لوکاشنکو در دو راهی غرب و روسیه

پوتین بلاروس را از دست نمی دهد

۱۲ شهریور ۱۳۹۹ | ۱۰:۰۰ کد : ۱۹۹۴۸۷۲ اروپا نگاه ایرانی
نویسنده خبر: شهره پولاب
شهره پولاب در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: روسیه و بلاروس دو همسایه نزدیک با پیوندهای قومی و زبانی و برآمده از یک روند تاریخی واحد هستند که وحدتشان توسط اتحادیه اقتصادی اوراسیا با اتحادیه گمرکی و بازار واحد محکم تر شده است. روسیه تأمین کننده اصلی انرژی بلاروس بوده و در مقابل بلاروس مسیر ترانزیت مهمی برای نفت و گاز روسیه به مقصد غرب اروپا است. 
پوتین بلاروس را از دست نمی دهد

نویسنده: شهره پولاب، دکترای جغرافیای سیاسی

دیپلماسی ایرانی: الکساندر لوکاشنکو در روز 10 آگوست 2020 با 80.23 درصد مجموع آرا برای ششمین بار متوالی در انتخابات ریاست جمهوری بلاروس پیروز شد. اعلام پیروزی وی که "آخرین دیکتاتور اروپا" نام گرفته هزاران معترض را به خیابان ها کشاند که لوکاشنکو را به تقلب گسترده در انتخابات متهم کرده و خواستار برکناری او بوده اند. 

ولادیمیر پوتین، رئیس جمهوری روسیه در 16 آگوست در واکنش به سخنان لوکاشینکو مبنی بر تحت فشار قرار گرفتن از سوی نیروهای خارجی، آمادگی مسکو را از پشتیبانی امنیتی بلاروس از طریق سازمان پیمان امنیت جمعی (CSTO) اعلام کرده است. 

روسیه و بلاروس دو همسایه نزدیک با پیوندهای قومی و زبانی و برآمده از یک روند تاریخی واحد هستند که وحدتشان توسط اتحادیه اقتصادی اوراسیا با اتحادیه گمرکی و بازار واحد محکم تر شده است. روسیه تأمین کننده اصلی انرژی بلاروس بوده و در مقابل بلاروس مسیر ترانزیت مهمی برای نفت و گاز روسیه به مقصد غرب اروپا است. 

مسکو شریک نظامی مینسک بوده و مرز غربی روسیه از طریق بلاروس در مرز با اتحادیه اروپا به شدت نظامی بوده و ساخت نیروگاه هسته ای در بلاروس طرح ژئوپلیتیک روسیه برای حمایت از مینسک و مقابله با خطر احتمالی همسایگان است. روسیه دارای چندین پایگاه نظامی در بلاروس بوده و ایستگاه راداری نیروی هوایی روسیه در بلاروس برای ردیابی پرتاب موشک های بالستیک طراحی شده است. همچنین دارای یک مرکز ارتباطات دریایی در این کشور است که برای برقراری ارتباط با زیردریایی های هسته ای خود از آن استفاده می کند. 

اگرچه ارتش بلاروس به طور رسمی جزئی از منطقه نظامی غربی روسیه نیست، اما همگرایی با نیروهای مسلح روسیه به دلیل همجواری این کشور با منطقه کالینینگراد حائز اهمیت است. منطقه برونگان کالینینگراد محصور میان لهستان و لیتوانی در حوزه دریای بالتیک که جزء خاک روسیه محسوب می شود، نقش استراتژیک محافظتی برای قلمرو گسترده ای از مرزهای غربی روسیه از کارلینا در امتداد مرز فنلاند تا شرق اوکراین ایفا می کند. رزمایش روسیه و بلاروس موسوم به "زاپاد 2017" در مرزهای کشورهای حوزه بالتیک در سپتامبر 2017 که مسکو آن را در راستای تامین امنیت مرزهای غربی خود قلمداد کرده بود، از سوی ناتو تهدیدی علیه لهستان، لیتوانی، استونی و لتونی برداشت شده بود. رزمایش ایالات متحده با نام "مدافع اروپا 20" در ژوئن 2020 با همراهی نیروهای لهستان و در چارچوب استراتژی مقابله با نفوذ روسیه در اروپا را می توان پاسخی به جاه طلبی های روسیه دانست.

از این رو قابل توجیه خواهد بود که لوکاشنکو در جریان بحران کنونی کشورش برای درخواست کمک به پوتین مراجعه کند تا حمایت مسکو بتواند بین او و فاجعه پیش رو قرار گیرد.

در روی دیگر سکه درخواست حمایت نظامی لوکاشنکو از روسیه می تواند فرصتی را در اختیار پوتین قرار دهد تا بتواند بلاروس را در مدار ژئوپلیتیک روسیه حفظ کند. پیشنهادهای مایک پمپئو، وزیر امور خارجه ایالات متحده در سفر به مینسک در فوریه 2020، برای حمایت از استقلال و حاکمیت بلاروس و تامین صد در صدی نفت و گاز طبیعی این کشور که همزمان با تنش های عمده میان بلاروس و روسیه بر سر انرژی بوده موجبات نگرانی پوتین را فراهم کرده بود که آن را پیوستن بلاروس به بخش اصلی مدار دیپلماتیک بین المللی و عامل سرنوشت سازی برای آینده مینسک تلقی می کرد. 

اهمیت ژئوپلیتیک بلاروس با مرزهای کشورهای اتحادیه اروپا و ناتو در غرب، اوکراین و روسیه در جنوب و شرق موقعیت حائلی را ایجاد می کند که توجه همزمان از سوی شرق و غرب را برانگیزد. چنانچه ترجیح کشورهای همسایه مانند لتونی، لیتوانی و لهستان در اتحادیه اروپا و ناتو اینست که بلاروس در جامعه اروپا ادغام شود تا تهدید امنیتی حاصل از برنامه ریزی طولانی مدت روسیه و بلاروس کاهش یابد و در مقابل برای روسیه جهت گیری سیاسی همسایگان خصوصا کشورهای جدا شده از اتحاد جماهیر شوروی  که مسکو از آنها به عنوان "خارج نزدیک" یاد می کند، بسیار مهم بوده و اثرات آنها را در امنیت داخلی خود حیاتی می داند. به همین سبب هرگونه احتمال تغییر عمده سیاسی در یک کشور همسایه همواره مورد نگرانی مسکو بوده و با واکنشهای صریحی پاسخ داده می شود. 

نگرانی روسیه زمانی تشدید می شود که یک دولت طرفدار غرب در یک کشور همسایه به قدرت برسد. اگر چه انتقاد غربی ها بر هنجارهای دموکراتیک و دزدیده شدن آرای مردمی درانتخابات متمرکز بوده، اما پوتین آن را استفاده غرب از بحران کنونی بلاروس به عنوان راهی برای تضعیف منافع امنیتی مسکو و عقب رانده شدن مسکو از گستره استراتژیک کنونی می پندارد. از این دیدگاه مدیریت این بحران یک بازی "حاصل جمع صفر" محسوب می شود که در آن دستاوردهای یک طرف برابر با ضرر طرف مقابل خواهد بود. 

در ماه های گذشته تنش میان روسیه و بلاروس در حالی افزایش یافته بود که لوکاشنکو تهدیدات پوتین را برای افزایش قیمت و کاهش میزان صادرات نفت به بلاروس را با کاهش صادرات نفت از پالایشگاه های خود پاسخ داده بود. علیرغم مخالفت لوکاشنکو با درخواست پوتین مبنی بر تعمیق همگرایی بلاروس در "دولت اتحادی" برای یکپارچگی بیشتر دو کشور، بلاروس کماکان یک متحد وفادار به مسکو است.

لوکاشنکو با سرکوب مخالفان خود تلاش واشنگتن برای همکاری با مینسک را درسفر پمپئو در فوریه تضعیف کرده و احتمال رفتن به سوی غرب را کمرنگ کرده و با درخواست کمک نظامی از پوتین، از نگرانی روسیه در گسترش ناتو کاسته است. 

اگرچه آمادگی مسکو برای حمایت از مینسک تنها در صورت ضرورت عنوان شده، اما در صورت هرگونه کمک نظامی کماکان احتمال روبه روشدن با تحریم های غربی وجود داشته که می تواند پیامدهای جبران ناپذیری برای اقتصاد روسیه داشته باشد. چنانچه رابرت اوبراین، مشاور رئیس جمهوری امریکا در مسائل امنیتی اعلام کرده اگر روسیه از سیاست تهاجمی خود در خارج از کشور دست بکشد و به شریک خوبی برای ایالات متحده و اروپا تبدیل شود، تحریم های ایالات متحده علیه روسیه دیگر لازم نخواهد بود.

آنچه واضح است اینکه لوکاشنکو بدون دریافت حمایت از خارج از کشور در دراز مدت پایدار نخواهد ماند. کشور وی هیچ نفت و یا مواد معدنی برای صادرات و کسب درآمد برای تأمین زیرساخت ها ندارد. غرب یا روسیه گزینه های موجود هستند و بر اساس تئوری "تعادل نش" اگر سرنوشت یک بازیگر تحت تاثیر اقدامات دیگر بازیگران باشد و هنگامی که بازیگران رقیب یکدیگر را به خوبی شناخته و به استراتژی خود پایبند هستند، تعادلی برقرار است که هیچ بازیگری از تغییر مسیر خود نفع نمی برد. از این رو می توان گفت:

سناریوی مورد انتظار ایالات متحده و متحدان اروپایی این خواهد بود که با حمایت از جامعه مدنی بلاروس با ترغیب لوکاشنکو به انتقال صلح آمیز قدرت از درگیری نظامی احتمالی پوتین جلوگیری کنند، پیش از آنکه بلاروس تبدیل به نقطه هدف جاه طلبی های ژئوپلیتیکی روسیه شود. 

در مقابل بهترین سناریو برای کرملین لوکاشنکوی ضعیفی است که کاملاً وابسته به مسکو بوده و از هرگونه احتمال اتکای به غرب دور است. این سناریو راه اتحاد قوی تر با بلاروس را که کرملین مدت ها در انتظار آن است، هموار می کند و به پوتین این اطمینان را می دهد که بلاروس از نظر ژئوپلتیکی با غرب همسو نخواهد شد.

در مجموع برای پوتین که اعتراضات مردمی را عامل بی ثباتی و فروپاشی دولت های حوزه نفوذ روسیه در قالب انقلاب های رنگی و با بهانه ارتقاء دموکراسی از سوی آمریکا می داند، سخت خواهد بود که این بار در روسیه سفید آن را تجربه کند. با این یادآوری که پوتین حمله به گرجستان در سال 2008 و اوکراین در سال 2014 را در کارنامه خود دارد.

شهره پولاب

نویسنده خبر

دکترای جغرافیای سیاسی

اطلاعات بیشتر

کلید واژه ها: ولادیمیر پوتین الکساندر لوکاشنکو روسیه بلاروس روسیه و بلاروس


( ۲۵ )

نظر شما :

ارسلان ۱۲ شهریور ۱۳۹۹ | ۱۷:۰۸
بسیار تحلیل عالی بود ممنون از شما
فرزاد ۱۲ شهریور ۱۳۹۹ | ۱۷:۵۲
بسیار عالى
فریبرز نجفی ۱۲ شهریور ۱۳۹۹ | ۱۸:۲۷
تحلیل زیبایی بود خانم دکتر. بنده باقی مطالب شما که در سایت بود هم مطالعه کردم. بابت تحلیل های درست و عالی که داریئ خدمتتون تبریک میگم.
نیک نفس ۱۲ شهریور ۱۳۹۹ | ۱۹:۲۳
عالی بود
كامران ۱۳ شهریور ۱۳۹۹ | ۲۳:۵۳
اصولا کشور روسیه بر مبنای دست اندازی و گسترش بر مبنای خشونت و الحاق و اسیمیله کردن سایر اقوام توسعه یافته است. و این روند در بلند مدت دوام چندانی نخواهد داشت ، حتی اقوام هم زبان انها همچون اوکرایینی ها و بلاروس ها هم از این امر اسیب دیده اند، کالینین گراد مورد اشاره در مقاله سرزمین غصب شده لهستانی هاست، همچنان که سیبری و ولگا و قفقاز نیز سرزمینهای غصب شده و اسیمیله شده هستند، اما بر اساس روند تاریخی اصل سرزمین قسمت انانی است که میکوشند و به کشت و زرع و دامداری مشغول هستند . نه مهاجمین اسلحه به دست، در بلند مدت هم علارقم تمامی جنایات روس ها از کشتار و تبعید و اسیمیله کردن اقوام ، اینده از ان همین مردم است و امار بلند مدت نیز گویای همین است.
مجید ۱۷ شهریور ۱۳۹۹ | ۰۰:۰۱
دوباره یه مقاله دیگه در مورد روسبه هراسی شبیه مقالات غربی برضد روسیه .بازی با مترسک هراسناک روسیه را سالهاست در هیچ مقاله ارزشمند نمی شود دید اما مدیا وکارشناسان خبری اخبار روزانه در تمام دنیای طرفدار غرب هنوز گاهی جملات وتفسیرهای را به کار می برند.اگر بعنوان یک بیطرف به این مقاله نگاه کنیم می بینیم که نویسنده تمامی حق های استراتژیک وژئوپولیتیک یک کشور را نادیده می گیرد فقط بخاطر اینکه اون کشور اسمش روسیه است وسیاست ان کشور را در حفظ منافع خود وهمسایگان را سیاست های تهاجمی عنوان می کند درست مثل مقاله های بعضی از ایران هراسها در دنیای غرب که حتی ابتدایی ترین حقوق ژئوپولتیک ودفاعی ایران را در منطقه به رسمیت نمی شماسن وانر خرابکارانه وضد امنیت منطقه معرفی می کنند نوبسنده مقاله احساسات ضد روسی خود را در لابلای مقاله نمی تواند پنهان کند.