درباره مذاکرات تهران و واشینگتن

یک «توافق» دیگر با ایران، اهمیت کمتری از اعمال نفوذ آمریکا دارد

۱۸ بهمن ۱۴۰۴ | ۲۰:۰۰ کد : ۲۰۳۷۵۷۵ اخبار اصلی پرونده هسته ای
ریچارد نفیو و مایکل سینگ در یادداشتی مشترکی به چالش‌ها و مشکلات دور جدید مذاکرات غیرمستقیم ایران و امریکا پرداخته‌اند و شرایط مد نظر امریکا برای به نتیجه رسیدن گفت‌وگوها را تحلیل کرده‌اند.
یک «توافق» دیگر با ایران، اهمیت کمتری از اعمال نفوذ آمریکا دارد

مایکل سینگ (Michael Singh)، مدیر عامل و پژوهشگر ارشد لین-سویگ در انستیتو واشینگتن و ریچارد نفیو (Richard Nephew)، پژوهشگر کمکی برنشتاین در انستیتو واشنگتن و معاون سابق فرستاده ویژه ایالات متحده در امور ایران است.

دیپلماسی ایرانی: تقریباً هشت ماه پس از جنگ دوازده روزه، که همکاری ایالات متحده و اسرائیل برای حمله به برنامه‌های هسته‌ای و موشکی ایران را شاهد بود، واشینگتن بار دیگر در آستانه جنگ با تهران قرار دارد. عباس عراقچی، وزیر امور خارجه در تاریخ ۶ فوریه با استیو ویتکاف، فرستاده آمریکا دیدار کرد. طرفین به وضوح در نقطه عطفی قرار دارند که در آن ایران دوباره پیشنهاد مذاکره می‌دهد و دولت ایالات متحده آن را پذیرفته است.

علت تقریبی تنش‌های فعلی، سرکوب اعتراضات گسترده ماه گذشته است که به کشته شدن هزاران ایرانی منجر شد. در طول آن آشفتگی، رئیس جمهور ترامپ به تظاهرات‌کنندگان قول مداخله داد. با افزایش اعتراضات، او از آنها خواست که "به اعتراض ادامه دهند – نهادهای خود را در دست بگیرند" و قول داد "کمک در راه است". اگرچه ترامپ نیروهای نظامی، از جمله گروه ضربت ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن را به منطقه اعزام کرد، اما در نهایت تصمیم گرفت در جریان اعتراضات مداخله نکند و ادعا کرد که تهدیدات او باعث شده است که جمهوری اسلامی ایران اعدام‌های برنامه‌ریزی شده صدها تظاهرکننده را لغو کند.

با این حال، نگرانی‌های ایالات متحده در این مورد نه تنها از بین نرفت، بلکه نگرانی‌های امنیتی دیگر را تشدید کرد. حملات مشترک ایالات متحده و اسرائیل در سال ۲۰۲۵ برنامه هسته‌ای ایران را به طور قابل توجهی به عقب انداخت اما آن را از بین نبرد. در عوض، وضعیت این برنامه به دلیل غیبت طولانی بازرسان بین‌المللی یا گزارش‌های قابل اعتماد در مورد وضعیت مواد و فعالیت‌های هسته‌ای، بیش از هر زمان دیگری در چند دهه گذشته نامشخص مانده است. به همین ترتیب، موشک‌اندازها و زرادخانه ایران آسیب دیدند اما به هیچ وجه نابود نشدند و اثربخشی شگفت‌انگیز این موشک‌ها باعث شد مقامات اسرائیلی آنها را نه تنها یک خطر، بلکه یک تهدید وجودی بدانند. تهران همچنین اقداماتی را برای بازسازی شبکه شرکا و نیروهای نیابتی خود انجام داده است، مانند از سرگیری تأمین مالی حزب‌الله لبنان در سطح قبل از اکتبر ۲۰۲۳.

حتی قبل از اعتراضات ژانویه، انتظار گسترده‌ای در خاورمیانه وجود داشت که ماه‌های آینده دور دیگری از حملات اسرائیل علیه ایران را به همراه داشته باشد، که احتمالاً بر تضعیف بیشتر قابلیت‌های موشکی آن متمرکز خواهد بود. اکنون انتظار می‌رود که هرگونه حمله‌ای به طور مشترک توسط ایالات متحده و اسرائیل انجام شود و اهداف گسترده‌تر اما هنوز نامشخصی داشته باشد. با این حال، درست مانند ژوئن ۲۰۲۵، رئیس جمهور ترامپ همچنین یک راه حل دیپلماتیک ارائه داده و اظهار داشته است که تهران می‌تواند با رعایت دو هشدار: «سلاح هسته‌ای ممنوع» و «کشتن معترضان را متوقف کنید» از حملات جلوگیری کند.

دو گزینه ایالات متحده، چالش‌های متعدد

دیپلماسی ایالات متحده و ایران همیشه با دشواری‌هایی همراه بوده است. چهار موضوعی که احتمالاً در مرکز مذاکرات قرار دارند – برنامه هسته‌ای، برنامه موشکی، حمایت از گروه‌های نیابتی منطقه‌ای و حقوق بشر - دهه‌هاست که با درجات مختلفی از تمرکز در دستور کار قرار دارند. در سال ۲۰۱۵، هنگام مذاکره بر سر برنامه جامع اقدام مشترک (برجام)، دولت باراک اوباما به دلیل تمرکز محدود بر مسئله هسته‌ای و حذف تقریباً همه موارد دیگر مورد انتقاد قرار گرفت. مقامات آمریکایی در آن زمان از این تصمیم به عنوان یک اقدام عملگرایانه و استراتژیک دفاع کردند – آنها در تلاش بودند تا به جدی‌ترین مسئله بپردازند و فضایی برای توافق‌های آینده در مورد سایر موضوعات مورد توجه ایجاد کنند.

احتمال کمی وجود دارد که واشینگتن این بار محاسبه مشابهی انجام دهد. گذشته از این واقعیت که رئیس جمهور ترامپ منتقد صریح برجام بود و در سال ۲۰۱۸ از آن خارج شد، هرگونه تلاش فعلی برای دستیابی به یک توافق صرفاً هسته‌ای با ایران، اصولی یا حتی عمل‌گرایانه تلقی نخواهد شد. برعکس، ارائه پیشنهاد تعلیق حملات یا سایر امتیازات به ایران در ازای گام‌های هسته‌ای، به عنوان کنار گذاشتن تعهد ترامپ به معترضان ایرانی تلقی می‌شود، همانند تصمیم ننگین اوباما مبنی بر عدم اعمال «خط قرمز» خود علیه استفاده رژیم سوریه از سلاح‌های شیمیایی در سال ۲۰۱۳. یک توافق صرفاً هسته‌ای حتی ممکن است هدف حداقلی جلوگیری از درگیری منطقه‌ای را نیز برآورده نکند – اسرائیل همچنان مصمم به تضعیف برنامه موشکی ایران است که تقریباً مطمئناً مستلزم انجام حملات هوایی در ماه‌های آینده در غیاب یک راه حل مذاکره شده خواهد بود.

این عوامل ظاهراً دو گزینه را پیش روی دولت قرار می‌دهد: حملات نظامی یا «معامله بزرگ» که تمام نگرانی‌های واشینگتن را شامل باشد. با این حال، هیچ یک از این دو گزینه رضایت‌بخش به نظر نمی‌رسد. دولت نمی‌تواند اعتماد کمی داشته باشد که حملات هوایی و موشکی به تنهایی بتواند اهداف ایالات متحده را در رابطه با برنامه هسته‌ای محقق کند. به عنوان مثال، بخش عمده‌ای از اورانیوم غنی‌شده با خلوص بالای ایران، احتمالاً یا در زیر آوار در مکان‌هایی که در ژوئن گذشته مورد حمله قرار گرفتند، دفن شده است یا به طور ایمن در تونل‌های مستحکم نگهداری می‌شود. به این ترتیب، باید به صورت دستی مدیریت شود و به ورود نیروهای زمینی، بازرسان یا طرف دیگری به آن مکان‌ها نیاز دارد. همچنین دولت نمی‌تواند اعتماد داشته باشد که حملات جدید – حتی عملیات هدفمند – به تغییر رژیم یا روی کار آمدن دولتی جدید با منافع آمریکا منجر شود.

یک معامله بزرگ ممکن است حتی یک دستور بزرگتر باشد. درخواست از رژیم برای دست کشیدن از برخود با مخالفان، قابلیت‌های موشکی، شبکه‌های نیابتی منطقه‌ای و برنامه هسته‌ای به منزله درخواست تغییر عمده در استراتژی امنیت ملی جمهوری اسلامی خواهد بود. به نظر نمی‌رسد جمهوری اسلامی ایران برای چنین تغییری آماده باشد. مفسران ایرانی تمایل دارند نتایج جنگ سال گذشته را به عنوان یک بن‌بست توصیف کنند و تصمیم رئیس جمهور ترامپ برای اعلام یکجانبه آتش‌بس پس از یک روز حملات ایالات متحده را به بازدارندگی ایران نسبت دهند. مقامات جمهوری اسلامی ممکن است بر این باور باشند که تهدید موشکی و قدرت نامتقارن برای بازداشتن ایالات متحده و اسرائیل از حملات نظامی بیشتر کافی است و آنها تنها می‌توانند با این واقعیت که کشورهای منطقه برای منصرف کردن دولت ترامپ از حملات جدید عجله کردند، دلگرم شوند.

چنین موانعی باعث شده است که برخی بگویند تنها سیاست تغییر رژیم می‌تواند منافع آمریکا را برآورده کند. اما بدون یک برنامه عملی برای دستیابی به آن، تغییر رژیم یک آرمان است نه یک سیاست. روش‌های مختلف برای تلاش برای آن یا در چارچوب سیاست فعلی ایالات متحده غیرواقعی هستند (مثلاً حمله تمام عیار) یا به نظر می‌رسد زمان زیادی طول می‌کشد (مثلاً فشار غیرنظامی بر حکومت و حمایت از مردم ایران). و اگر ایالات متحده با هدف آشکار تغییر رژیم پیش برود، تأثیرات آن ممکن است خلاف نیات ایالات متحده باشد – نظام ممکن است برخود با معترضان را تشدید کند، موشک‌ها و نیروهای نیابتی خود را افزایش دهد، و شاید حتی برای جلوگیری از نابودی خود به سراغ سلاح هسته‌ای برود.

راهی برای عبور

با وجود این مشکلات، دولت ترامپ در هرگونه رویارویی با ایران از مزایای قابل توجهی برخوردار است: جمهوری اسلامی ایران تقریباً مطمئناً در حال حاضر اورانیوم غنی‌سازی نمی‌کند و ممکن است به دلیل ترس از حمله ایالات متحده یا اسرائیل، از تلاش برای دستیابی به سلاح هسته‌ای با استفاده از ذخایر موجود خود منصرف شود؛ همان طور که جنگ ژوئن نشان داد، ایران در برابر حمله بسیار آسیب‌پذیر است و هم ایالات متحده و هم اسرائیل اکراه خود را برای حمله مستقیم به این کشور کنار گذاشته‌اند و تهدیدات نظامی را بسیار معتبر کرده‌اند؛ نیروهای نیابتی منطقه‌ای تهران در حال حاضر به دفاع قاطع از آن قادر نیستند و شرکایی مانند روسیه و چین هیچ تمایلی به انجام این کار نشان نداده‌اند؛ و ایران با چالش‌های اقتصادی و سیاسی بی‌سابقه‌ای در داخل کشور روبه‌روست.

با در نظر گرفتن این مزایا، دولت ترامپ باید کمتر به «معامله» با تهران فکر کند و بیشتر به این فکر کند که چگونه می‌تواند از تهدید حملات قریب‌الوقوع برای اعمال فشار بر ایران در مورد طیف وسیعی از نگرانی‌ها، از جمله موارد زیر، استفاده کند:

برنامه هسته‌ای. دولت باید اصرار داشته باشد که تهران با همکاری کامل با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، به تعهدات بین‌المللی خود عمل کند و به پرسنل آژانس اجازه دهد فعالیت‌های بازرسی، نظارت و تأیید کامل را در خاک ایران از سر بگیرند. علاوه بر این، واشینگتن باید اصرار داشته باشد که ایران گزارش کاملی از مواد و فعالیت‌های هسته‌ای باقیمانده خود و همچنین محل هرگونه بقایای سایت‌های هسته‌ای مورد حمله در ماه ژوئن را به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی ارائه دهد. بر اساس این گزارش، ایالات متحده می‌تواند با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی همکاری کند تا ترتیب بازیابی و صادرات ذخایر اورانیوم غنی‌شده ایران را بدهد. مقامات آمریکایی همچنین باید مجدداً تأکید کنند که هرگونه تلاش ایران برای بازسازی برنامه، تلاش برای ساخت بمب یا گمراه کردن آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، توجیهی برای انجام حملات بیشتر خواهد بود.

حقوق بشر. حتی اگر دولت ترامپ امتیازات هسته‌ای قابل توجهی از ایران بگیرد، اگر ایالات متحده در مورد نحوه برخورد جمهوری اسلامی ایران با مردم خود امتیازاتی کسب نکند، مذاکرات بین ویتکوف و عراقچی احتمالاً شکست خورده تلقی خواهد شد. از این گذشته، تعهد ترامپ برای کمک به معترضان همان چیزی است که رویارویی فعلی را تسریع کرد و میزان پایبندی او به این وعده، چیزی است که این ماجرا را از افتضاح «خط قرمز» اوباما متمایز می‌کند. به طور خاص، دولت باید از جمهوری اسلامی بخواهد که با (۱) رفع انسدادهای ارتباطی و سایر اقداماتی که علیه آنها در جریان اعتراضات اخیر انجام شده است، (۲) آزاد کردن همه زندانیان سیاسی و (۳) خودداری قابل اثبات از اعدام‌های سیاسی، بدرفتاری و آزار و اذیت، اقدامات قابل توجهی را برای کاهش فشار بر مردم ایران انجام دهد.

موشک‌ها و نیروهای نیابتی. دولت ترامپ باید از شرکای منطقه‌ای مانند ترکیه، عربستان سعودی، امارات متحده عربی، قطر و مصر بخواهد تا با تهران در مورد محدودیت‌های مورد توافق متقابل در مورد دو تهدید کلیدی در خاورمیانه مذاکره کنند: اندازه، برد و ترکیب زرادخانه‌های موشکی و حمایت از بازیگران غیردولتی. در عین حال، واشینگتن باید روشن کند که اگرچه نگران برنامه موشکی تهران است و به دنبال گام‌های ایران برای کاهش این تهدید خواهد بود، اما راه‌حل‌های خود را به اسرائیل تحمیل نخواهد کرد – یعنی اسرائیل حتی اگر ایالات متحده تصمیم به حمله نگیرد، آزادی عمل خود را حفظ خواهد کرد. اگر ایران و سایر کشورهای منطقه مایلند که اسرائیل از حملات دست بردارد، باید مستقیماً به نگرانی‌های اسرائیل رسیدگی کنند، نه اینکه از واشینگتن بخواهند مداخله کند. دولت ترامپ همچنین باید به شرکای منطقه‌ای یادآوری کند که عدم عادی‌سازی روابط با اسرائیل، توانایی آنها را برای تأثیرگذاری بر تفکر اورشلیم و میانجیگری صلح منطقه‌ای کاهش می‌دهد.

آنچه دولت ترامپ نباید در هیچ مذاکره‌ای انجام دهد، پیشنهاد کاهش تحریم‌ها در ازای امتیازات ایران در مدل برجام است. ایالات متحده باید روشن کند که بار جلوگیری از درگیری بر دوش جمهوری اسلامی ایران است. ایالات متحده هیچ تعهدی برای نجات آن از انتخاب‌های خودش ندارد.

منبع: واشینگتن اینستیتیوت / تحریریه دیپلماسی ایرانی/۱۱

انتشار این مطلب به معنای تایید آن توسط دیپلماسی ایرانی نیست و صرفا برای آگاهی خوانندگان محترم منتشر شده است.

کلید واژه ها: ایران و امریکا مذاکرات ایران و امریکا پرونده هسته ای ایران مذاکرات هسته ای مذاکرات عمان مذاکرات مسقط سید عباس عراقچی استیو ویتکاف


( ۳ )

نظر شما :