تهران هوشمندی سیاسی و دیپلماتیکی خود را به بالاترین سطح برساند

احتمال بسترسازی برای قطعنامه های مجدد علیرغم وتوی روسیه

۱۴ اسفند ۱۳۹۶ | ۱۳:۲۳ کد : ۱۹۷۵۲۶۲ گفتگو خاورمیانه
نعمت احمدی در خصوص تحلیل وتوی قطعنامه شورای امنیت علیه ایران در کفت وگو با دیپلماسی ایرانی معتقد است که اگر چه دیروز قطعنامه شورای امنیت در خصوص ایران توسط روسیه وتو شد، اما باید هم وغم خود را در عرصه سیاسی ودیپلمتیکی به کار برده تا مانع از شکل گیری شرایط و بستر مجدد صدور چنین قطعنامه هایی شود.
احتمال بسترسازی برای قطعنامه های مجدد علیرغم وتوی روسیه

عبدالرحمن فتح الهی- شورای امنیت سازمان ملل دوشنبه (دیروز) برای بررسی پیش نویس های 2 قطعنامه علیه یمن، تشکیل جلسه داد. پیش نویس قطعنامه اول به پیشنهاد انگلیس و با هدف اعمال فشار علیه ایران در پی ادعاهای ارسال سلاح برای انصارالله بود که توسط روسیه وتو شد. پیش نویس قطعنامه دوم به پیشنهاد روسیه اما صرفا برای تمدید تحریم های تسلیحاتی یمن تا فوریه 2019 بود که با 15 رای تصویب شد. نمایندگان آمریکا، بریتانیا و فرانسه در شورای امنیت ابتدا پیش نویس قطعنامهای را تهیه کرده بودند که قصد داشت ضمن تمدید تحریم تسلیحاتی یمن برای یک سال دیگر، ایران را به خاطر ناکامی در ادعای ممانعت از ارسال موشک به حوثی ها و انصارالله یمن محکوم کند. اما انگلستان با اصلاح این پیش نویس فقط به نگرانی از رفتار ایران اشاره کرد که در رای گیری دیروز با رای مخالف روسیه و بولیوی و نهایتا وتوی روسیه مواجه شد. در سایه این اتفاقات سوالات جدی مطرح است که آیا این این وتوی قطعنامه پیشنهادی انگلستان و تصویب قطعنامه روسیه می تواند در حکم هشداری برای ایران تلقی شود؟ آیا آمکان تکرار این دست از قطعنامه ها در شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران وجود ندارد؟ آیا می توان در آینده هم بر نقش روسیه  با توجه به این که چین به همراهی قزاقستان در رای گیری شب گذشته نسبت به قطعنامه علیه ایران رای ممتنع دادند، تکیه کرد؟ دیپلماسی ایرانی پاسخ یه این سوالات و پرسش هایی از این دست را در گفت وگویی با نعمت احمدی، کارشناس حقوق بین الملل جویا شده است که در ادامه می خوانید:

اگر چه در رای گیری دیروز اعضای شورای امنیت سازمان ملل، روسیه پیش نویس قطعنامه این شورا را درباره نگرانی های این سازمان از به ادعای آنها نقض تحریم تسلیحاتی یمن توسط ایران را وتو کرد. اما اساسا صدور قطعنامه شورای امنیت، چه با بار سیاسی و چه با بار حقوقی، می تواند چه عواقبی را برای کشورها داشته باشد؟

قبل از پاسخ به این سوال شما باید به این نکته اشاره کرد که در دولت های نهم و دهم ما تجربه تلخی را در خصوص قطعنامه های شورای امنیت علیه ایران داشته ایم. اما در آن زمان دولتمردان بر ابعاد، عواقب و بار سیاسی – حقوقی این قطعنامه ها علیرغم هشدارهای جامعه آکادمیک کشور آگاه نبودند و یا نمی خواستند که آگاه باشند. در این راستا رئیس جمهوری وقت هم بر بال خیال، همواره قطعنامه ها را مشتی کاغذ پاره می دانست که هیچ اثری را بر حوزه سیاسی، دیپلماتیکی و اقتصادی ایران نخواهد داشت و به موازاتش هم با ادبیاتی مخصوص به خود مکرر اظهار می کرد که شورای امنیت آن قدر قطعنامه بدهد تا قطعنامه دانش پاره شود. اما در همان زمان نگرانی هایی از همان جامعه آکادمیک در خصوص اثرات رفتار ایران و قطعنامه های پشت سر هم شورای امنیت به بیرون مخابره می شد. ببینید اگر ما شورای امنیت را دادگاه کشورهای جهانی بدانیم، منشور این شورا به عنوان قانون این دادگاه عمل می کند. در فصل هفتم این منشور مفادی وجود دارد که شورای امنیت می تواند طی آن دولت و یا دولت هایی را به عنوان کشورهای خاطی شناسایی کرده و در سایه همین فصل حتی دستور حمله نظامی به آن کشور یا کشورها را صادر کند. در همان زمان دو دولت رئیس جمهوری سابق کشور به واسطه صدور قطعنامه های شورای امنیت ذیل فصل هفتم کار را به جایی رسانده بود که فرانسوا اولاند، رئیس جمهوری سابق فرانسه اعلام کرده بود که برای حمله نظامی به ایران تنها یک تلفن کافی بود. حال عواقب سنگین سیاسی، بار دیپلماتیک و شرایط سخت اقتصادی حاکم بر کشور هم بماند. لذا اگر چه دیروز قطعنامه شورای امنیت در خصوص ایران توسط روسیه وتو شد، اما باید هم و غم خود را در عرصه سیاسی و دیپلمتیک به کار برده تا مانع از شکل گیری شرایط و بستر مجدد صدور چنین قطعنامه هایی شود.

اما در این میان نمی توان رفتار کشورهایی که به دنبال تخاصم با ایران هستند را نادیده گرفت؛ در ذیل همان فصل هفتمی که شما اشاره کردید، شورای امنیت سازمان ملل قطعنامه 2216 را در 14 آوریل 2015 علیه یمن به تصویب رساند؛ در سایه این قطعنامه ایران با نداشتن مرز زمینی مشترک چگونه توان ارسال سلاح را خواهد داشت تا بتوان با واسطه آن قطعنامه ای را علیه تهران صادر کرد. شما این رفتارها و فعالیت های دیپلماتیک معنادار را چگونه ارزیابی می کنید؟

قطعنامه های قبلی هم که در خصوص ایران شروع شد، ابتدا با بار سیاسی خود سبب شد تا کنگره، مجلس نمیندگان، دستورات خود روسای جمهوری آمریکا و در ادامه نیز اتحادیه اروپا با شیب ملایمی تحریم های خود را علیه ایران به کار بندند. لذا اساسا خود نفس قطعنامه می تواند بستر ساز اجماع جهانی باشد.

بله من هم منکر این دست از تخاصم ها نیستم. در سایه همین قطعنامه 2216 محاصره یمن به قدری سخت و طاقت فرسا می شود که خود سازمان ملل و شورای امنیت درخواست می کند که شرایط محاصره یمن را برای انتقال مواد غذایی و دارو به یمن تعدیل کنند. لذا من هم تئاترهای سیاسی و دیپلمتیک خانم نیکی هیلی، نتانیاهو، عادل الجبیر و سایرین را منکر نیستم. اما بپذیریم عواقب تلخ قطعنامه های پیشین چه شرایطی را برای کشور در آن سال ها که خیلی هم دور نیست رقم زد.

اما بار سیاسی و دیپلماتیک قطعنامه ها حتی اگر در فصل هفتم منشور شورای امنیت و اتخاذ تحریم قرا نگیرد، برای کشورها چیست؟

قطعنامه های قبلی هم که در خصوص ایران شروع شد، ابتدا با بار سیاسی خود سبب شد تا کنگره، مجلس نمایندگان، دستورات خود روسای جمهوری آمریکا و در ادامه نیز اتحادیه اروپا با شیب ملایمی تحریم های خود را علیه ایران به کار بندند. لذا اساسا خود نفس قطعنامه می تواند بسترساز اجماع جهانی باشد. پس نکته ای که باید گوشزد کرد این است که اگر چه این قطعنامه علیه ایران وتو شد، اما به نظر می آید که رفتارها و تحرکات دیپلماتیک برای تکرار این سناریو از طرف غرب وجود دارد، در نتیجه باید هوش سیاست خارجی و دیپلماسی کشور به بالاترین سطح خود برسد. مضافا این که نکته مهم در سایه صدور قطعنامه ها علیه کشورها، ترسیم یک چهره خشن و خطرناک از آن کشور در جامعه جهانی است و این قطعنامه ها با بار سیاسی خود به راحتی توان چنین ترسیمی را دارند. لذا ایران هراسی کمترین بار سیاسی است که می تواند در سایه صدور قطعنامه های شورای امنیت نصیب کشور شود که در ادامه همین بار سیاسی می تواند باعث سرد شدن روابط دیپلماتیک کشورها و نهایتا روابط اقتصادی و تجاری هم شود. البته در این میان کشوری مانند آمریکا با همین دست از اقدامات در خصوص صدور قطعنامه علیه ایران به دنبال ایجاد رعب در کشورهای عربی خاورمیانه به خصوص حاشیه خلیج فارس است تا به نحوی قراردادهای کلان تسلیحاتی با این کشورها منعقد شود.

اما در راستای پررنگ کردن نکته قبلی شما در آن سوی داستان هم یقینا برخی از اشتباهات تهران هم در به وجود آمدن چنین فضایی که نمایندگان آمریکا، بریتانیا و فرانسه در شورای امنیت ابتدا پیش نویس قطعنامهای را تهیه کرده بودند که قصد داشت ضمن تمدید تحریم تسلیحاتی یمن برای یک سال دیگر، ایران را به خاطر ناکامی در ادعای ممانعت از ارسال موشک به حوثی ها وانصارالله یمن محکوم کند، موثر است؟

صد در صد؛ ببینید اساسا برخی از مسائل نه تنها ضروری نیست که بیان شود که حتی در برخی از موارد مطرح شدن آن می تواند هزینه های سنگینی را برای کشور داشته باشد که یکی از این مسائل کشور، توان دفاعی ما است. شاید برخی از آقایان ادعا کنند این به معنای اعلام قدرت برای بازدارندگی است، اما باید پرسید اکنون کشورهایی که در تعارض با ایران هستند با چنین رفتارهایی پاپس کشیده اند و یا این که بیشتر به دنبال اقدام علیه تهران هستند. اصلا کدام کشور در جهان را سراغ دارید که هر روز موشک های خود را نمایش دهد. این به معنای فروختن اطلاعات نظامی و امنیتی محرمانه کشوری است. وقتی که با سرو صدای رسانه ها شهر به اصطلاح موشکی را به جهان نشان می دهیم، باید منتظر چنین عواقبی هم باشیم. شاید این بار با وتوی روسیه از مهلکه گریختیم، اما آیا می توان در آینده هم چنین چیزی را متصور بود؟ مگر در همان زمان قبل از برجام کشور از توان موشکی برخوردار نبود؟ مگر کشورهای اروپایی و آمریکا شهید تهرانی مقدم را به عنوان دانشمند موشکی ما نمی شناختند؟ و هزاران سوال این چنینی؛ اما چرا در چند سال اخیر جامعه جهانی بر توان دفاعی کشور تمرکز کرده است؟ لذا باید برخی از تحریکات و اشتباه ها خود را هم در به وجود آمدن چنین فضایی بپذیریم. بنابراین در سایه همین رفتارها گوشه ای از این زمین مین گذاری شده را برای ایران با مین های خودی پر کردیم.

آیا چنانی که مطرح کردید احتمال بسترسازی برای صدور سایر قطعنامه های دیگر علیه ایران در خصوص رفتارهای کشور در منطقه، البته به ادعای غرب وجود دارد؟

من به صراحت می گویم که با همین دست از رفتارها و شعارهای خود کشور را از مزایای برجام محروم کردیم. مزایایی که می توانست راه گشای اقتصاد کشور باشد. اما اکنون شرایط پس از برجام برای اقتصاد و معیشت کشور بسیار سخت شده است. شما شاهد وضعیت ارز و سایر شاخص های اقتصادی کشور هستید. اکنون اقتصاد ما، سیستم بانکی ما و سرمایه گذاری در کشور علیرغم تمام تبلیغات دولت عملا قفل شده است. شما در چند وقت اخیر یک خبر کوتاه در خصوص سرمایه گذاری خارجی در کشور نمی بینید. زمانی با سلام و صلوات توتال به عرصه نفتی وارد شد اما اکنون مهر سکوت بر حضور عملی این شرکت بسته شده است. اساسا توافق هسته ای قرار بود تمام قطعنامه های پیشین علیه ایران را ملغی کند تا سرمایه گذاری علیه ایران را سامان دهد؛ اما چه شد؟ هیچ کشوری نمی تواند در دنیای اقتصاد و تجاری امروز به معنای واقعی کلمه خودکفا شود. در قرن 21 ام شعار خودکفایی شعار انحرافی است که هیچ معنا ندارد. امروز شرکت های چند ملیتی پروژه های چند ملیتی و حضور تجاری کشورها در سایر مناطق کمک به شرایط اقتصادی سایر کشورها است، نه به معنای مستعمره شدن و یا وارد کننده صرف بودن. در همین راستا با همین شعارهایی که حتی در دوران بعد از برجام هم با شدت بیشتری در کشور سر داده شد، عملا همین فضا و بستر برای شکل گیری قطعنامه ها به وجود آمد و با ادامه همین سیاست که عملا همین بستر تداوم خواهد یافت. کشور با این شعارها تا چه زمانی باید سرمایه خود را صرف بودجه عمومی و سرمایه گذاری داخلی که آن هم بسیار کم رنگ شده است، بکند؟ ایران تا همین چند سال پیش مبدع و طراح اصلی خط لوله به نام صلح بود که از عسلویه به سمت مزرهای پاکستان و بعد هم افغانستان و هند می رفت. اما با شعارهای داخلی مانع از ارسال گاز ما به این کشورها و بالا بردن جایگاه انرژی کشور در منطقه غرب آسیا شدند. در عوض همین دیروز هند، پاکستان و افغانستان در خصوص این خط لوله به توافق رسیدند و عملا طرح ایرانی را از آن خود کردند و منافع آن هم به سود همین کشورها خواهد بود. همه طرح ها، کارهای مطالعاتی و نقشه های آن از آن ایران بود و در سایه آن چند میلیون متر مکعب گاز به غرب آسیا صادر می شد که اکنون ایران از آن بی بهره شده است. از طرف دیگر اکنون در کشور مساله روابط تجاری با روپیه، لیر، یوان، روبل و سایر ارزهای مطرح است. این نوع از روابط تا دنیای امروز چه قدر می تواند راهگشا باشد؟ همین کشورها تا چه اندازه در ارزهای خود با ایران همکاری خواهند داشت؟ پس بحث تاثیرات رفتارهای ایران و عواقب قطعنامه ها در آینده بسیار جدی است. همین رفتارهای و قطعنامه ها باعث به راه افتادن جو ایران هراسی و نهایتا هم فرار سرمایه از کشور می شود که متاسفانه امروز شاهد بخشی از آن در کشوریم.

در سایه همین قطعنامه 2216 محاصره یمن به قدری سخت و طاقت فرسا می شود که خود سازمان ملل و شورای امنیت درخواست می کند که شرایط محاصره یمن را برای انتقال مواد غذایی و دارو به یمن تعدیل کنند. لذا من هم تئاترهای سیاسی و دیپلمتیکی خانم نیکی هیلی، نتانیاهو، عادال الجبیر و سایرین را منکر نیستم. اما بپذیریم عواقب تلخ قطعنامه های پیشین چه شرایطی را برای کشور در آن سال ها که خیلی هم دور نیست رقم زد.

در سایه این نکته شما احتمال تحت الشعاع قرار گفتن برجام هم وجود دارد؟

 من بر هم خوردن برجام را دور از ذهن می دانم. اما باید متذکر شوم که جهان با همین خط عملکردی که با کلید خوردن پیش نویس قطعنامه علیه ایران انجام گرفته است، به دنبال سناریویی هستند که به مراتب از عواقب بر هم خوردن برجام برای کشور بدتر است. اگر برجام بر هم بخورد چه اتفاقی خواهد افتاد؟ همین مشکلاتی که اکنون جامعه و اقتصاد کشور با آن دست به گریبان است، می تواند برای کشور پیش آید. خوب اکنون عملا کشور به همان دردسرهای لغو برجام گرفتار است. سیستم بانکی قفل، سرمایه گذاری خارجی صفر، شرایط معیشتی و وضعیت ارزی بسیار سخت و شکننده؛ حال این مشکلات می خواهد ذیل برجام باشد و یا ذیل لغو برجام. چیزی که مهم است این است که کشور دچار مشکلات جدی شده که دولت هم در رفع آن با بن بست روبه رو شده است. پس خروجی لغو برجام با تاثیر گرفتن از قطعنامه های احتمالی آتی با عدم لغو آن اکنون برای کشور هیچ تفاوتی نمی کند.

اما به نظر شما دولت ها تا چه اندازه می توانند در خطوط ترسیمی جمهوری اسلامی ایران تغییر ایجاد کنند که نهایتا هم شرایط و مبانی سیاست خارجی کشور حفظ شود و هم اصطکاک سیاسی کاهش یابد؟

ما اکنون بیش از 4 سال است که دکتر حسن روحانی را به عنوان رئیس جمهوری کشور در دو دوره انتخاب کرده ایم. در سایه این تغییر اکنون دیپلماسی و سیاست خارجی ما دست کسانی چون ظریف است، کسانی که با مبانی روابط و حقوق بن الملل آشنایی کافی دارند، نه کسانی که به قول خانم کاترین اشتون به ما درس تاریخ اسلام می دادند و به جای مذاکره درباره مسائل حاد و مهم، بیشتر انرژی جلسات صرف تعیین مکان بعدی مذاکرات می شد که آیا دور بعدی گفت و گوها در آنکارا باشد یا بغداد و یا آستانه؛ پس وزارت امور خارجه با ورود شخصی چون دکتر ظریف که به ادبیات سیاست خارجی مشرف است؛ نباید اجازه بدهد که دوران و بستر صدور قطعنامه های دیگر برای کشور باز شود. حتی به نظر من خود ظریف درباره همین قطعنامه آن چنان که باید فعالیت و تحرک دیپلماتیک را به کار نبست. جامعه امروز جهانی به اقتضای شرایط کنونی اش یقینا فعالیت های جدی دیپلماتیکی را طلب می کند. به خصوص که از یک سال پیش هیئت حاکمه کاخ سفید تغییر یافته و ترامپ از همان آغاز شمشیر عناد با ایران را از رو بسته است و نیز فعالیت های نیکی هیلی که گویا با چنین تحرکاتی به دنبال نشان دادن قدرت خود به ترامپ برای جایگزین شدن در مقام وزارت امور خارجه و گرفتن کرسی رکس تیلرسون است. لذا گفتمان دیپلماتیکی و نوع رفتار سیاست خارجی کشور در هر دولتی علیرغم این که تغییری در مبانی ایجاد نمی کند، اما با تاکتیک های خود می تواند اهداف و برنامه های دولت را جلو ببرد.

انتشار اولیه: سه شنبه 8 اسفند 1396 / انتشار مجدد: دوشنبه 14 اسفند 1396

کلید واژه ها: قطعنامهشورای امنیتفصل هفتم منشور سازمان مللبمنایرانآمریکابرجامدکتر نعمت احمدی


نظر شما :