کودکان ایرانی و هوش مصنوعی

نسلی که قوانینش را نمی‌شناسد

۱۳ تیر ۱۴۰۵ | ۱۵:۰۰ کد : ۲۰۳۹۷۲۴ اخبار اصلی اقتصاد و انرژی
نویسنده خبر: محمدمهدی سید ناصری
محمدمهدی سیدناصری در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسد: واقعیت آن است که کودکان امروز با فناوری‌های هوشمند زندگی می‌کنند، اما نسبت به حقوق خود در برابر این فناوری‌ها تقریباً بی‌دفاع‌اند. آنان می‌دانند چگونه با ابزارهای دیجیتال کار کنند، اما نمی‌دانند این ابزارها چگونه درباره آنان تصمیم می‌گیرند.
نسلی که قوانینش را نمی‌شناسد

دیپلماسی ایرانی: در تاریخ تحولات فناوری، هیچ دوره‌ای به اندازه امروز، مرز میان انسان و نظام‌های هوشمند تا این حد درهم‌تنیده نبوده است. کودکان امروز در جهانی رشد می‌کنند که در آن، بخش بزرگی از تصمیم‌ها پیش از آنکه انسانی درباره آن بیندیشد، توسط نظام‌های الگوریتمی اتخاذ می‌شود. این نظام‌ها، از پیشنهاد محتوای آموزشی گرفته تا تعیین مسیرهای یادگیری، از فیلتر کردن اطلاعات تا تحلیل رفتار کاربران، به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم بر شکل‌گیری ذهن، رفتار و آینده کودکان اثر می‌گذارند. با این حال، پرسش بنیادین این است که آیا این نسل درکی از حقوق خود در برابر چنین ساختارهایی دارد؟

واقعیت آن است که کودکان امروز با فناوری‌های هوشمند زندگی می‌کنند، اما نسبت به حقوق خود در برابر این فناوری‌ها تقریباً بی‌دفاع‌اند. آنان می‌دانند چگونه با ابزارهای دیجیتال کار کنند، اما نمی‌دانند این ابزارها چگونه درباره آنان تصمیم می‌گیرند. این شکاف میان «کاربرد فناوری» و «فهم حقوقی فناوری» یکی از مهم‌ترین چالش‌های عصر جدید است؛ شکافی که اگر جدی گرفته نشود، می‌تواند به شکل‌گیری نسلی منجر شود که در برابر سازوکارهای پنهان تصمیم‌گیری، فاقد آگاهی و توان دفاع از حقوق خویش است.

در این میان، نخستین مسئله‌ای که باید مورد توجه قرار گیرد، «حق کودک در برابر تصمیمات الگوریتمی» است. تصمیم‌های الگوریتمی، برخلاف تصمیم‌های انسانی، اغلب فاقد شفافیت ظاهری‌اند. این تصمیم‌ها می‌توانند تعیین کنند که کودک چه محتوایی ببیند، چه چیزی یاد بگیرد و حتی چگونه در فضای دیجیتال دیده شود. اگرچه این فرآیندها در ظاهر برای بهبود تجربه کاربر طراحی شده‌اند، اما در سطح حقوقی، این پرسش مطرح می‌شود که آیا کودک از حق آگاهی نسبت به سازوکار تصمیم‌گیری برخوردار است یا خیر. در حقوق نوین کودک، این حق به‌عنوان بخشی از حق دسترسی به اطلاعات و حق مشارکت در تصمیم‌گیری‌های مؤثر بر زندگی فرد مطرح می‌شود.

مسئله دوم، «تبعیض الگوریتمی علیه کودکان» است. نظام‌های هوشمند بر اساس داده‌هایی که از رفتار کاربران جمع‌آوری می‌کنند، الگوهایی برای تصمیم‌گیری می‌سازند. اما این داده‌ها همیشه بی‌طرف نیستند. اگر داده‌های اولیه ناقص، جهت‌دار یا نابرابر باشند، نتیجه نهایی نیز می‌تواند تبعیض‌آمیز باشد. در مورد کودکان، این مسئله حساس‌تر است؛ زیرا آنان در مرحله شکل‌گیری شخصیت و هویت قرار دارند. اگر یک سامانه هوشمند به‌طور مداوم برخی کودکان را در معرض محتواهای خاص یا فرصت‌های محدود قرار دهد، می‌تواند به بازتولید نابرابری‌های اجتماعی در سطح دیجیتال منجر شود. این نوع تبعیض، اغلب نامرئی است و دقیقاً به همین دلیل، خطرناک‌تر از تبعیض‌های سنتی محسوب می‌شود.

در کنار این دو مسئله، «حق شفافیت و توضیح‌پذیری» جایگاه ویژه‌ای دارد. یکی از اصول بنیادین عدالت در نظام‌های حقوقی این است که افراد باید بتوانند دلایل تصمیم‌هایی را که بر زندگی آنان اثر می‌گذارد، درک نمایند. در دنیای مبتنی بر هوش مصنوعی، این اصل با چالش جدی مواجه شده است. بسیاری از تصمیم‌ها در لایه‌هایی پیچیده و غیرقابل مشاهده اتخاذ می‌شوند. برای کودکی که در حال شکل دادن به فهم خود از جهان است، مواجهه با تصمیم‌های غیرقابل توضیح می‌تواند احساس بی‌عدالتی، سردرگمی و بی‌اعتمادی ایجاد کند. بنابراین، آموزش مفهوم شفافیت در سطح ساده‌شده و قابل فهم برای کودکان، یک ضرورت تربیتی و حقوقی است.

اما شاید مهم‌ترین مسئله در این میان، جای خالی «آموزش حقوق دیجیتال در مدارس» باشد. نظام آموزشی در بسیاری از کشورها هنوز به‌طور جدی وارد حوزه حقوق فناوری نشده است. کودکان ریاضیات، علوم، ادبیات و مهارت‌های عمومی را می‌آموزند، اما درباره حقوق خود در جهان دیجیتال آموزش نظام‌مند دریافت نمی‌کنند. این در حالی است که بخش قابل توجهی از زندگی آنان در همین فضا شکل می‌گیرد. آموزش حقوق دیجیتال به کودکان به این معنا نیست که آنان وارد مباحث پیچیده حقوقی شوند، بلکه به این معناست که آنان درک کنند در برابر فناوری‌ها تنها مصرف‌کننده نیستند، بلکه صاحب حق‌اند.

از منظر جامعه‌شناختی، می‌توان گفت که ما با شکل‌گیری «نسل زیست دیجیتال» مواجه هستیم؛ نسلی که در آن، مرز میان زندگی واقعی و زندگی دیجیتال به‌تدریج محو می‌شود. در چنین شرایطی، ناآگاهی از حقوق دیجیتال می‌تواند به نوعی نابرابری پنهان منجر شود؛ نابرابری‌ای که نه بر اساس طبقه اجتماعی سنتی، بلکه بر اساس میزان دسترسی به آگاهی حقوقی شکل می‌گیرد. در این میان، نقش مدرسه به‌عنوان مهم‌ترین نهاد اجتماعی در شکل‌دهی به آگاهی کودکان، غیرقابل جایگزین است. مدرسه تنها محل انتقال دانش نیست، بلکه باید به فضایی برای پرورش «شهروند دیجیتال آگاه» تبدیل شود. شهروندی که می‌داند در برابر نظام‌های هوشمند چه حقوقی دارد، چگونه می‌تواند از خود دفاع کند و چگونه می‌تواند با آگاهی در جهان دیجیتال مشارکت کند.

در نهایت، باید پذیرفت که هوش مصنوعی دیگر یک موضوع آینده نیست، بلکه واقعیتی حاضر در زندگی روزمره کودکان است. اگر حقوق کودک نتواند خود را با این واقعیت تطبیق دهد، فاصله‌ای خطرناک میان فناوری و عدالت شکل خواهد گرفت. آموزش سواد حقوقی هوش مصنوعی از مدرسه، نه یک انتخاب اختیاری، بلکه ضرورتی برای حفظ کرامت انسانی نسل آینده است؛ نسلی که باید نه تنها استفاده از فناوری را بیاموزد، بلکه حقوق خود در برابر آن را نیز بشناسد و از آن دفاع کند.

محمدمهدی سید ناصری

نویسنده خبر

مدرس دانشگاه و پژوهشگر حقوق بین‌الملل کودکان

اطلاعات بیشتر

کلید واژه ها: عصر هوش مصنوعی کودکان و هوش مصنوعی حقوق کودکان کمیته حقوق کودک کنوانسیون حقوق کودک حقوق کودک سید محمدمهدی سیدناصری


( ۱ )

نظر شما :