وقوع جنگ داخلی در اقلیم کردستان عراق دور از ذهن است

تداوم حیات سیاسی بارزانی در گرو حفظ روابط با تهران

۲۰ مهر ۱۳۹۷ | ۱۴:۱۹ کد : ۱۹۷۹۴۸۴ خاورمیانه انتخاب سردبیر
رحمن قهرمانپور در گفت وگو با دیپلماسی ایرانی بر این باور است مسعود بارزانی به عنوان یک سیاستمدار رئالیست اعتقاد دارد که حفظ و تداوم حیات سیاسیش با مسئله حفظ مناسبات او با همسایگان به خصوص ایران گره خورده است و حفظ توازن در منافع تهران، آنکارا، بغداد و واشنگتن مهمترین عامل در ثبات اقلیم کردستان و به تبع آن جایگاه او در اربیل است.
تداوم حیات سیاسی بارزانی در گرو حفظ روابط با تهران

گفت و گو از عبدالرحمن فتح الهی، عضو تحریریه دیپلماسی ایرانی 

دیپلماسی ایرانی – شرایط جدیدی که در سایه اختلاف نظرهای کردی بر سر انتخاب آقای برهم صالح به عنوان رئیس جمهوری عراق و نیز تحولات بعد از انتخابات پارلمانی اقلیم کردستان رقم خورده است این نظر را در برخی از کارشناسان تقویت کرده که اربیل باید خود را مهیای تحولات جدیدی کند که تنش نظامی داخلی هم یکی از گزینه های جدی پیش روی این منطقه از عراق است. دیپلماسی ایرانی هم در سایه این تحولات و بررسی آینده اقلیم کردستان عراق، گفت وگویی را با رحمن قهرمانپور، کارشناس مسائل بین الملل ترتیب داده است که در ادامه می خوانید:

بعد از نقطه عطفی به نام رفراندوم در اقلیم کردستان عراق شاهد هستیم که دایره تحولات و شدت اختلافات در این منطقه از عراق از شدت بیشتری برخوردار است که تا به امروز هم ادامه دارد و در چند وقت اخیر اختلاف نظر بر سر انتخاب رئیس جمهوری عراق و نیز انتخابات پارلمانی کردستان نیز بر دایر این تنش‌ها افزوده است. از دیدگاه شما ریشه تحولات بعد از رفراندوم تا به امروز در اقلیم کردستان عراق چیست؟
برای بررسی تحولات اقلیم کردستان عراق دو نوع نگاه وجود دارد. اولین نگاه ناظر بر این منطقه اقلیم کردستان عراق و کنش‌های کردی است و نگاه دوم تاکید بر این واقعیت دارد که اقلیم کردستان عراق بخشی از کشور عراق است. لذا تحولات این منطقه در روابط کردی-عربی بررسی می‌شود. در شرایط کنونی این نگاه دوم نگاه درست تری است، چرا که روابط حال حاضر اربیل - بغداد به اقتضائات جدی و جدیدی رسیده است که در سایه تحولات بعد از رفراندوم سال گذشته و نیز مسئله کرکوک همچنان حساس و شکننده است. البته نگاه جامعه جهانی هم نگرانی‌های خود را در قبال تحولات این منطقه از عراق دارد. این حساسیت ها و نگرانی ها منجر به کنش های عملی در برخی از بازیگران منطقه ای وفرامنطقه ای در قبال کردستان هم می‌شود. اما اگر بخواهیم از نگاه اول یعنی نگاه مجزا، اقلیم کردستان عراق را در کنش های کردی مورد بررسی قرار دهیم به نظر می‌رسد که این منطقه از عراق هنوز یک سال پس از گذشت رفراندوم نتوانسته است خود را بازیابی کند و در این راستا دو جریان بزرگ حزب دمکرات کردستان عراق و حزب اتحادیه میهنی کردستان عراق دموکرات کردستان عراق اتحادیه میهنی نتوانستند با واقعیات  واقتضائات جدید کنار بیایند. شرایطی که موید تغییراتی جدی در خاک اقلیم و تحول در شیوه‌های سنتی اداره آن شده است. ولی در این میان شخصیت هایی نظیر مسعود بارزانی هنوز این واقعیت  را هضم نکرده است که سیاست باید حول محور شخصیت های نوین و احزاب جدید مانند جنبش گوران را باشد. واقعیت میدانی در کردستان عراق نشان از این دارد که تاکنون فضای تنفسی به این گونه افراد و احزاب به کردستان داده نشده است. البته این مسئله تنها مختص به اقلیم کردستان عراق نیست و در کل عراق نیز این جریان کم و بیش وجود داشته و پدیده پدرسالاری در سیاست عراق امری است که کماکان روال دارد. در این میان پدرسالاران نوظهوری در عراق جدید مانند نوری مالکی، ابراهیم جعفری و یا حیدر عبادی سبب شده‌اند تا شرایط برای هرگونه تغییر با اما و اگر و سختی هایی مواجه باشد، چنان که مصداق آن در اقلیم کردستان عراق هم وجود دارد. 

چرا در سایه شرایطی که به آن اشاره داشتید عراق و به خصوص اقلیم کردستان نمی‌تواند خود را با اقتضائات جدید دموکراسی هماهنگ و تنظیم کند؟
این مسئله ناشی از بافت و ساختار قومی، مذهبی و سیاسی در عراق است؛ همچنان که نظیر آن در لبنان هم وجود دارد. وجود بافت‌های گوناگون قومی و مذاهب مختلف سبب شده تا ساختار یک ساختار توافقی انجمنی باشد. از این رو در این نوع دموکراسی وجود توافق از طریق سران اقوام و مذاهب نقش کلیدی و تعیین کننده دارد. همین مسئله یکی از عوامل و موانع جدی در پایان دادن به این نوع دموکراسی انجمنی و پدیده پدرسالاری در عراق و لبنان است. مضاف بر این که خود پدرسالاران سیاسی این نگرانی را در جامعه ای مانند کردی پررنگ می‌کنند که در صورت نبود آنها و در دست نداشتن زمام امور شرایط برای شکل گیری تهدیدات جدی، از میان رفتن امنیت و نهایتا نابودی جامعه فراهم می شود. در این راستا مسعود بارزانی با وجود این که نقش رسمی در ساختار سیاسی کردستان عراق ندارد، اما هنوز خود را قیم جامعه کردی عراق می داند و با همین نگاه به دنبال آن است که تحولات عراق را به قول خودش مدیریت کند. در این رابطه و با نبود رقیب جدیش جلال طالبانی، مسعود بارزانی به فکر سیطره کامل بر کردستان عراق است. از این رو برای اولین بار با حضور نماینده اتحادیه میهنی کردستان عراق در سمت ریاست جمهوری عراق مخالفت کرد، چرا که هنوز به دنبال حضور جدی در کردستان عراق است. پس تا زمانی که چنین رویه ای وجود داشته باشد، تحولات جاری عراق و اقلیم کردستان کماکان ادامه خواهد یافت و امکان ظهور و تاثیرگذاری نیروهای سیاسی کمی جدید دور از انتظار خواهد بود. 

آیا در سایه تحولات و اتفاقاتی که بر خلاف نظریات مسعود بارزانی رقم خورده که در آخرین مورد شاهد عدم حضور مهره مد نظرش، فواد حسین در سمت ریاست جمهوری عراق بودیم او را به این نتیجه نمی رساند که رهبری و مدیریت جامعه کردی عراق از توان و خارج شده است و به ناچار هم که شده باید به صورت رسمی و غیر رسمی خود را کنار کشیده و زمینه را برای حضور دیگر گروه ها و شخصیت ها اماده کند؟
اتفاقا با وجود این پالس هاست که مسعود بارزانی متزلزل ترشدن چارچوب‌های قدرت خود را احساس می‌کند و بر همین اساس است که او بر خلاف نظر شما تلاش بیشتری را برای حفظ و بقای خود می کند. اکنون بی ثباتی در سیاست اقلیم کردستان عراق سبب شده تا نه تنها بارزانی و بارزانی ها، بلکه حتی حزب اتحادیه میهنی هم جایگاه سابق خود را در جامعه کردستان عراق نداشته باشد. البته بخشی از این مشکل متاثر از بغداد است. زمانی که ثبات سیاسی به دولت مرکزی عراق بازگردد و شرایط اجتماعی و سیاسی عراق روی ثبات، سکون و آرامش به خود بگیرد، قطعاً این ثبات به دیگر مناطق تسری پیدا خواهد کرد. لذا با سیطره این ثبات سیاسی باید انتظار تحولات و تغییرات جدی را در کل عراق به خصوص اقلیم کردستان را در آینده داشته باشیم. مسئله مهم دیگر این است که نهایتا پس از تشکیل کابینه و دولت آقای عادل عبدالمهدی باید بغداد تکلیف خود را برای همیشه با اقلیم کردستان عراق روشن کند. البته بعد از انتخابات پارلمانی کردستان عراق نوبت به خود مسئله نوع انتخاب سمت ریاست‌جمهوری در عراق خواهد رسید تا بستر برای شکل گیری مناسبات جدید میان اربیل - بغداد به وجود آید. در این خصوص مسئله مهم تر این است که در این مناسبات جدید سهم و وزن سیاسی بارزانی و طالبانی چقدر خواهد بود؛ اگر فضای انتخابات ریاست جمهوری برای آینده عراق بدون حضور حزب دمکرات کردستان و اتحادیه میهنی شکل گیرد بستر جدیدی برای تحولات در اقلیم کردستان هم شکل خواهد گرفت. البته تصور این شرایط برای چند سال آینده کمی دور از ذهن است. خصوصا این که با نتایج انتخابات پارلمانی کردستان عراق زمینه بسیار مناسی برای بازیابی قدرت آقای بارزانی هم مهیا شده است. لذا باید منتظر ماند که تحولات این منطقه از عراق چه آینده ای را برای اقلیم رقم خواهد زد.

به نظر شما در راستای تحولات یک سال اخیر اقلیم کردستان عراق که با مسئله کرکوک منجر به افزیش دایره تنش در جامعه  و ساختار سیاسی کردی شد و مسئله اختلافات نظر در دو حزب سنتی بر سر انتخاب آقای برهم صالح شرایط و بستر برای اختلافات جدی تر در حد تنش‌های نظامی داخلی شکل خواهد داد؟
 من چندان معتقد به تنش جدید کلاسیک نظامی در عراق نیستم. اما درعین حال هم معتقدم که اقلیم کردستان در مسیر دموکراسی خواهی دو سال پیش هم طی طریق نمی‌کند. ببینید دو سال پیش و قبل از برگزاری رفراندوم کردستان عراق، اربیل توانسته بود بسترهایی را برای برخی نهادهای اجتماعی و سیاسی در حضور جدی تر آنها شکل دهد. به طبع آن امید به دموکراسی در این منطقه افزایش پیدا کرده بود. اما امروز این روند بسیار کند شده است و در برخی از موارد می‌توان آن را قطع شده دانست، چرا که امید به دموکراسی امروز در اقلیم کردستان عراق به مراتب کمتر از دو سال پیش است. به هر حال بخشی از جامعه انتظار داشت اقلیم کردستان در یک پوست اندازی سیاسی بستر را برای انتقال قدرت به بخش دیگر از جامعه مهیا کند که چنین نشد. چون که اساسا رفراندوم بستری برای جاه طلبی های خود مسعود بارزانی بود. ولی با این وجود هم به نظر نمی‌رسد که شرایط به سمت مسئله تنش نظامی در اقلیم پیش رود. چراکه با نگاهی به درگیری های گذشته احزاب کردی شاهد آنیم که مسئله حضور بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای در شکل گیری این درگیری ها بسیار موثر بوده است و این بازیگران زمانی در بازی اقلیم دخالت کرده اند که  این مسئله کردی تبدیل به یک تهدید برای منافع آنها شده باشد. اکنون تهدیدات کردی به واسطه از میان رفتن نتایج رفراندوم مرتفع شده است. پس بازیگران منطقه ای وفرامنطقه ای تمایل جدی برای دخالت در مسائل داخلی اقلیم و یا درگیر کردن احزاب داخلی کردی ندارند. به نظر من حتی اگر شرایط اقلیم به سمت درگیری نظامی هم پیش رود حضور این بازیگران مانع از شکل گرفتن این شرایط خواهد شد. چون ناامنی و درگیری در اقلیم امنیت کشورهای همسایه مانند ترکیه، ایران و دولت مرکزی بغداد را هم تحت تاثیر قرار خواهد داد و از آن طرف نگرانی جدی برای منافع آمریکا در این منطقه خواهد داشت. ولی این مسئله هم به معنای پایان یافتن اختلافات گروه‌ها و احزاب کردی نیست. ریشه این اختلافات در همان نظام پدرسالاری سیاسی است. باید این نظام تغییر پیدا کند تا جامعه کردی شاهد تحولات جدی در مسئله دموکراسی خواهی باشد؛ مادامی که اقلیم کردستان از نظام ویژه پروری سیاسی عبور نکند، هر از گاهی این اختلافات با عناوین مختلف از مسئله کرکوک تا انتخاب برهم صالح خود را نشان خواهد داد. 

با توجه به این که مسعود بارزانی تهران را بازیگر اصلی در ناکامی نتایج انتخابات رفراندوم عراق و دلیل کناره‌گیری اجباری او از صحنه قدرت در اقلیم کردستان می‌داند، آیا رئیس سابق اقلیم کردستان عراق در آینده شرایط را برای انتقام گیری سیاسی خود از هر طریقی از تهران مهیا می کند، چرا که بسیاری معتقدند همین اختلاف نظر بر سر حضور آقای برهم صالح ناشی از این انتقام گیری سیاسی است؟
به نظر من آقای مسعود بارزانی در یک منطق سیاسی به این واقعیت اشراف دارد که حتی اگر بخواهد هم نمی‌تواند خود را درگیر بازی خطرناکی به نام انتقام گیری سیاسی از ایران بکند. چرا که ابزارهای بازی اربیل در مقابل تهران بسیار کم و ناچیز است. در  هر حال آقای بارزانی در مدت حضور خود به عنوان رئیس اقلیم کردستان عراق روابط صمیمی را با همسایگان خود به خصوص تهران داشته است و تاریخ اقلیم کردستان عراق نشان می دهد که چه طالبانی و جه بارزانی بخش مهمی از هویت خود را از ایران دارند. امروز هم بارزانی با اشراف بر این مسئله به دنبال حفظ روابط خود با بازیگر مهم منطقه‌ای یعنی تهران دارد، اگر چه او ایران را عامل اصلی به شکست کشاندن برنامه های خود می داند. ولی اربیل چاره ای جز ایجاد روابط حسنه با تهران ندارد، چرا که اگر اقلیم‌کردستان بخواهد قوی باشد باید به فکر حفظ این روابط باشد. پس مسئله حفظ روابط اربیل با تهران در بستر  انتقام گیری سیاسی مسعود بارزانی جمع نمی‌شود. بنابراین مسعود بارزانی به عنوان یک سیاستمدار رئالیست اعتقاد دارد که حفظ حیات سیاسی او با مسئله حفظ مناسبات با همسایگان به خصوص ایران گره خورده است. البته در این میان حضور برخی از گروه‌های معارض مسلح کردی با ایران در خاک عراق چالش هایی را در روابط اربیل - تهران ایجاد کرده است، اما نمی تواند به برگ برنده‌ای برای مسعود بارزانی بدل شود. در خصوص مخالفت مسعود بارزانی با حضور برهم صالح به عنوان مهره نزدیک به تهران  در سمت ریاست جمهوری عهراق هم باید گفت که این رفتار را الزاماً به معنای انتقام گیری سیاسی مسعود بارزانی نیست. چرا که مسعود بارزانی به عنوان یکی از کلیدی ترین عناصر در ساختار سیاسی اقلیم کردستان عراق بر اساس منافع خود به دنبال حضور مهره دیگری بود. حال در این میان می‌توان این برداشت را هم داشت که مخالفت او با حضور برهم صالح به عنوان مهره نزدیک به تهران در سمت رئیس جمهور یک انتقام گیری سیاسی باشد. اما این که کل مخالفت او را در قالب انتقام گیری سیاسی از ایران بدانیم، نظری به دور از واقعیت است. من معتقدم که تلاش آقای بارزانی برای حضور فواد حسین ناشی از این بود که بارزانی چون اربیل را از دست رفته می دانست، به دنبال بازیابی قدرت خود از طریق بغداد بود. لذا در اولویت بندی خود به دنبال حضور مهره ای از حزب دموکرات کردستان بود تا در آینده نزدیک بتواند بستر را برای بازیابی حضورش در اردبیل فراهم کند. همین اولویت‌بندی سبب شد تا برخی اختلافات شکل گیرد و گرنه مسئله انتقام‌گیری از تهران در اولویت های دست چندمی اقدامات بارزانی تعبیر می‌شود.

کلید واژه ها: ایرانآمریکاآنکارااقلیم کردستان عراقبغدادمسعود بارزانیجلال طالبانیحزب اتحادیه میهنیحزب دموکرات کردستانرحمن قهرمانپور


۱ رای

نظر شما :