نگاهی به مستند "چهارهزار و دویست"

رنج نامه ای خطی!

۱۹ مهر ۱۳۹۸ | ۱۹:۰۰ کد : ۱۹۸۶۷۹۱ اخبار اصلی سینما دیپلماسی
"چهارهزار و دویست" اگر چه در "متن" خود، مستندی خوش ساخت است، اما در "فرامتن"، اثری خطی، مبهم و جانبدارانه است که می تواند محاسن و نقاط قوت را تحت الشعاع قرار دهد.
رنج نامه ای خطی!


عبدالرحمن فتح الهی، عضو تحریریه دیپلماسی ایرانی
دیپلماسی ایرانی –
متن پیش رو  در ابتدا نگاهی دارد به محتوا، درون مایه و "متن" مستند بلند "چهار هزار و دویست" به نویسندگی و کارگردانی سید امیر سیاح و در ادامه لایه های "فرامتن" اثر مورد بررسی و مداقه قرار می گیرد. 

متن :
مستند بلند چهار هزار و دویست با موضوعی اقتصادی، سعی دارد نگاهی موشکافانه به "شب شوم" اقتصاد ایران در 20 فروردین 1397 داشته باشد؛ شبی که در سایه اوج گیری بازار ارز، دولت تصمیم گرفت نرخ دلار دولتی را روی عدد 4200 تومان ببندد و تمام خرید، فروش، تخصیص ارز به کلیه افراد با این نرخ صورت گیرد که نهایتا این اقدام از زبان اسحاق جهانگیری، معاون اول رئیس جمهوری در همان دقایق پایانی شب 20 فروردین بیان شد. 
در این راستا کلید واژه "شب شوم" هم که به نوعی در راستای سیاست ساخت اثر قرار دارد، از زبان طهماسب مظاهری (رئیس کل بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران از شهریور ۱۳۸۶ تا ۱۳۸۷، وزیر امور اقتصادی و دارایی در کابینه سید محمد خاتمی، بین سال‌های ۱۳۸۰ تا ۱۳۸۳) بیان شد. اما در خصوص متن اثر باید گفت که مستند چهار هزار دویست تکلیفش با خود و سوژه انتخابیش کاملا روشن است. از این رو سیاح، هم در مقام نویسنده و هم در جایگاه گارگردان به بیراهه و حاشیه نمی زند و تا پایان، مستند به عنوان خود، یعنی آثار و تبعات تصمیم دولت حسن روحانی در شب 20 فرودین سال گذشته برای تک نرخی کردن دلار روی 4200 تومان و عرضه آن به همه وفادار است. 
به تبع این انسجام روایی، سیاح یک خط منظم را برای بیان موضوع اقتصادی خود که گاهی با مقوله سیاست خارجی هم گره خورده است، انتخاب می کند، به گونه ای که اثر حتی در مواقعی که برگشت به عقب را در بیان وقایع دارد، باز هم در خدمت به تثبیت خط موضوعی مستند است. آن هم در شرایطی که وسعت بالا و سطح گسترده از موضوعات و اتفاقات در دو سال 96 و 97 سبب آن نشده که سیاح تمرکز خود ر از روی موضوعش بردارد و به اصطلاح به در و دیوار بزند. 
پیرو این نکته مستند حتی نیم نگاهی به وزن تخریبی انتخاب دونالد ترامپ به عنوان رئیس جمهوری ایالات متحده، خروج وی از برجام در شب 18 اردیبهشت ماه سال 97 و اعمال بی سابقه ترین تحریم ها و فشارهای اقتصادی علیه جمهوری اسلامی ایران طی دو کلان مرحله و متاسفانه عدم باور دولت قبل از شب 18 اردیبهشت ماه سال گذشته در خصوص احتمال خروج آمریکا از برجام و تقابل با تحریم ها اشاره دارد که البته جا داشت کمی بیشتر به آن پرداخته شود. چون زمان تقریبا 72 دقیقه ای اثر می تواند گنجایش پرداخت به این وجه را هم در اختیار سازندگان آن قرار دهد.                
مضاف بر آن به کارگیری کارشناسان اقتصادی، به خصوص در حوزه ارزی، پولی و بانکی و نیز مصاحبه با برخی از مسئولین فعلی، سابق و اسبق دولتی و بانکی و برخی از تجار نیز غنای محتوای مستند را از بابت بیان تحلیل ها و ارائه آمار و ارقام فزونی می بخشد. چنانی که علاوه بر حضور طهماسب مظاهری در اثر کسانی چون اسدالله عسگراولادی، معروف‌ترین صادرکننده خشکبار ایران، عضو اتاق بازرگانی، صنایع و معادن ایران در تمام دوران پس از انقلاب، رئیس اتاق بازرگانی و صنایع ایران و چین،  مهدی غضنفری، وزیر صنعت دولت محمود احمدی نژاد در دوره دوم، مجتبی خسرو تاج، معاون وزیر صنعت، معدن و تجارت و غیره توانسته است ما را با مستندی کارشناسی شده و مستدل روبه رو کند که یقینا ارزش چند بار دیدن را دارد.   
در کنار آن ساخته سید امیر سیاح در متن تصویری هم توانسته بار خود را ببندد. استفاده از تصویر آرشیوی مناسب که دسترسی به آن، هم به لحاظ این که فاصله زمانی چندان زیادی از وقایع "تابستان داغ" و "زمستان سرد" سال 97 نمی گذرد و هم به دلیل وجود سطح گسترده و قابل توجهی ای از تصاویر چندان دشوار نیست، اما اندازه، شیوه و هماهنگی تصاویر انتخابی از جلسات هیات دولت تا وقایع جنجالی مجلس شواری اسلامی در جریان استیضاح وزرای اقتصادی دولت و به خصوص درگیری با ولی الله سیف، رئیس سابق کل بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران، درگیرها، اغتشاشات و اعتراضات مردمی ناشی از چالش های اقتصادی و معیشتی که از دی ماه سال 96 تا اواسط سال 97 را شامل می شود،  توانسته است مستند چشم نواز و زیبایی را به لحاظ بصری خلق کند که اثر را از یک مستند خسته کننده کارشناسانه با موضوع اقتصادی خارج کند. هر چند که خود موضوع (تک نرخی کردن دلار روی 4200 تومان) و نیز حواشی به وجوده آمده، چه قبل از آن و چه بعد از آن نیز به اندازه کافی ذهن مخاطب و حس کنجکاوی بیننده مستند را از قبل قلقلک می دهد. اما در نهایت اثر می تواند این حس کنجکاوی را ارضاء کند و تا حدی به سوالات مد نظر مخاطب تا پایان مستند پاسخ دهد. 
البته که پایان بندی معنادار اثر با رنگ و بوی سیاسی و خط دهی شده نیز قدری بر ابهام ذهن مخاطب چنگ می زند که در مقام "فرامتن" اثر، مفصل به آن خواهم پرداخت. اما عجالتا پایان بندی اثر ادعای سید امیر سیاح در جایگاه نویسنده و کارگردان اثر که عنوان داشته بود، این مستند بدون حمایت از هیچ ارگان و نهادی تهیه شده است را زیر سوال می برد.   
در کنار این محاسن، مستند چهار هزار و دویست از امتیاز تدوین خوش ریتمی هم برخوردار است. این مزیت متن اثر زمانی بیشتر جلوه گری می کند که ما بر این واقعیت اشراف داشته باشیم، توالی بالای حوادث و دور تند و شتابان اتفات سال 97، چه به لحاظ اقتصادی و معیشتی، چه به لحاظ اجتماعی، چه به لحاظ سیاسی و دیپلماتیک و حتی به لحاظ امنیتی، خوشبختانه نتوانسته است مستند را به سمتی اثری با ریتم تند بکشاند که صرفا بخواهد به صورتی گذرا و سطحی به همه آن وقایع سال 97 و حتی اواخر 96 ورود کند و نهایتا پرداختی خام و زود گذرد به مخاطبش ارائه کند و البته که به موازات آن، چنانی که قبل تر عنوان شد تدوین خوش ریتم، اثر را از یک مستند خسته کننده و ملال آورِ صرفِ اقتصادی خارج کرده است. به بیان دیگر مستند چهار هزار و دویست، نه آن قدر کند پیش می رود که مخاطب را پس بزند و نه آن قدر تند و شتابان است که نگاهی سطحی به حوادث و اتفاقات سال های 96 و 97 داشته باشد.  

فرامتن:
ساخته سید امیر سیاح با تمام محاسن و نقاط قوتی که در "متن" تصویری خود دارد زمانی که در مقام تحلیل و بررسی "فرامتن" قرار می گیرد، خود را اثری ناقص و پر ابهام جلوه می دهد که می تواند برتری هایش را تحت الشعاع قرار دهد. یعنی با نگاهی به فرامتن، ورق به ضرر مستند چهار هزار و دوست باز می گردد. 
قبل از کالبد شکافی اثر در این حوزه (فرامتن) باید گفت که تمامی مطالبی که عنوان خواهد شد به معنای دفاع از دولت حسن روحانی در سلسله حوادث سال 96 و به خصوص سال 97، آن هم با کلکسیونی از تصمیمات اشتباه نیست؛ آن هم اشتباهاتی در سطح راهبردی و در مقطعی حساس که با خروج ترامپ از برجام و اعمال مجدد تحریم ها حساسیتش به اوج خود رسیده بود. لذا یقینا میزان و سهم دولت در آن حوادث روشن و واضح است. اما زمانی می توان به برداشت، ارزیابی و در نهایت نتیجه گیری صحیحی از آن اتفاقات دست پیدا کرد که نگاهی از بالا به موضوع داشت، نه سو گیری از یک زاویه خاص و خط دهی شده.
پس اگر مستند سید امیر سیاح بدون آن پایان بندی و طرح سوالات معنادار تمام می شد، می توانستیم عنوان کنیم که اثر فقط و فقط در حوزه آسیب شناسی اقدامات و تصمیامت اقتصادی دولت در سال 97 گام برداشته است که البته آن هم بدون در نظر گرفتن سهم و نقش دیگر عوامل و دستگاه های فرادولتی کامل نیست؛ اما به هر حال با اغماض قابل پذیرش بود. ولی اتفاقا اثر سعی دارد پای خود را فراتر از آن چه که در ظاهر نشان می دهد، بگذارد و ذهن مخاطب را، ولو به صورت غیر مستقیم درگیر این سوال بزرگ کند که اعضای دولت به صورت خواسته یا ناخواسته (البته مستند با سوالات مطرح شده سعی دارد عنوان کند دولت به عمد در راستای نابودی ایران گام برداشته است) در هماهنگی کامل و صددرصدی با برنامه های کاخ سفید به منظور نابودی جمهوی اسلامی ایران عمل کرده است. 
در این راستا مستند چند عامل مانند دستور محمدرضا نعمت زاده، وزیر صنعت، معدن و تجارت وقت برای توقیف ثبت سفارش واردات خودرو، دستور ولی الله سیف، رئیس وقت کل بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران در خصوص کاهش نرخ سود بانکی و در نهایت اقدام دولت به پیش فروش سکه از نیمه بهمن سال ۱۳۹۶ را به عنوان عوامل افزایش نرخ ارز و به قول اثر "جرقه به انبار باروت اقتصاد کشور" تا قبل از شب گذایی 20 فرودین 97 اعلام می کند که یقینا هم اقداماتی در جهت تشتت هر چه بیشتر در امر اقتصاد کشور و افزایش قیمت دلار و جنون شکل گرفته بازار ارز بود. اما آیا زمانی که تصمیم دولت به تک نرخی شدن دلار 4200 تومانی و تخصیص آن به همه گرفته شد به تنهایی و به یک باره مسیر نابودی ذخایر ارزی، فساد گسترده و تقریبا بی سابقه، تورم شدید، رکود جدی و سقوط ارزش ریال را شکل داد یا دیگر عوامل عمدتا سیاسی، جناحی و عملکرد برخی نهادها نیز در تشدید بحران موثر بود. 
اگر سید امیر سیاح در پایان اثر و در 5 سوال از مخاطب خود می پرسد که چرا ترامپ بر خلاف وعده اش بلافاصله بعد از ورود به کاخ سفید در بهمن ۱۳۹۵ از برجام خارج نشد و این کار را به ۱۵ ماه بعد موکول کرد؟ چرا در آستانه دور دوم تحریم ها سفارت ایران در پکن (بعد از انتصاب عبدالناصر همتی، سفیر وقت ایران در چین به عنوان رئیس بانک مرکزی و جانشین ولی الله سیف)، ماه‌ها بدون سفیر ماند؟ آیا دستکاری بازارهای ارزی ایران و جنگ روانی دونالد ترامپ برای خروج از برجام به طور تصادفی، همزمان و مکمل هم شدند؟ آیا حاضران (منظور اعضای دولت) در جلسه ۲۰ فروردین ۱۳۹۷ نمی‌دانستند عرضه دلار ۴۲۰۰ تومانی به همه افراد، ذخایر ارزی کشور در آستانه تحریم را هدر می‌دهد؟ چرا دولت در سال ۱۳۹۷ راهکارهای اقتصاددانان برای مهار تورم و نجات اقتصاد ایران به کار نگرفت؟ باید این سوال را هم بپرسد که چگونه برخی نهادها با استفاده از بانک های عامل خود، برخی از صرافی ها و به کارگیری برخی اشخاص به فکر ترزیق ریال بی حساب و کتاب در بازار و قبض دلارهای عرضه شده بانک مرکزی به منظور شکل دهی کودتای اقتصادی و براندازی دولت پیش رفتند و در نهایت سینرژی این اقدامات و تصمیمات کشنده دولت آتشِ نابه سامانی های کشور را، آن هم در سال آغاز تحریم ها آن چنان شعله ور کرد که بوی نابودی اقتصاد کشور به مشام رسید؟ پس اثر علیرغم ادعای خود سعی دارد بر دولت بتازد که البته دولت روحانی با عملکرد خود در دوره دوم حق تاختن دارد، اما منصفانه و با در نظر گرفتن جمیع جهات و دیدن سهم دیگر بازیگران داخلی، منطقه ای و خارجی.
از طرف دیگر مستند در پایان سوالات مطرح شده خود زمانی که عنوان می کند با اسحاق جهانگیری(معاون اول رئیس جمهور)، محمد شریعتمداری(وزیر کار)، محمدباقر نوبخت (رئیس سازمان برنامه و بودجه)، محمد نهاوندیان(معاون اقتصادی رئیس جمهور) و مسعود نیلی (دبیر وقت ستاد هماهنگی اقتصادی دولت دوازدهم و از تئوریسین های اقتصاد آزاد در ایران) برای پاسخ به سوالات و مصاحبه تماس گرفته شد، ولی افراد مذکور از پاسخ گویی و حضور امتناع کرده اند. اثر با بیان این مسئله به نوعی سعی دارد این باور را جا بیندازد که این افراد از مسئولیت و پاسخ گویی در رابطه با دلایل و تبعات اقدامات و تصمیمات خود شانه خالی کرده اند. هر چند این افراد باید به مردم به دلیل تمامی اشتباهات مرگبار سال 97 پاسخ دهند، اما باید این را هم بیان کند آیا این افراد در صورت حضور و پاسخ گویی می توانند تمام آن چه را که در پشت پرده سال 96 و 97 روی داد و تمامی افراد و نهادهای ذی مدخل در شکل گیری، تداوم و تشدید بحران "تابستان داغ" و "زمستان سرد" 97 را به زبان آورند و یا مجبور به خود سانسوری خواهند شد؟!
اگر به قوال آقای طهماسب مظاهری، رئیس کل اسبق بانک مرکزی که در مراسم رونمایی از همین مستند عنوان داشت: "علیرغم این که اینکه شب ۲۰ فروردین ۹۷، شب شوم اقتصاد ایران بود و اگر قرار است که کسانی چون عراقچی و سیف محاکمه شوند، باید بقیه تصمیم گیران دلار ۴۲۰۰ تومانی هم محاکمه شوند و پاسخگوی مردم و تاریخ باشند، آیا خواست مظاهری در خصوص همه افراد و عناصر فرادولتی هم صدق می کند یا خیر؟!
در کنار آن در آغاز مستند شاهد گریزی به وقایع دی ماه سال 96 هستیم که گویا سیاح در مقام کارگردان و نویسنده اثر سعی دارد عنوان کند آن اعتراضات در سایه سرکوب چندین ساله نرخ ارز و تورم، نقدینگی در حال انفجار و تعلل در اصلاحات اقتصادی کشور و ناکارآمدی دولت در تامین معیشت مردم روی داد که البته بخشی آز ان هم به همین دلیل بود؛ اما بیان نمی شود که سر سلسله آن اعتراضات با حمایت برخی جریان های سیاسی داخلی عمدتا شکست خورده از انتخابات سال 96 و تنها به فاصله 8 ماه سعی داشت با موج سواری بر روی اعتراضات در برخی استان های معلوم الحال، فشار خود را به دولت تازه به میدان آمده دوازدهم وارد آورد که در ادامه عنان کار از دست آنها نیز خارج شد و اعتراضات، نه به دولت که به کل سیستم و به بیشتر کشور تسری پیدا کرد.
لذا در مجموع نکات باید گفت که "چهارهزار و دویست" اگر چه در "متن" خود، مستندی خوش ساخت است، اما در "فرامتن"، اثری خطی، مبهم و جانبدارانه است که می تواند محاسن و نقاط قوت را تحت الشعاع قرار دهد.

کلید واژه ها: مستند "چهارهزار و دویست"


( ۱ )

نظر شما :