محمدعلی مهتدی در نشست " نگاهی به همکاری های سیاسی - امنیتی پاکستان و عربستان " :

عربستان هیچ گاه به بمب هسته ای پاکستان نمی رسد

محمدعلی مهتدی کارشناس مسایل خاورمیانه در میزگردی که در دیپلماسی ایرانی برگزار شد بر این باور است بر خلاف تبلیغات عربستانی ها مبنی بر اینکه در مقابل پروژه هسته ایران ما هم بمب هسته ای داریم و می توانیم آن را در اختیار بگیریم، چنین چیزی را پاکستانی ها اجازه نمی دهند.
عربستان هیچ گاه به بمب هسته ای پاکستان نمی رسد

دیپلماسی ایرانی: محمدعلی مهتدی کارشناس مسایل خاورمیانه در نشست " نگاهی به همکاری های سیاسی _ امنیتی پاکستان و عربستان " که در محل سایت دیپلماسی ایرانی برگزار شد، به بررسی روابط پاکستان و عربستان و نیازهای طرفین برای ایجاد رابطه و همچنین خطوط قرمز پاکستان در روابطش با ایران پردخت  متن کامل سخنان او به شرح زیر است:

در ابتدا بهتر است که مقایسه سریعی میان دو کشور انجام شود. زمانی که  پاکستان از هندوستان جدا می شود نام جمهوری اسلامی پاکستان را برای خود انتخاب می کند. بنابراین از زمان استقلال این کشور، دولتمردان پاکستانی همواره تلاش کرده اند که بر مساله اسلامی بودن دولت تاکید کنند. ارتش پاکستان یک ارتش اسلامی است و همواره تلاش کرده است که در مقابل هندوستان یک عمق اسلامی پیدا کند. با توجه به اینکه اکثریت جمعیت پاکستان از اهل تسنن هستند، پاکستانی ها پتانسیل کمک به این عمق را در عربستان سعودی می بینند. زمانی که هندوستان به سلاح هسته ای دست یافت، پاکستان هم برای ایجاد تعادل به دنبال تولید سلاح هسته ای رفت . مرحوم ذوالفقار علی بوتو در آن زمان اسم این بمب را بمب اسلامی گذاشت. چرا؟ پاکستان برای تولید بمب هسته ای به پول نیاز داشت و این پول را کشورهای نفت خیز مسلمان چون عربستان سعودی می توانند در اختیار این کشور قرار دهند. زمانی که نام اسلامی به این بمب داده می شود، نخست به این معنا است که این بمب یک عمق اسلامی دارد ودر ثانی زمانی که این بمب اسلامی باشد باید کشورهای اسلامی به خصوص عربستان سعودی هزینه تولید این بمب و نگهداری ان را تامین کنند.

 عربستان پول، نفت و مکتب وهابیت را در اختیار دارد و به امنیت هم نیازمند است. تا زمانی که سازمان پیمان مرکزی موسوم به سنتو برقرار بود که به پیش از انقلاب اسلامی در ایران بازمی گردد و پیش از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی با توجه به اینکه ترکیه، ایران و پاکستان سه عضو اصلی سنتو بودند و عربستان و ایران هم در چارچوب داکترین دوستونه نیکسون در خلیج فارس تامین امنیت را بر عهده داشتند، تناقضی میان این کشورها وجود نداشت. ایران ، پاکستان و عربستان عملا در زیر چتر پیمان سنتو که امریکا در راس هرم آن ایستاده بود، مشکل امنیتی با هم نداشتند. مشکل امنیتی زمانی بروز کرد که با انقلاب اسلامی ایران، پیمان سنتو از میان رفته و سپس با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سابق و پایان جنگ سرد، مساله امنیت هم برای پاکستان و هم برای عربستان سعودی به مساله پراهمیتی تبدیل شد.

طبیعتا امنیت کلی عربستان در خلیج فارس با وجود پایگاه ها را آمریکا بر عهده می گیرد. عربستان با داشتن پول می تواند به راحتی تمامی سلاح ها را خریداری کرده و انبار کند. کمااینکه این کار را می کند. مشکل عربستان، افسران آموزش است که چه کسانی از این سلاح ها استفاده و آموزش دهند. عربستان فاقد کادر نظامی و فنی ماهر است. از این رو نیاز به تامین آن از خارج دارد. پیشتر این مساله از مصر و اردن تامین می شد اما بعد از مساله فلسطین و اختلافاتی که در اثر مطرح شدن طرح های سازش و صلح پیش آمد، عربستان اعتمادش از مصر و اردن را از دست داد. در این صورت بهترین گزینه برای عربستان استفاده از نیروهای نظامی پاکستان است. اما چرا عربستان نمی تواند از افسران آمریکایی استفاده کند؟ زیرا حدیثی به نقل از پیامبر همواره تکرار می شود مبنی بر اینکه اگر دیدید کفار در جزیره العرب نازل شدند، آنها را بکشید. این شعار القاعده و نیروهای سلفی است. بنابراین عربستان نمی تواند نیروهای نظامی آمریکا را به طور مستقیم و آشکار بیاورد. القاعده و سفلی ها می گویند شما بر خلاف حدیث رسول الله نیروهای کافر آمریکایی را وارد سرزمین وحی کردید. بنابراین عربستان می تواند این مشکل را از طریق نیروهای پاکستانی برطرف کند. افسران پاکستانی هم مسلمان هستند و هم همان آموزش هایی را می دهند، که از افسران آمریکایی آموزش دیده اند.

بعد از فروپاشی شوروی شاهد افزایش نیاز عربستان به پاکستان هستیم. البته رقابت عربستان با ایران در سراسر منطقه روشن است. اما در این میان پاکستان نمی تواند در این رقابت از حد و مرزی تجاوز کند. زیرا 30 درصد از جمعیت 190 میلیونی پاکستانی، شیعه هستند و استفاده از ارتش پاکستان برای مقابله با نفوذ ایران در منطقه یک حد و مرزی دارد. به ویژه انکه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، پاکستانی ها و شیعیان و حتی ارتش به شدت تحت تاثیر انقلاب ایران قرار گرفت به نحوی که زمانی که افسران و نظامیان پاکستانی به مکه می رفتند در راه بازگشت به ایران می آمدند و به خدمت امام می رفتند.

از طرفی پاکستان همسایه ایران بوده و در مساله افغانستان با ایران رقابت می کند. پاکستان نقشی در خلیج فارس ندارد و می خواهد نقشی به سود عربستان در دریای عمان ایفا کند. اما این نقش بسیار کمرنگ است.زیرا نقش نیروهای ایران در دریای عمان بسیار قوی تر از آنهاست. در مقابل عربستان پس از نا امیدی از کشورهای عربی، فشار خود را بر استفاده از امکانات پاکستان گذاشت. حتی این فشار در مورد امنیت قضایی که کل عربستان و بقیه شیخ نشینان را تهدید می کند، وجود دارد. پاکستان منابع آبی عظیمی دارد. رودخانه سند نمونه آن است که در این زمینه بحث هایی مبنی بر سرمایه گذاری عربستان برای تولیدات کشاورزی و مواد غذایی در پاکستان مطرح است.

موضوع استفاده عربستان از بمب هسته ای بیشتر جنبه تبلیغاتی داشت. پاکستانی ها نمی توانند عربستان را شریک کنند، درعین حال که پول عربستان را دریافت می کنند و اینکه چنین امکانی برای فروش بمب به عربستان وجود ندارد. بر خلاف تبلیغات عربستانی ها مبنی بر اینکه در مقابل پروژه هسته ایران ما هم بمب هسته ای داریم و می توانیم آن را در اختیار بگیریم، چنین چیزی را پاکستانی ها اجازه نمی دهند. اما زمینه همکاری های گسترده میان عربستان و پاکستان بعد از اشغال افغانستان برای گسترش مکتب های تکفیری به خصوص در پیشاور و شهرهای پاکستان وجود دارد. این برای ایجاد یک نسل جیدی از طالبان است تا اندیشه های ابن تیمیه و تکفیر شیعه را از طریق پاکستان به افغانستان و سپس به کل آسیاسی مرکزی گسترش دهند. این خدمتی است که پاکستانی ها به عربستان سعودی کرده است و همیشه پول عربستان در کنار عقیده وهابی و حمایت امنیتی آمریکا در کنار دستگاه امنیتی عربستان و دستگاه امنیتی ارتش پاکستان در مورد ایجاد طالبان و ممانعت از گسترش نفوذ ایران در پاکستان وجود داشته است. از طرفی در اجرای طرح برژینسکی مبنی بر محاصره انقلاب ایران با دایره ای از تفکر تکفیری و وهابی همکاری هایی گسترده ای وجود داشت. پیش از اینکه طالبان افغانستان را بگیرد، نیروهایی که در افغانستان وجود داشت، با ایران در ارتباط بودند.

تصور می کنم در مورد بحران سوریه نیز پاکستان حاضر نخواهد بود که به صورت مستقیم دخالت یا به نفع عربستان نیرو اعزام کند.  البته گفته می شود افرادی که عربستان می خواهد به سوریه اعزام کند را پاکستان آموزش می دهد و این کمک فقط در زمینه تسهیل انتقال نیروهای تکفیری به سوریه و آموزش دادن به آنهاست. به طور کلی تصور می کنم پاکستان خط قرمزهایی در منطقه دارد که این خطوط موجب مراعات کردن آنها می شود و به عربستان نیز اجازه نمی دهد که آنها را ودار کند که از خط قرمزها عبور کنند. بیشتر پاکستان نیازهای امنیتی عربستان را تامین و پول این کشور را می گیرد.

کلید واژه ها: پاکستانمحمدعلی مهتدی


نظر شما :