هشدار پاتریشیا راکر درباره «ثمرات سوسیالیسم»

داستان یک ونزوئلایی که سناتور آمریکا شد (بخش اول)

۲۹ آذر ۱۳۹۸ | ۱۰:۰۰ کد : ۱۹۸۸۲۷۷ اخبار اصلی آمریکا
خانواده پاتریشیا راکر در دهه ۱۹۸۰ ونزوئلا را با این تصور که پدر خانواده به طور موقت در ایالات متحده مشغول به کار می شود، ترک کردند. راکر که اکنون یک شهروند آمریکایی شده و سناتور ایالت ویرجینیای غربی است، در جلسه سالانه شورای تبادلات قانونی آمریکایی (الِک) در گفت و گو با دنیل دیویس، از خطرات سوسیالیسم می گوید...
داستان یک ونزوئلایی که سناتور آمریکا شد (بخش اول)

نویسنده: دنیل دیویس

دیپلماسی ایرانی: خانواده پاتریشیا راکر در دهه 1980 ونزوئلا را با این تصور که پدر خانواده به طور موقت در ایالات متحده مشغول به کار می شود، ترک کردند. او می گوید: «به یاد دارم که ونزوئلا از نظر من بهترین کشور روی زمین بود. نه تنها آب و هوا و مردمان خوبی داشت، که کشوری مبتنی بر اخلاقیات، بسیار امن و بسیار آزاد بود و هرگز مالیات بردرآمد در آن مطرح نبود. قانون اساسی ونزوئلا از روی قانون اساسی ایالات متحده الگو برداری شده بود.» اما برنامه های این خانواده تغییر کرد و ونزوئلا هم اساسا دستخوش تغییرات شد: «هوگو چاوز توانست با وعده ها و دشمن تراشی ها و گفتن اینکه شما هم باید از همه چیزهایی که دیگران دارند، مثل خانه های زیبا و هر چیز دیگری برخوردار شود، در انتخابات پیروز شود.» راکر که اکنون یک شهروند آمریکایی شده و سناتور ایالت ویرجینیای غربی است، در جلسه سالانه شورای تبادلات قانونی آمریکایی (الِک) در گفت و گو با دنیل دیویس، از خطرات سوسیالیسم می گوید.

دیویس: یکی از موارد جالب توجه درباره شما این است که در ونزوئلا متولد شده اید و خانواده شما به اینجا مهاجرت کرده اند. فکر می کنم ماجرا به اوایل دهه 80 برمی گردد؛ درست است؟

راکر: بله. 1981. به خاطر کار پدرم اینجا آمدیم. به طور قانونی. او روادید کار داشت؛ اما همیشه قصد داشتیم به ونزوئلا برگردیم. برای من ونزوئلا ایده آل ترین کشوری بود که روی کره زمین وجود داشت. نه تنها آب و هوا و مردمان خوبی داشت، که کشوری مبتنی بر اخلاقیات، بسیار امن و بسیار آزاد بود و هرگز مالیات بردرآمد در آن مطرح نبود. قانون اساسی ونزوئلا از روی قانون اساسی ایالات متحده و یک خانواده با روابط بسیار نزدیک الگو برداری شده بود. نمی توانم منظورم را به درستی بیان کنم و بگویم که آنجا چقدر زیبا بود و ما همیشه قصدمان این بود که بازگردیم.

آن موقعی که با همسرم ملاقات کردم بود که نهایتا با خود گفتم احتمالا آخرش اینجا ماندگار می شوم. او یک آمریکایی است و من هم بعد از فارغ التحصیلی از دانشگاه و ازدواج درخواست اقامت دائم دادم.

خلاصه اینکه حدود 8سال طول کشید تا شهروند آمریکا شوم؛ زمانی طولانی و دورانی پیچیده بود. قبل از سال 2004 که شهروندی گرفتم، 4 فرزند داشتم. خب قطعا بسیاری می دانند که چه اتفاقی برای ونزوئلا رخ داده و من فقط به تراژدی در آنجا اشاره ای می کنم. هوگو چاوز توانست با وعده ها و دشمن تراشی ها و گفتن اینکه شما هم باید از همه چیزهایی که دیگران دارند، مثل خانه های زیبا و هر چیز دیگری برخوردار شود، در انتخابات پیروز شود.

از این داستان به عنوان یک هشدار یاد می کنم چون بسیاری از آمریکایی ها تصور می کنند هرگز به اندازه ونزوئلا یا دیگر کشورها در مسیر نزولی قرار نخواهیم گرفت و باید بگویم در مورد ونزوئلا هم هرگز فکر نمی کردم چنین اتفاقی رخ دهد. هر کسی می خواهد درباره ثمرات سوسیالیسم بداند، می تواند به این نمونه دوران نوین نگاهی بیندازد. چاوز در 10 سال آزادی و میراثی را که ونزوئلایی ها از 1823 از آن بهرمند بودند، کاملا نابود.

دیویس: هنوز دورانی که آنجا زندگی می کردید را به خاطر دارید؟

راکر: بله، کاملا. البته هر تابستان به آنجا بر می گشتیم چون پدرم برای کار اینجا بود. برای بازگشت به ونزوئلا در تابستان ها به ما پول می دادند و تقریبا همه اقوام من هنوز هم در ونزوئلا زندگی می کنند.

دیویس: از نابودی آزادی و ظهور سوسیالیسم گفتید. دلیلی که دیگر به آنجا بازنگشتید همین بود؟

راکر: بله، دلیل اصلی همین بود. والدینم همیشه می خواستند زمان بازنشستگی به ونزوئلا برگردند. خانه خود در ونزوئلا و باقی چیزها را نگه داشته بودند. یکی از کارهایی که چاوز در یکسال و نیم اول ریاست جمهوری خود انجام داد این بود که اعلام کرد اگر در خانه خود حضور فیزیکی ندارید، یعنی نیازی به آن ندارید و هر کسی بخواهد می تواند وارد خانه خالی شود و دولت از حق او برای ماندن در آنجا حمایت می کند. توضیح این مساله سخت است چون دیگران تجربه زندگی واقعی در سوسیالیسم و نحوه عملکرد آن را درک نمی کنند. یکی از کارهای دیگر چاوز که مانع از بازنشستگی والدین من شد این بود که تقریبا پس انداز و تجارت همه را ملی سازی کرد. بازنشستگی تقریبا غیرممکن بود، چون هر بازنشسته ای پول خود را از دست می داد. حدود سال 2014 یا 2015 بود که والدینم رویای بازگشت به ونزوئلا را رها و برای شهروندی آمریکا اقدام کردند.

دیویس: به ورود بی اجازه به خانه اشاره کردید. برای خانه والدینتان هم همین اتفاق افتاد؟

راکر: بله. برای خانه پدربزرگ و مادربزرگم هم همینطور. آنها فوت کرده بودند و خانواده هنوز تصمیمی برای آپارتمان آنها نگرفته بودند و در این میان بی اجازه به خانه وارد شدند و آن را به یغما بردند.

دیویس: و هیچ راهکار قانونی وجود نداشت؟ نمی توانستید از کسی شکایت کنید؟

راکر: اینطور فکر کنید که وقتی به پلیس گفته شده از کسانی که به خانه شما دست درازی می کنند محافظت کند، دیگر به چه کسی می توانید روی آورید؟ باز هم کسی درکی از این مساله ندارد. ما این مساله را که پلیس قانون را اجرا می کند و خود به آن پایبند است، ناچیز می شماریم. فکر می کنم در حال حاضر فرهنگ در آمریکای جنوبی و نه فقط در ونزوئلا این طور است که پلیس باید قانون را رعایت کند؛ اما فساد بسیار شدید است. در بسیاری از کشورها مجبورید برای اینکه کاری را که می خواهید انجام دهند، به آنها پول بدهید. در ونزوئلا هم در دوران چاوز همه چیز بدتر شد. او اهمیتی به خاتمه دادن به این فساد نمی داد و کار به جایی رسید که اگر می خواستید از هر نوع محافظتی برخوردار شوید، باید پول آن را می پرداختید. (این مطلب ادامه دارد.)

منبع: دیلی سیگنال / مترجم: طلا تسلیمی
 

کلید واژه ها: ونزوئلاسوسیالیسمهوگو چاوز


نظر شما :