جنون ارزی کشور ریشه های دیگری دارد

ایران در حال تکرار تجربه ونزوئلا؟

۱۱ تیر ۱۳۹۷ | ۱۴:۰۶ کد : ۱۹۷۷۴۴۲ اقتصاد و انرژی گفتگو
حسین راغفر در گفت وگو با دیپلماسی ایرانی معتقد است که نمی توان با چند درگیری مقطعی شرایط به شدت متشتت اقتصادی کشور را پایان یافته تلقی کرد، لذا با نگاهی کلی به حوادث چند وقت اخیر به نظر ایران هم در حال تکرار تجربه تلخ ونزوئلا است.
ایران در حال تکرار تجربه ونزوئلا؟

دیپلماسی ایرانی – شرایط ملتهب اجتماعی کشور در 72 ساعت گذشته که ریشه اقتصادی دارد سبب شده تا نگرانی های جدی برای آینده کشور ایجاد شود. مهمتر از افزایش نرخ ارز آن چه بیش از هر مساله ای شرایط را بغرنج می کند، عدم ثبات در باراز است. از این رو دیپلماسی ایرانی برای بررسی دلایل این بی ثباتی و نیز راه حل های رفع آن گفت وگویی را با حسین راغفر، استاد دانشگاه و اقتصاددان انجام داده است که در ادامه می خوانید:  

از دید شما اساسا ریشه مشکلات اقتصادی کشور که در چند روز اخیر تلاطم شدیدی به خود دیده را ناشی از بافت و ساختار معیوب اقتصاد ایران می دانید و یا این که جنون مجدد ارزی طی 72 ساعت گذشته و تبعات و تنش های بعدی این مساله را واکنش روانی بازار به خروج آمریکا از برجام و بازگشت تحریم ها در آینده ای نزدیک می دانید، آن هم در شرایطی که ما در فروردین و اردیبهشت ماه هم شاهد جنون ارزی دیگری هم بودیم؟

ارزیابی من در این خصوص این است که مشکلات اخیر اقتصادی که به شدت کشور را به مرز فروپاشی کشانده بیشتر ریشه در داخل دارد تا مسائل و اقتضائات حوزه دیپلماسی و روابط بین الملل. هر چند که مسائل دیپلماتیک و شرایط کشور در صحنه بین الملل هم در این رویه بی تاثیر نیست و به تبع این مساله تنش دیپلماتیک هم وزن خود را در به وجود آمدن وضعیت کنونی دارد. اما در کل باید ریشه مشکلات را در درون جستجو کرد. خوب زمانی تحریم ها و شرایط دیپلماتیک بر اقتصاد کشور اثرات سوء خود را دارد که بنیان ها و مبانی درست اقتصادی و تولیدی بر کشور حاکم نباشد. اگر اقتصاد ایران بیمار نباشد خوب یقینا خروج آمریکا از برجام و بازگشت تحریم ها تا به این اندازه اثر گذار نخواهد بود. البته تمامی این آسیب پذیری اقتصادی یادگار دولت نهم و دهم است که تا به امروز ادامه دارد. رویه ای در آن سال ها شکل گرفت ذات و بطن اقتصاد کشور را فلج و بیمار کرد. از همان سال ها بنیان های تولید در کشور روز به روز ضعیف تر شدند. اما در مقابل تجارت های مشوق مصرف گرایی و شدت بخش در امر واردات بر فضای اقتصادی حاکم شد. این مسائل بسترهای فشارهای بین المللی بر کشور را فراهم کرده است. زیرا که اقتصاد کشور اکنون نسبت به تحریم ها بیش از پیش آسیب پذیرتر شده است. لذا زمانی که ترامپ، پمپئو و یا بولتون برای تهران خط و نشان می کشند علت این امر به همین حساسیت و آسیب پذیری کشور به تحریم ها باز می گردد. اگر اقتصاد کشور یک اقتصاد ملی مبتنی بر بنیان های تولید می بود و اگر در همان سال های مدیریت دولت نهم و دهم این مساله در دستور کار قرار می گرفت، امروز واشنگتن و ترامپ نمی توانست از اهرم فشار تحریم علیه ایران استفاده کند. اما این دولت ها (نهم و دهم) در سال های حضور خود جامعه ای را در ایران شکل دادند که به شدت مصرف گرا و وابسته به بازار خارجی شد. در این میان هم رانت های وارداتی شکل گرفت و اقتصاد هم به محل رانت بازی بدل شد. البته این مساله همچنان در دولت های یازدهم و دوازدهم هم ادامه دارد. از دیگر سو این را هم باید پذیرفت که کشور ما به درآمدهای نفتی خود متکی است که قیمت گذاری آن در خارج از کشور تعیین می شود. این شرایط یقینا اقتصاد را آسیب پذیرتر می کند.

یعنی شما اقتضائات اقتصادی کشور را آن چنان پیچیده می دانید که نمی توان اکنون در یک ارزیابی مقصر واقعی این نابه سامانی و بی ثباتی را یافت؟

 اتفاقا اقتصاد کشور اقتصادی بسیار ساده و بسیطی است که از چندان پیچیدگی هم برخوردار نیست. به عبارت دیگر اقتصاد ایران از تنوع منابع علمی و فناوری برای تولید درآمد برخوردارد نیست. یگانه راه درآمد ما نفت است. پس اقتصاد کشور بسیار ساده است، اما در آن سو چیزی که این اقتصاد را پیچیده می کند وابستگی به اقتصادهای متنوعی است که تولیدات گوناگونی دارند. لذا اقتضائات هر اقتصاد که کالای خود را به کشور روان می کند باعث ایجاد لایه هایی در کشور می شود. همین وابستگی موجب شده تا با کوچک ترین تحریم و عدم حضور این اقتصادها کشور به شدت ملتهب شود. ما در این یکی دو روز اخیر شاهد بودیم که مردم به واقع نگران آینده معیشتی خود هستند. این نگرانی هم به دلیل عدم حضور همین بازار در آینده است.

باید گفت که بخش قابل توجهی از مشکلات امروز اقتصادی و معیشتی کشور متوجه نهادهای فرادولتی است. اگر امروز تنش و نابه سامانی جدی در وضعیت کشور به وجود آمده ناشی از حضور کانون های قدرت در امر اقتصاد است که با رفتار به شدت مخرب خود چنین مشکلاتی را خلق می کنند. اما در عین حال نیز به هیچ شخص و ارگانی هم پاسخگو نیستند. 

شما از دسته اقتصاددانانی بودید که معتقدید با تداوم شرایط کنونی، جامعه به سمت ونزوئلایی شدن در حال حرکت است. آیا می توان تهران بعد از سال 97 را در کنار اعتراضات دی ماه سال گذشته که آن هم ریشه معیشتی و اقتصادی داشت، کاراکاس دیگری نامید؟

خوب ما همین دیروز شاهد تنش ها و درگیری هایی در بازار تهران، علاءالدین، چارسو و دیگر جاها بودیم. متاسفانه ما باید خود را برای ادامه این بحران ها آماده کنیم. جامعه به شدت نگران است. نمی توان با چند درگیری مقطعی شرایط به شدت متشتت کشور را پایان یافته تلقی کرد. البته تمامی وقایع کشور به خصوص بعد از سال 97 را باید با دقت بررسی کرد تا بتوان به نتیجه گیری درستی در مورد ونزوئلایی شدن ایران رسید. اما با نگاهی کلی به حوادث چند وقت اخیر به نظر ایران هم در حال تکرار تجربه تلخ ونزوئلا است. البته باید گفت که یکی از راه های بی ثبات سازی سیاسی در داخل کشورها به راه انداختن اعتصاب ها و نارضایتی های عمومی از وضعیت معیشتی است. من نمی خواهم با عینک توهم توطئه تنش های اخیر به خصوص درگیریهای دیروز را به عوامل خارجی برای بی ثباتی در کشور نسبت دهم. اما باید گفت که می توان نقش بازیگران خارجی و حتی داخلی را در اعتبار زدایی از دولت برای به وجود آمدن شرایط کنونی مد نظر داشت. ولی آن چه مسلم است سیاست های اقتصادی دولت های یازدهم و دوازدهم نیز به موازات میراث تلخ دولت نهم و دهم قطعا در تشدید این تنش های بی تاثیر نبود و دولت کنونی به عنوان مکمل کار ناتمام دولت های نهم و دهم کشور را به سمت فروپاشی کامل سوق داده است. با تمام این تفاسیر نباید و نمی توان تمام مشکلات کنونی را متوجه دولت دانست.

یعنی از دید شما علاوه بر انفعال به شدت پررنگ دولت باید به دنبال عوامل دیگر داخلی در به وجود آمدن این شرایط بود؟

بله

آن عوامل چیست؟

باید گفت که بخش قابل توجهی از مشکلات امروز اقتصادی و معیشتی کشور متوجه نهادهای فرادولتی است. اگر امروز تنش و نابه سامانی جدی در وضعیت کشور به وجود آمده ناشی از حضور کانون های قدرت در امر اقتصاد است که با رفتار به شدت مخرب خود چنین مشکلاتی را خلق می کنند. اما در عین حال نیز به هیچ شخص و ارگانی هم پاسخگو نیستند. ولی در آن سو همه مشکلات، کم کاری ها، انتقادها و توهین ها را دولت باید تحمل کند. نباید همه کاسه و کوزه را سر دولت شکست. همه می دانند حضور ارگان های غیر اقتصادی که کوچک ترین شناختی از اقتصاد ندارند با رفتارهای خود به سمی در کالبد اقتصاد ایران بدل شده اند. مادامی که این طیف از اقتصاد کشور خارج نشوند که به نظر هم خارج نخواهند شد، وضعیت معیشتی و اقتصادی ایران هم روز به روز بدتر هم خواهد شد.

آیا با پذیرفتن حتی مشروط برخی معاهدات مانند FATF، معاهده پالرمو و یا  CFTمی توان شرایط را برای خروج آنان از امر اقتصاد کشور فراهم کرد؟

اساسا چاره دیگری نداریم. باید ما به این سمت پیش رویم. اگر این نهادها از اقتصاد کشور خارج نشوند به واقع آثار مخرب حضورشان به آثاری فلج کننده بدل خواهد شد. کما این که اقتصاد ایران حداقل از 97 به بعد در یک فلج کامل هم به سر می برد.

اما نکته مهم در این خصوص به واکنش دولت در قبال رفتارهای مخرب آنها باز می گردد؛ از دید شما دولت تا کجا می تواند در مقابل این رفتارها که مولد دردهای مزمن اقتصادی کشور در چند وقت اخیر است به سمت مسکن های اقتصادی موقت برود که اکنون این مسکن ها هم درد را کاهش نمی دهد؟

به نظر من این راهی که دولت پیش گرفته در آینده ای کوتاه به بن بست خواهد رسید. شیوه رفتار دولت در مقابل این رفتارها یقینا می تواند در آینده هم به ثبات اجتماعی، ثبات امنیتی و ثبات سیاسی لطمات بسیار جدی وارد کند. در ادامه یقینا بسترها برای عفونی شدن فضای سیاسی - امنیتی فراهم خواهد آمد. نهایت این امر هم زمینه های مداخله خارجی را به وجود خواهد آورد. دولت باید این روند خود را تغییر دهد.

اما این تغییر رفتار دولت رویه ای بلند مدت و یا در خوشبینانه ترین حالت اقدامی میان مدت است. اما  برای برون رفت از شرایط اورژانسی کنونی کشور دولت باید چه راهکارهایی را اتخاذ کند؟

این که تغییر رفتار دولت در مقابل برخی نهادهای داخلی امر و اقدامی زمانبر است درست است. ولی تا زمانی که این مساله حل نشود، باز ما مشکلات خود را خواهیم داشت. اما در کوتاه مدت و برای حل بحران کنونی باید دولت راهکارهای زمان جنگ نظامی را به کار برد. به عبارت دیگر اکنون باید دولت واقعا خود را در یک شریط جنگی ببیند. ما چهار دهه با جنگ اقتصادی در کشور روبه رو بوده ایم. اما باور به این جنگ اقتصادی آمریکا با تاخیر در مسئولین شکل گرفته است.

تفاوت شرایط کنونی این جنگ چهار دهه ای آمریکا در مقابل ایران چیست که در حال حاضر اقتصاد کشور را فلج کرده است؟

در طول این چهار دهه ما ابزارهایی را برای مقابله با این جنگ را در اختیار داشتیم. اما اکنون کشور از هر گونه ابزار و سلاح دفاعی اقتصادی در این جنگ بی بهره است. خوب طبیعی است در جنگی که سلاحی در اختیار نداشته باشید آثار جنگ بر شما چیره خواهد شد. دولت به واقع ظرفیت های ادامه این جنگ را در اختیار ندارد. مهمترین این ظرفیت ها فرسایش اعتماد عمومی جامعه نسبت به اقدامات و اظهارات دولت است. این مساله سبب بروز تنش های اخیر و نیز نارضایتی سراسری شده است. لذا دولت برای برای عبور از این شرایط باید سیاست های جنگی مبتنی بر برنامه های متمرکز برای توزیع ارز به صورت سهمیه بندی را در دستور کار قرار دهد. علاوه بر این مساله باید این سهمیه بندی به کالاهای خاص و در عین حال بسیار ضروری کشور اختصاص یابد. نظارت ها بر تخصیص و چگونگی صرف این ارزها توسط هر شرکت، نهاد، ارگان و یا هر شخص حقیقی و حقوقی باید به صورت دقیق و مداوم انجام گیرد. اقدام دو سه ماهه دولت به شدت متشتت و ناهنماهنگ بوده که دلار امروز به 9 هزار تومان رسیده است. زمانی که کشور با محدودیت های درآمدی ارزی روبه رو است، چرا باید ارز خود را صرف واردات کالاهای لوکس کرد. تازه بعد از گذشت سال ها اتلاف منابع ارزی دولت به فکر ممنوعیت افتاده است. باید مدیریت در شرایط حساس و بحرانی کنونی به شدت و به صورت جدی تری انجام گیرد.

اما در مقابل این راهکار اورژانسی شما برای عبور دولت از بحران کنونی ارزی، برخی از اقتصاددانان به شدت مخالف و منتقد تک نرخی کردن ارز و نیز حضور دولت در امر توزیع ارز هستند. در این راستا این عده معتقدند که باید بازار آزادانه خود را به یک نرخ تعادلی و شناور برساند.

آیا جنون ارزی اردیبهشت ماه که تا دلار 7 هزار تومانی پیش رفت و یا افزایش قمیت 48 ساعت گذشته ارز که دلار را تا بالای 9هزار تومان برد بر اساس نیاز بازار و اصل عرضه و تقاضا به وجود آمد؟ شما شب می خوابید و صبح که بلند می شوید می بینید به یک باره هزار، هزار و پانصد تومان نرخ ارز جابه جا شده است. کدام نیاز به یک شبه شکل گرفت که قیمت را به 9 هزار تومان در کمتر از 48 ساعت کشاند. چرا نمی گوییم که برخی با ایجاد هراس و ترس در بازار به یک باره رانت خود را به کار می برند. 

همه اینها مهملاتی است که برخی از اقتصاددان های طرفدار بازار آزاد در کشور سر می دهند. اتفاقا همین شعارهای بی پایه و اساس هم سبب شده تا حالا اقتصاد به این روز بیفتد. چنین افرادی تنها حامی منافع خود و برخی گروه ها و افراد خاصی هستند که در بستر تلاطم ارزی درآمد هنگفتی را به جیب می زنند. در مقابل دولت هر چه دیرتر در خصوص نظارت درست و دقیق بر بازار ارز اقدام کند سرمایه های بیشتری به خزانه برخی از آقایان خواهد رفت. مافیای امروزی که در کشور شعار آزادسازی اقتصادی را سر می دهد، مولد همان رانت خواری است که میراث دولت نهم و دهم است. برای تایید استدلال خود به کتاب ریچارد نفیو با عنوان "هنر تحریم" رجوع می کنم. در این کتاب نفیو معتقد است که یکی از مهمترین ابزارها و در عین حال جدی ترین راه های تاثیر سوء آمریکا بر اقتصاد ایران باز بودن اقتصاد کشور بر روی بازارهای جهانی است. این مساله زمینه شکل گیری تضاد طبقاتی و نابرابری اجتماعی را در ایران به وجود می آورد که همین دیروز هم به ناامنی اجتماعی کشیده شد.

پس شما خود را منتقد سیاسی های لیبرال و خصوصی سازی در کشور می دانید؟

 خیر. من مخالف رشد رانت خواری و مافیایی هستم که تحت عنوان اقتصاد لیبرال و خصوصی سازی خود را به منابع ثروت و قدرت رسانده و شرایط برای ادامه حیات اقتصادی کشور از بین برده است. در شرایط کنونی کشور آن چه روی داده، پیروزی همین باندهای مافیا در ساختار و بافت معیوب اقتصاد سیاسی ایران است. شما نگاه کنید چه کسانی، چه نهادهایی و ارگانی هایی به نام خصوصی سازی چه سودهایی برده اند و چه بلاهایی بر سر اقتصاد کشور آورده اند. باور کنید ادامه حیات آنان می تواند آسیب های بسیار جدی تری را برای امنیت سیاسی، اجتماعی و اقتصادی کشور در آینده فراهم کند.

نه این که به دفاع از بازار آزاد بپردازم، اما راهکار شما برای حضور دولت در بازار به خصوص بازار ارز سبب ایجاد رانت دولتی نمی شود؛ به خصوص که در همین مصاحبه چندین بار هم به میراث دولت نهم و دهم در شکل گیری فساد سیستماتیک مبتی بر رانت اشاره داشتید؟ آیا نباید بازار به صورت آزاد نرخ شناور و قیمت آزادی را برای نرخ ارز تعیین کند؟

اساسا در کشور بازار آزاد وجود ندارد. این آزادی که برخی آقایان اشاره دارند به معنای چپاول منابع ارزی کشور است. چرا که ما در طول چهار دهه هیچ ساز و کار درست اقتصادی برای تعیین نرخ ارز نداشته و اکنون هم نداریم. پس چطور بازار می تواند نرخ ارز را تعیین کند؟

بر اساس نیاز بازار و مبتنی بر اصل عرضه و تقاضا.

از شما می پرسم که آیا جنون ارزی اردیبهشت ماه که تا دلار 7 هزار تومانی پیش رفت و یا افزایش قمیت 48 ساعت گذشته ارز که دلار را تا بالای 9 هزار تومان برد بر اساس نیاز بازار و اصل عرضه و تقاضا به وجود آمد؟ شما شب می خوابید و صبح که بلند می شوید می بینید به یک باره هزار، هزار و پانصد تومان نرخ ارز جابه جا شده است. کدام نیاز به یک شبه شکل گرفت که قیمت را به 9 هزار تومان در کمتر از 48 ساعت کشاند. چرا نمی گوییم که برخی با ایجاد هراس و ترس در بازار به یک باره رانت خود را به کار می برند. البته فضای مجازی و برخی عوامل خارجی هم در این مسیر تشدید کننده هستند.

پس شما بر این باورید که فضای ملتهب اقتصادی کنونی کشور ریشه های امنیتی دارد؟

من معتقدم که اکنون به صورت سیستماتیک توطئه ای علیه امنیت کشور در حال شکل گیری که رویه آن بر اساس مشکلات و نابه سامانی های اقتصادی طرح ریزی شده است. اگر به همان کتاب هنر تحریم رجوع کنیم، نفیو معتقد است که برای نابودی یک کشور باید با ایجاد درد مزمن و دائمی در اقتصاد به دنبال تحریک بخشی از جامعه به خصوص اقشار صدمه دیده رفت تا با تمرکز بر فشار اقتصادی و نیز اختلاف طبقاتی نوعی از ناامنی اجتماعی را برای بی ثبات سازی سیاسی در کشور سامان داد. لذا از دو حالت خارج نیست یا کسانی که شعار بازار آزاد را سر می دهند جاسوسان و مزدوران خارجی هستند که به دنبال نابودی کشورند یا این که نماینده نهادهای داخلی هستند که به دنبال اهداف و منافع خود می گردند. یقینا در این میان جمعیت کثیری از جامعه از آسیب های اقتصادی کنونی بی بهره نخواهند بود و عده قلیلی هم از چنین بی ثباتی منتفع خواهند شد. این افراد مواجب بگیران همان عده قلیل هستند.

با توجه به شکل گیری برخی اعتراضات در دی ماه سال گذشته و نیز تدام آن در سال جاری که دیروز هم روی داد، آیا می توان شرایط کنونی را همان پیگیری تغییر نظام از طریق فشار از بیرون و فروپاشی از درون یعنی آن چه دولت ترامپ ادعای پیگیری آن را می کند، دانست؟

این مساله تغییر نظام به شدت از جانب ترامپ در حال پیگیری است. در دوره اوباما تغییر رفتار تهران مد نظر کاخ سفید بود. اما امروز واشنگتن به کمتر از تغییر نظام نمی اندیشد. پس ترامپ یا به دنبال تسلیم تهران در مقابل خواسته ای خود است یا به دنبال براندازی و بازگشت تحریم ها خواهد رفت. اتفاقا همین تنش ها و درگیری های داخلی کشور کاخ سفید را به فروپاشی از درون امیدوارتر کرده است. لذا با شدت عمل بیشتری به دنبال تغییر نظام خواهند رفت. اما نکته مهمی که در این میان وجود دارد این است که میزان موفقیت واشنگتن در رسیدن به اهدافش در گرو واکنش های تهران است. در شرایط کنونی دولت باید اقدامات عاجل و فوری برای سامان دادن به وضعیت کنونی صورت داده و در ادامه باید رفتار اقتصادی خود را تغییر دهد. در نهایت حاکمیت هم باید میان بی ثباتی بیشتر و اتخاذ راهکار برای برون رفت یک باره و جدی از این وضعیت تصمیم گیری کند.

انتشار اولیه: سه شنبه 5 تیر 1397 / انتشار مجدد: دوشنبه 11 تیر 1397

کلید واژه ها: تحریمارزرانتبرجامبازار آزادحسین راغفر


۵ رای

نظر شما :