ایجاد تفرقه در کشورهای اروپایی هدف سفر ترامپ به لندن

تنش اروپا با آمریکا به سود ایران است

۲۲ تیر ۱۳۹۷ | ۱۲:۲۷ کد : ۱۹۷۷۷۵۶ اخبار اصلی اروپا آمریکا
پیروز ایزدی در گفت وگو با دیپلماسی ایرانی معتقد است که چون اکثر قریب به اتفاق شرکت ها و بانک های اروپایی خصوصی هستند نمی توان روی کمک آنها حساب جدی باز کرد. در نتیجه تنش بیشتر آمریکا با اروپا تنها به همگرایی سیاسی بیشتر اروپا با ایران بر سر برجام می انجامد. لذا در سایه تننیده بودن اقتصاد جهانی و نیز خارج از دسترس بودن این شرکت ها و بانک ها از قدرت عمل دولت های اروپایی، این کشورها نمی توانند به ایران کمک اقتصادی چندان جدی بکنند. حتی اگر اروپا با آمریکا در جنگ اقصادی باشد.
تنش اروپا با آمریکا به سود ایران است

عبدالرحمن فتح الهی – تنش های اخیر در روابط برلین و واشنگتن به قدری افزایش یافته است که بسیاری معتقدند دو کشور به سرعت در حال رسیدن به نقطه ای بی بازگشت در روابط میان خود هستند. از این رو دیپلماسی ایرانی برای تحلیل وضعیت و اقتضائات کنونی در مناسبات آلمان و ایالات متحده و نیز تاثیر آن بر پرونده ایران در آستانه بازگشت تحریم های آمریکا گفت وگویی را با پیرزو ایزدی، کارشناس مسائل اروپا ترتیب داده اسا که در ادامه می خوانید:    

در چند وقت اخیر شاهد اوج گیری تنش های میان برلین - واشنگتن هستیم که از مسائل اقتصادی و تعرفه های گمرکی گرفته تا اختلافات سیاسی و دیپلماتیک را شامل می شود که دامنه آن تا نشست اخیر سران ناتو هم کشیده شد. در بستر این شرایط وضعیت مناسبات دو کشور را در بستر تحولات کنونی چگونه ارزیابی می کنید؟

خوب با توجه به شرایط اخیر در مناسبات دو کشور و نیز اوج گیری تنش ها از زمان روی کار‌ آمدن دونالد ترامپ به نظر می آید که با گذشت زمان چیزی که پررنگ تر از قبل می شود، اختلافات و تنش های میان دو کشور است. خوب اهمیت این تنش ها آنجایی خود را نشان می دهد که آلمان قدرت اقتصادی اول اتحادیه اروپا و به نوعی رهبر این اتحادیه است و ایالات متحده هم به عنوان قدرت اول اقتصادی و نظامی جهان می تواند تعیین کننده بسیار از تصمیمات در صحنه بین الملل باشد. لذا رو در رویی این دو بازیگر مهم جهانی می تواند دامنه تنش ها را به پهنه وسیع تری از  دو کشور تسری دهد. در این رابطه جنگ و تنش لفظی سران دو کشور هم روز به روز پررنگ تر می شود. در همین نشست سران ناتو که به آن اشاره داشتید صراحتا ترامپ اعلام کرد که نمی توان در زمینه امنیتی از آلمانی دفاع کرد که با وضعیت اقتصادیش کمترین بودجه را برای ناتو می دهد، اما از آن سو روابط انرژی بسیار گسترده ای با روسیه برقرار کرده است. لذا باز ترامپ خواستار افزایش درخواست قدیمی خود مبنی بر افزایش بودجه آلمان در ناتو از 2 درصد به 4 درصد است. هر چند در چند وقت اخیر کشورهایی نظیر آلمان هم بودجه دفاعی خود را افزایش داده اند اما تا عدد مورد نظر ترامپ فاصله زیادی وجود دارد. لذا این شکاف موجود در مواضع دو طرف هر روز نمود بیشتری پیدا کرده و به نظر در آینده هم پیدا خواهد کرد. تا جایی که برخی از کارشناسان معتقدند که ناتو در این شرایط تا آستانه فروپاشی جلو رفته است. اکنون این تنش ها در حوزه جنگ تجاری هم وجود دارد. آسیب های دو کشور در این زمینه هم کم نیست. در این رابطه طی دستور ترامپ از ورود خودروهای آلمانی به داخل خاک آمریکا با تعرفه های پایین جلوگیری شده است. لذا مجموعه شرایطی که به آن اشاره شده چشم انداز چندان روشنی را در مناسبات دو کشور از روابط اقتصادی و تجاری گرفته تا مسائل سیاسی، دیپلماتیک و حتی نظامی و امنیتی نشان نمی دهد. این شرایط می تواند مبین آینده ای پر تنش میان دو کشور باشد که از جنگ جهانی دوم تا کنون بی سابقه بوده است.

با توجه به شرایط تقریبا نابه سامان خانم مرکل در داخل و نیز وضعیت شکننده دولت ائتلافی او، برلین توان مانور و قدرت عمل جدی را در بستر تنش های داخلی برای قدرت نمایی در سیاست خارجی و مناسبات دیپلماتیک در مقابل آمریکا خواهد داشت؟

خیر. به نظر نمی رسد در سایه مشکلات داخلی مرکل مانند سابق قدرت عمل چندانی در سیاست خارجی داشته باشد. به خصوص که اخیرا حزب خواهر سوسیال مسیحی که بیشتر در در باواریا فعال است با خانم مرکل در خصوص سیاست های مهاجرتی دولتش با اختلافات جدی روبه رو شده است. این مساله باعث تضعیف پررنگ کابینه تازه تاسیس خانم مرکل شد. در این رابطه بسیاری پیش بینی کرده اند که در آینده کار به جایی می رسد که حتی امکان دارد دولت آلمان سقوط کند. لذا موقعیت خانم مرکل در داخل با این شرایط به او قدت مانور چندانی در قابل آمریکا نمی دهد. این مساله هم از دید ترامپ پنهان نمانده است. لذا در این شرایط است که کاخ سفید شروع به افزایش دامنه جنگ خود با آلمان کرده است. این شرایط یقینا سبب خواهد شد تا خانم مرکل در سیاست خارجی نتواند دست برتر و یا حداقل قدرت مقابله به مثل چندانی را در دراز مدت داشته باشد. در نتیجه امکان دارد همان سیاست محافظه کارانه و دست به عصای خانم مرکل در آینده در دستور کار برلین مجددا قرار گیرد. حال باید دید که شرایط تنش میان دو کشور به کجا کشیده خواهد شد.

در سایه مناسبات و روابط در حوزه انرژی بین روسیه و آلمان که مورد انتقاد جدی ترامپ هم بود در کنار قرارداد تجاری چند روز پیش ۲۰ میلیارد یوروئی پکن و برلین در راستای مقابله با جنگ تجاری آمریکا را می توان تغییر نگاه برلین دانست. در این رابطه آیا مساله نگاه به شرق در دستور سیاست خارجی برلین قرار دارد. اگر چنین است این سیاست یک استراتژی دیپلماتیک است یا تاکیتک دیپلماتیک؟

این مسائل و روابط را نمی توان تغییر نگاه آلمان در سیاست خاجی دانست. لذا مساله نگاه به شرق اساسا در دیپلماسی آلمان تعریف نشده است. این روابطی که شما اشاره می کنید بیشتر نوعی استفاده برلین از فرصت های پیش روی خود برای مقابله با فشار آمریکا است. اما اگر در مجموع به صحنه سیاست جهانی نگاه کنیم آلمان کشوری است که در بلوک غرب تعریف می شود. لذا در سایه این مساله برلین نمی تواند آن میزان از تغییرات را در سیاست های خود ایجاد کند که به یک باره از بلوک غرب به دامان بلوک شرق برود. ضمن این که خود برلین هم به دنبال چنین رفتاری نیست.

 در این راستا اگر آلمان را قدرت برتر اقتصادی قاره سبز بدانیم و به موازاتش برلین را رهبر اتحادیه اروپا قلمداد کنیم آیا دو کشور دیگر یعنی فرانسه و انگلستان هم در تنش میان آلمان و آمریکا جانب برلین را به عنوان رهبر قاره سبز خواهند گرفت و یا واشنگتن را؟

در سایه رفتارها و گفتارهای ترامپ اکنون تنش ها و اختلافات فرا آتلانتیکی متوجه همه کشورها شده است. لذا این مساله تنش تنها متوجه برلین نیست. شاید آلمان در سیبل حملات باشد اما انگلستان و فرانسه هم از دایره خسارات و آسیب های این جنگ و تنش با آمریکا در امان نیستند. در همین نشست سران ناتو ماکرون، رئیس جمهوری فرانسه هم زبان به اعتراض شدید نسبت به رفتارهای ترامپ گشود. پس جنگ لفظی فقط از آن مرکل و ترامپ نیست. از این رو تقریبا همه کشورها و سران قاره سبز حال با شدت و ضعف انتقادات خود را به سیاست های آمریکا دارند. در نتیجه لندن و پاریس هم چندان دل خوشی از واشنگتن ندارند.

اهداف سفر ترامپ به لندن و دیدار با خانم می چیست؟

ترامپ به دنبال ایجاد تفرقه میان کشورهای اتحادیه اروپا است تا بتواند به صورت تک به تک با این کشورها ار تباط داشته باشد، نه به صورت اتحادیه اروپا. این سیاست ترامپ برای تضعیف اتحاد و پیمان های موجود میان کشورهای قاره سبز است تا این قاره به صورت یک بلوک واحد علیه آمریکا قد علم نکند. با این سیاست کاخ سفید به دنبال کاهش قدرت عمل اروپا است که اگر در آینده جنگ تجاری میان آمریکا با اروپا شدت گرفت قاره سبز نتواند به صورت واحد عمل کند تا اثر عمل آنها کاهش یاید. با توجه به این مسائل می توان اهداف سفر ترامپ به لندن را تا حدودی پیش بینی کرد. به ویژه که انگلستان در سایه برگزیت وضعیت چندان مطلوبی را با اتحادیه اروپا ندارد و در داخل هم با تنش های سیاسی جدی روبه رو است که همین اخیرا بوریس جانسون هم به عنوان وزیر امورخارجه از کابینه ترزا می استعفا داد. در این شراطی لندن به دنبال حامی مطمئنی است که بتواند در این شرایط حساس به او تکیه کند. یقینا این مسائل از دید ترامپ پنهان نمی ماند و همین شرایط موجب شده تا ترامپ سفری را به لندن برای سوء استفاده از شرایط نابه سامان انگلستان در جهت تضعیف اتحادیه اروپا داشته باشد. همان طوری که سیاست مشابهی را هم برای فرانسه پیشنهاد کرده است. اما این که ترامپ تا چه اندازه در رسیدن به اهدافش موفق خواهد بود باید منتظر تحولات آتی بود.

برخی از کارشناسان معتقدند که هر چه میزان تنش میان ایالات متحده و قاره سبز بیشتر شود می تواند بسترهای همگرایی بیشتر اروپا با ایران را در آستانه بازگشت تحریم های آمریکا فراهم کند. با توجه به وضعیت کنونی در مناسبات قاره سبز با آمریکا تا چه اندازه می توان به همسویی کشورهای اروپایی به خصوص سه عضو حاضر در 1+4 امید داشت؟

این تحلیل تا حدودی درست است. هر چه میزان تنش آمریکا با اروپا بیشتر شود، خوب از آن طرف می توان به همسویی این کشورها با مواضع تهران امید داشت. اما مساله مهمتر بعد اقتصادی و تجاری و مزایای بازرگانی توافق هسته ای است که می تواند در این شرایط به کشور کمک کند. اما چون اکثر قریب به اتفاق شرکت ها و بانک های اروپایی خصوصی هستند نمی توان روی کمک آنها حساب جدی باز کرد. در نتیجه تنش بیشتر آمریکا با اروپا تنها به همگرایی سیاسی بیشتر اروپا با ایران بر سر برجام می انجامد. لذا در سایه تننیده بودن اقتصاد جهانی و نیز خارج از دسترس بودن این شرکت ها و بانک ها از قدرت عمل دولت های اروپایی، این کشورها نمی توانند به ایران کمک اقتصادی چندان جدی بکنند. حتی اگر اروپا با آمریکا در جنگ اقصادی باشد. هر چند که اروپایی ها هم در مواردی مانند توان موشکی و دفاعی و نیز دیپلماسی منطقه ای هنوز مطالبات خود را دارند. اما در کل ادامه این شرایط میان اروپا با آمریکا می تواند به سود ایران باشد.

کلید واژه ها: آمریکافرانسهاتحادیه اروپاناتوآلماندکتر پیروز ایزدیانگلستانبرجامبرگزیت


نظر شما :