آنچه خاندان آل سعود درباره منافع و اولیت های ملی نمی دانند

ناسیونالیسم به سبک سعودی

۲۰ دی ۱۳۹۷ | ۱۲:۰۰ کد : ۱۹۸۱۰۴۷ اخبار اصلی خاورمیانه
عربستان سعودی به عنوان بخشی از نوین سازی با انگیزه «چشم انداز ۲۰۳۰» به شیوه ای استراتژیک در صدد ترغیب به ملی گرایی در این کشور بر آمده است. از جمله تلاش ها در این زمینه می توان به تعدیل نقش اسلام اصول گرایانه اشاره کرد که نیروی غالب در عرف های اجتماعی عربستان سعودی است. اما این ملی گرایی هم محدودیت های خاص خود را داراست، که به مرور زمان هم در داخل عربستان و هم در ارتباطات با سایر کشورها خود را نشان خواهد داد.
ناسیونالیسم به سبک سعودی

دیپلماسی ایرانی: عربستان سعودی که از دیرباز به دلیل داشتن جامعه، فرهنگ و دولتی با ریشه های عمیق در سیاست های اسلامی محافظه کارانه مشهور بوده است، اکنون شروع به معرفی نوعی ملی گرایی جدید کرده که تجلی محدود ادیان دیگر را ممکن می سازد. پادشاهی سعودی امیدوار است تا با ترغیب گسترده به ملی گرایی بتواند فضای مورد نیاز برای اصلاحات اجتماعی و اقتصادی را که عنصری کلیدی در برنامه «چشم انداز 2030» به شمار می رود، ایجاد کند. اما اگرچه کاهش نقش اسلام اصول گرایانه در این کشور مزایایی دارد، می تواند به ایجاد فضایی سکولارتر بیانجامد که با خطر مقاومت ملی گرایی در برابر سیاست های داخلی دولت و سیاست خارجی سعودی همراه است.

محدودیت اسلام گرایی اصول گرایانه متحد در عربستان سعودی

سیاست سعودی در اسلام گرایی از دیرباز آنقدر شدیدالحن بوده که به اخراج یا سرکوب همه دیگر ادیان منجر شده است. تا بخش زیادی از قرن بیستم دولت سعودی فلسفه ای مانند ملی گرایی را که وفاداری و هویت سازی با کشور را به جای مذهب در اولویت قرار می دهد، یک تهدید بزرگ قلمداد می کرد. در دهه های 1950 و 1960، ریاض از ارتباطات ملی گرایانه با کشورهای رقیب همچون مصر بیم داشت. انقلاب اسلامی سال 1979 در ایران و اشغال مسجدالحرام (توسط گروه مسلح مخالف دولت سعودی) در همان سال، ترس خاندان آل سعود را از براندازی تشدید کرد. از این رو، آنها برای ریشه کن کردن این چالش اسلام گرایان، مزایایی ویژه برای روحانیون محافظه کار قائل شدند تا از وفاداری آنها و تاثیرگذاریشان بر سهم گسترده ای از جمعیت، اطمینان حاصل کنند.

اما در اوایل دهه 2000 و به ویژه پس از انتقادها از عربستان سعودی و اقداماتش در تشویق به بنیادگرایی پس از حملات تروریستی 11 سپتامبر، محدودیت مزایای استراتژی اسلام گرایی اصول‌ گرایانه شروع به نمایان شدن کرد. پادشاهی سعودی در دوران ملک عبدالله طرحی را برای ایجاد ملی گرایی در عربستان آغاز کرد که اگرچه همچنان به آل سعود مربوط می شد، اما بر تاریخ، نمادها و آیین های عربستان به جای تاکید صرف بر تاریخ و فرهنگ اسلامی تمرکز داشت. این ملی گرایی جدید همچنین شیوه ای جدید برای متحد کردن قبایل و فرقه های گوناگون در پادشاهی در نظر گرفت و به اختلافات پیشین پایان داد.

اکنون پادشاهی سعودی نشانه هایی از پذیرش پیروان دیگر ادیان ابراز داشته است تا ملی گرایی را بیشتر گسترش دهد. رهبران سعودی در سال 2018 با رهبران کلیسای کاتولیک، مسیحیان ارتدوکس و مسیحیان انجیلی ایالات متحده دیدار کرده اند. ریاض در ماه مه حتی توافقنامه ای را امضا کرده که به معنای مجوز برای ساخت یک کلیسای کاتولیم در عربستان سعودی است. محمد بن سلمان ولیعهد سعودی هم در ماه نوامبر در ریاض با مسیحیان انجیلی ایالات متحده دیدار کرد.

در این برهه تاریخی، ملی گرایی مزایای زیادی برای دولت سعودی دارد که محافظه کاری مذهبی ندارد. مرتبط کردن هویت به یک مکان خاص قدرت اسلام گرایان غیرعربستانی را در این کشور تضعیف می کند؛ برای نمونه، در یک فرهنگ ملی گرایانه، حملات لفظی اسلام گرایان ترکیه ایف مصری و ایرانی دیگر به مثابه انتقاد خاموش مسلمانانی هم مسلک نیست، بلکه بیشتر مداخله ناخوشایند خارجی در امور داخلی انگاشته می شود. به علاوه، تغییر ذهنیت مردم از احترام صرف به مذهب به سمت یک فضای جغرافیایی خاص، ظهور نوآوری و ایده های جدید را نیز فراهم می کند که این خود یک عامل مهم برای نتیجه بخشی چشم انداز 2030 است.

مهم تر اینکه ملی گرایی برای پادشاهی سعودی این امکان را فراهم می آورد تا چالش های سیاست گذاری داخلی بر مبنای تفکرات مذهبی را محدود سازد و برای نمونه، برقراری ارتباط با اسرائیل را که زمانی غیرممکن به نظر می رسید، ممکن بداند. ملی گرایی به این سبک و سیاق توانایی روحانیون محافظه کار برای اعتراض به اصلاحات اجتماعی پادشاهی سعودی همچون ترغیب زنان به کار و رانندگی را نیز محدود می کند.

ملی گرایی اینچنینی برای اهداف سیاست خارجی پادشاهی سعودی به ویژه در راتباط با اقدامات برای تغییر شکل خاورمیانه نیز ابزار مفیدی است. دولت سعودی به جای اتکای بر وفاداری قومی و قبیله ای، می تواند از غرور ملی به عنوان انگیزه ای برای شهروندانش برای پیروی از این سیاست ها استفاده کند. تبلیغات رقبایی همچون ایران و ترکیه که سعودی ها را به اعتراض به سیاست گذاری های پادشاهی ترغیب می کند نیز به سادگی به عنوان مداخله خارجی، دفع می شوند.

ملی گرایی و پیچیدگی ها در امور ملی

اگرچه رهبران عربستان امیدوار هستند که ملی گرایی نظارت‌ ها بر خاندان سلطنتی و سیاست گذاری های آن را کاهش دهد، اما ملی گرایی به ویژه زمانی که از سوی شهروندان عادی کاملا پذیرفته شود، می توانند به محدودیت و نظارت بیشتر بر قدرت خاندان آل سعود بیانجامد. درست همانطوری که پادشاهان پیشین سعودی ملی گرایی را تهدیدی برای یکجانبه گرایی خود می دانستند، اکنون هم تلاش ها برای ترغیب به ملی گرایی می تواند پادشاهی سعودی را به چالش بکشد. به هر حال، هویت سازی با یک کشور متفاوت از هویت سازی با خاندان حاکم بر آن یا دولت یک کشور است. درخواست از وفاداری سعودی ها به منافع ملی به تعامل فزاینده شهروندان با منافع ملی می انجامد که می تواند با تفکرات خاندان آل سعود متفاوت و حتی متناقض باشد.

در نهایت امر، ظهور ملی گرایی سعودی بر خلاف آنچه خاندان آل سعود تصور می کند به تشکیل جامعه ای با قدرت بی قید و شرط حاکمان سعودی نخواهد انجامید، بلکه بیشتر با مطرح شدن اولویت ها و منافعی کاملا متفاوت همراه خواهد شد.

منبع: استرتفور / مترجم: طلا تسلیمی
 

کلید واژه ها: چشم انداز 2030تغییر سیاست آل سعود از مذهب گرایی به ملی گراییتلاش آل سعود برای پیشبرد سیاست خارجی بدون مخالفت داخلیملی گرایی سعودیانتقادهای خارجی از عربستان


۱ رای

نظر شما :