کشته شدن فرمانده جبهه النصره آغاز یک پایان است؟

افول القاعدۀ سوریه و گزینه‌های پیش رو

۲۷ اسفند ۱۳۹۳ | ۱۷:۳۰ کد : ۱۹۴۵۴۶۴ اخبار اصلی خاورمیانه
جبهه النصره در جریان درگیری‌ها با گروه «دولت اسلامی» هزاران نفر از عناصر خارجی خود را از دست داد چرا که به نظر می رسد آنها خلافت نقد «بغدادی» را به امارت نسیه «جولانی» ترجیح داده‌اند.
افول القاعدۀ سوریه و گزینه‌های پیش رو

نویسنده: محمدرضا عشوری مقدم، کارشناس مسائل گروه های اسلامی

دیپلماسی ایرانی: مرگ «ابوهمام الشامی» فرمانده نظامی «جبهه النصره» به همراه دیگر فرماندهان القاعده سوریه در انفجار استان ادلب، سئوالات فراوانی را درباره عمق بحران این گروه مطرح ساخته است. مؤسسه «المناره» ارگان رسانه ای النصره، بیانیه واضحی درباره چگونگی کشته شدن «الشامی» صادر نکرد. به درستی معلوم نیست آیا وی در بمباران جنگنده های ائتلاف آمریکایی کشته شد یا در عملیات ارتش سوریه و یا اینکه قربانی یک عملیات ترور توسط گروه های مسلح سوری شده است. سئوال اینجاست: آیا مرگ «ابوهمام الشامی» مرحله جدیدی را در رویکرد جبهه النصره در تعامل با دیگر گروه های مسلح رقم خواهد زد یا خیر؟

«ابوهمام الشامی» یکی از بارزترین فرماندهان تاریخ گروه‏های «سلفی جهادی» در سازمان القاعده بود. در اواخر دهه 90 به افغانستان رفت و در اردوگاه غرباء به «ابومصعب السوری» پیوست. از معدود افرادی بود که از نزدیک با «بن لادن»، «زرقاوی» و «ابوحمزه مهاجر» تعامل داشت. در افغانستان به دستور بن لادن مسئولیت نیروهای سوری حاضر در این کشور را بر عهده گرفت. بارها از سوی دستگاه های امنیتی سوریه و لبنان دستگیر شد که آخرین بار پس از 5 سال حبس در لبنان در سال 2012 آزاد شد و در گیر و دار ناآرامی‏های سوریه فرماندهی نظامی جبهه النصره را بر عهده گرفت.

جبهه النصره به عنوان شاخه نظامی القاعده از آغاز فعالیتش در سوریه با رویکردی «عملگرایانه تر» تلاش کرد تا تعاملی راهبردی با دیگر گروه‏های «سلفی جهادی» مخالف دولت برقرار کند. از گروه های زیرمجموعه «گردان‏های احرار الشام» و اخوان المسلمین تا تکفیری‏های «جبهه اسلامی» تحت حمایت عربستان با وجود تمامی تنش‏ها و درگیری‏ها مورد غضب جدی سران النصره قرار نگرفتند. با این وجود اما النصره به دلیل ارتباط سازمانی اش با القاعده به ویژه پس از فضای به وجود آمده از عملکرد وحشیانه «گروه دولت اسلامی» (داعش) و تشکیل ائتلاف بین المللی، هیچگاه نتوانست صورتی موجه اقلا در مقایسه با دیگر گروه های مسلح سوری در میان محافل رسمی جهان عرب برای خود کسب کند.

مرگ «ابوهمام الشامی» درست زمانی به وقوع پیوست که زمزمه ها برای جدایی النصره از سازمان القاعده شدت گرفت. ماجرا درست بعد از ترور «ابوخالد السوری» یک فرمانده ارشد جبهه النصره آغاز شد. از آنجا که این عملیات به نام داعش تمام شد، شاهد آن بودیم که رهبران النصره رویکردی تقابلی در قبال داعش در پیش گرفتند. اگر تا آن زمان، النصره اختلافاتش با داعش را تحمل می کرد ترور «ابوخالد السوری» موجب شد تا این گروه به عنوان یک «دیگری» برای رهبران النصره بازتعریف شود. مانند ابوخالد و در استمرار رویه‏ تکفیر، «الشامی» نیز دیگر گروه‏های مسلح معارض همانند «جنبش حزم» را دشمن جبهه النصره می پنداشت.

با گذشت شش هفته از آغاز حملات جنگنده های ائتلاف در سوریه اما نیروهای النصره توانستند مواضع گروه تازه تاسیس «حزم» را در استان ادلب تحت کنترل خود درآورند. پیشروی النصره به وضوح حاکی از نزاع شدید میان نیروهای جریان موسوم به «میانه رو» و «تروریست های تکفیری» بود که همگی به مدد فرماندهی «ابوهمام الشامی» صورت می گرفت. بسیاری بر این اعتقادند که النصره بدون حضور «الشامی» رویکردی جدید و متفاوت در پیش خواهد گرفت. رویکردی که احتمالا در راستای «سوری سازی» گفتمان فراملیتی القاعده، به بازسازی چهره ای «میانه رو» و احتمالا ملی‏گرا از جبهه النصره خواهد پرداخت. شاید در همین چارچوب بوده که قطر با نفوذ خود بر روی «سامی العریدی» مفتی شرعی جبهه النصره و با وعده خروج این گروه از لیست گروه های تروریست، نیروهای پاسدار صلح فیجی را از چاقوهای النصره نجات داد.

پس از تشکیل ائتلاف ضدداعش به رهبری آمریکا محافل رسانه ای النصره یکی از اهداف این ائتلاف را تضعیف القاعده در سوریه اعلام کردند. جدا از صحت و سقم این موضوع، واقعیت آن بود که کشورهای ائتلاف بر تقویت جریان موسوم به «میانه رو» در مقابل گروه های «تندرو» تاکید داشتند.

کشته شدن فرماندهان نظامی النصره که از عناصر هسته مرکزی القاعده محسوب می شدند بدون شک ضربه سنگینی بر پیکره این گروه بود که بروز شکاف و چنددستگی در این جریان را در پی خواهد داشت. هفته ها و ماه های آینده مشخص خواهد کرد که النصره چقدر خواهد توانست در برابر طوفان اختلافات، تحولات سوریه و جریان های منطقه ای دوام بیاورد. واقعیت آن است که النصره در جریان درگیری ها با گروه «دولت اسلامی» هزاران نفر از عناصر خارجی خود را از دست داد چرا که به نظر می رسد آنها خلافت نقد «بغدادی» را به امارت نسیه «جولانی» ترجیح داده اند. هم گروه داعش به عنوان جریان رقیب، اوضاع النصره را متزلزل کرده و هم آنکه این گروه نه یک هویت ایدئولوژیکِ همگن دارد و نه از یک هسته مرکزی منسجم بهره می برد. به نظر می رسد جبهه النصره به عنوان گروه همچنان وفادار القاعده به روزهای افول خود در سوریه نزدیک می شود و باید بازی دوگانه جریان موسوم به «میانه رو» تحت حمایت غرب و داعشی‏‏های طغیان گر را به نظاره بنشیند.

کلید واژه ها: جبهه النصره سوریه محمدرضا عشوری مقدم


نظر شما :