بیماری واگیرداری که می تواند سرنوشت چین را تغییر دهد

ویروس کرونا، لحظه چرنوبیل شی جینپینگ

۰۵ اسفند ۱۳۹۸ | ۱۲:۰۰ کد : ۱۹۸۹۷۵۸ اخبار اصلی آسیا و آفریقا
این واقعیت که نظام استبدادی چین به ویژه در مواجهه با فوریت های بهداشت و درمان عمومی که به اطلاع رسانی به موقع، شفاف و دقیق نیاز دارد، به شدت ضعیف بوده و عمل کرده، شیوع ویروس کرونا را به چالشی مهم تر از همه چالش های پیش روی شی جینپینگ تبدیل ساخته است.
ویروس کرونا، لحظه چرنوبیل شی جینپینگ

نویسنده: جمیل اَندرلینی

دیپلماسی ایرانی: در تاریخ چین باور عمده بر این بود که خط امپریالیستی یک الگوی مشخص موسوم به چرخه سلسله ای دارد: یک رهبر قدرتمند متحد کننده یک امپراطوری تاسیس می کند که می تواند به پا خیزد و شکوفا شود، اما در نهایت فرومی پاشد و «قیومیت آسمانی» را از دست می دهد و توسط سلسله بعدی سرنگون می شود. قیومت آسمانی اگرچه شباهت هایی با «حق آسمانی پادشاهان» اروپا داشت، اما تفاوتش در این بود که حق امپراطور برای فرمانروایی بر امپراطوری آسمانی بی قید و شرط به دست نمی آمد. «پسر آسمان» در حالی که بر تحت پادشاهی اژدها نشسته بود، بر همه امور قدرت تام داشت؛ اما لازم نبود برای دستیابی به چنین جایگاهی یک نجیب زاده باشد. به علاوه، بی لیاقتی، بی عدالتی یا بی کفایتی او را از فرمانروایی محروم می کرد. اگر آسمان ها از شیوه فرمانروایی او ناراضی بودند، حق ابراز نارضایتی داشتند و فجایع طبیعی، قحطی، طاعون، حمله یا حتی شورش مسلحانه همه به عنوان نشانه هایی از محرومیت از قیومت آسمانی در نظر گرفته می شدند. 

پس از این که مائو زدونگ، دهقانی که یک امپراتور قدرتمند شده بود، در سال 1949 در یک جنگ داخلی پیروز شد، حزب کمونیست چین تلاش کرد اعتقادات اینچنینی را به عنوان خرافات بدون پایه و اساس علمی، از بین ببرد. شی جینپینگ، رئیس جمهوری چین، از زمان به قدرت رسیدن در سال 2012 برخی از سنت ها و عقاید باستانی را مجددا رواج داده، اما او هم با جدیت از اشاره به چرخه سلسله و فرمانروایی بهشت پرهیز کرده است؛ دلیلش هم این بوده که همه نشانه های نارضیتی آسمان ها از فرمانروایی او بر چین در یک سال گذشته مشهود بودند.

جنگ تجاری چین با بزرگ ترین شریک تجاری آن، شورش های آشکار و گسترده در هنگ کنگ که مستعمره سابق بریتانیا بوده و کمبود گوشت خوک به دلیل شیوع ویرانگر تب خوکی آفریقایی، همه به طور سنتی عواملی هستند که از پایان یک سلسله خبر می دهند. با این حال، هیچ یک از این موارد در قیاس با شیوع گسترده ویروس کرونا که از اواخر سال گذشته میلادی در شهر ووهان در مرکز چین آغاز شد، اهمیت زیادی ندارند.

ووهان جایی بود که اولین تیراندازی در جریان انقلاب 1911 که آخرین امپراطور سلسله گینگ را سرنگون کرد، در آنجا صورت گرفت و امروز هم شیوع بیماری وحشتناکی که در حال حاضر در سراسر چین و سراسر جهان گسترش یافته و بزرگ ترین قرنطینه تاریخ با حدود 60 میلیون نفر جمعیت را در پی داشته، از آنجا آغاز شده است.

این واقعیت که نظام چین به ویژه در مواجهه با فوریت های بهداشت و درمان عمومی که به اطلاع رسانی به موقع، شفاف و دقیق نیاز دارد، به شدت ضعیف بوده و عمل کرده، شیوع ویروس کرونا را به چالشی مهم تر از همه چالش های پیش روی شی جینپینگ تبدیل ساخته است. شاید اگر ویروس در چند هفته آینده تحت کنترل درآید، شی جینپینگ که تا کنون مقامات استانی را به دلیل بروز بحران و ناتوانی در رسیدگی مناسب به آن مسئول دانسته، بتواند از ماجرا جان سالم به در ببرد. رئیس جمهوری چین که اقتصاد را برای مهار شیوع بیماری تعطیل کرده، شاید حتی بتواند از این اتفاقات برای نظارت و کنترل بیشتر بر جامعه چین استفاده کند. با این حال، احتمال مهار و تحت کنترل درآوردن ویروس در فاصله زمانی کوتاه، تقریبا وجود ندارد و همین مساله، ویروس کرونا را به لحظه چرنوبیل چین تبدیل می سازد؛ زمانی که دروغ ها و پوچی خودکامگی این نظام کمونیستی آشکار می شود.

مقامات چین در تلاش هستند تا با سانسور رسمی، برون ریزی آنلاین نفرت و انزجار از اقدامات اولیه برای سرپوش گذاشتن بر شیوع بیماری و عدم اطلاع رسانی درباره آن را کنترل کنند. یکی از مواردی که به استهزای عمومی انجامید، اعزام یک مقام ارشد بهداشتی از پکن به ووهان بود تا به مردم اطمینان دهد که «پیشگیری و کنترل» بیماری ممکن است؛ این مقام خود به ویروس مبتلا گشت و به نمادی از بی کفایتی و ناتوانی دولت در رسیدگی درست به مساله، تبدیل شد.

چهره های آکادمیک و روشنفکرانی که از اقدامات دولت انتقاد می کردند، زندانی شدند تا شکست مشروعیت عملکرد حزب کمونیست آشکار نشود. برخی آشکارا به قیومیت آسمانی اشاره کرده اند و دلایل بسیاری از نزدیکی پایان یک سلسله آورده اند. با این حال، لحظه اوج بحران و لحظه تغییر ماهیت آن از یک چالش جدی برای حزب به یک مشکل وجودی بالقوه برای آن، مرگ یک چشم پزشک 33 ساله در ووهان به نام لی ونلیانگ بود.

لی در اوایل بحران پس از مشاهده موارد متعددی از یک نوعی از التهاب ریه عجیب و جدید که به درمان های عادی پاسخ نمی دهد، در گروه های چت آنلاین با همکلاسی های خود در دانشکده پزشکی از خطری قریب الوقوع سخن گفت. تنها به همین دلیل، از سوی بیمارستانی که در آن کار می کرد مورد توبیخ قرار گرفت و در اواسط شب توسط پلیس احضار شد. او و دست کم 7 پزشک دیگر مجبور به امضای اعتراف و تعهدنامه ای شدند مبنی بر اینکه زین پس از انتشار «شایعات» خودداری خواهند کرد. وقتی لی خود به این بیماری مبتلا شد، مردم عادی در چین خشمگین شدند و حتی دیوان عالی خلق چین در پکن پلیس را مورد شماتت قرار داد و از پزشکانی که اولین بار زنگ خطر را به صدا درآورده بودند، تقدیر کرد. با این حال، پس از درگذشت لی، شرایط مردم واکنش شدیدی نشان دادند.

این حقیقت که خبر درگذشت لی ابتدا توسط خبرنگاران رسانه های دولتی منتشر شد، حاکی از ترک خوردن دستگاه تبلیغاتی به شدت تحت کنترل حزب کمونیست چین است. مقامات نتوانستند سانسورها را پا به پای مطالبات آنلاین مانند «من آزادی بیان می خواهم» پیش ببرند. داستان لی از یک جهت دیگر نیز حائز اهمیت است و دلیل آن، همخوانی با یک الگوی باستانی دیگر در تاریخ چین است: داستان محقق فسادناپذیری که از حقایق با امپراطور سخن می گوید؛ اما محاکمه می شود و نهایتا به دلیل راستگویی جان خود را از دست می دهد، جایگاه ویژه ای در سنت دانشمندان چینی دارد. لی کاملا در این نقش می گنجد.

اما مسیری که ویروس طی می کند می تواند سبب شود که لی نهایتا با یک شخصیت در تاریخ معاصر نیز مقایسه شود: میوه فروش جوان تونسی که در اعتراض به بی عدالتی ها در کشورش خودسوزی کرد و بهار عربی و سقوط چندین سلسله را در سراسر خاورمیانه رقم زد.

منبع: فایننشال تایمز / مترجم: طلا تسلیمی
 

کلید واژه ها: ویروس کروناچرنوبیل و پایان اتحاد جماهیر شوروینظام کمونیستی چینکرونا


( ۲ )

نظر شما :

ایران دوست ۰۵ اسفند ۱۳۹۸ | ۱۵:۴۸
این وضعیت ما هم هست البته
ارش ۰۵ اسفند ۱۳۹۸ | ۲۱:۵۴
کرونا قطعا یک حمله ی بیولوژیک به ایران و چین هست و تعداد کمی مبتلا در اروپا و آمریکا هم بخاطر رد گم کنی است