درس‌های اروپا از برگزیت

بهایی که بریتانیا خواهد پرداخت

۳۰ خرداد ۱۳۹۶ | ۱۳:۳۰ کد : ۱۹۶۹۶۳۵ اخبار اصلی اروپا
درحال حاضر کاملا آشکار است که طرح یک، یا طرح دو یا سه وجود ندارد. به خاطر ناتوانی دولت استراتژی‌ای برای آغاز مذاکرات دیده نمی‌شود. 27کشور عضو عجله دارند تا همه چیز مشخص شود درحالی که کوچکترین نشانه‌ای در لندن دیده نمی‌شود که چطور می‌خواهد بندهای پیچیده و فراوان روایط 44ساله خود با اتحادیه اروپا را قطع کند.
بهایی که بریتانیا خواهد پرداخت

نویسنده: جین کواترمر

دیپلماسی ایرانی: تماشای از هم پاشیدن برگزیت بسیار لذت بخش است. یک سال پس از رفراندوم 23 ژوئن 2016 پیش بینی ها به حقیقت تبدیل می شود: ترک اتحادیه اروپا بسیار سخت است (با فرض محال بودن)، هزینه های غیرقابل انکار دارد و نقشی ویران کننده در سیاست کشور ایفا می کند. همانطور که شکست و ضربه سخت انتخابات 8 ژوئن عمق این مسائل را آشکار کرد.

به همین علت من طرفدار پیروزی برگزیتی ها بودم: به این معنی که تمام کسانی که از اروپا می ترسیدند و اروپاگریز بودند رویای خود را واقعیت خشتی خام یافتند. به این دلیل باید قدرانی عمیق خود را به مردم بریتانیا نشان دهم که یک بار دیگر با روح فداکار خود ارزش و اعتبارشان را نشان دادند. با تشکر از آنها، مردم اروپا علیه ماجراجویی های پوپولیستی برای مدتی واکسینه شدند. در واقع پیروزی برگزیت (و برادر کوچک آن دونالد ترامپ) به مانند یک عایق تاثیرات بسیار مثبتی بر قاره کهن داشت: احزاب پوپولیستی در اتریش، هلند، فرانسه و ایتالیا ضربات سختی خوردند.

تا آنجایی که به کشور من مربوط می شود، تا همین چند وقت اخیر مورد هدف خنده هایی تمسخرآمیز بودیم. این خنده ها اما با انتخابات 7 می و راه یابی امانوئل ماکرون، متعصب ترین طرفدار اروپا در میان همه نامزدها، به الیزه با حدود 66 درصد آرا به پایان رسید. این نشانی روشن از رد فرگزیت بود که در برنامه جبهه ملی قرار داشت. فرانسوی ها ممکن است به طور کامل از هر چیزی که در اتحادیه اروپا می گذرد حمایت نکنند، که کاملا هم عادی است، اما مشخص است که آنها آلمان را تنها نخواهند گذاشت. از آنجایی که رای دهندگان فرانسوی اتحادیه اروپا را رها نکردند خواستار این هستند که تمام برنامه های راست افراطی که اروپا را در خطر از هم پاشیدگی قرار می دهد، کنار گذاشته شود.

به شکل غیرقابل انکاری برگزیت، به مانند عاملی بازدارنده عمل کرده و اروپا را به نوعی اتحاد رسانده که پیش از این هرگز نداشت. به خاطر سالی که گذشت، طبقات سیاسی بریتانیا، چه آنهایی که در کمپین خروج از اتحادیه فعال بودند و چه کسانی مانند ترزا می که در ابتدا حامی باقی ماندن در اتحادیه بودند و سپس از مبارزه دست کشیدند و برای منافع خود روی منافع بریتانیا پا گذاشتند، کاملا بی پروا عمل کردند.

در حال حاضر کاملا آشکار است که طرح یک یا طرح دو یا سه وجود ندارد. به خاطر ناتوانی دولت استراتژی ای برای آغاز مذاکرات دیده نمی شود. 27 کشور عضو عجله دارند تا همه چیز مشخص شود درحالی که کوچکترین نشانه ای در لندن دیده نمی شود که چطور می خواهد بندهای پیچیده و فراوان روایط 44 ساله خود با اتحادیه اروپا را قطع کند. حالا با شکست دولت در انتخابات اخیر، محافظه کاران به شعار برگزیتی نرم به جای برگزیتی سخت روی آورده اند تا آن را راهی برای نشان دادن احترام به خواسته های رای دهندگان جا بزنند. این روزهایی دشوار برای بریتانیا است به خصوص در زمانی که متحد آنها آمریکا کاملا غیرقابل پیش بینی است و جهان در بی ثبات ترین وضعیت خود از دهه 1930 به بعد قرار دارد.

اما دقیقا چه تفاوتی میان برگزیت نرم و سخت وجود دارد؟ اگر من درست فهمیده باشم باقی ماندن در اتحادیه گمرگی، بازار واحد، تحارت خارجی و کسب و کار مورد هدف برگزیت نرم است. بدترین شکل مدل ترکیه (اتحادیه گمرکی) و در بهترین حالت گزینه نروژ (منطقه اقتصادی اروپا) یا سوئیس (توافقنامه های دوجانبه) مدنظر است.

اما مدل ترکیه به معنی اجازه دادن به اتحادیه اروپا برای برقراری موافقت نامه های تجارت آزاد به نام بریتانیا و گزینه منطقه اقتصادی اروپا به معنی پذیرش تمام قوانین بازار واحد از حمله حرکت آزاد مردم، صلاحیت دادگاه عدالت اروپا و حتی کمک بیشتر به بودجه اتحادیه اروپا نسبت به چیزی که امروز بریتانیا پرداخت می کند. همه اینها در شرایطی اتفاق می افتد که بریتانیا حقی در متون مذاکرات در بروکسل برای رسیدن به توافقات آتی نخواهد داشت.

این چیزی است که در آستانه وقوع قرار دارد: برگزیت به سادگی می تواند نفود بریتانیا و صدای او در بروکسل را از بین ببرد بدون اینکه اساسا حق حاکمیت یا بهره بردن از اشتراکات برای محدود کردن فاجعه اقتصادی آینده برای این کشور ایجاد کند. این نوعی خودکشی سیاسی و دیپلماتیک است به ویژه وقتی به جایگاه و موقعیت منحصر به فرد پیشین بریتانیا در اتحادیه اروپا و تاثیر آنها بر بروکسل نگاه می کنیم.

حالا به راحتی می توانیم ببینیم که چرا شهروندان قاره اروپا، مشتاق دنبال کردن مدل بریتانیا نیستند. حالا می توانیم ببینیم که چرا اروپایی ها با نگاه به شیرهای بریتانیایی به آنها پوزخند می زنند و حتی ماکرون به ترزا می در طول سفرش به پاریس یادآوری می کند: «درها باز خواهند ماند تا زمانی که مذاکرات به پایان نرسیده باشد.»

اما بریتانیا حتی اگر تصمیم به ماندن بگیرد، دیگر موقعیتی را که زمانی در دست داشت، به دست نخواهد آورد. به هرحال باید بهایی پرداخته شود. بهتر نیست که می پرداخت چنین بهایی را در نظر داشته باشد به جای اینکه با حرکتی عجیب و غریب به سرنوشت ملتش آسیب برساند؟

منبع: گاردین/ مترجم: روزبه آرش

کلید واژه ها: اتحادیه اروپافرانسهبرگزیتترزا میبریتانیا


نظر شما :