آثار تورمی سهمیه بندی بنزین بر چالش های معیشتی تحریمی

دولت نمی توانست افزایش نرخ بنزین را به تحولات عراق و لبنان گره بزند

۲۹ آبان ۱۳۹۸ | ۱۳:۰۰ کد : ۱۹۸۷۶۰۹ اقتصاد و انرژی انتخاب سردبیر
جلال میرزایی در گفت و گو با دیپلماسی ایرانی پیرامون تبعات افزایش نرخ بنزین خاطر نشان می کند که نباید همه حواشی پیش آمده را به حساب دولت گذاشت و این گونه وانمود کرد که تنها رئیس جمهوری تصمیم گیر نهایی بوده است. وی در ادامه بر این نکته هم تاکید کرد که مرتبط کردن تحولات و اعتراضات در این دو کشور با حواشی پیرامونی افزایش نرخ بنزین در حقیقت کار رسانه های خارجی بود. این رسانه ها با دستور کار قبلی سعی داشتند این گونه وانمود کنند که آن چه در قالب اعتراضات مردمی در ایران می گذرد دنباله همان اعراضات مردمی عراق و لبنان نسبت به فشار و ناکارآمدی ساختار سیاسی است و متاسفانه برخی از مسئولین و عناصر داخلی عمدتا منتقد دولت نیز هم با مواضع اخیر خود به این باور رسانه های معاند دامن زدند.
دولت نمی توانست افزایش نرخ بنزین را به تحولات عراق و لبنان گره بزند

گفت و گو عبدالرحمن فتح الهی، عضو تحریریه دیپلماسی ایرانی 

دیپلماسی ایرانی – سهمیه بندی بنزین اکنون 5 روز است که به مر حله اجراء درآمده است. اما مخالفان و موافقات اجرای این طرح هنوز هم تحلیل های خود را در این رابطه مطرح می کنند و کماکان تنور اظهارنظرها در این خصوص داغ است که البته با حواشی امنیتی چند روز اخیر در کشور هم هر روز بر تنور این مواضع دمیده می شود. تا جایی که برخی از نمایندگان مجلس شواری اسلامی نیز به واسطه آن چه عدم اطلاع قبلی از این طرح عنوان کرده اند و نیز به دلیل نحوه اجرای غلط سهمیه بندی سوخت و زمان بندی نادرست برای عملیاتی شدن افزایش نرخ بنزین یا استعفا کرده اند یا در تلاشند که آقایان روحانی و لاریجانی را به عنوان رئیس جمهور و رئیس مجلس استیضاح کنند. البته در این میان به واسطه نزدیک بودن انتخابات مجلس  برخی این تحرکات نمایندگان را واکنش های پوپولیستی و پررنگ کردن نفوذ خود در میان مردم برای انتخابات بعدی قلمداد می کنند. دیپلماسی ایرانی برای بررسی بیشتر این موضوعات به سراغ جلال میرزایی، نماینده مجلس شورای اسلامی و رئیس کمیته سیاسی فراکسیون امید رفته و پاسخ سوالات خود را در این رابطه از این عضو کمیسیون انرژی جویا شده است که در ادامه از نظر می گذرانید: 

با توجه به افزایش مصرف سوخت در کشور، محدویت تولید بنزین در داخل، پررنگ تر شدن معضل قاچاق سوخت، تبعات مرگبار زیست محیطی مصرف بالای بنزین و تاثیرات مخرب آن بر سلامتی جامعه و نیز وجود محدویت های تحریمی، عملیاتی شدن طرح سهمیه بندی بنزین که به باور عده ای یک جراحی اجتناب ناپذیر اقتصادی در شرایط کنونی است که باید صورت می گرفت. اما در مقابل عده ای بر این باورند که چون کشور در شرایط تحریمی قرار دارد و مشکلات و فشارهای معیشتی بر مردم حاکم است نباید این طرح به این صورت و در این برهه زمانی حساس اجرایی می شد، ارزیابی شما در این رابطه چیست؟

پیش از هر چیز من باید عنوان کنم که در چند روز اخیر بسیاری از سیاسیون صرفا برای یک ژست سیاسی مردم دوستی برخی تحلیل های عمدتا نادرست را در جامعه عنوان کردند که به نوعی آدرس غلط دادن به مردم و ملت بزرگ ایران است. در این راستا باید گفت که طرح افزایش نرخ بنزین و عملکرد دولت در این رابطه قابل دفاع است. پیرامون زمان اجرای طرح من با ادعای برخی از افراد مبنی بر مناسب نبودن زمان اجرای طرح موافق نیستم. چون دولت هایی که دست به اصلاح قیمت سوخت و حامل های انرژی، آن هم در شرایطی که با مشکلات و چالش های اقتصادی و در کل بحران مواجه هستند، لاجرم باید جراحی اقتصادی را، ولو با درد و خونریزی انجام دهند. ضمن این که هیچ تضمینی وجود ندارد که وضعیت و شرایط کشور در چند ماه آینده بهتر از الآن خواهد بود. به هر حال دشمنان این آب و خاک، به خصوص ایالات متحده با تحریم های ظالمانه و ترویسم اقتصادی خود، هر روز به دنبال تنگ تر کردن حلقه حیات اقتصادی کشور تحت عنوان فشار حداکثری است. پس مسلم است نمی توان به بهبود شرایط در آینده به منظور اجرای طرح سهمیه بندی بنزین امیدوار بود. 
از طرف دیگر چون ما در ماه های پیش رو انتخابات مجلس شورای اسلامی را در پیش داریم، هیچ کدام از نمایندگان راضی به اجرای این طرح در این برهه زمانی نبودند. چون به واسطه ملاحظلات سیاسی خود و آماده شدن برای حضور در دور بعدی حاضر نبودند در رابطه با افزایش نرخ بنزین اظهار نظر، حال در قالب موافق و یا مخالف داشته باشند. چون این نظرات مستقیما بر پیروزی و یا شکست آنها در انتخابات اسفند ماه اثر دارد. این ها علاوه بر آن است که فضای سیاسی کشور بعد از انتخابات مجلس یازدهم به سمت انتخابات ریاست جمهوری حرکت خواهد کرد. چون بعد از آغاز به کار مجلس یازدهم در خرداد 99، به فاصله یک سال بعد شاهد انتخابات دولت سیزدهم هستیم، آن زمان هم دولت به دنبال ملاحظات سیاسی خود خواهد بود و از انجام سهمیه بندی بنزین سر باز می زند. حالا شما قضاوت کنید که در سایه این ملاحظات سیاسی انتخاباتی دولت و مجلس چه زمانی برای اصلاح قمیت بنزین مناسب بود؟ پس آقای روحانی در این زمان حساس کار بسیار سختی را انجام داد و دست به یک ریسک زد که البته این تصمیم به افزایش نرخ بنزین به پیشنهاد رئیس جمهوری و موافقت سران سه قوه در قالب شورای هماهنگی اقتصادی صورت گرفت.  
با این وجود در ارتباط با کیفیت و نحوه عملکرد دولت در اجرای سهمیه بندی بنزین هم باید گفت که آقای روحانی و دست اندرکاران اجرای آن می توانستند با قدری هماهنگی و در نظر گرفتن برخی تدابیر، فکر شده تر و بهترعمل کنند. در این راستا معمولا دولت ها از طریق رسانه ها گزینه های مطلوب را پیرامون اصلاح قمیت سوخت به اطلاع افکار عهمومی می رسانند و به موازات آن کارشناسان نیز تحلیل های خود را ارائه می کنند تا در نهایت بهترین گزینه و سناریو انتخاب شود که کمترین آسیب و حواشی را به دنبال داشته باشد. لذا بهترین شیوه آن است که ذیل تبعات اجتماعی و اقتصادی افزایش نرخ حامل های انرژی و سوخت، آن هم در شرایط بحرانی معیشتی که اجتناب ناپذیر جلوه می کند، دولت ها باید از شیوه یاد شده افکار عمومی و جامعه را آماده و مهیای پذیرش این طرح کنند و پیرو آن بازخوردها را نسبت به گزینه ها و قیمت های مد نظر دولت برای اصلاح نرخ سوخت از طرق نظرسنجی ها بررسی می کنند تا به گزینه و قمیتی که جامعه نسبت به آن واکنش مثبت تری دارد، برسند. اما این روال منطقی از سوی دولت برای سهمیه بندی بنزین طی نشد که متاسفانه برخی حواشی را به دنبال داشت. 

به نقش دولت در خصوص افزایش نرخ بنزین اشاره شد که اعتقاد داشتید نباید همه تبعات و حواشی را به دولت و شخص رئیس جمهوری محدود شود. چون این طرح با نظر مثبت سران سه قوه صورت گرفته است. آیا در این میان معتقدید که تلاش هایی برای مقصر جلوه دادن دولت طی روزهای اخیر وجود داشته است؟

در پاسخ به این سوال مهم شما باید عنوان کنم که فارغ از برخی گفته ها و ارائه برخی نظرات تلاش هایی وجود داشت که با این مسئله و تبعات منفی افزایش نرخ بنزین فقط به گردن دولت انداخته شود. البته در این میان دولت هم که در نظر داشت طی روزهای آتی طرح اصلاح قیمت بنزین را کلید بزند نباید دست به اظهارنظرهایی می زد که موجب شکاف میان قوه مجریه با دیگر قوه ها، به خصوص قوه قضائیه می شد که در مواجه با مشکلاتی که پیرامون اجرای این طرح پیش آمد، قدری متفاوت عمل کنند و آن گونه که باید حمایت خود را از دولت نداشته باشند. اما به هر حال این تصمیم یک تصمیم اجتناب ناپذیری بود که باید انجام می شد. اگر چه این طرح در کوتاه مدت عوارض و تبعات منفی به خصوص بر اقتصاد خانواده ها و معیشت مردم خواهد داشت، اما در بلند مدت آثار و فوائد بسیاری به دنبال دارد و به بهبود وضعیت اقشار آسیب پذیر جامعه کمک شایانی خواهد کرد.

به نکته قبلی شما در خصوص برهه زمانی مدنظر دولت برای اجرای افزایش نرخ بنزین باز گردیم. در مقابل این تحلیل شما مبنی بر وجود ملاحظات سیاسی نمایندگان و دولت از اکنون تا سال 1400 و انتخابات ریاست جمهوری، برخی معتقدند که در سایه تحولات چند هفته اخیر در عراق و لبنان و نیز وجود دست هایی برای کشاندن این آشوب ها به ایران، نباید دولت در این مقطع حساس زمانی دست به افزایش نرخ بنزین می زد. لذا باید سهم تصمیمات اشتباه مسئولین، به ویژه دولت در ایجاد اعتراضات مردمی اخیر مورد بررسی قرار گیرد. ارزیابی شما در این رابطه چیست؟ 

اتفاقا این سوال مهم شما باید از زاویه دیگری مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد؛ اولا چنان که پیشتر هم اشاره کردم تصمیم به افزایش نرخ بنزین صرفا تصمیم دولت نبوده، بلکه با نظر مثبت و چراغ سبز سران سه قوه صورت گرفته است، پس اگر کم کاری و نقصی وجود دارد که حتما هم این نقدها و نقایص وارد است، باید سهم آقای رئیسی، لاریجانی و روحانی به یک اندازه باشد؛ این تصمیم توسط سران و ارکان نظام جمهوری اسلامی ایران صورت گرفته است؛ این طور نیست که در شورای هماهنگی اقتصادی، سران سه قوه نظر مثبت خود را نبست به افزایش نرخ بنزین عنوان کنند، بعد هم که حواشی پیرامون این طرح شکل گرفت، پشت رئیس جمهوری را خالی کنند و همه مشکلات و نقایص را به گردن دولت بیندازند. اما پیرامون تحولات جاری در عراق و لبنان نیز باید گفت که مرتبط کردن تحولات و اعتراضات در این دو کشور با حواشی پیرامونی افزایش نرخ بنزین در حقیقت کار رسانه های خارجی بود. این رسانه ها با دستور کار قبلی سعی داشتند این گونه وانمود کنند که آن چه در قالب اعتراضات مردمی در ایران می گذرد دنباله همان اعراضات مردمی عراق و لبنان نسبت به فشار و ناکارآمدی ساختار سیاسی است. اما همان گونه که می دانید ماهیت اعتراضات مردمی در چند روز اخیر متفاوت از عراق و لبنان است.
پیرو این مسئله و در کمال تاسف و ناباوری برخی از مسئولین و عناصر داخلی عمدتا منتقد دولت نیز به این باور رسانه های معاند دامن زدند. در این راستا و در این برهه حساس موضعی که اساسا انتظار آن نمی رفت، فضای مخالفت آقای رئیسی با افزایش نرخ بنزین بود؛ این که رئیس قوه قضائیه بخواهد از خود صلب مسئولیت کند، درست نیست. اگر چه ایشان صراحتا مخالفتی با این طرح اعلام نداشتند، اما قوه قضائیه به گونه ای عمل کرد که گویی این قوه و شخص آقای رئیسی از همان ابتدا با این طرح موافق نبوده است. خوب همین شرایط و اقتضائات است که می تواند این تحلیل غلط را به وجود آورد که تنها و تنها دولت در بحبوحه تحولات عراق و لبنان با تصمیم غلط خود به صورت ناخواسته سعی کرده است آشوب را به داخل کشور بکشاند. ما نباید در وسط کار که دولت دست به اجرای چنین طرح بزرگی گرفته است، فضای شک و تردید را در جامعه بگسترانیم. 
در کنار آن برخی نمایندگان با محوریت آقای ذوالنوری و آقای حاجی دلیگانی که خود را از طیف نمایندگان منتسب به حاکمیت جلوه می دهند همان روز شنبه طرح سه فوریتی برای جلوگیری از اجرای برنامه اصلاح نرخ بنزین را در مجلس مطرح می کنند. پس زمانی که ساختار سیاسی کشور در این رابطه با شکاف و چند دستگی روبه رو است، چگونه می تواند این ادعاها را مطرح کند. ضمنا پیش از این هم گفته بودم به واسطه ملاحظات سیاسی نمایندگان در آستانه انتخابات و سرباز زدن از بررسی و اظهارنظر در خصوص افزایش نرخ بنزین، دولت نمی توانست منتظر پایان اعتراضات در عراق و لبنان بماند. شاید این اعتراضات در عراق و لبنان تا ماه ها ادامه پیدا کند، دولت و کشور که نباید معطل برخی تحولات و اتفاقات در دیگر کشورها باشد.

به موازات برخی تحولات در هفته جاری برخی از نمایندگان مجلس شواری اسلامی نیز به واسطه آن چه عدم اطلاع قبلی از این طرح عنوان کرده اند و نیز به دلیل نحوه اجرای غلط سهمیه بندی سوخت و زمان بندی نادرست برای عملیاتی شدن افزایش نرخ بنزین یا استعفا کرده اند یا در تلاشند که آقایان روحانی و لاریجانی را به عنوان رئیس جمهور و رئیس مجلس استیضاح کنند. البته در این میان به واسطه نزدیک بودن انتخابات مجلس  برخی این تحرکات نمایندگان را واکنش های پوپولیستی و پررنگ کردن نفوذ خود در میان مردم برای انتخابات بعدی قلمداد می کنند. تحلیل شما نسبت به این تصمیمات و واکنش های همکاران و هم صنفی هایتان چیست؟

متاسفانه در این که نمایندگان مجلس شورای اسلامی با برخی واکنش های خود مبنی بر استیضاح رئیس جمهور و رئیس مجلس و یا استعفا و خروج از مجلس در ماه های پایانی حیات مجلس دهم به دنبال پررنگ کردن نفوذ خود در میان مردم برای انتخابات بعدی هستند، شکی وجود ندارد. اما باید اذعان داشت که این رفتار نمایندگان مجلس شورای اسلامی از هر طیف و جناحی یک رفتار غیر مسئولانه است که فقط هزینه برای نظام به دنبال دارد. در شرایط که کشور با حواشی اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و حتی امنیتی ناشی از افزایش نرخ بنزین مواجه است این رفتارها تنها هیزم به آتش ریختن است؛ آتشی که دشمنان جمهوری اسلامی ایران هم به دنبال شعله ور نگاه داشتن آن بوده و هستند. پس انتظار این بود که نمایندگان محترم رفتار عقلانی تری از خود نشان می دادند.  
در این راستا مقامات و مسئولینی که در صدد کسب قدرت و رسیدن به مقام و منصبی هستند یقینا دست به برخی واکنش ها و مواضعی احساسی برای جذب وجلب آرای عمومی می زنند. اما زمانی که به قدرت رسیدند باید با برنامه های جدی به فکر حل مشکلات باشند، نه این که به بحران دامن بزنند. قطعا اجرای این برنامه ها نیز مستلزم هزینه است؛ هزینه ای که باید از آبرو، اعتبار و محبوبیت این مسئولین پرداخته شود. باید مقامات از خود برای اعتلا و توسعه کشور مایه بگذارند. نباید مسئولین در هر شرایطی فقط و فقط به فکر حفظ و افزایش محبوبیت خود باشند. نباید و نمی توان برای کسب وجه ای مردمی از طریق برخی رفتارها و واکنش های مقطعی، هزینه هایی را به جامعه و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران تحمیل کرد.  

در سایه حمایت صریح مقام معظم رهبری از تصمیم سران سه قوه نسبت به افزایش نرخ بنزین آیا این رفتار، تصمیم و تحرکات نمایندگان مجلس در استعفا و یا استیضاح روحانی و لاریحانی به نوعی مخالفت نمانیدگان با رهبری محسوب نمی شود؟

من معتقدم عده معدودی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی که با رفتارهای خود به بحران و مشکلات کشور دامن زدند باید به افکار عموی جواب دهند که چرا در این برهه خطیر و حساس که باید به فکر حفظ آبروی نظام بود صرفا به واسطه بازی های سیاسی و جناحی مسئله استعفا و یا استیضاح روحانی و لاریحانی را کلید زدند؟ و آیا این رفتارها به نوعی مخالفت نمایندگان با رهبری محسوب نمی شود یا خیر؟ اما فارغ از این سوالات من بعید می دانم که همکاران من در مجلس شورای اسلامی به صرف آن چه عدم اطلاع قبلی از این طرح عنوان کرده اند و نیز به دلیل نحوه اجرای سهمیه بندی سوخت و زمان بندی برای عملیاتی شدن افزایش نرخ بنزین دست به استعفا و یا استیضاح رئیس دولت و رئیس مجلس زده باشند. چون حداقل نمایندگانی مانند آقای ذوالنوری به عنوان رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس و آقای حاجی دلیگانی از پیش از اجراء در جریان این طرح بوده اند. اما متاسفانه این نمایندگان و برخی دیگر از اعضای مجلس از همان روز نخست طوری وانمود کردند که گویی این تصمیم فقط از جانب آقای روحانی گرفته شده است، نه تصمیم سران سه قوه و از این منظر به دنبال بهره برداری سیاسی خود بودند. ولی خوشبختانه مواضع دلگرم کننده و حمایتی مقام معظم رهبری مانند گذشته باعث ایجاد انسجام در میان مسئولین شد و راه درست را در مقابل نمایندگان برای مدیریت بحران قرار داد.

به بحث ها و جنبه های اقتصادی افزایش نرخ بنزین بپردازیم. در این خصوص این گونه مطرح است که دولت از ابتدا بنایی برای اختصاص درآمد حاصل اصلاح نزخ بنزین به حساب خانوارها نداشته است و در تلاش بود تا این درامد را در مسیر تولید و اشتغال به کار گیرد، اما مسئولین ذیربط به دلیل برخی حواشی و شکل گیری اعتراضات مردمی و برای تعدیل این بحران به ناچار و در یک تغییر موضع با وجود آن که هنوز درآمد حاصل از تغییر نرخ بنزین به دست دولت نرسیده است، از خزانه دستور اختصاص یارانه حمایتی به 60 میلیلون ایران را صادر کرده اند. شما این سخن را تا چه اندازه درست می دانید؟

ببینید این دست تعابیر و گمانه زنی ها بیشتر از ناحیه منتقدین و نمایندگان مخالف دولت مطرح می شود که گویا دولت از اساس به دنبال حمایت از طبقات و اقشار آسیب پذیر و ضعیف جامعه، ذیل افزایش نرخ بنزین نبوده است. اما نکته مهمتر ناظر بر این واقعیت است که این طیف از سیاسیون و نمایندگان با این دست تعابیر و حرف ها به دنبال کارنامه سازی برای خود در آستانه انتخابات هستند. این در حالی است که هم آقای روحانی و هم آقای نوبخت بارها در رسانه های عمومی عنوان کرده اند که چگونه و به چه میزانی خواهان ترزیق درآمد حاصل از اصلاح نرخ بنزین در میان 75 درصد جمعیت ایران هستند. لذا کسانی که عنوان می کنند که دولت برای درآمد حاصل از سهمیه بندی بنزین هیچ گونه برنامه ای نداشته سعی دارند این گونه القا کنند که در سایه تلاش ها و تحرکات آنها بوده که دولت به ناچار این درآمد را میان مردم تقسیم کرده است تا به محبوبیت در میان افکار عمومی، آن هم در آستانه انتخابات دست پیدا کنند.   

اما از جنبه دیگر بررسی تبعات اقتصادی افزایش نرخ بنزین آیا اجرای این طرح، آن هم در شرایط وجود تورم تحریمی می تواند آثار تورمی پررنگ تری را به جامعه تزریق کند. چون طبق گفته آقای نوبخت، رئیس سازمان برنامه و بودجه، کشور پس از اجرایی شدن سهمیه بندی بنزین و اختصاص درآمد حاصل از آن به حساب خانوارها در هر ماه دولت سه نوبت واریز نقدی خواهد داشت،؛ آیا تزریق این میزان از نقدینگی گرانی بیشتری را موجب نخواهد شد؟

من کوتاه و مختصر عنوان کنم که هنوز بسیار زود است که بخواهیم در خصوص آثار تورمی مضاعف افزایش نرخ بنزین و ترزیق نقدینگی حاصل از اصلاح نرخ سوخت در کشور اظهار نظر کنیم. تنها 5 روز از اجرای این طرح می گذرد. باید صبر کرد و دید که شرایط و آثار اجرای سهمیه بندی بنزین بر نرخ تورم چه خواهد بود. لذا نمی توان به صورت قطعی و دقیق در این رابطه سخن گفت. از طرف دیگر باید این را هم در نظر داشت که این دست از مسائل می تواند به نگرانی های جامعه در حوزه معیشتی دامن بزند. پس باید حتی المقدور از برخی سخنان که بحران را پررنگ می کند در این شرایط پرهیز کرد.

در مجموع سخنان شما ناظر بر حمایت از دولت است. اما فراکسیون منتسب به شما (فراکسیون امید) که جریان اصلی حامی دولت در مجلس است خود کارنامه قابل دفاعی در همه موضوعات، به خصوص همین برنامه افزایش نرخ بنزین دارد؟  

ببینید کارنامه فراکسیون امید باید در قیاس با کارنامه دو فراکسیون دیگر مجلس مورد ارزیابی قرار گیرد و تنها در یک فضای مجرد سیاسی نمی توان به عملکرد و موفقیت یا عدم موفقیت کارنامه فراکسیون امید نگاه کرد. لذا یک نگاه و قضاوت کلی نمی تواند معیار درستی برای سنجش کارنامه فراکسیون امید در مجلس باشد. ضمن این که اگر چه فراکسیون امید، فراکسیونی بود که در انتخابات ریاست جمهوری سال 96 از دولت حسن روحانی حمایت کرد و با دولت هم ارتباطاتی دارد و به نحوی دولت منتسب به این فراکسیون و جریان اصلاحات است، اما واقعیت این است که بر خلاف آن چیزی که در نظام های پارلمانی به عنوان یک اصل طبیعی سیاسی ساری و جاری است و همواره دولت منتخب از دل فراکسیون سیاسی اکثریت شکل می گیرد و در طی حیات سیاسی خود هم مرتبا با ‌آن ارتباط دارد و همه برنامه ها و لوایح خود را با فراکسیون پارلمانی مرتبط چک می کند، دولت دوازدهم یک ارتباط سیاسی منظم، منسجم، تعریف شده و هماهنگی با فراکسیون پارلمانی نزدیک به خود که همین فراکمسیون امید است، ندارد. یعنی ارتباط سیاسی ما با دولت یک ارتباط سیاسی حداقلی است. از این رو مجموعه این دلایل و خیلی از دلایل دیگر که جای آن در یک مصاحبه مفصل دیگری است، سبب شد آن انتظاری که از فراکسیون پارلمانی امید می رفت، طی این سال ها محقق نشود. یعنی به واسطه همین خلاء ارتباط منظم و منسجم دولت با فراکسیون امید ما نتوانستیم که طرح مناسب از خود و یا یک لایحه خوب از دولت به مجلس ارائه کنیم.
این واقعیت را هم باید مد نظر قرار داد که دولت روحانی، هم از فراکسیون امید و هم از جریان اصلاحات یک استقلال نسبی داشت و آن وابستگی سیاسی که جامعه شناسان سیاسی مد نظر دارند، میان ما با دولت وجود نداشت. لذا ما صرفا به دلیل برخی اشتراکاتی که با دولت در گفتمان سیاسی داشتیم به حمایت از دولت پرداختیم. اما فراکسیون امید در خصوص عملکرد دولت دوازدهم و حضور برخی از اشخاص در کابینه از همان روزهای ابتدایی حیات این دولت انتقادات جدی داشت و کماکان هم دارد. با این تفاسیر مسئله افزایش نرخ بنزین هم هیچ گاه به صورت جداگانه میان دولت با فراکسیون امید به بحث گذاشته نشد که بتوان عملکرد ما در این رابطه مورد ارزیابی قرار گیرد. کما این که در خصوص بیشتر مسائل هم دولت هیچ گونه هماهنگی با فراکسیون امید ندارد.                    

کلید واژه ها: جلال میرزاییسهمیه بندی بنزینتحریم


( ۳ )

نظر شما :

مجید ۳۰ آبان ۱۳۹۸ | ۰۲:۲۸
آیا مجلس در راس امور است و این نمایندگان قدرت قانونگذاری و تصمیم گیری دارند یا نه؟ آیا دولت اقای روحانی که رای بالایی در انخابات به دست اورد و مردم هم از این طریق خواسته خودشان را بیان کردند هرچند دولت روحانی بخ مردم پشت کرد واقعا در تصمیم گیری ها نقش دارد؟ رییس قوه قضاییه به چه دلیل در اینجور تصمیم گیری ها شرکت میکند؟پس تخصص گرایی و تفکیک قوا کجا جای دارد؟ این اتفاقات چند سال گذشته و همچنین وقایع چند روز گذشته بیشتر بیشتر روشن ساخته که حرف مردم گوش شنوا ندارد و تصمیم ها جاهایی گرفته میشه که اصولا منطبق با منافع ملی یا خواست عمومی نیست.هر روز که میگزره فاصله بین مردم و حاکمیت بیشتر میشه باید گذاشت مردم در ارامش خواسته های خودشان را بیان کنند نه این که جامعه را به سمت تندروی سوق بدیم و تصمیمات اشتباهی که معلوم نیست از کجا امده و ایا درست است یا نه هزینه ان به گردن مردم بیاندازیم