سهم عوامل سیاسی، ایدئولوژیک و میدانی در تعرص به کنسولگری ایران در کربلا چقدر است؟‍

موج سواری عوامل خارجی در اغراق از نفوذ ایران در عراق

۱۷ آبان ۱۳۹۸ | ۱۶:۰۰ کد : ۱۹۸۷۳۶۴ خاورمیانه انتخاب سردبیر
جعفر حق پناه در گفت و گو با دیپلماسی ایرانی پیرامون دلایل حمله به کنسولگری جمهوری اسلامی ایران در کربلا بر این باور است: متأسفانه نگرش های روزمره نگر و اقتضائی متناسب با شرایط، آن هم شرایط بسیار سیال و زودگذر عراق همیشه بر تحلیل های راهبردی و به کارگیری سیاست بهینه غلبه پیدا کرده و ما را از برنامه ریزی بلند مدت در این روابط متوازن با عراق دور کرده است. البته در کنار آن تعداد مراکز قدرت و تصمیم گیری در داخل، رقابت های درون سازمانی، ناهماهنگی در میان دستگاه‌های تصمیم‌گیر، نبود مرزهای روشن میان سیاست داخلی و سیاست خارجی و نظایر آن هم مزید بر علت بوده است. درکنار آن سینرژی برخی اقدامات اشتباه ایران در عراق و موج سواری دیگر بازیگران عمدتا رقیب ایران در منطقه و جهان سبب بروز حمله به کنسولگری جمهوری اسلامی ایران در کربلا شده است.
موج سواری عوامل خارجی در اغراق از نفوذ ایران در عراق

گفت و گو از عبدالرحمن فتح الهی، عضو تحریریه دیپلماسی ایرانی 

دیپلماسی ایرانی – در دل اعتراضات مردمی عراق، هفته گذشته شاهد حمله و تعرض به کنسولگری جمهوری اسلامی ایران در کربلا بودیم که با برجسته سازی و موج سواری سیاسی ورسانه ای بسیاری از جریانات معارض با تهران قرار گرفت. به گونه ای که حتی دونالد ترامپ، رئیس جمهوری ایالات متحده آمریکا نیز نسبت به آن واکنش نشان داد. دیپلماسی ایرانی با محوریت بررسی دلایل حمله به کنسولگری جمهوری اسلامی ایران در کربلا، گفت وگویی را با جعفر حق پناه، کارشناس مسائل ترکیه و استاد مدعو مطالعات منطقه ای دانشگاه تهران ترتیب داده است که در ادامه می خوانید:

با توجه به این که تابستان سال گذشته نیز در بستر اعتراضات مردمی عراق شاهد حمله و تعرض به کنسولگری ایران در بصره بودیم و اکنون نیز بعد از گذشت بیش از یک ماه از اعتراضات مردمی در این کشور دوباره شاهد تکرار تعرض به کنسولگری ایران در کربلا هستیم، می توان این گونه نتیجه گرفت که اکنون مردم عراق یکی از عوامل و بسترهای چالش های این کشور را جمهوری اسلامی ایران می‌دانند و یا در پس تمام این تعرضات عوامل و بازیگران دیگری نهفته هستند؟

باید هر دو بعد را با هم دید. چون به هر حال سینرژی برخی اقدامات اشتباه ایران در عراق و موج سواری دیگر بازیگران عمدتا رقیب ایران در منطقه و جهان سبب بروز چنین تحولاتی شده است. از طرف دیگر به نظر من ایران ضعف مفرطی در مدیریت افکار عمومی عراق و بیش از آن در داخل کشور داشت و پیرو این ضعف نتوانست از قدرت و توان نرم خود در این راستای تنویر اذهان استفاده و بهره برداری لازم را ببرد. لذا در سایه برخی موج سواری ها این ذهنیت ها در بین بخشی از مردم عراق و ایران شکل گرفت که جمهوری اسلامی مسبب شرایط موجود در عراق است. اما در کنار آن اگر بخواهیم در مقام قیاس میان تعرض سال گذشته مردم عراق به کنسولگری ایران در بصره با حملات و تعرضات اخیر به کنسولگری ما در کربلا برآییم و به فاصله زمانی دورتر از آن مراجعه نکنیم به نکات معناداری در همین فاصله یک سال و چند ماه مابین دو تعرض در بستر تحولات منطقه و عراق خواهیم رسید که می تواند دلایلی را برای این تعرضات به ایران روشن کند. 
در این رابطه سال گذشته اعتراضات مردم در بستر مطالبات اقتصادی و معیشتی و ناکارآمدی دولت در ایجاد یک رفاه نسبی و فراهم کردن خدمات شهری با محوریت استان های جنوبی عراق بود که اگر چه به نسبت آن اعتراضات نیز جدی بود، اما چندان وجه رادیکال و تندروانه ای پیدا نکرد و علاوه بر آن مدت اعتراضات نیز کوتاه بود. چرا که یکی از نکات کانونی همان اعتراضات تابستان بسیار گرم سال گذشته تنها به قطعی مکرر آب و همچنین نبود برق باز می گشت که متاسفانه چون با بحران های اقتصادی داخلی در جمهوری اسلامی ایران توام شده بود و موجب قطع صادرات برق از ایران به عراق شده بود، شرایط ضد ایران رقم خورد. طبیعتاً با این اقدام، تهران بخشی از اعتراضات را متوجه خود کرد که تجلی آن به تعرض مردم بصره به کنسولگری جمهوری اسلامی ایران در این استان باز می گشت و به تبع آن شعارها به سمت رابطه جمهوری اسلامی ایران با کشور عراق و نفوذ تهران در میان برخی از گروه ها و احزاب این کشور تمایل پیدا کرد. چرا که مردم عراق این باور را پیدا کرده بودند برخی از جریانات و احزاب سیاسی که مسبب مشکلات عراق هستند به گونه‌ای با ایران ارتباط دارند؛ جالب اینجا بود که به فاصله زمانی کوتاهی از آن تعرض به کنسولگری ایران در بصره شاهد تعرض مشابهی به کنسولگری ایالات متحده آمریکا در این استان بودیم که نشان می‌دهد که منطق اعتراضی مردم عراق شامل همه بازیگران فرامنطقه‌ای و منطقه‌ای است. اما به واسطه واکاوی اعتراضات چند هفته اخیر مردم عراق در واقع ما شاهد بودیم که حضور مردم در خیابان ها با هدایت کمتری از جانب شخصیت ها و احزاب سیاسی در این کشور همراه بود. یعنی ما در تابستان سال گذشته شاهد بودیم که اعتراضات مردمی با انتخابات پارلمانی عراق همراه بود، اما تظاهرات ماه اکتبر عراقی ها در شرایطی شکل گرفت که تنها نزدیک به یک سال و نیم از انتخابات می گذرد و دیگر فضای رقابت سیاسی در میان نیست که بازیگری برخی شخصیت ها و جریان های سیاسی عراقی را با خود به همراه داشته باشد. لذا اعتراضات اخیر بیشتر شبیه به یک جنبش و قیام مردمی است که تحت رهبری سازمان و گروه خاصی قرار ندارد، اگر چه برخی از جریان ها با مواضعشان سعی در مصادره این اعتراضات به نفع خود را دارند. در این رابطه چون اعتراضات اخیر گفتمان خاص کلاسیک سیاسی را دنبال نمی کند و بیشتر واکنش قشر و بخش بزرگی از جامعه و ملت عراق از طیف بسیار جوان و تحصیل کرده این کشور را شمال می شود که خود را از روند سیاسی، اجتماعی و فرهنگی عراق حذف شده می بینند، عملا اجازه بازیگری چندان پررنگی را به هیچ حریان سیاسی عراقی، به خصوص جریان حاضر در دولت بغداد را نمی دهد. 
پیرو این نکته چون تمام روندهای سیاسی در کشور عراق که باید با مشارکت این قشر جوان و تحصیلکرده عراقی همراه باشد، اکنون ضد آنها تمام شده است، لذا جامعه عراقی اساساً اعتقادی به مفهوم پارلمان، دولت و قانون در این کشور ندارد. به موازات این نکته مشکل دیگر آنجاست که جامعه عراق، بدیل و جایگزینی برای این سیستم ناکارآمد ارائه نمی کنند و تنها خواستار سرنگونی سیستم کنونی است و پیرو آن فقط مسیر نقد ساختارشکنانه تندی به وضعیت موجود را در دستور کار خود دارند. از این جهت فعالیت و تحرکات بازیگران و کشور های مهمی مانند جمهوری اسلامی ایران که در وضعیت عراق تاثیر گذار بوده اند نیز زیر سوال رفته و مورد هدف این اعتراضات و حملات قرار می گیرد. پس شرایط کنونی در مقام قیاس با اعتراضات تابستان سال گذشته که تنها به تحقق برخی مطالبات جزئی مانند قطع آب و برق و گرمای هوا بسنده می شد، تفاوت معناداری پیدا کرده است. چون اکنون مطالبات به صورت ریشه ای تر و ساختار شکنانه تر پی گرفته می شود. 

اما نمی توان منکر جولان مخرب برخی جریان های سیاسی داخلی در عراق در جهت بسط، تشدید و سمت و سودهی به جریان اعتراضات مردمی بود که احتمالا دامنه آن به تعرض به کنسولگری ما در کربلا کشیده شد؟ 

با وجود تمام نکاتی که پیشتر مطرح شد، من هم معتقدم در لایه های بالاتر این اعتراضات هم چنان گروه ها و احزاب سیاسی این کشور و دولت های حامی آن ها می ‌توانند دست کاری لازم و مد نظر خود را البته، نه در شکل گیری، بلکه تنها در تداوم و تشدید این اعتراضات داشته باشند. یعنی عملاً این گروه ها با موج سواری لازم، سمت و سوی این اعتراضات را در ریل منافع خود می برند که البته با توجه به تشتت وضعیت در عراق به سمت کشور خاصی مانند جمهوری اسلامی ایران امر چندان دشواری هم نیست. اما با تمامی این تفاسیر نباید همه نگاه ها را به سمت نگاه توهم توطئه برد و تمام تحولات بیش از یک ماه جاری در عراق را تنها در سایه بازیگری برخی از کشورهای منطقه و فرامنطقه مورد ارزیابی قرار دهیم. چون هیچ کشور و دولت منطقه ای و فرامنطقه ای این توانایی را ندارد که چنین موج و جریان اعتراضی گسترده ای را با این حجم از حضور مردم در طول این مدت رقم بزند. حتی کشورهایی مانند عربستان سعودی و ایالات متحده آمریکا نیز توان ایجاد چنین موج اعتراضی را ندارند. اما چون نارضایتی مردم به طور گسترده و پررنگی در عراق فراهم است، زمینه برای تداوم و تشدید اعتراضات از جانب هر کشوری وجود دارد. اما با تمام این تفاسیر من معتقدم که اکنون در خصوص نفوذ جمهوری اسلامی ایران در کشوری مانند عراق و سطح روابط تهران با برخی از گروه ها و احزاب در این کشور اغراق و بزرگنمایی های جدی صورت گرفته است تا از یک سو مردم و جامعه عراقی را تحریک کند و از سوی دیگر باعث ایجاد نارضایتی در مردم ایران شود و چون منطق مدیریتی آشوب در کشوری مانند عراق بسیار خشونت بار است، تفاوتی نمی کند که چه گروه هایی از جانب دولت به فکر کنترل اعتراضات باشند. چون هر گروه و حزبی که بخواهد دست به کنترل اعتراضات مردم بزند لاجرم این میزان از خشونت اجتناب ناپذیر جلوه می کند. از طرف دیگر به واسطه بافت سنتی و قبیله ای در عراق و مسئله انتقام‌گیری، یقینا خون خواهی ها و خون ریزی های بعدی را به همراه دارد که سطح خشونت ها را به شدت افزایش خواهد داد. 

علی رغم نکات شما بخشی از مردم و جامعه عراق بیم و ترس آن را دارند که به واسطه تداوم و تشدید تنش در مناسبت تهران و واشنگتن عراق به زمین سوخته این تخاصم بدل شود، به ویژه که تنش ایران و عربستان هم مزید بر علت است. این نگرانی به قدری پررنگ است که به طیفی از گروه ها و احزاب عراقی نیز کشیده شده است. آیا این نگرانی عراقی ها می تواند کانون التهابات آتی علیه ایران در عراق باشد؟

من چنین اعتقادی ندارم. چون اکنون محوریت اعتراضات مردمی عراق به مطالبات اقتصادی و ناکارآمدی دولت در رسیدگی به امور کشور باز می گردد. به هر حال این کشور با صادرات نزدیک به ۵ میلیون بشکه نفت در روز در مدیریت اقتصاد خود با چالش های و مشکلات جدی و پررنگی روبه رو است و این مسئله مردم عراقی ها را به شدت خشمگین کرده است. لذا در این شرایط تخاصم جمهوری اسلامی ایران و آمریکا و یا تنش تهران - ریاض چندان جدیتی برای مردم عراق ندارد. البته این مسئله در تابستان سال گذشته و اوایل امسال بیشتر در میان عراقی ها بیشتر مشهود بود. اما این روزها مطالبات اقتصادی و معیشتی و ناکارآمدی سیستم و ساختار دولتی، کانون نگرانی جامعه عراق را شکل داده است. در این راستا به نظر من هم چنان تا پایان دوران ریاست جمهوری دونالد ترامپ در سال ۲۰۲۱، مسئله تخاصم میان ایران و ایالات متحده آمریکا برای مردم عراق چندان نخواهد بود. البته این را هم باید گفت که اکنون تنش میان ایران و ایالات متحده آمریکا نسبت به ماه ها و سال های گذشته قدری کنترل شده تر از جانب هر دو طرف، به خصوص کاخ سفید پی گرفته می شود. پس باید مسئله به گونه دیگری تعریف شود؛ به این ترتیب که اکنون دیگر دغدغه ای در خصوص جنگ های نیابتی مانند سوریه و یمن کانون نگرانی در میان مردم عراق نیست، بلکه شیوه های نوین جنگ مانند جنگ اقتصادی و تاثیر تحریم اکنون می تواند عراق را نگران کند. به هر حال مسئله تبعیت از تحریم های امریکا توسط عراق برای منزوی کردن ایران تا حدودی این کشور (عراق) را تحت فشار قرار داده است. 

در تقابل با نکات شما اگر مسئله تنش ایران و ایالات متحده آمریکا و تخاصم تهران - ریاض در وقوع برخی اتفاقات موثر نیست، چرا شاهد تعرض به کنسولگری ایران در بصره و یا کربلا هستیم و یا شعارهایی علیه برخی نیروهای همسو با جمهوری اسلامی ایران در عراق سر داده می‌شود و در ادامه حتی کار به جایی می‌رسد که شاهد قتل عده ای از شخصیت‌ها هستیم؟

همانگونه که قبلا اشاره کردم اکنون به واسطه تشتت در شرایط عراق، موج سواری و سمت و سودهی به اعتراضات مردمی کار چندان سخت و دشواری نیست. به هر حال  برخورد بسیار سخت نیروهای نظامی و امنیتی در برابر مطالبات به حق مردم عراق و هم چنین مسئله ای خون خواهی و خون ریزی جامعه نیز سطح خشونت ها را افزایش داده است. لذا در هر دو سوی این تقابل (مردم و نیروهای امنیتی) بستر برای هرگونه درگیری و شعله ور شدن جریان اعتراضات وجود دارد. بنابراین کوچکترین تحریک یا در میام نیروهای امنیتی و نظامی  و یا مردم می تواند جرقه آتش را در داخل عراق شکل دهد. پس می‌بینید جریان سازی علیه یک کشوری مانند ایران و به تبع آن تعرض به مناطق و اماکن دیپلماتیک ایران کار چندان سخت و دشواری نیست و نمی توان آن را به صورت مستقیم به تنش ایران با آمریکا و یا ایران و عربستان سعودی مرتبط دانست. چون زمینه جدی تر و اساسی تر اعتراضات مردمی چیزی دیگری است.

به برخی کم کاری های ایران اشاره داشتید. در این راستا و به طور شفاف کم کاری و یا اشتباهات تهران در بستر اعتراضات عراق ناظر به نکاتی است؟

من معتقدم ما باید نقدی آسیب شناسانه به نوع عملکرد ارگان های مختلفی که می بایست رهیافت و برنامه کار جامع و متوازنی را در برقراری مناسبات ما با کشوری مانند عراق ارائه می کردند، داشته باشیم تا به وضعیت کنونی نرسیم. به هرحال نوع رفتار، اقدامات و تصمیمات همه ارگان ها و نهادهای دولتی و فرادولتی سبب شده است که ما در مقاطعی برخی حساسیت ها را علیه خود سامان دهیم. لذا باید یک بازبینی کلی در تمام این ارگان ها و نهادها صورت گیرد تا به یک ارزیابی درست برسیم و بفهمیم تا چه اندازه بر اساس واقعیات تحولات میدانی، به خصوص در میان جامعه متکثر و متنوع عراق که عوامل و پارامترهای بیشمار داخلی، منطقه ای و فرامنطقه ای بر آن اثرگذار است، رفتار کرده ایم و تا چه اندازه بر پایه نگاه آرمان گرایانه پیش رفته ایم تا در نهایت به یک رابطه پایدار و مستمر با عراق برسیم و به تبع آن از برخی رفتارهای کوتاه‌مدت و اشتباهات دوری گزینیم.

در کنار عوامل و پارامترهای خارجی در به آشوب کشاندن عراق، آن هم در بستر اعتراضات به حق مردمی در این کشور، برخی از احزاب عراقی با محوریت جریان مقتدی صدر، ائتلاف سائرون و نیز ائتلاف نصر با محوریت حیدر العبادی تلاش های گسترده ای را به نام حمایت از مردم در تدوام اعتراضات داشته و دارند. آیا این احزاب نیز با هماهنگی و حمایت بازیگران خارجی وارد میدان شده اند و یا این که شرایط و اقتضئات بازی این احزاب و شخصیت ها متفاوت از اهداف و نیات بازیگران خارجی است، به ویژه که شخصیتی مانند مقتدی صدر با سفر به ایران در ماه محرم این انتظار را شکل داد که عراق در حال پوست اندازی در رابطه با ایران است؟

یقینا نوع رابطه جمهوری اسلامی ایران با جامعه، مراجع تقلید، شخصیت ها، احزاب و جریان های شیعی عراقی نیازمند بحث و تفسیر مفصل و جداگانه است. اما چنان که قبلا هم اشاره کردم به نظر من نوعی بزرگنمایی و اغراق معناداری در خصوص نفوذ ایران در میان جامعه شیعی عراق در طول سال های اخیر صورت گرفته و همین بزرگنمایی سبب شده تا این باور شکل گیرد که ایران به فکر ایجاد هژمونی در عراق و قبض قدرت و بسط نفوذ خود در این کشور است و این هژمونی طلبی دچار چالش هایی شده است. من باز تاکید می کنم اکنون مشکلات بسیار بزرگ تر و عمیق تری در عراق وجود دارد که موجب شده است جامعه این کشور از درگیر شدن با برخی مسائل اجتناب کنند. لذا من معتقدم جمهوری اسلامی ایران به نادرستی در ردیف اول مسببین شکل گیری دولت ناکارآمد در عراق کنونی و به نادرستی در ردیف اول متهمان شکل گیری خشونت های اخیر در این کشور قرار گرفته است.
البته من معتقدم که اکنون نبود نگاه کامل، جامع و ملی گرایانه به مناسبات عراق از جانب جمهوری اسلامی ایران به یک ضعف راهبردی بدل شده که برخی چالش‌ها را برای ما در توازن بخشی میان روابط ایران با جامعه اهل سنت، کردها و اهل تشیع عراق شکل داده است. البته این امر تا اندازه ای طبیعی است چون به به دلیل سهل الوصول بودن روابط ایدئولوژیک جامعه شیعی ایران با جامعه شیعه عراق و همچنین روابط حوزه های علمیه، شخصیت ها و مسئله زیارت این روابط را پررنگ تر از دیگر مناسبات ایران با دبگر جوامع عراق شکل است به گونه ای که این روابط حتی در دوران رژیم بعث میان ایران با جریانات شیعی عراقذ مستقر در ایران نیز وجود داشت که همان نگاه در عراق بعد از صدام حسین نیز پی گرفته شد در صورتی که چنین نگاه جدی به اهل سنت کماکان در روابط ایران و عراق وجود ندارد و در آن سو به واسطه نزدیکی جغرافیایی مناطق کردستان تحت تسلط اتحادیه میهنی و حزب متبوع جلال طالبانی، نتوانستیم آن گونه که باید روابط متوازن خود را با حزب دموکرات کردستان عراق و جریان بارزانی تقویت کنیم و همین شرایط در مجموع مشکلاتی را برای کشور شکل داد. البته چون جریانات و شخصیت های تکنوکرات عراقی عمدتا در اروپا و آمریکا سازماندهی می شدند و در آنجا بیشتر تردد می‌کردند، باعث شد نتوانیم نگاه جدیدتری به این طیف (تکنوکرات عراقی) داشته باشیم و این ضعف نیز در کنار بقیه نقایص مزید بر علت شد. البته نمی توان نگاه ایدئولوژیک مسئله را هم نادیده گرفت، اما تقلیل این مسائل به بحث روابط ایدئولوژیکی و مذهبی هم چندان گویای شرایط نیست. پس علی رغم قرابت جغرافیای، فرهنگی، دینی و مذهبی با جامعه عراق نتوانستیم به شناخت چندان دقیق و عمیقی از کشور برسیم. ما باید در داخل چندین مرکز مطالعات عراق داشته باشیم که متاسفانه چنین مراکزی که بتواند تحلیلگران و خبرگان در این حوزه را گرد آورد تا در یک بستر پژوهشی از این پتانسیل استفاده کنیم، وجود ندارد؛ مراکزی که تمام تمام داده ها و اطلاعات مورد نظر را به‌صورت انباشتی جمع کرده تا در نهایت بتواند با ارائه راهکارها و تحلیل های خود کمک های بسیار مفیدی به تصمیم‌گیران و سران کشور در برقراری و تدوین روابط درست، منسجم و متوازن با جامعه عراق بکند. متأسفانه نگرش های روزمره نگر و اقتضائی متناسب با شرایط، آن هم شرایط بسیار سیال و زودگذر عراق همیشه بر تحلیل های راهبردی و به کارگیری سیاست بهینه غلبه پیدا کرده و ما را از برنامه ریزی بلند مدت در این رابطه دور کرده است. البته در کنار آن تعداد مراکز قدرت و تصمیم گیری در داخل، رقابت های درون سازمانی، ناهماهنگی در میان دستگاه‌های تصمیم‌گیر، نبود مرزهای روشن میان سیاست داخلی و سیاست خارجی و نظایر آن هم مزید بر علت بوده است.

کلید واژه ها: جعفر حق پناهعراقایران


نظر شما :