از تجربه اوکراین چه می‌توان آموخت

الگوی مهم‌ترین آتش بس جهانی برای ایران

۰۹ آبان ۱۴۰۵ | ۱۴:۰۰ کد : ۲۰۴۱۰۲۸ اخبار اصلی خاورمیانه
نویسنده خبر: اسلام ذوالقدرپور
اسلام ذوالقدرپور در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسد: ابهام فزاینده در روابط بین‌الملل که بیشتر بر مؤلفه‌های قانون زور بنیان شده، سه‌گانه جنگ – آتش‌بس – صلح را به دوگانه جنگ و آتش‌بس کاهش داده است.
الگوی مهم‌ترین آتش بس جهانی برای ایران

دیپلماسی ایرانی: مناسبات قدرت در نظام جهانی جنگ‌زده که با مؤلفه‌هایی از برخورد تمدن‌ها همراه شده، انگاره ناامنی را بر تمام شهروندان جهان چیره ساخته است. انگاره ناامنی که جای انگاره و آرزوی امنیت را در افکار دولت‌ها و شهروندان گرفته، جنگ تمدن‌ها را جایگزین اندیشه گفت‌وگوی تمدن‌ها کرده است.

آشوب و جنگ بی پایان در میانه دهه دوم قرن ۲۱ به گونه‌ای فزاینده سیاستگذاری خارجی و دیپلماسی را به انتخاب راهکارها و ابزارهای تاکتیکی رهنمون می‌سازد. رویکرد تاکتیکی سیاست خارجی دولت‌ها به شکلگیری ژئوپلیتیک تنش و ناامنی پایدار در روابط بین‌الملل منجر و هندسه قدرت در کانون‌های ژئوپلیتیک را دگرگون و مبهم کرده است.

ابهام فزاینده در روابط بین‌الملل که بیشتر بر مؤلفه‌های قانون زور بنیان شده، سه‌گانه جنگ – آتش‌بس – صلح را به دوگانه جنگ و آتش‌بس کاهش داده است.

ژئوپلیتیک در چند دهه اخیر بر کشاکش جنگ و آتش‌بس استوار شده، صلح پایدار از مناسبات قدرت زدوده و جنبه ابهام‌زا داشته است. ابهام فراینده صلح به عنوان سازش که در ادبیات سیاسی و اجتماعی ایران مورد تفسیر قرار گرفته، ازجمله الگوهایی است که دوگانه جنگ و آتش‌بس را به ستون‌های سیاست خارجی ایران در جهان پرآشوب کنونی تبدیل ساخته است.

اکنون که آتش‌بس یکی از مؤلفه‌های اصلی سیاست خارجی ایران تبدیل شده و اصل تاکتیکی بودن آن به اصل راهبردی در اندیشه سیاستگذاری ایران دگرگون شده و آسیب‌های بیشماری برای آینده کشور دارد، چند نمونه آتش‌بس در نظام جهانی مورد کنکاش قرار گیرد که سیاستگذاران ایرانی نیازمند فهم آنها هستند:

یکم – مهم‌ترین آتش‌بس جهان: کنش خارجی ایالات متحده امریکا با چین به عنوان یک قدرت بزرگ، همواره در سایه تاریک ابهام قرار داشته است. ابهام فزاینده که بر جنگ هژمونی جهانی بنا شده و دو کشور خود را ابرقدرت نظم جدید جهانی می‌دانند.

بخش مهمی از ماهیت جنگ قدرت میان امریکا و چین با مسئله تایوان پوشش داده می‌شود. چالش قدیمی تایوان که امریکا و چین را تا دروازه جهنمی یک جنگ جهانی نیز پیش برده و همچنان ابزار تقابل هژمونیک دو کشور است. از سوی دیگر برتری اقتصادی چین بر جهان، برای غرب به‌ویژه ایالات متحده امریکا بسیار سخت بوده و چرخه تحریم، تعرفه را در روابط دو کشور شکل داده است.

جنگ قدرت میان دو کشور که برای شکلگیری هژمونی جهانی است، دستیابی به صلح را ناممکن ساخته، اما سیاستگذاران ارشد دو کشور را به طراحی و اجرای الگوی آتش‌بس درازمدت مجبور کرده است. آتش‌بس که دارای ماهیت موقت و تاکتیکی است برای دو بازیگر مهم جهان به یک سیاست پایدار تبدیل شده است!

ریشه آتش‌بس میان امریکا و چین را می‌توان در سیاست کاهش تنش دولت ریچارد نیکسون جست‌وجو کرد که معمار این سیاست هنری کیسینجر توانست با سفر پنهانی خود به چین، از جنگ میان دو کشور پیشگیری کند، تایوان را از مناسبات قدرت منطقه‌ای و جهانی حذف و آتش‌بس پایدار با یک دشمن بزرگ برقرار سازد.

وضعیت نه جنگ و نه صلح میان ایالات متحده امریکا و چین در پنج دهه گذشته که جلوه بارز یک آتش‌بس بزرگ است، نه‌تنها تاکتیکی و موقت نیست، بلکه به الگویی راهبردی تبدیل شده که چین را هژمون منطقه‌ای و جهانی ساخته، تایوان را در دسترس تصرف چین نگاه داشته و هژمونی جهانی چین بر اقتصاد را تثبیت کرده است.

الگوی روابط چین و امریکا، برسازی مهم‌ترین آتش‌بس جهان که همزمان با سخت‌ترین تنش‌ها میان دو کشور در سده کنونی است، روندی که منافع ملی دو کشور را تأمین و از جنگ سخت میان آنها پیشگیری می‌کند. 

دوم – آتش‌بس انرژی: تهاجم برق‌آسای روسیه به اوکراین که به مروز زمان تبدیل به جنگ اوکراین و روسیه شد، جنگی فرسایشی است که پایان آن نمی‌تواند صلح واقعی میان دو کشور باشد، زیرا منافع قدرت‌های بزرگ به‌ویژه اروپا و ایالات متحده امریکا در ادامه جنگ و ناتوان‌سازی روسیه استوار نهفته است.

برای جنگ اوکراین که به جنگی هویتی برای دو کشور تبدیل شده، چشم‌انداز روشنی دیده نمی‌شود. روند این جنگ به گونه‌ای است که به جای تلاش برای صلح، بر آتش‌بس تمرکز شده است. تلاش برخی دولت‌ها برای برقراری آتش‌بس در جنگ اوکراین با منافع این دولت‌ها رابطه تنگاتنگی دارد.

آتش‌بس انرژی energy ceasefire روندی است که بر اساس منافع راهبردی بازیگران بزرگ یعنی روسیه و ایالات متحده امریکا طرح‌ریزی شده بود. اگرچه آتش‌بس انرژی در اجرا با شکست مواجه شد، اما منافع دونالد ترامپ برای کاهش قیمت انرژی به‌ویژه نفت و گاز سبب شد تا رئیس جمهور امریکا مانند اعلام معافیت تحریم نفت و گازوئیل روسیه، از ولودیمیر زلنسکی رئیس جمهور اوکراین بخواهد تهاجم به مراکز انرژی روسیه را پایان دهد.

آتش‌بس انرژی تنها بر اساس منافع دولت امریکا و روسیه طرح‌ریزی شده و تاکتیکی برای رهایی ترامپ از فشار داخلی بود. این تاکتیک سبب نگرانی اوکراین شده و زلنسکی آن‌را خیانت ترامپ به خودش توصیف کرد.

سوم – آتش‌بس ایران و امریکا: روند جنگ ایران و ایالات متحده امریکا در بیش از یک سال اخیر نشان داده که برقراری صلح در وضعیت کنونی بسیار سخت است. صلح در ادبیات سیاسی و اجتماعی ایران همسان سازش بدنام برساخته و دولت ترامپ نیز صلح را واگذاری امتیازات بزرگ به ایران می‌بیند.

تقابل انگاره ایرانی با انگاره امریکایی و اسرائیلی چنان در ابهام فرو رفته است که برخی توافق‌ها یا تفاهم‌ها نیز نمی‌تواند به صلح منجر شود. در چنین شرایطی آتش‌بس شکننده طولانی همراه با تهدیدات روزافزون بر میدان جنگ چیره شده و بازیگران درگیر وضعیت فرسایشی نه جنگ نه صلح می‌شوند.

سیاستگذاران ایران و امریکا به عنوان دو سوی یک جنگ جهانی، حاضر به واگذاری امتیاز به دیگری نیستند، بنابراین نه‌تنها صلح نمی‌شود، بلکه آتش‌بس نیز شکننده است. 

*
دستیابی به صلح و برسازی جهان امن در شرایط کنونی برای هیچ‌یک از بازیگران نظام جهانی آسان نیست، بلکه ناممکن نشان می‌دهد. هندسه قدرت جهانی که هر روز در حال دگرگونی است، بر قانون زور و جهان جنگ‌زده استوار شده و صلح جهانی را از دسترس خارج می‌کند.

در چنین بستری از جنگ است که برقراری صلح تنها یک آرزوی دیرین و خوابی آشفته نشان داده، وضعیت مطلوب بازیگران به آتش‌بس کاسته می‌شود. آتش‌بس که ‌باید موقت و تاکتیکی باشد، بازیگران را به صلح رهنمون سازد، اکنون همانند یک سیاست راهبردی عمل کرده و منافع بازیگران را بازتعریف می‌کند. 

آتش‌بس، چارچوب تبادل امتیازهای کوچک برای گریز از بحران بزرگ یا رهایی از جنگ سخت است. این روند تبادل امتیاز در آتش‌بس، به زیربنای سیاست خارجی و دیپلماسی بسیاری از بازیگران نظام جهانی تبدل شده است.

آتش‌بس میان ایالات متحده امریکا و چین که مهم‌ترین آتش‌بس جهان دانسته می‌شود، می‌تواند الگوی آتش‌بس و روابط ایران با رقیبان و دشمنان در وضعیت ابهام‌زای کنونی باشد.

اکنون که افزونی شمار آتش‌بس در چنین شرایطی به برسازی عصر آتش‌بس منجر شده و منافع آتش‌بس برای قدرت‌های بزرگ است، سیاستگذاران ایرانی باید انگاره آرمانی صلح پایدار با دیگران را کنار نهاده و منافع ملی کشور را در چارچوب الگوی جهانی عصر آتش‌بس پیگیری کنند. 

اسلام ذوالقدرپور

نویسنده خبر

 کارشناس ارشد مسائل سیاسی و بین الملل و دکترای سیاستگذاری عمومی

اطلاعات بیشتر

کلید واژه ها: اسلام ذوالقدرپور ایران و امریکا مذاکرات ایران و امریکا جنگ ایران و امریکا آتش‌بس روسیه و اوکراین جنگ اوکراین


نظر شما :