ریشه های بحران در روابط ایران و عربستان

۲۹ خرداد ۱۳۹۱ | ۱۹:۳۵ کد : ۱۹۰۲۸۷۰ نگاه ایرانی
علی جنتی، سفیر سابق ایران در کویت در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی با نگاهی تاریخی به روابط ایران و عربستان در سالهای پس از انقلاب به مهم ترین عوامل تنش در روابط حال حاضر ایران و عربستان می پردازد و معتقد است چشم اندازی برای بهبود روابط دو کشور در آینده نزدیک دیده نمی شود.
ریشه های بحران در روابط ایران و عربستان


دیپلماسی ایرانی:
روابط جمهوری اسلامی ایران و عربستان سعودی را باید یکی از دشوارترین عرصه­های دیپلماسی خارجی کشور در سه دهه گذشته ارزیابی کرد. مناسبات تهران- ریاض، از سرحد قطع روابط دوجانبه تا دیدارهای مکرر سالانه مقامات دو کشور را تجربه کرده و اکنون به نظر می­رسد در قوس نزولی خود به یکی از بحرانی­ترین شرایط خود رسیده است. عربستان سعودی یکی از مهمترین بازیگران منطقه خلیج­فارس و خاورمیانه به شمار می­آید که تحولات و سیاست­های منطقه­ای آن بر منافع و امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران تأثیر گذار بوده و دو کشور در طول سه دهه گذشته در اِعمال سیاست­های منطقه­ای به رقابت برخاسته­اند.

پس از فروپاشی نظام شاهنشاهی در ایران و پیروزی انقلاب اسلامی، دولت پادشاهی عربستان سعودی به شدت از نفوذ افکار انقلابی به درون آن کشور به ویژه در بین شیعیان عربستان هراسان گردید و تلاش نمود با جلب همکاری سایر کشورهای عرب منطقه از نفوذ امواج سهمگین انقلاب جلوگیری کند. با آغاز جنگ ایران و عراق، عربستان سعودی علیرغم اختلافات عقیدتی و سیاسی با رژیم صدام حسین در کنار آن رژیم قرار گرفت و در سال 1360 بنا به پیشنهاد دولت کویت اقدام به تشکیل شورای همکاری خلیج فارس نمود. تشکیل این شورا احتمالاً به منظور تأمین امنیت کشورهای منطقه و جلوگیری از نفوذ اندیشه­های انقلابی بود که از کرانه دیگر خلیج­فارس گسترش می­یافت. شورای همکاری به تدریج حمایت­های مالی و تبلیغاتی خود را از رژیم صدام حسین گسترش داد به گونه­ای که در سالهای آخر جنگ تحمیلی، هراس کشورهای عرب حوزه خلیج­فارس از پیروزی جمهوری اسلامی ایران موجب گردید این کشورها کلیه امکانات مالی، نفتی، سیاسی و تبلیغاتی خود را در اختیار رژیم عراق قرار دهند.

مهمترین حادثه تأثیر گذار بر روابط دو کشور پس از انقلاب، کشتار جمع کثیری از حجاج ایرانی در مکه بود که از سوی نیروهای امنیتی و ارتش عربستان و به بهانه برگزاری مراسم "برائت از مشرکین" توسط حجاج ایرانی صورت گرفت و برای مدتی اعزام حجاج ایرانی به عربستان متوقف گردید. ملاقات امیر عبدالله، ولیعهد وقت عربستان سعودی با آیت الله هاشمی رفسنجانی رئیس­جمهور وقت در سنگال و سپس حاشیه اجلاس کنفرانس اسلامی در اسلام­آباد پاکستان؛ حضور امیرعبدالله در اجلاس سازمان کنفرانس اسلامی در تهران و سفر سید محمد خاتمی رئیس­جمهور وقت ایران به عربستان و دیدار وی با ملک فهد، پادشاه وقت عربستان همگی نشانگر آغاز فصلی نوینی در روابط دوجانبه بود. گسترش همکاریها سرانجام موجب انعقاد قرارداد امنیتی بین ایران و عربستان در آوریل 2001 گردید. روند بهبود مناسبات در اواسط دهه 70 شمسی و پس از اعلام سیاست تنش­زدایی از سوی جمهوری اسلامی ایران سرعت گرفت و دو طرف علی­رغم اختلافات موجود، سعی در برطرف کردن ابهامات و بهبود روابط داشتند؛ اما هیچگاه سوء ظن مقامات عربستان نسبت به اهداف و نیات ایران برطرف نشد.

پس از روی کار آمدن محمود احمدی­نژاد، علی­رغم تلاش جمهوری اسلامی ایران برای تقویت روابط دو کشور و چهار بار سفر به عربستان سعودی اما با توجه به تحولات منطقه خاورمیانه و ناکامی عربستان در صحنه رقابت با جمهوری اسلامی ایران روابط دو کشور به تیرگی گرائید و بویژه پس از اشغال نظامی بحرین توسط نیروهای نظامی عربستان سعودی به بحران در روابط تبدیل گردید. اخیراً نیز اعدام چهار ایرانی در عربستان علی­رغم قول مقامات آن کشور مبنی بر جلوگیری از اجرای حکم اعدام این اتباع ایرانی به تشنج در روابط دو کشور دامن زد، به گونه­ای که جمهوری اسلامی ایران سفر معاون وزیرخارجه کشورمان به عربستان را برای تسلیم دعوتنامه رئیس­جمهور از پادشاه عربستان برای شرکت در اجلاس سران کشورهای غیرمتعهد لغو نمود.

 

ریشه­های تنش بین ایران وعربستان سعودی

 عوامل مختلفی روابط دو کشور را شدیداً تحت تأثیر قرار داده است که به بخشی از آن اشاره می­شود:

 1.پادشاهی عربستان سعودی خود را ام­القرای جهان اسلام می­داند و در بعد منطقه­ای و فراتر از آن در جهان اسلام نقشی مهم برای خود قائل است و با استفاده از امکانات مالی و مزیت منحصر به فرد خود یعنی وجود حرمین شریفین در سرزمین عربستان با حمایت از کشورهای همسو و جریانات وابسته به خود در کشورهای اسلامی در پی بسط حوزه نفوذ منطقه­ای خود می­باشد. سعودی­ها معتقدند که ایران برای گسترش تشیع در خلیج­فارس و سایرکشورهای منطقه تلاش می­کند. رسانه­های وابسته به عربستان در این خصوص به اقداماتی مانند برگزاری کنفرانس­های بین­المللی، فعالیت­های مجمع اهل البیت، جامعه­المصطفی، بورسیه کردن دانشجویان مسلمان، تأسیس حوزه­های علمیه در آفریقا، هند، آمریکای لاتین و سایر مناطق، استفاده از اینترنت برای گسترش تشیع، گسترش شبکه­های تلویزیونی به زبان­های خارجی، انتشار کتب شیعی در کشورهای سنی نشین و اقدامات جمهوری اسلامی ایران در مراسم حج و عمره برای ارتباط با مسلمانان سایرکشورها اشاره می­کنند.

از نگاه ایران نیز، عربستان سعودی با توجه به ماهیت سلفی خود و با سوء استفاده از اقبال عموم مسلمانان به حرمین شریفین به عنوان قبله­گاه مسلمین و مزار پیامبر اکرم(ص) تلاش می­کند تا اندیشه سلفی وهابی را در جهان اسلام گسترش دهد و با حمایت از جریانات تندروی کشورهای مختلف از جمله پاکستان و افغانستان، شیعیان این کشورها را مورد تهدید وترور قرار داده و آنان را کافر و خارج از اسلام معرفی نماید. همچنانکه شیعیان عربستان همواره تحت فشار مضاعف بوده و از تبعیض و خفقان حاکم برآنان به شدت رنج می­برند. مقامات عربستان سعودی می­کوشند با استفاده از نفوذ منطقه­ای خود در کشورهای حوزه خلیج­فارس و سایرکشورهای همسو در منطقه عربی و جهانی اسلام، جمهوری اسلامی ایران را به عنوان تهدید اصلی کشورهای اسلامی جایگزین رژیم صهیونیستی کنند. عربستان سعودی همواره خود را در نقش مدافع تمام عیار اهل سنت تعریف کرده و نسبت به کاهش نقش اهل سنت درعراق، لبنان و کشورهای همجوار خود مانند بحرین به شدت حساسیت نشان می­دهد.

 

2.عربستان سعودی، شکاف قومی ایران و اعراب را برجسته نموده و همواره از طریق رسانه­های وابسته به خود تبلیغ می­کند که ایرانیها خصومت دیرینه ای با اعراب دارند و بدین وسیله تلاش می­کند با استفاده از حربه­های قومی و تأکید بر ناسیونالیسم عربی بین ایران و کشورهای عرب منطقه فاصله­ ایجاد کند. پادشاهی عربستان می­کوشد در همه مناقشاتی که زمینه شیعی – سنی و یا عربی – عجمی دارد به منازعات دامن بزند تا رهبری خود بر جهان عرب و یا حداقل کشورهای عضو شورای همکاری خلیج­فارس را تثبیت کند و نیروهای منطقه را پشت سرخود بسیج نماید.

 

3.درعرصه سیاسی، عربستان سعودی همواره بر اختلافات سیاسی دو کشور تأکید کرده و ایران را همچنان به عنوان تهدیدی برای منطقه و جهان اسلام معرفی می­کند. مهمترین مسایل تهدیدآمیز مطرح شده از سوی سعودیها در خصوص ایران سیاست صدور انقلاب و تلاش برای سرنگونی دولت­های منطقه، ایجاد هسته­های خفته هواداران ایران درکشورهای عربی، آموزش اتباع کشورهای عربی برای انجام عملیات به اصطلاح خرابکارانه، تلاش برای بین­المللی کردن حرمین شریفین و مطرح ساختن شعارهای ضد آمریکایی و ضد صهیونیستی به منظور جلب افکار شهروندان اهل سنت منطقه می­باشد. عربستان سعودی در سطوح منطقه­ای و بین­المللی با استفاده از ابزار شورای همکاری خلیج­فارس، اتحادیه عرب، سازمان کنفرانس اسلامی، کنفرانس بین­المجالس اسلامی در جهت منزوی ساختن ایران تلاش می­کند. در سطح بین­المللی نیز عربستان می­کوشد از تمامی امکانات سیاسی، اقتصادی و رسانه­های خود برای اعمال فشار بر ایران استفاده کند. مشارکت عربستان در طرح مهار و تضعیف ایران توسط غرب از جمله موارد اختلاف دو کشور می­باشد. عربستان سعودی در تحریک آمریکا و غرب علیه ایران پیشتازانه تراز دیگر کشورهای منطقه بوده و در روند افزایش تحریم­های بین­المللی علیه ایران نقش فعالانه­ای ایفا کرده است. همچنانکه با افزایش تولید نفت خود می­کوشد به تحریم نفتی ایران دامن بزند. اتهام ترور سفیرعربستان در واشنگتن و اقدام آن کشور به محکوم ساختن ایران در مجمع عمومی سازمان ملل متحد نشانی از اوج تخاصم و سیاست تقابلی عربستان در قبال ایران دارد.

 

4.عربستان سعودی در عرصه نظامی نیز با برجسته کردن تهدیدهای نظامی ایران رویکرد تقابلی در پیش گرفته و بطور مداوم از تلاش ایران برای ایفای نقش اساسی در منطقه و برنامه­های هسته­ای و تسلیحاتی ایران اظهار نگرانی نموده و براین اساس اقدام به دادن پایگاه­های نظامی به قدرت­های فرامنطقه­ای و خرید انبوه تسلیحات پیشرفته و ترغیب سایرکشورهای منطقه به خرید هواپیما­های مدرن و انعقاد قراردادهای نظامی با قدرت­های بزرگ جهانی نموده است.

 

5. در سطح منطقه­ای، عربستان سعودی نسبت به افزایش نقش ایران در افغانستان، لبنان، فلسطین، سوریه، عراق و یمن نگران است. تحولات سالهای اخیر درمنطقه که موجب افزایش نفوذ جمهوری اسلامی ایران و شیعیان گردیده و شکست و ناکامی عربستان در گسترش نفوذ خود براین کشورها موجب خشم و عصبانیت شدید آن کشور گردیده است. عربستان سعودی پس از حادثه 11 سپتامبر 2001، جایگاه منطقه­ای خود را تا اندازه زیادی از دست داد و فعالیت­های جریان القاعده که آبشخور آن افراط­گرایی سلفی وابسته به عربستان بود، نگرانی بازیگران بین­المللی را برانگیخت و موجب انزوای بین­المللی عربستان گردید. سقوط طالبان در افغانستان و سرنگونی رژیم صدام حسین، نقش و جایگاه جمهوری اسلامی ایران را ارتقاء بخشید. نگرانی­های عربستان از کاهش نقش و نفوذ خود در منطقه موجب گردید که آن کشور با همکاری برخی دیگر از کشورهای منطقه از  جمله دولت قطر، جریانات مخالف رژیم های عراق، سوریه و لبنان را مورد حمایت مالی و تسلیحاتی قرار دهد. تلاش عربستان و قطر برای سرنگونی رژیم بشاراسد و سنگ­اندازیهای آن کشور در مسیر دولت نجیب میقاتی و حمایت از جریان المستقبل در لبنان کاملاً مشهود است. اخیراً نوری مالکی نخست­وزیرعراق در مصاحبه با شبکه تلویزیونی المیادین اعلام نمود که عربستان سعودی و قطر به دنبال سرنگونی دولت وی بوده و از همه امکانات برای دستیابی به این هدف استفاده می­کنند. حمایت سعودیها از ادعاهای ارضی امارات عربی متحده در مورد جزایر ایرانی خلیج فارس از جمله موارد دخالت آن کشور در امور داخلی ایران بوده و تمامیت ارضی کشور را مورد تهدید قرار می­هد.

 

6. تحولات یکسال گذشته جهان عرب و سرنگون شدن رژیمهای وابسته و هم­پیمان عربستان درمنطقه همچون رژیم مبارک، بن علی، قذافی و علی عبدالله صالح و اوجگیری نارضایتی­های اعتراضات عمومی در چند شهر عربستان موجب وحشت شدید مقامات عربستان گردیده است. لذا با تمام قوا می­کوشند تا از گسترش نارضایتی­ها جلوگیری نموده و با هرگونه اعتراض جمعی به شدت برخورد می­کنند. هراس مقامات عربستان از گسترش اعتراضات مردم بحرین به شرق عربستان و قیام شیعیان آن کشور موجب گردید که با اعزام نیروهای نظامی، بحرین را به اشغال خود درآورد و با سرکوب مردم آن کشور مانع هرگونه تحول و انجام اصلاحات سیاسی در آن کشور گردد. با این حال دامنه نیروهای نیابتی ایران و عربستان درخاورمیانه در حال گسترش است. لبنان، فلسطین، عراق، یمن و اکنون سوریه کشورهایی هستند که گروه­ها و جریانات طرفدار تهران و ریاض در آنها رودرروی یکدیگر قرار گرفته­اند.

 

چشم­انداز روابط ایران و عربستان

با توجه به آنچه گذشت به نظر می­رسد بسیاری از پل­ها در روابط دو کشور تخریب شده و بازسازی آن نیاز به زمان طولانی و تغییر رویکرد دو کشور دارد. گرچه دو کشور سعی می­کنند تنش در روابط آنان از حّد معقولی فراتر نرود و برخی از خطوط قرمز را رعایت کنند ولی در شرایط کنونی تعارض منافع دو کشور بسیار گسترش یافته و دیوار بلندی از بی­اعتمادی بین دو کشور بنا نهاده شده است. لذا تعامل و توافق اساسی دو کشور مستلزم گذشت دوره­ای از آرامش نسبی و پذیرش نقش متقابل یکدیگر و تغییر برخی رویکردها می­باشد. لذا چشم­اندازی برای بهبود روابط دو کشور در آینده نزدیک دیده نمی­شود. /16

  

نظر شما :