بررسی پرونده جنگ یمن در سال ۲۰۱۸

پرونده یمن بدون توجه به ایران به نتیجه نمی رسد

۲۱ آذر ۱۳۹۷ | ۱۴:۰۰ کد : ۱۹۸۰۵۸۹ خاورمیانه انتخاب سردبیر
اصغر زارعی در گفت و گو با دیپلماسی ایرانی بر این باور است: پرونده قتل جمال خاشقجی هیچ گونه تاثیری در فروکش کردن جنگ یمن نداشته است. چرا که علی رغم فشارهای سیاسی و دیپلماتیک جهانی در خصوص جنایات عربستان سعودی و امارات متحده عربی در تجاوز به یمن و نیز متحمل شدن هزینه ها و خسارات فراوان جانی، مالی و تسلیحاتی، هیچ‌گونه اراده سیاسی در ریاض و ابوظبی برای پایان دادن به جنگ یمن، علی رغم خواسته های کشورهایی مانند ایالات متحده وجود ندارد، لذا می‌توان گفت که پرونده جنگ یمن برای سال ۲۰۱۹ نیز ادامه پیدا خواهد کرد.
پرونده یمن بدون توجه به ایران به نتیجه نمی رسد

گفت و گو از عبدالرحمن فتح الهی، عضو تحریریه دیپلماسی ایرانی 

دیپلماسی ایرانی – یکی از ‌مهم ترین تنش های حال حاضر در خاورمیانه به جنگ یمن باز می گردد که در کنار جنگ داخلی سوریه و پرونده فلسطین سه گانه تنش نظامی در غرب آسیا را شکل داده است. در حالی سال جاری میلادی رو به پایان است که علیرغم تلاش هایی که اخیرا برای پایان جنگ یمن در نشست سوئد انجام گرفت، به نظر می‌رسد که روزنه امیدی برای پایان دادن به این تنش تقریباً ۴ ساله وجود ندارد؛ تنشی که خود، از دیگر تنش ها به عنوان یک جنگ نیابتی سرچشمه می گیرد و بر برخی تنش ها هم اثرات خود را گذاشته است. دیپلماسی ایرانی برای بررسی تحولات پرونده جنگ یمن در سال ۲۰۱۸، گفت و گویی را با اصغر زارعی، استاد دانشگاه و کارشناس مسائل خاورمیانه انجام داده است که در ادامه می‌خوانید: 

در یک نگاه کلی ارزیابی شما از تحولات جنگ یمن برای سال ۲۰۱۸ چیست؟

اکنون می‌توان گفت که پرونده جنگ یمن در آستانه چهار سالگی اش به یک جنگ فرسایشی بدل شده و این فرسایش، هم در تحولات میدانی و نظامی و هم در عرصه سیاسی نمود بارز پیدا کرده است. چنان که انتظار می‌رفت جنگ یمن برای سال ۲۰۱۸ نیز علیرغم فراز و فرودهای آن، پایان نیافت و اکنون که روزهای پایانی سال جاری میلادی را سپری می کنیم، هنوز گشایشی جدی در پایان دادن به این تجاوز عربستان سعودی و امارات به خاک یمن وجود ندارد و حداقل این تحولات با همین شکل تا بهار سال بعد ادامه خواهد داشت. هرچند که مجامع بین المللی و حتی کشورهای غربی برنامه جدی برای پایان دادن به این مخاصمه تجاوز ریاض و ابوظبی داشتند، اما تاکنون دستاورد خیلی ملموسی از این تلاش ها به دست نیامده است. از این رو احتمال می‌رود که ما در سال آینده نیز شاهد افزایش و شدت فرسایش این جنگ، هم در تحولات میدانی و هم در عرصه سیاسی و دیپلماتیک باشیم. در همین راستا مارتین گریفیث، نماینده سازمان ملل در امور یمن هم در راستای برنامه ایالات متحده برای پایان دادن به جنگ یمن نشستی را در سوئد با حضور طرفین برگزار کرد که از پنجشنبه هفته گذشته شروع شده و هنوز ادامه دارد. اما به نظر می رسد که نهایتا هیچ کدام از دو طرف حاضر به پذیرش شروط همدیگر نشدند، لذا خروجی نشست استکهلم خروجی چندان مهمی در حل پرونده یمن نخواهد بود. تنها دستاورد این نشست به توافقات اولیه در خصوص آزادی و تبادل اسرای دو طرف باز می‌گردد، اما در رابطه با بازگشایی فرودگاه های صنعا و عدن هیچ گونه توافقی صورت نگرفت. در خصوص آزادسازی مناطق اشغال شده توسط متجاوزان سعودی و اماراتی هم نتیجه خاصی به دست نیامد. لذا می توان گفت که اکنون پرونده یمن در یک بن بست سیاسی و دیپلماتیک گرفتار شده است. 
 مضافا بر تمام مشکلات یاد شده یکی دیگر از مسائل مورد مناقشه در حل و فصل دیپلماتیک پرونده یمن به سرنوشت بندر الحدیده بازمی‌گردد که تنها منطقه یمن است که به آب های بین المللی راه دارد و تنها مسیر دریافت کمک‌های جهانی است، شرایط خبر از دستیابی به یک راهکار سیاسی و دیپلماتیک در این باره را تا به امروز نمی دهد.

اما تبعات قتل جمال خاشقجی سبب نشد تا ریاض به دنبال پایان دادن به این جنگ باشد؟

هر چند که بسیاری معتقدند تبعات منفی قتل جمال خاشقجی در سال 2018 می تواند در نهایت به تعدیل و یا فروکش کردن جنگ یمن کمک کند، اما من در مصاحبه پیشین با دیپلماسی ایرانی در همین خصوص عنوان داشتم که اساساً ریاض به دنبال چنین نگاهی در یمن نیست. در همین مدت دو ماهی که  از قتل جمال خاشقجی می گذرد، بمباران های مکرر هوایی از طرف عربستان سعودی در خاک یمن انجام شده است. این مسئله نشان می دهد که پرونده قتل جمال خاشقجی هیچ گونه تاثیری در فروکش کردن جنگ یمن نداشته است. چرا که علی رغم فشارهای سیاسی و دیپلماتیک جهانی در خصوص جنایات عربستان سعودی و امارات متحده عربی در تجاوز به یمن و نیز متحمل شدن هزینه ها و خسارات فراوان جانی، مالی و تسلیحاتی، هیچ‌گونه اراده سیاسی در ریاض و ابوظبی برای پایان دادن به جنگ یمن، علی رغم خواسته های کشوری مانند ایالات متحده وجود ندارد، لذا می‌توان این گونه گفت که پرونده جنگ یمن برای سال ۲۰۱۹ نیز ادامه پیدا خواهد کرد.

یکی از نکات مهمی که در پرونده یمن در سال ۲۰۱۸ روی داد به افزایش تنش ها و اختلافات میان کشورهای ائتلاف عربی در تجاوز به یمن باز می گردد، آیا در سایه این اختلافات می توان گفت که محور ائتلاف عربی علیه یمن به یک بن بست رسیده است؟

با تمام اختلافات و تنش هایی که وجود دارد فعلا نمی‌توان گفت که این ائتلاف در یک بن بست قرار دارد، اما همان طور که شما اشاره کردید اکنون اختلاف های جدی در ائتلاف کشورهای عربی همراه با عربستان سعودی در تجاوز به یمن شکل گرفته است که در سال ۲۰۱۸ نمود بیشتری پیدا کرد. در حال حاضر امارات متحده عربی در سایه حضور نیروهای نظامی اش در عرصه میدانی و زمینی و حمایتی که از برخی گروه های یمنی در تخاصم با انصارالله و ارتش یمن دارد، اختلافات جدی با نوع نگاه عربستان در پرونده یمن پیدا کرده است. مضافا این که ما در روزهای اخیر شاهد مواضع منتقدانه آقای عمر البشیر، رئیس جمهور سودان که یکی از حامیان جدی عربستان سعودی در تجاوز به یمن به شمار می رود، در این خصوص بودیم و در راستای این مواضع احتمال دارد آقای عمر البشیر به دنبال کاهش نیروهای خود و فاصله گرفتن از سیاست های ابوظبی و ریاض در پرونده یمن باشد. چرا که طولانی شدن و درعین‌حال، فرسایشی شدن جنگ یمن سبب شده تا هزینه‌ها و خسارات جدی به دولت سودان وارد شود و از آن طرف هزینه های سیاسی و دیپلماتیک زیادی نیز در سایه انتقاد افکار عمومی جهانی متوجه آقا عمر البشیر و دولت متبوع او شود. 
افزون بر این مسائل ما شاهد هستیم که اختلافات جدی هم در بدنه و ساختار سیاسی خاندان آل سعود در پرونده یمن شکل گرفته است و اکنون بخشی از بدنه سیاسی خاندان آل سعود به دنبال پایان دادن به جنگ یمن هستند. در همین رابطه ما شاهد بودیم که یکشنبه هفته جاری نشست سران شورای همکاری خلیج فارس برگزار شد و اختلافات آشکارتری در این نشست روی داد. در این راستا هم، امیر قطر در این نشست حضور پیدا نکرد و هم سلطان قابوس، پادشاه عمان در این نشست غائب بود، این عدم حضور نشان می دهد که آن ائتلاف، اتحاد و هماهنگی میان کشورهای شش گانه عربی حوزه خلیج فارس به شدت کم رنگ شده و در ازای آن میزان تشتت آراء و اختلاف نظر میان اعضاء به شدت پررنگ شده است. همین مسائل دست به دست هم داده تا محور عربی حاضر در جنگ یمن نیز با آینده مبهمی روبه رو باشد، اما این که به تجزیه، انشقاق و فروپاشی کامل برسد، کمی دور از ذهن است. 

به اختلاف بین امارت متحده عربی و عربستان سعودی در پرونده یمن اشاره داشتید. از دید شما دلایل بروز این اختلاف چیست. آیا این اختلافات می تواند به گسل میان این دو متحد نزدیک عربی بیانجامد؟ 

اکنون امارات متحده عربی برنامه ریزی دقیقی برای ارتباط با برخی گروه‌های مسلح و سیاسی داخلی یمن به منظور تسلط بر بخشی از تحولات این کشور پیدا کرده که یکی از این گروه‌ها و احزاب حزب علی عبدالله صالح، رئیس جمهور اسبق یمن است. اگرچه عبدالله صالح در جریان تبعات کودتای اخیر در سال جاری میلادی کشته شد، اما امارات متحده عربی، هم در تحولات میدانی و هم در عرصه سیاسی در سایه حمایت برخی از گروه‌ها داخلی یمن قصد افزایش نفوذ خود را جدا و مستقل از عربستان دارد، چرا که برای امارات متحده عربی، تنگه باب المندب اهمیت به سزایی دارد، اگرچه همین اهمیت برای عربستان سعودی هم مطرح است، اما نوع نگاه خاص ابوظبی به این تنگه سبب شده تا تلاش‌های امارات متحده عربی و نوع نگاه ابوظبی کمی متفاوت تر از ریاض باشد. مضافا که در صحنه تحولات میدانی بیشتر نیروهای امارات متحده عربی در عرصه زمینی حضور دارند و عربستان سعودی تنها از طریق بمباران هوایی دخالت خود را در تجاوز یمن ادامه می دهد. همین مسئله سبب شده تا میزان هزینه ها برای امارات متحده عربی بیشتر شود. بنابراین ابوظبی دغدغه جدی تری پیدا کرده است که به واسطه صرف این هزینه ها به اهداف خود در یمن دست پیدا کند، اما در مجموع نمی‌توان گفت که اتحاد امارات متحده عربی و عربستان سعودی در سایه این اختلافات به یک انشقاق و گسل خواهد رسید. 

در طرف دیگر ماجرا ایالات متحده آمریکا نیز در هفته‌های اخیر تلاش های جدی برای پایان دادن به جنگ یمن داشته است. در سایه ناکامی نشست سوئد اساساً می‌توان گفت که دیگر هیچ راه حل دیپلماتیک برای پرونده یمن وجود ندارد؟ 

من در مصاحبه پیشین با دیپلماسی ایرانی در همین رابطه دخالت ایالات متحده آمریکا در پایان دادن به جنگ یمن عنوان کردم که شرایط کنونی از لحاظ سیاسی و دیپلماتیک به دلیل حمایت دونالد ترامپ از محمد بن سلمان، کار را برای خود ایالات متحده آمریکا در سطح جهانی هم بسیار سخت کرده است، لذا مایک پمپئو، وزیر امور خارجه و جیمز متیس، وزیر دفاع ایالات متحده آمریکا به دنبال پایان دادن به این جنگ خونین هستند. هرچند که در نشست سوئد که چهارمین دور از نشست ها برای پایان دادن به جنگ یمن بود، دستاورد خاصی حاصل نشد، اما نمی توان گفت که در آینده نیز مذاکرات و نشست هایی انجام نخواهد گرفت، یقیناً تلاش‌های دیپلماتیک باز ادامه پیدا خواهد کرد. با این حال نباید نسبت به پایان دادن به جنگ یمن در عرصه دیپلماتیک چندان خوشبین بود. چون دوباره تأکید دارم که  پرونده یمن به یک بن بست سیاسی، دیپلماتیک و حتی سطح میدانی رسیده است، لذا فرسایشی شدن این جنگ برای سال ۲۰۱۹ و سال های بعد نیز انتظار می رود، از این رو اگر چنین مسئله ای روی دهد، یقیناً ما با یک فاجعه انسانی گسترده در سایه قحطی و گرسنگی بیش از ۱۳ میلیون یمنی رو به رو خواهیم بود و شاید همین مسئله سبب شود که تلاش‌های دیپلماتیک، حداقل برای سامان دادن به وضعیت آوارگان یمنی افزایش پیدا کند، اما در خصوص پایان یافتن جنگ یمن اما و اگرهای بسیاری جدی وجود دارد.

امنیت عربستان و امارات متحده عربی به واسطه تدوام جنگ یمن در سال 2019 چه اقتضائاتی پیدا خواهد کرد؟

یقینا جنگ یمن تنها به درون خاک این کشور محدود نمی شود و امنیت عربستان سعودی و امارات متحده عربی را هم تحت‌الشعاع قرار خواهد داد، چنان که تاکنون ناامنی ها به این دو کشور نیز سرایت کرده است. در همین سال ۲۰۱۸ شاهد بودیم که به واسطه حملات موشکی انصارالله و ارتش یمن، تنگه باب المندب برای عبور و مرور نفتکش های عربستان سعودی  ناامن شد و به طور موقت این تنگه بسته شد، لذا در این شرایط  که شاهد فرسایشی شدن جنگ یمن هستیم دامنه آن به عربستان سعودی و امارات متحده عربی نیز کشیده خواهد شد و بیش از پیش ما شاهد ناامنی های گسترده در ریاض و ابوظبی خواهیم بود. 

آیا سفر جرمی هانت، وزیر امور خارجه انگلستان و برخی از مقامات فرانسوی چند هفته قبل از نشست سوئد، تلاشی برای گرفتن پالس مثبت از تهران در خصوص پایان دادن به جنگ یمن در نشست سوئد بود؟

جمهوری اسلامی ایران از همان ابتدای جنگ یمن به شکل پررنگی خواستار پایان دادن به تجاوزات و رسیدگی به وضعیت آوارگان یمنی بوده است و در این راستا از هیچ کوششی برای فروکش کردن آتش جنگ دریغ نکرده است. تهران از همان آغاز این تنش اعتقاد داشته است که تنها راه پایان دادن به بحران یمن یک گفت و گوی یمنی – یمنی، بدون حضور بازیگران فرا منطقه ای برای تحمیل کردن شرایط خود به مردم یمن است. از این رو اگرچه نمی‌توان صراحتا گفت که سفر مقامات انگلیسی و فرانسوی نوعی همراه کردن تهران با پروسه صلح مدنظر آمریکا در نشست سوئد بوده است، اما یقیناً اروپایی ها و خود ایالات متحده آمریکا بر این واقعیت اشراف دارند که هرگونه تحولی بدون دخالت و همراهی جمهوری اسلامی ایران که یکی از قدرت‌های بلامنازع خاورمیانه به شمار می رود، نمی تواند سرانجامی پیدا کند. در سایه همین نکته هم شاهد آن بودیم که در کنار مسئله برجام و آینده مناسبات اقتصادی ایران و اروپا، مساله پرونده یمن هم در این نشست ها میان مقامات اروپایی و ایرانی مورد بحث قرار گرفت. به موازات همین مسئله احتمال دارد این مقامات اروپایی به عنوان نمایندگان کاخ سفید برای همراه کردن تهران در پایان دادن به جنگ یمن عمل کرده باشند. البته به نظر می رسد در سال آتی میلادی نیز دوباره این دست از اقدامات تکرار شود تا پرونده جنگ یمن به سرانجامی برسد.

کلید واژه ها: ایرانعربستانآمریکاامارات متحده عربیانصاراللهتنگه باب المندبجنگ یمناصغر زارعیبندر الحدیدهجمال خاشقجینشست سوئد


( ۴ )

نظر شما :