ترکیه- آمریکا؛ یک گام به پیش و سه گام به پس

پایان تانگوی آنکارا و واشنگتن

۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۴ | ۱۹:۳۰ کد : ۱۹۴۷۰۶۷ اخبار اصلی آمریکا خاورمیانه
سه تحول عمده در مسیر مناسبات آمریکا- ترکیه از اهمیت بسیاری برخوردار بوده و مضایق و محدودیت‌های اثرگذاری ترکیه را تعریف می‌کند: گزی پارک در ترکیه، موصل در عراق و کوبانی در سوریه.
پایان تانگوی آنکارا و واشنگتن

دیپلماسی ایرانی: آقای اوباما به دلایل مختلفی از سال 2009 سرمایه گذاری هنگفت سیاسی در ترکیه به عمل آورد که دلایل آن در سخنرانی همان سال در پارلمان ترکیه و در نخستین سفر خارجی وی بیان شده است. تصور دولت اوباما این بود که نقش ترکیه در دفع چالش های مهم از قبیل ثبات بخشی در عراق، تحکیم رژیم تحریم ایران و مبارزه با تروریسم اساسی خواهد بود. از طریق این سرمایه گذاری، اوباما کوشید سه اصل مشارکت ترکیه- آمریکا که در سخنرانی وی در آنکارا هم قید شده بود را تقویت نماید: اصل نخست جایگاه ترکیه به عنوان دموکراسی موفق و تعهد آن به قانون؛ دوم نقش مهم ترکیه در ناتو و کوشش آن برای عضویت در اتحادیه اروپایی. سوم توانایی ترکیه در معرفی خود به عنوان مدلی برای خاورمیانه و جهان اسلام به عنوان بخشی از کوشش های اوباما جهت بازسازی وجهه آمریکا در جهان اسلام.

سخنرانی اوباما موجب سرمایه گذاری جدی پنج ساله آمریکا در ترکیه گردید و علیرغم سیگنال های ناساز و ناهماهنگ از طرف ترکیه ادامه یافت. البته اوایل آقای اردوغان، آمریکا و رابطه با آن را اغلب به سیاست داخلی پیوند داده و قرابت زیادی از خود بروز می داد لذا سرمایه گذاری آمریکا در آن برهه صحیح بود. بنابراین تبادلات فیمابین افزایش یافت و آمریکا بدینوسیله می خواست مشارکت پایداری را رقم بزند که مشروعیت داخلی ترکیه از طریق اصلاحات دموکراتیک افزایش یافته و ثبات منطقه ای از طریق حضور اقتصادی- سیاسی این کشور در شامات ارتقا یافته و دینامسیم متلاطم منطقه ای با شیوه ای دموکراتیک و کثرت گرایانه شکل بگیرد.

نکته اینکه سرمایه گذاری اوباما یکجانبه بوده و بازخورد مقتضی از ترکیه دریافت نکرد. حزب عدالت و توسعه و شخص اردوغان تحولات داخلی و منطقه ای را به نحوی مدیریت کردند که در قابلیت ترکیه در سه محور مزبور شک و شبهه ایجاد نمود. امروز کمتر ناظری ترکیه را به عنوان دموکراسی درخشان محسوب می کند. کوشش ترکیه برای عضویت در اتحادیه اروپایی کند شده و نقش آن به عنوان متحد ناتو زیر سوال رفته است. جذبه آن به مثابه یک مدل برای منطقه عمیقا به محاق رفته و قابلیت اثرگذاری آن در دینامیسم های منطقه ای کاهش یافته است. دلایل مختلفی موجب بد شدن وضعیت هر کدام از محورهای سه گانه شده که فشارهای داخلی روی حزب عدالت و توسعه، مواضع ایدئولوژیک رهبریت آن و نیز خاستگاه ها و سکوهای انتخاباتی مورد اتکا و خیزش های منطقه ای از عمده ترین آنهاست. نکته اینکه سرمایه گذاری آمریکا روی آقای اردوغان و حزب عدالت و توسعه پاسخ نداده است و آمریکا باید رهیافت نوینی را به آزمون بگذارد. دولت ترکیه در سرکوب مخالفین مصمم به نظر می رسد. قرادادهای انرژی و دفاعی با روسیه و چین امضا کرده که مواضع ناتو را تضعیف می کند و بر سر شیوه مواجهه با داعش با آمریکا بده و بستان می کند. علاوه بر این رهبریت حزب عدالت و توسعه مدام به شعارها و اظهارات ضد آمریکا، اتحادیه اروپایی و اسرائیل متوسل می شوند که می تواند ضد آمریکاگرایی پنهان در جامعه ترکیه را افزایش دهد. لذا زمان طرح و عرضه سیاست جدید برای همراه کردن ترکیه فرا رسیده است.

براساس یک اصل کمالیستی، ترکیه از سه طرف توسط دریا و از چهار طرف خشکی توسط دشمنان محصور شده است. این نگاه نسل هایی از سیاستمداران ترک را تحت تاثیر قرار داده که مبین محدودیت های اعمال شده بر ترکیه توسط جنگ سرد است. در نظام دو قطبی ترکیه بیش از هر کشور دیگر عضو بلوک غرب از نظر ژئوپولتیک تحت فشار قرار گرفت. در طول بخش اعظم قرن 20 ترکیه محصور اعضای پیمان ورشو، نظام های اقتدارگرای بعثی و یا اسلامگرا و یا کشورهای دارای دشمنی تاریخی با ترکیه مانند یونان بود. این دیدگاه (دیدگاهی که احساس می کرد ترکیه در حصار است) در دهه 90 تلطیف شد و با پیروزی حزب عدالت و توسعه در سال 2002 تغییر بیشتری یافت. در سال 2009 و 2010 نیز سیاست " مشکلات صفر با همسایگان " به ترجیع بند دیپلماسی ترکیه تبدیل شد. این رویکرد مواضع عقلایی تری را در ترکیه رقم زد که رهیافت سنتی را پشت سر می گذاشت.

در سطح داخلی گشایش کردی در سال 2009 دنباله داخلی سیاست خارجی مزبور بود. این روند کوششی ناب جهت غیرنظامی کردن سیاست های ترکیه و جامعه برای پایان دادن به تنشی بود که خسارات زیادی به بار آورده بود. البته این رویکرد تلویحا در تعارض با مقدمه قانون اساسی ترکیه قرار می گرفت که بر ترکیت و منع هرگونه تعارض با ارزشهای اخلاقی-تاریخی ترکیت ابتنا یافته بود. به عنوان نمونه رادیو و تلویزیون ترکیه برنامه هایی به زبان کردی پخش کردند که برای سال ها غیرقابل تصور بوده است.

سه تحول عمده در مسیر مناسبات آمریکا- ترکیه از اهمیت بسیاری برخوردار بوده و مضایق و محدودیت های اثرگذاری ترکیه را تعریف می کنند: گزی پارک در ترکیه، موصل در عراق و کوبانی در سوریه.

از نقطه نظر آمریکا فقر پاسخگویی سیاسی و خویشتنداری حزب عدالت و توسعه موجب عوارض و نگرانی بلند مدت در عرصه آزادی مطبوعات، سانسور سخت افزاری و نرم افزاری و مداخلات مداوم در پروسه های قضایی شد. در قضیه گزی پارک و سایر تحولات متعاقب آن دولت ترکیه قویا از روند مشروعیت سازی از طریق اصلاحات دموکراتیک فاصله گرفت و در نتیجه شاخص نخست کلیدی رابطه ترکیه- آمریکا تضعیف شد.

تحولات موصل در 11 ژوئن 2014 و گروگانگیری کنسولگری ترکیه توسط داعش نیز برآیند سلسله رخدادهایی بود که مبین فقر آینده نگری راهبردی و و محدودیت در توانمندی تاکتیکی بود که شاخص دوم همکاری ترکیه- آمریکا را شکل می دهد. این محور ناظر بر حضور مثبت منطقه ای ترکیه است که با این تحول ضعف خود را بروز داد. داود اوغلو وزیر خارجه وقت اعلام کرد هیچ تهدیدی متوجه کنسولگری ترکیه نیست اما یک روز بعد داعش دیپلمات های ترک را به گروگان گرفت. عملکرد دولت بعد از گروگانگیری نیز گویای مطالب زیادی است. دولت به جای اینکه کاری بکند که در آینده مانع تکرار این رخدادها شود (مانند آنچه که آمریکا در بنغازی کرد) بعد از 10 روز از وقوع این حادثه آقای اردوغان، نخست وزیر از رسانه های ترکیه خواست در این باره گزارشی منتشر نکنند. سپس سایر مقامات و نهادها ناظر مطبوعاتی نیز رسانه ها را موظف کردند در این خصوص خبر و مطلبی منتشر نکنند.

مساله سوم تحولات کوبانی است. گویاترین و مهم ترین نقطه عطف در مناسبات ترکیه- آمریکا اختلاف نظر در خصوص کوبانی بود. از تابستان 2014 غلبه بر این شهر هدف بزرگ داعش و ائتلاف مخالف شد. علیرغم کوشش مقامات ترکیه برای کم اهمیت جلوه دادن شهر کوبانی، این شهر به نماد مقاومت علیه داعش و آزمون راهبرد منطقه ای آمریکا مبنی بر حمایت از نیروهای بومی در مبارزه با داعش تبدیل شد. با همه این احوال دولت ترکیه عمیقا برای کمک به پیروزی نظامی و تبلیغاتی ائتلاف بی میل بود. بلاشک ترکیه بیشتر نگران خودمختاری کردهای شمال سوریه بود تا داعش. وقتی آمریکا ترکیه را برای کمک به کردها تحت فشار قرار داد، آقای اردوغان کوشید امتیازاتی را از آمریکا در سایر حوزه ها بگیرد که محور آن امتیاز خواهی برای براندازی بشار اسد بود. نقش ترکیه در تکمیل محاصره کوبانی توسط داعش و اظهارات آنها نشان داد که حزب عدالت و توسعه بیشتر علاقه مند تخریب منطقه شبه خودمختار کردی بود تا ممانعت از فاجعه انسانی و یا همکاری با ناتو و ائتلاف ضد داعش. این رویکرد موجب اعتراضات داخلی و درگیری حامیان کردها و گروه های اسلامی شد. این امر همچنین پروسه صلح کردی را از امری داخلی درآورده و به مقوله ای منطقه ای تبدیل کرده و با تحولات منطقه پیوند زد که تحول بزرگی به شمار می رود. البته آنکارا در درک این تحول نیز کند و ضعیف ظاهر شد. این هم شاخص سومی است که قابلیت کم دولت ترکیه را در پیش بینی و عکس العمل به دینامیسم های منطقه ای متحول، نشان می دهد.

اهداف سیاسی کردی حزب عدالت و توسعه متعارض است. از یک سو می خواهد خودمختاری کردها در سوریه را از بین ببرد و از سوی دیگر همزمان درصدد ادامه مذاکرات صلح با پ.ک.ک است. این ابهام به پروسه صلح کردی در ترکیه لطمه زد و ایفای نقش میانجی گرانه منطقه ای این کشور را در آینده نزدیک ناممکن ساخت. نقشی که آمریکا علاقه مند ایفای آن توسط متحدین خود است. علاوه بر آن شیوه مدیریت مساله کوبانی قابلیت دولت در ارزیابی تحولات انتقالی منطقه و طراحی پاسخ های سیاسی مقتضی را زیر سوال برد. آمریکایی ها دغدغه های ترکیه را درباره تحولات منطقه ای و مساله کردی درک می کنند با این حال درخواست ترکیه به عنوان عضو ناتو در پیوند زدن هرگونه همکاری با این سازمان به خواسته های مطلوب خود در سایر حوزه ها و امتیازخواهی های بی حد و حصر، برای آمریکایی ها عقلایی به نظر نمی رسد. نتیجه اینکه رهیافت ترکیه و حمله مکرر اردوغان به آمریکا و همچنین برخوردهای عصبانی کننده پوپولیستی عوام فریبانه او زمینه را برای تصمیم نظامی و راهبردی آمریکا مبنی بر حفاظت از کوبانی فراهم کرد.

خلاصه اینکه چشم پوشی از اختلافات دو کشور در سال های اخیر ناممکن است. همکاری نزدیک با آمریکا، اردوغان را برای رسیدن به نخست وزیری کمک کرد اما آمریکا در پاسخ چیزی بدست نیاورد. واقعیت این است که سرمایه گذاری آمریکا اغلب با توهین و نظرات توطئه مواجه شد. به عنوان نمونه اظهارات خنده دار اردوغان این مفهوم را منتقل می کرد که در قضیه گزی پارک سفیر وقت آمریکا در اقدامات تحریک آمیز در ترکیه نقش داشته است. یا عضو حزب عدالت و توسعه و آقای ملیح گوچک شهردار آنکارا در اظهاراتی با اشاره به آمریکا گفت که "این اشراف و نومحافظه کاران تصمیم گرفته اند که ما کنار برویم و آنها بر ترکیه حاکم شوند." این منطق و ادبیات، یادآور نگاه قدیمی (ترکیه جنگ سرد) است و اما این بار با سستی و نابهنجاری راهبردی مزبور (شاخص های سه گانه) نیز همراه است.

غرض این نیست که ترکیه چشم بسته دنباله رو آمریکا در سوریه و غیره باشد. سخن این است که اختلاف در رهیافت نمی تواند بده و بستان گرایی مفرط را آن هم بین متحدین توجیه نماید. مهم تر اینکه آمریکا مسئول مشکلات ترکیه نیست. بسیاری در دولت آمریکا از شماتت شدن توسط رقبا به خاطر عملکرد ترکیه خسته و بیزارند. ترکیه یک کشور پیشرفته است و نباید بر ادبیات امپریالیسم آمریکایی و توطئه متوسل شود.

مشکل دیگر اینکه حزب عدالت و توسعه انتقادپذیر نیست و خط و مشی اقتدارگرایانه دارد. همچنین دارای شم سیاسی ضعیف است که ترکیب این دو موجب می شود آنها نتوانند شریک ارزشمندی برای ما باشند. صاحبنظران، نقدناپذیری حزب عدالت و توسعه را مشکلی ساختاری می دانند. آنها معتقدند شکست های سیاسی داوداوغلو بدین دلیل است که او منتقدین خود را نامشروع می داند. او و هوادارانش بر این باورند که وی خطاناپذیر است. این نکته بر اردوغان هم صدق می کند. او به دنبال تحکیم قدرت از طریق کسب اکثریت و سیاست های هویت گرایانه است که در اظهارات زمان ثبت نام انتخاباتی خود نشان داد. اظهارات او متشکل از ترکیب دو عنصر اسلامی و سنت ها و ادبیات ناظر بر استعمار بود. او گفت که آن ها (غربیها) 200 سال کوشیدند ما را از تاریخ و اجداد خود دور نگه دارند.آنها خواستند ما از آمال و ادعاهای خود دست برداریم. او کوشید نشان دهد که ریاست جمهوری وی موجد ترکیه درخشان خواهد بود اما اکنون در منظر او ترکیه مدام از سوی دشمنان داخلی و خارجی تهدید می شود که این تلقی از تفکرات اولیه حزب عدالت و توسعه فاصله گرفته است. علاوه بر این تلقیات کلیشه ای و ریاکاری های ایدئولوژیک صدمات قابل توجهی به منافع ملی ترکیه و مناسبات آن با آمریکا می زنند.

بنا به تغییرات اقتدارگرایانه و ضد غربی حزب عدالت و توسعه، ترکیه بیش از هر زمان دیگری از زمان پایان جنگ سرد تاکنون منزوی است. پیشنهادات همکاری از سوی آمریکا و اتحادیه اروپایی اغلب از سوی ترکیه رد می شوند. موقعیت جغرافیایی ترکیه مهم و قابل اتکاست. جغرافیا به خودی خود موضوعیت دارد اما با قابلیت های دیگر و فهم قوی از تغییرات منطقه ای و همچنین سیاست های معطوف به منافع ملی و اصول دموکراتیک می تواند مثمرثمر شود و نه پارادایم های دینی.

منبع: اندیشکده Center For American Progress

تلخیص و ترجمه: نعمت الله مظفرپور، کارشناس مسائل منطقه

کلید واژه ها: حزب عدالت و توسعهاردوغانکوبانیترکیه و آمریکا


نظر شما :