قرار گرفتن در معرض سرمایهداری و دموکراسی، مردم چین را آزادتر نکرده است. بدتر از آن برای مردم چین، کمونیسم نتوانسته است در مقیاس بسیار وسیعتری به موفقیت دست یابد.
در دوران حزب «کمونیست» چین، چین به یک نماد درخشان کمونیسم تبدیل نشده است؛ برعکس. حزب کمونیست چین، در قلب خود، یک طبقه بازرگان است که از منابع و نیروی کار گسترده چین برای تولید کالاهای ارزان برای فروش به کشورهای سرمایهداری استفاده میکند.
شکاف بین دارا و ندار در چین به اندازه هر جای دیگری روی زمین گسترده است، و قدرت بسیار بیشتری در بالاترین سطح دولت متمرکز شده است تا در بخش خصوصی.
تنها راهی که تعداد نسبتاً کمی از مقامات منتخب میتوانند بر ملتی با ۱٫۴ میلیارد نفر جمعیت حکومت کنند، رضایت مردم است. فقط شی جین پینگ و حزب کمونیست چین نیست که رضایت مردم را ندارند. دولتهایی که با رضایت مردم خود عمل میکنند، به کنترل شدید جریان اطلاعات با محدود کردن شهروندان به یک "اینترانت" با نظارت دقیق نیازی ندارند. دولتهایی که با رضایت مردم خود عمل میکنند، به ایجاد پیشرفتهترین دولت نظارت پلیسی جهان نیازی ندارند.
تقریباً یک دهه پیش، هدف آشکار حزب کمونیست چین این بود که بتواند هر کسی را در هر کجای چین در کمتر از سه دقیقه پیدا کند؛ در آن زمان این هدف هفت دقیقه بود.
با این حال، حکومت آشکار بر یک کشور از طریق زور، کاربرد محدودی دارد. این امر مستلزم درجهای از انزوا و تعهد عمیق به نظارت و سانسور در عصر مدرن است. هر چه هر دولتی سازماندهی و تجمع را برای شهروندانش سختتر کند، آن شهروندان برای انجام دقیق آن سختتر تلاش خواهند کرد. این طبیعت انسان است.
همانطور که چاسر زمانی نوشت: "اگر چیزی را برای ما ممنوع کنی، آن چیز ما را آرزو خواهد کرد."
هرچه مقامات چینی سختتر تلاش کنند تا شهروندان آن کشور را از دسترسی به همان اینترنت آزادی که سایر کشورها از آن برخوردارند، باز دارند، درصد مشخصی از جمعیت جهان، از درون و بیرون، سختتر تلاش خواهند کرد تا بر این کنترلها غلبه کنند.
هرچه حزب کمونیست چین دیوار آتش بزرگ چین را بلندتر بسازد، مردم سختتر تلاش خواهند کرد تا آن دیوار را فرو بریزند.
منبع: کزمیر / تحریریه دیپلماسی ایرانی/۱۱


نظر شما :