بالا و پایین های عملکرد دستگاه دیپلماسی در سال گذشته

وزارت خارجه از ضعف مفرط کارشناسی رنج می برد

۱۱ فروردین ۱۳۹۸ | ۱۵:۰۰ کد : ۱۹۸۲۴۸۷ خاورمیانه انتخاب سردبیر
محسن جلیلوند در گفت و گو با دیپلماسی ایرانی تأکید داشت: در سایه رشد فناوری های ارتباطی تقریبا برای افکار عمومی روشن شده است که وزارت امور خارجه در خصوص برخی از پرونده ها مانند تعیین شدت مناسبات و نوع آن با کشورهایی مانند سوریه، عراق، یمن برخی از کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس و حتی افغانستان نیز چندان نقشی را بر عهده ندارد و این نهادهای دیگر هستند که وظیفه دیپلماسی و تعیین مناسبت با این بازیگران را بر عهده گرفته اند. اگر هم وزارت امور خارجه نقش کوچکی در آنها بر عهده دارد تنها و تنها به اجرای سیاست‌های کلی دیکته شده از جانب دیگر نهادها در آن پرونده باز می‌گردد. این مسئله تاثیرات خود را بر کارنامه سیاست خارجی خواهد داشت.
وزارت خارجه از ضعف مفرط کارشناسی رنج می برد

گفت و گو از عبدالرحمن فتح الهی، عضو تحریریه دیپلماسی ایرانی 

دیپلماسی ایرانی – میزان اختیار عمل دستگاه سیاست خارجی در پرونده های متعدد، نوع نگاه بالادستی به وزارت امور خارجه و تاثیر آن بر کارنامه و عملکرد این وزارتخانه، موضوعی است که دیپلماسی ایرانی در گپ و گفتی با محسن جلیلوند، کارشناس مسائل بین الملل به بررسی ان پرداخته است که در ادامه از نظر می گذارنید: 

بسیاری معتقدند که نوع نگاه بالادستی به وزارت امور خارجه و اساساً مجری بودن سیاست ها و راهبردهای کلان از جانب این نهاد سبب شده است تا در بسیاری از پرونده ها و حوزه‌های حساس دیپلماتیک وزیر امور خارجه نقش چندان تعیین کننده ای نداشته باشد. از این رو در مجموع نقد کارنامه این وزارتخانه چندان موضوعیت ندارد، چرا که در صورت نبود اختیار عمل و آزادی نمی توان مسئولیتی را هم انتظار داشت؛ ارزیابی شما در این خصوص چیست؟

ابتدا به ساکن این نکته را عرض کنم که حتی با وجود شرایطی که شما به آن اشاره داشتید و تا اندازه ای هم درست است، من در مجموع کارنامه وزارت امور خارجه در سال ۱۳۹۷ که سال بسیار پر تلاطمی هم در تمامی عرصه های کشور به خصوص دیپلماسی بود را بسیار مثبت ارزیابی می کنم. اما مسئله مهمی که اینجا وجود دارد این است که اساساً این نکته شما چیزی نیست که تنها به دوره وزارت امور خارجه آقای محمدجواد ظریف و دولت حسن روحانی مختص باشد، بلکه در رابطه با همه وزارتخانه ها و همه دولت ها موضوعیت دارد. اما به دلیل حساسیت در امر سیاست خارجی این نگاه بالادستی و فرادستی به وزارت امور خارجه قدری پررنگ تر از دیگر وزارتخانه ها است و طبیعا حساس بیشتری هم به این نهاد و شخص وزیر وجود دارد. به هر حال وزیر امور خارجه نماینده جمهوری اسلامی ایران در جهان است و باید مجری سیاست های کلان و آرمان هایی مد نظر انقلاب با تمام خط قرمزهایش باشد. لذا طبق قانون این نهادهای بالادستی از رهبری تا شورای عالی امنیت ملی، مجلس شورای اسلامی و رئیس جمهور هستند که سیاست های کلان و نگاه راهبردی در مقوله سیاست خارجی را برای وزارت امور خارجه تعیین می‌کنند و این وزارتخانه و شخص وزیر تنها مجری این راهبردها و سیاست‌های کلان هستند و تنها در جزئیات است که وزیر می تواند اختیار عمل از خود نشان دهد. به هر حال نمی توان منکر این واقعیت بود و همین مسئله هم تا اندازه بسیار زیادی بر عملکرد همه وزرای امور خارجه هم اثرات مثبت و هم منفی خود را داشته است. پس باید پذیرفت که وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران با دستگاه سیاست خارجی دیگر کشورها ماهیت و کارکردی متفاوتی دارد، اگر چه همه آنها بنا به وزن سیاسی، اقتضائات دیپلماتیک و ماهیت هاشان در روابط بین الملل مسئول سیاست خارجی کشورهای خود هستند، اما ماهیت و کارکرد تا اندازه ای متفاوت وزارت امور خارجه ایران سبب شده است تا خروجیش متناسب با سیاست های کلان تعیین شده ارزیابی شود. پس هنر وزیر امور خارجه باید این باشد که هرچه می تواند همسویی بیشتری میان عملکرد خود و این سیاست های کلان را ایجاد کند، در غیر این صورت بخشی از انرژی او صرف این کشمکش های داخلی خواهد شد. چنان که متاسفانه سال گذشته تا حدودی شاهد این مسئله بودیم. البته این را هم باید گفت که در دیگر کشورها هم وزارت امور خارجه آزادی مطلقی در تعیین راهبردها کلی سیاست خارجی ندارد، اما یقینا به مراتب از آزادی بیشتری در مقام قیاس با ایران برخوردار هستند. 

در کنار این نکات شما تغییر شرایط و حضور پررنگ تر افکار عمومی تا چه اندازه اثرگذار بوده است؟

در این رابطه نکته مهم به رشد فزاینده تکنولوژی‌های ارتباطی و شبکه‌های اجتماعی باز می‌گردد که در سال‌های گذشته این مسئله بسیار کم رنگ تر بوده است، ولی اکنون با رشد سرسام آور این فناوری ها، افکار عمومی نیز درباره همه مسائل کشور، به خصوص سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران که سایه بسیار سنگینی بر همه ابعاد کشور داشته است، به شدت حساس و مطالبه گر برخورد می کند و در کنار آن پیرامون تمامی مواضع، اقدامات و در کل کارنامه وزارت امور خارجه اظهار نظر می‌کنند و آن را به نقد و چالش می کشند و یا احتمالا از آن تعریف می کنند. این میزان از حضور افکار عمومی خود از عواملی است که سبب شده تا سایه دیگر نهادها بر سیاست خارجی بسیار مشهود باشد. در سایه این نکته تقریبا مسئله دیپلماسی موازی، در کنارش تصدی گری برخی از نهادها در این مقوله و نیز بسته بودن دست وزیر امور خارجه در بسیاری از پرونده های دیپلماتیک و تاثیر آن بر کارنامه سیاست خارجی ایران برای افکار عمومی و مردم بسیار مشهود و پررنگ است. 
شاید به واسطه این که دولت‌های پیشین همسویی بیشتری با سیاست‌های کلان داشتند و یا این که در سال‌های گذشته این میزان از فناوری ارتباطی و میزان حضور افکار عمومی قوی نبود، این شرایط چندان به چشم نمی‌آمد. در این راستا اکنون تقریبا برای افکار عمومی روشن شده است که وزارت امور خارجه در خصوص برخی از پرونده ها مانند تعیین شدت مناسبات و نوع آن با کشورهایی مانند سوریه، عراق، یمن برخی از کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس و حتی افغانستان نیز چندان نقشی را بر عهده ندارد و این نهادهای دیگر هستند که وظیفه دیپلماسی و تعیین مناسبت با این بازیگران را بر عهده گرفته اند. اگر هم وزارت امور خارجه نقش کوچکی در آنها بر عهده دارد تنها و تنها به اجرای سیاست‌های کلی دیکته شده از جانب دیگر نهادها در آن پرونده باز می‌گردد. این نکته را هم بگویم که اساسا در مناسبات ایران با برخی از کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس اساسا ابتکار عمل از دست تهران خارج شده است، چه برسد به این که وزارت امور خارجه و یا آقای طریف بتواند کاری در این رابطه صورت دهد.

در این خصوص شکاف و گپ شکل گرفته میان طیف وسیعی از منتقدین با دولت و به ویژه وزارت امور خارجه و شخص آقای ظریف چه اثری بر این عملکرد این نهاد، به خصوص در سال ۱۳۹۷ داشته است؟

بحث انتقاد و نگاه نقادانه به هر وزارتخانه، به خصوص وزارت امور خارجه که نهاد بسیار حساسی است، چیزی است که بسیار لازم و ضروری به نظر می رسد و می تواند کم کاری ها و یا احتمالا برخی از اشتباهات را یادآور شود. اما نکته مهم این است که باید تفاوت جدی میان انتقاد و نگاه های حزبی و جناحی بر خواسته از آن بر مقوله دیپلماسی با نگاه تحلیلی کارشناشانه داشت. در این راستا طیفی از منتقدین حزبی از همان روز آغاز به کار آقای ظریف از مخالفین جدی وی بودند و تمامی کارنامه او را بسیار منفی ارزیابی می‌کنند و تکلیف آنها هم روشن است. اما بخش دیگر متناسب با اقتضائات هر اقدام وی، تحلیل های خود را در موافقت و یا انتقاد با آن مطرح می کنند. همان گونه که قبلا اشاره شد در برخی از پرونده ها مانند عراق، سوریه، یمن، افغانستان و بخشی از مناسبات عربی اساسا وزارت امور خارجه کارکردی ندارد. در خصوص مناسبات دیگر مانند کشورهای آسیای میانه و یا شمال ایران نیز سایه سنگین آمریکا بر آنها سبب شده است تا هر لحظه که واشنگتن بخواهد شرایط را برای تغییر مناسبات شکل دهد. از آن طرف نیز در سایه نگاه منفی برخی از نهادها به کشورهای اروپایی و نیز وابستگی بسیار جدی و شدید قاره سبز به آمریکا، این کشورها هم نهایتاً میان تهران و واشنگتن جانب ایالات متحده را می گیرند. بنابراین تمام اقدامات صورت گرفته از سوی این کشورها فقط برای حفظ ایران در برجام بوده است تا بتوانند از منافع امنیتی و سیاسی توافق هسته ای برای حفظ منافع خود در منطقه استفاده کنند، حال با این شرایط اگر بخواهیم نقد منصفانه ای از وزارت امور خارجه داشته باشیم خواهیم دید که شرایط آن گونه که باید در این ید عمل وزارت امور خارجه و آقای ظریف نیست. به عبارت دیگر در سایه کشمکش های داخلی حزبی و همچنین سایه سنگین آمریکا بر بسیاری از مناسبات، عملاً نمی توان انتظار بسیار زیادی را از این نهاد داشت. 
این را هم باید گفت که وزارت امور خارجه از یک ضعف مفرط در بدنه کارشناسی خود رنج می برد. عدم حضور تحلیلگران و کارشناسان جدی در سیاست خارجی که بتوانند مشاوره های درستی به این وزارتخانه بدهند سبب شده است تا این خلاء روز به روز پررنگ‌تر شود. این واقعیت را هم باید در نظر داشت که وزارت امور خارجه اکنون تنها با محوریت دو یا سه نفر از خود وزیر تا معاونینش مانند آقای عراقچی می چرخد و عملکرد دیگر مدیران عامل آن گونه که باید در هماهنگی با این افراد قرار ندارد. همین مسئله سبب شده است تا پیش و بیش از این که وزارت امور خارجه در سایه حضور نهادهای بالادستی و فرادستی و دیپلماسی موازی عملکرد خوبی نداشته باشد از عدم هماهنگی و عدم وجود بدنه کارشناسی لازم رنج ببرد. با توجه به این که در سال ۱۳۹۷ با خروج ترامپ از برجام سال بسیار سختی برای ایران در عرصه دیپلماسی وبه تبعش اقتصاد رقم خورد، اما باید این نکته را در نظر داشت که هنوز این شرایط سخت و مشکلات پایان نیافته است و یقینا شرایط سخت تری در سال ۱۳۹۸ برای کشور در راه است. اگر وزارت امور خارجه نتواند این خلأها را پر کند در سال پیش رو به مراتب با چالش های بیشتری از سال ۹۷ مواجه خواهد شد.

کلید واژه ها: محسن جلیلوندمحمد جواد ظریفارزیابی کارنامه وزارت امور خارجه در سال 1397


( ۲ )

نظر شما :

محمد ۱۲ فروردین ۱۳۹۸ | ۰۰:۴۱
با سلام،بازنشسته کردن پیش از موعد بسیاری از کارشناسان سیاسی بر خلاف مقررات تشکیلاتی یا اساسنامه وزارت خارجه در بدو ورود ظریف به عنوان وزیر ،از اشتباهات راهبردی وی بود.
شهریار ۱۴ فروردین ۱۳۹۸ | ۱۸:۳۹
بازنشسته کردن پیش از موعد کارشناسان مجرب ضروری بود. در غیر اینصورت چگونه میتوانستند دست پسر خاله ها و پسر عمه هایشان را در وزارت خارجه بند کنند !؟