آینده مناسبات ایران و اروپا

تنش ایران و هلند، دومینوی اختلافات تهران و قاره سبز را در پی خواهد داشت؟

۱۶ اسفند ۱۳۹۷ | ۱۵:۰۰ کد : ۱۹۸۲۱۳۷ اروپا انتخاب سردبیر
محسن جلیلوند در گفت و گو با دیپلماسی ایرانی در خصوص اقتضائات مناسبات ایران و اروپا بر این باور است: اتحادیه اروپا که اکنون در تقابل با تحریم‌های اقتصادی آمریکا و حمایت از ایران با مشکلات جدی روبه رو است، سعی می‌کند با امنیتی کردن پرونده ایران از یک سو بهانه های کافی برای عدم همراهی لازم را داشته باشد و از سوی دیگر پاسخ جدی برای مخالفان و افکار عمومی اروپایی در تقابل با تهران را شکل دهد. اما در این میان این که پرونده این اتهامات تا چه اندازه نزدیک به واقعیت است، چندان اهمیت پیدا نمی کند، بلکه مهم این است که استفاده های لازم از سوی اروپایی ها شکل گرفته است.
تنش ایران و هلند، دومینوی اختلافات تهران و قاره سبز را در پی خواهد داشت؟

گفت و گو از عبدالرحمن فتح الهی، عضو تحریریه دیپلماسی ایرانی 

دیپلماسی ایرانی – تنش دیپلماتیک اخیر میان ایران و هلند در برهه حساس کنونی این نگرانی را در ذهن شکل می‌دهد که امکان دارد مناسبات تهران با قاره سبز در آینده با ابهامات جدی روبه‌رو شود، به خصوص که تلاش های ایالات متحده آمریکا، اسرائیل و برخی از کشورهای عربی منطقه و نیز حمایت برخی از کشورهای اروپایی می‌تواند دایره این ابهامات را افزایش دهد. دیپلماسی ایرانی برای بررسی آینده مناسبات ایران و اروپا در سایه این دست از تلاش ها، گفت و گویی را با محسن جلیلوند، کارشناس مسائل بین الملل ترتیب داده است که در ادامه از نظر می گذرانید:

بعد از تاثیرات اتفاقاتی که به نام ایران در کشورهای اروپایی در سایه ترور برخی از اشخاص رقم خورد، روابط تهران با برخی از این بازیگران قاره سبز به تنش رسید که نمونه آن به هلند بازمی‌گردد. آیا در سایه این اتفاقات می توان گفت که اکنون مناسبات ایران و اروپا در این برهه حساس در حال یک افول جدی است؟

همان گونه که من در مصاحبه های پیشین با دیپلماسی ایرانی عنوان داشتم اتحادیه اروپا و اساساً قاره سبز، آن گونه که باید توان تقابل در برابر خواسته و میل ایالات متحده آمریکا را ندارد، اگرچه که تمایل جدی برای تقابل با برنامه کاخ سفید در دستور کار اروپایی ها باشد. لذا در سناریوی نهایی، اروپایی ها نیز در کنار ایالات متحده قرار خواهند گرفت، چرا که اساسا نگاه راهبردی در سایه میزان گسترده تعاملات سیاسی، اقتصادی و همچنین حوزه تمدنی یکسان هر دو طرف(آمریکا و اروپا) سبب شده است که این دو بلوک همواره پشتیبان همدیگر باشند. این یک پارادایم کلی و ثابت در روابط بین الملل، به خصوص بعد از جنگ جهانی دوم است که شرایط را در مناسبات جهانی تعیین کرده است. پس اگر اکنون اختلافات جزئی در برخی از پرونده‌ها مانند ایران و برجام میان اروپا وآمریکا شکل گرفته است تاثیر سویی بر مناسبات راهبردی دو طرف نخواهد داشت، کما این که در خصوص ناتو، جنگ تعرفه ای و دیگر اختلافات نیز ما شاهد گسست نبودیم؛ نشانه آن هم به حمایت های اخیر دو طرف در برخی از تحولات باز می گردد. شما در خصوص روسیه و شبه جزیره کریمه شاهد بودید که چگونه یک ائتلاف و همراهی جدی در تقابل با مسکو میان اروپا و آمریکا شکل گرفت یا در پرونده ترور جاسوس روسی و دخترش در انگلستان شاهد یک حمله گسترده سیاسی، دیپلماتیک و رسانه‌ای با اتحاد ایالات متحده و اروپا علیه کاخ کرملین بودیم.
مضافا این که در پرونده ایران تنها نقطه افتراق به برجام بازمی‌گردد، در صورتی که در مسئله حقوق بشر، دیپلماسی منطقه ای و توان موشکی این قاره سبز است که به مراتب تندتر از ایالات متحده عمل می‌کند. پس این که شرایط اکنون در سایه برخی از مسائل مانند اتهامات تروریستی علیه ایران به یک تنش دیپلماتیک با هلند انجامیده است، می‌تواند سرآغاز اقدامات دیگر کشورهای اروپایی باشد، اما نمی‌توان با قاطعیت از یک افول و یا گسل جدی میان ایران با قاره سبز سخن گفت، چرا که هر دو طرف به نیازهای هم واقفند؛ از یک سو ایران برای پیگیری منافع خود به خصوص در حوزه اقتصادی و تجاری نیاز جدی به اروپا دارد و از آن سو اروپا نیز برای حفظ برجام که منافع امنیتی و سیاسی را برایش در پی دارد احتیاج به بقا و حفظ تهران در این توافق دارد. لذا نمی توان در یک بازه کوتاه زمانی منتظر پوست اندازی جدی در این روابط بود، هرچند که مناسبات اکنون به یک برهه حساس و شکننده رسیده است.

اما تهران در پیدایش این شرایط تا چه اندازه تاثیر داشته است؟ 

من در خصوص مسئله سفارتخانه‌های ما در کشورهای اروپایی و حضور برخی افراد برای انجام برخی مأموریت‌ها نظری ندارم، مسئله مهم اینجاست که به واسطه این دست از اتهامات و همچنین پرونده های مانند میکونوس اکنون خاطره چندان مناسبی از تهران در ذهن اروپایی ها وجود ندارد. از طرف دیگر همین مسئله سبب شده است تا اروپایی ها بیشترین فشار خود را از ابعاد مختلف بر تهران داشته باشند، چرا که یقیناً هر کشوری بخواهد در زمینه ای نهایت بهره برداری را داشته باشد، کافی است که یک پرونده امنیتی را علیه طرف مقابل شکل دهد که اکنون ما شاهد چنین پروسه ای علیه ایران هستیم؛ تبلیغات گسترده رسانه‌ای و سیاسی نیز به عنوان موتور محرک این پروسه امنیتی شدن سبب شده تا بسترهای لازم برای امتیازگیری اقتصادی، سیاسی، دیپلماتیک و غیره علیه ایران شکل گیرد. لذا اتحادیه اروپا که اکنون در تقابل با تحریم‌های اقتصادی آمریکا و حمایت از ایران با مشکلات جدی روبه رو است، سعی می‌کند با امنیتی کردن پرونده ایران از یک سو بهانه های کافی برای عدم همراهی لازم را داشته باشد و از سوی دیگر پاسخ جدی برای مخالفان و افکار عمومی اروپایی در تقابل با تهران را شکل دهد. اما در این میان این که پرونده این اتهامات تا چه اندازه نزدیک به واقعیت است، چندان اهمیت پیدا نمی کند، بلکه مهم این است که استفاده های لازم از سوی اروپایی ها شکل گرفته است.

در راستای نکات شما آیا اساساً منطقی است که تهران بخواهد در این برهه حساس پرونده هسته‌ای را به مسائل امنیتی و تروریستی گره بزند؟

این که ایران در مناسبات سیاست خارجی خود چه اقدامات و رفتاری انجام داده است که این نتایج را درپی داشته است، چندان مهم نیست. اکنون واقعیت مهم چیز دیگری است، چرا که تهران ابتکار عمل و "کنش" لازم را تعیین می‌کند. به عبارت دیگر اکنون ایالات متحده آمریکا، عربستان سعودی، اسرائیل به همراه برخی از کشورهای اروپایی زمینه و بستر را آن گونه مهیا می‌کند که در نهایت تهران نیز آن رفتار مدنظر آنها را در پیش گیرد. در منطق رابطه بین الملل، کشوری که واکنش نشان دهد، ابتکار عمل را از دست خواهد داد. اگر به مناسبات اکنون ایران نگاه کنیم می‌بینیم که ایران واکنش نشان می دهد و این ایالات متحده است که کنش ها را در دست دارد و چون آمریکا کنش مند است این برتری را هم دارد که واکنش ها را هم پیش بینی کند و در راستای آن برنامه‌ریزی لازم را داشته باشد. در این میان نکته مهم اینجاست که هر چقدر پتانسیل های یک کشور افزایش پیدا کند، برگ برنده های او در مقابل این سناریو بیشتر خواهد شد. یعنی اگر تهران توان نظامی، امنیتی، اقتصادی و دیپلماتیک خود را بالاتر ببرد می‌تواند پاسخ این پروسه ها را در ابعاد دیگر داشته باشد و یک موازنه قوا را شکل دهد. پس ایالات متحده آمریکا اکنون به دنبال تحت فشار قرار دادن این دست از مسائل است تا تهران نتواند قدرت خود را در این ابعاد برای موازنه قوا افزایش دهد. در این راستا نیز برخی کشورهای اروپایی در سایه همین برنامه امنیتی کردن پرونده ایران را با برخی از اتهامات تروریستی پی گرفته اند تا پاشنه آشیل ایران در اروپا نیز شکل گیرد. پس اکنون شرایط دارد به سمتی پیش می رود که قدرت ایران کاهش پیدا کند تا بتوان امتیازات بیشتری از ایران گرفت.

با این وصف شرایط تهران برای ادامه مناسبات با قاره سبز تا چه اندازه می‌تواند مناسب باشد، به خصوص که در سفر آقای عراقچی به وین نیز از انتظارات بیشتر تهران در قبال اقدامات اروپا سخن گفته شده است؟

متاسفانه ما در سیاست خارجی خود یک نکته را فراموش کرده ایم و آن این است که نباید از دیگران انتظار داشته باشیم که به دنبال تامین منافع ما یا هر کشور دیگری باشند، چرا که در حوزه دیپلماسی این مسئله منطقی نیست.  

پس راهکار چیست؟ 

به نظر من سیاست خارجی باید این سمت حرکت کند که مخالفین و منتقدین تهران را به بازیگران منفعل و بی طرف و در نهایت بازیگران بی طرف را به همراهان ایران بدل کند. شاید اکنون مناسبات اروپا و آمریکا در قبال حمایت از برجام به یک دوگانگی رسیده باشد. یعنی بخشی از کشورهای اروپایی همراه آمریکا باشند و برخی مخالف، اما مسئله مهم اینجاست که ما باید از این دوگانگی استفاده کنیم. یعنی برخی از کشورهای مخالف خود را به بازیگران بی طرف و در نهایت این بازیگران منفعل را به همراهان خود بدل کنیم. این که ما مرتب به عنوان کنیم که اروپا باید خود را خیس کند. یک جمله بی ارزش است، چرا که هیچ گاه اروپایی‌ها حاضر به تقابل با آمریکا و خیس شدن خودشان نخواهند بود. ما باید کاری کنیم که این مسئله روی دهد و یقیناً با دستور دادن و یا تهدید کردن این مهم شکل نمی گیرد.

در سایه نکاتی که به آن اشاره شد سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در این برهه حساس تا چه اندازه توانسته است به مدیریت تحولات کمک کند؟ 

در راستای سوال مهم شما باید چند نکته مهم را عنوان کنم؛ اول این که دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران را وزارت امور خارجه تعیین نمی‌کند بلکه برآیندی از نظرات دیگر نهادها و ارگان ها است که در نهایت به دستگاه متولیش دیکته می شود. در ثانی متاسفانه جمهوری اسلامی ایران در حزه دیپلماسی از یک ضعف و خلاء بسیار بزرگ رنج می برد و آن ناظر بر این واقعیت است که ما در طول این ۴۰ سال سیاست خارجی نداشتیم، بلکه روابط خارجی داشتیم. این دو مسئله کاملا منفک از همدیگر است. سیاست خارجی بر مبنای یک استراتژی و راهبرد دقیق و برنامه ریزی شده، منافع کشور را در مناسبات با دیگر بازیگران منطقه و فرامنطقه ای فراهم می کند، در صورتی که روابط خارجی صرفاً به مناسبات و تعاملات کشور با دیگر بازیگران محدود می‌شود که گاهی گرم است و گاهی سرد. مضافا این که این تحولات جهانی هستند که سمت و سوی روابط خارجی را تعیین می کند. لذا اکنون سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران و به خصوص وزارت امور خارجه به جای این که سیاست خارجی را در دستور کار قرار دهد، صرفاً به دنبال روابط خارجی است. به این واسطه ما اکنون در سیاست خارجی که از نبودش و رنج می‌بریم اهرم فشار جدی برای پیگیری اهداف و منافع خود نداریم، در صورتی که اکنون اروپا، آمریکا و دیگر بازیگران از چیزی به نام اهرم فشار به خوبی استفاده می‌کنند.  

شما از اهمیت سیاسی، دیپلماتیک و امنیتی برجام برای اروپایی ها سخن گفتید. همین مسئله سبب شد تا اندازه ای قاره سبز در تقابل با آمریکا قرار گیرد. آیا خود توافق هسته ای نمی‌تواند به عنوان یک اهرم فشار برای موازنه و مدیریت روابط ایران و اروپا عمل کند؟

در شرایط فعلی برجام آن گونه که باید، نه برای ما و نه برای اروپایی ها اهمیت پیدا نمی‌کند. لذا اتفاقا مشکل همین جا است، چرا که اکنون رفتارها و اقدامات وزارت امور خارجه در روابط خارجی تنها و تنها بر پایه برجام می چرخد. زمانی که ما همه تخم مرغ های دیپلماسی را در سبد توافق هسته ای قرار می دهیم، یقیناً برگ برنده و اهرم فشاری وجود ندارد.

کلید واژه ها: محسن جلیلونداتحادیه اروپااتهامات حملات تروریستی در اروپا علیه ایرانآمریکابرجامایران


( ۳ )

نظر شما :

ابراهیم قدیمی ۱۶ اسفند ۱۳۹۷ | ۱۹:۱۰
اروپا خود قربانی عملیات گروههای تروریستی است. از عواقب ان اگاه است. جنگ بین دو کشور راه میافتد. هند وپاکستان. بهپادها پرواز میکنند با تعداد زیادی کشته ومجروح مسئولان عملیات تروریستی وغیر نظامیان. خسارات میلیاردی برای هیچ وپوچ در خواست وبرداشت میشود. با روپا باید محکم تر در این موارد صحبت کرد.