تحریم یا تعامل؟ مساله این است

۳۰ آبان ۱۳۸۹ | ۱۵:۲۳ کد : ۹۳۹۴ اخبار اصلی
نویسنده خبر: هومان مجد
استراتژی باراک اوباما در قبال ایران همواره بر پایه رویکردی دوجانبه بوده است: دیپلماسی و اعمال فشار. این سیاست دوگانه به دلیل حضور دیپلماسی در آن به نوعی به سیاست‌های روسای جمهور پیشین تفاوت دارد و البته همین امر مزیت این استراتژی است.
تحریم یا تعامل؟ مساله این است

دیپلماسی ایرانی: استراتژی باراک اوباما در قبال ایران همواره بر پایه رویکردی دوجانبه بوده است: دیپلماسی و اعمال فشار. این سیاست دوگانه به دلیل حضور دیپلماسی در آن به نوعی به سیاست های روسای جمهور پیشین تفاوت دارد و البته همین امر مزیت این استراتژی است. در سال های گذشته همواره تاکید بر اعمال فشار بوده و از دیپلماسی خبری نبود. اعمال فشار بر ایران همواره وجود داشته و البته ثمری هم نداشته است.

اصلی ترین هدف آمریکا از اعمال این فشارها متوقف کردن غنی سازی ایران بود که البته محقق هم نشد. هدف دوم هم انطباق خواست های هسته ای ایران با استانداردهای مد نظر غرب بود که فشارهای آمریکا این هدف را هم محقق نکرده است. علاوه بر این دیپلماسی که خالی از اعمال فشار هم باشد، اندک فایده ای ندارد. شاید اسرائیلی ها و غربی ها برای جدا کردن حقیقت از توهم در پرونده هسته ای ایران، وقت آنچنانی را صرف نکرده اند. با این همه هر کسی که ایرانی ها را می شناسد به خوبی می داند که این ملت زمانی که تصریح می کند تسلیم فشارها نمی شود، نه اغراق می کند و نه دروغ می گوید. ایرانی ها از این که غرب با این کشور مانند حیوانی اهلی برخورد کند، بیزار هستند. هر بار که غربی ها از استراتژی چماق و هویج در برابر ایران سخن می گویند، خشم ایرانی ها عیان می شود.

در روزهایی که ایران برای نخستین بار در یک سال گذشته برای مباحثه در مورد برنامه هسته ای خود با غرب مهیا می شود، شانس خروج از بحران در این پرونده درست مانند همیشه بسیار اندک است. بر این اساس ادعای آمریکایی ها در خصوص کارآمدی تحریم ها و تاثیرپذیری ایران از آن بسیار نادرست است.

اعمال تحریم ها بر ایران سه هدف را دنبال می کرد:

·         تنبیه ایران برای ادامه غنی سازی اورانیوم

·         وادار کردن این کشور به مصالحه آن هم از موضع ضعف

·         رساندن ایران به مرحله شکست پذیری

 

جالب اینجاست که آمریکا به هیچ کدام از این اهداف نرسید. اعمال فشار بر ایران حتی این کشور را در دستیابی به انرژی هسته ای مصمم تر هم کرده است. بله تحریم ها آزاردهنده بودند و البته کارآیی هایی هم داشتند البته منوط به این حقیقت که اعمال فشار بر اقتصاد منجر به تضعیف بیشتر ایران، آن هم در آینده می شود. اما نه تحریم ها و نه فشارهای دیگر نمی تواند هدف اصلی یعنی متوقف شدن برنامه هسته ای ایران را تامین کند. دولت ایران از سال ها پیش روند توضیح دادن چرایی و چگونگی برنامه هسته ای برای ایرانی ها را آغاز کرده بود. این مساله آنچنان در ذهن ایرانی ها جا خوش کرده که حتی یک راننده تاکسی در تهران هم می تواند در مورد مفاد معاهده منع تکثیر تسلیحات هسته ای برای شما سخنرانی کند. همان معاهده ای که حق ایران برای غنی سازی اورانیوم را محفوظ نگاه می دارد. ایرانی ها در این مرحله عبور کردن از حق طبیعی خود برای دستیابی به انرژی هسته ای را شکستی مفتضحانه برای خود می دانند. ایران از ابتدایی ترین روزهای شکل گیری جمهوری اسلامی با تحریم و فشار غرب همراه بوده است.

رهبری جمهوری اسلامی ایران از همان ابتدای پیروزی بر امپراطوری غرب تاکید کرد که ایران از این پس مسیر مستقل خود را طی می کند و دولت برای تامین منافع ملی ایران دست به هر کاری به هر قیمتی می زند. ایرانی ها تاکید کردند که ما در هیچ شرایطی تسلیم غرب نمی شویم مگر آنکه درخواست های غرب از ما بر اساس استانداردهای متعارف بین المللی و قوانین رایج باشد.

تحریم های تصویب شده از کانال شورای امنیت و پس از آن تحریم هایی که اتحادیه اروپا و کنگره ایالات متحده به تصویب رساندند قرار بود دولتمردان و نه عامه مردم را تحت تاثیر قرار دهد. با این همه باراک اوباما اخیرا در گفتگو با بی بی سی از ایرانی ها خواست که تحمل فشار در این ماجرا را تقصیر دولتمردان خود بیندازند و نه غرب. این جملات بسیار شوکه کننده بود و نشان دهنده عدم اطلاع اوباما از حس میهن پرستی که در ایرانی ها به چشم می خورد. اگر سخنان اوباما را مبنا قرار دهیم، آمریکایی ها هم باید زمانی که کشورشان مورد حمله تروریستی قرار می گیرد و آنها متحمل درد و رنج می شوند، دولتمردان خود را مقصر بدانند. مردم هر کشوری شاید برای سرکوب یا مسائلی مانند نبود آزادی، دولترمدان خود را مقصر بدانند اما برای عملی که عامل آن کشوری دیگر است هرگز انگشت اتهام به سمت هموطنان خود حتی در راس حکومت دراز نمی کنند.

تحریم ها بی شک برای مردم عادی دردسرهایی درست می کند: بالا رفتن نرخ تورم، رشد منفی سرمایه گذاری و افزایش نرخ بیکاری، همه و همه در زمره تبعات ناشی از تحریم ها هستند. اما اگر غرب به دنبال این است که ایرانی ها تحت تاثیر این تحریم ها و فشارهای اقتصادی علیه دولت خود بلند شوند و رژیم را تغییر دهند، در حقیقت گرفتار اشتباهی فاحش شده است. اگر غرب فکر می کند که ایرانی ها دلیل تحریم را به چیزی به غیر از اعتراض امریکایی ها به حق هسته ای این کشور تعبیر می کنند، در اشتباه کامل است.

تحریم ها یا هرگونه فشار خارجی حتی به شکل و شمایل گزینه نظامی، شکست را در نهایت به دنبال خواهد داشت. در مواجهه با ایران، آمریکا از مرحله اعمال صرف فشار عبور کرده است و در حال حاضر سیاست این کشور تلفیقی از دیپلماسی و اعمال فشار است. ترکیه و برزیل که ایران را بسیار بهتر از غرب می شناسند تاکید دارند که تلفیق این دو استراتژی هم جواب نمی دهد و تنها راهکار سوم عملی است که آن هم توسل صرف به دیپلماسی است. شاید زمان ان فرا رسیده است که به سخنان آنها گوش فرا دهیم.

منبع: گلوب اکسپرت فایندر

هومان مجد

نویسنده خبر

هومان مجد (به انگلیسی Hooman Majd) متولد ۱۹۵۷، تهران)، روزنامه نگار و نویسنده سیاسی-اجتماعی آمریکایی ایرانی تبار است.

مجد تا کنون برای نیویورک تایمز و نیویورکر ستونهایی به تحریر ...

اطلاعات بیشتر

کلید واژه ها: ایرانیهاهسته‌ایتحریمهااعمال فشارمی‌کند


نظر شما :