میان عدم دخالت و عدم واکنش: نقش روسیه در بحران ارمنستان چگونه باید باشد؟

ایروان دیگر شریک استراتژیک مسکو نیست

۲۳ اسفند ۱۳۹۹ | ۱۹:۰۰ کد : ۲۰۰۰۸۳۱ اخبار اصلی آسیا و آفریقا
اوضاع کنونی به دنبال نتایج جنگ قره باغ و بحران داخلی سیاسی در ارمنستان مستلزم از سرگیری روابط روسیه و ارمنستان است و برای چنین تنظیم مجدد روابط، روسیه به یک شریک قابل اعتماد در ایروان نیاز دارد. اما قابل اعتماد بودن به معنای انعطاف پذیری در همه امور نیست چرا که چنین سیاستی به مصلحت کشور نخواهد بود و فقط به منافع روسیه آسیب می رساند و کرملین باید سیاستی در پیش بگیرد تا تنها به هر آن چه محکم و پایدار است اعتماد بکند. نه پاشینیان و نه زوج کوچاریان-سرکیسیان به دلایل مختلف، خوشبختانه یا متأسفانه، نمی توانند چنین شریکی برای مسکو باشند. آیا جریانی متفاوت قادر به ظهور در ارمنستان خواهد بود تا بتواند جامعه ای از هم پاشیده شده، خسته و ناامید را متحد کند و در عین حال به یک شریک جدی و متحد استراتژیک برای مسکو تبدیل شود؟ در حالی که چنین جریان و نیرویی در حال حاضر قابل مشاهده نیست، اما کرملین باید به طور مداوم در جستجوی آن باشد و در صورت لزوم به آن کمک کند.
ایروان دیگر شریک استراتژیک مسکو نیست

نویسنده: دیمیتری ترنین، رئیس مرکز روسیه اندیشکده کارنگی است. وی در کارنامه خود عضویت در ارتش اتحاد جماهیر شوروی و روسیه، شرکت در مذاکرات اتمی میان شوروی و ایالات متحده و تدریس در دانشکده جنگ وزارت دفاع شوروی را داراست. از دیگر سوابق ترنین، محقق در آکادمی علوم روسیه و کالج جنگ ناتو در رم است.

دیپلماسی ایرانی: آیا جریانی متفاوت قادر به ظهور در ارمنستان خواهد بود تا بتواند جامعه ای از هم پاشیده شده، خسته و ناامید را متحد کند و در عین حال به یک شریک جدی و متحد استراتژیک برای مسکو تبدیل شود؟ در حالی که چنین جریان و نیرویی در حال حاضر قابل مشاهده نیست، اما کرملین باید به طور مداوم در جستجوی آن باشد و در صورت لزوم به آن کمک کند.

به دنبال جنگ دوم قره باغ، بحرانی شدید در داخل ارمنستان روسیه را مجبور کرده است تا بار دیگر به متحد خود در منطقه قفقاز، و این بار با در نظر گرفتن ثبات سیاسی داخلی ارمنستان، توجه کند. به نظر می رسد که در اینجا باید مرز بین عدم مداخله در امور همسایگان و بی توجهی به امور داخلی آنها در سیاست خارجی روسیه روشن شود.

خطر بن بست

از زمان توقف درگیری ها در قره باغ در نوامبر سال ۲۰۲۰ میلادی، مسکو چندین دستور عمل را برای تقویت حضور خود در این منطقه تعیین کرده است. مهمترین این ها اطمینان از حصول آتش بس در قره باغ و آغاز گفت وگوهای تحت حمایت کرملین میان ارمنستان و آذربایجان و با نگاهی ویژه به پروژه های اقتصادی و زیربنایی است. همچنین، محدود کردن نقش نظامی ترکیه برای روسیه بسیار با اهمیت بوده است تا این کشور پا را فراتر از نظارت از راه دور روی خطوط مرزی که به طور مشترک با روسیه در حال انجام است نگذارد. دستیابی به این اهداف به مراتب آسان تر خواهد بود اگر دولت ارمنستان به ریاست نخست وزیر نیکول پاشینیان که بیانیه سه جانبه با آذربایجان و روسیه را در ۱۰ نوامبر امضا کرد و جنگ را پایان داد بتواند در قدرت باقی بماند. سرنگونی پاشینیان، در صورت عملی شدن، اما شرایط آتش بس را به خطر خواهد انداخت چرا که این امر اساس قانونی حضور نظامی روسیه در قره باغ را تضعیف خواهد کرد.

بعد از مدت چهار ماه، توافق نامه قره باغ بدون هیچ مشکل قابل توجهی در حال اجراست. صلحبانان روسی جای خود را در منطقه ای جدید باز کرده اند، جایی که به واقع تبدیل به دومین پایگاه روسیه در قفقاز جنوبی شده است. مرکز نظارت روسیه و ترکیه در آغدام فعالیت خود را آغاز کرده است و گفت وگوها میان ایروان و باکو با میانجیگری مسکو، اگرچه با سختی های زیادی، اما همچنان ادامه دارد. همزمان، بی ثباتی سیاسی در ارمنستان شدت گرفته و تبدیل به مشکلی مزمن شده و همین امر شرایط را به سوی وضعیت بن بست سوق داده است. نخست وزیر پاشینیان که مسئول جنگ ناموفق و از دست دادن قره باغ است، از حمایت اقلیت جامعه برخوردار است. این درحالی است که گزینه جایگزین وی یعنی گروه موسوم به «گروه قره باغ» به رهبری روسای جمهور سابق، رابرت کوچاریان و سرژ سرکیسیان (که هر دو اهل منطقه قره باغ هستند) گزینه مورد قبولی برای اکثریت شهروندان ارمنی نبوده است. در نتیجه پاشینیان پوپولیست به طرزی ماهرانه قادر بوده است تا در وضعیتی که به ظاهر همه چیز را از دسته داده هنوز هم در مسند نخست وزیری بماند. اما باید در نظر داشت که از کار افتادگی دولت برای ارمنستان هزینه بر است.

مسکو مدتهاست که برای متحدان و شرکای خود در اتحادیه اقتصادی اوراسیا و سازمان پیمان امنیت جمعی این موضوع را روشن ساخته که به دنبال حل مشکلات داخلی آنها نخواهد بود و در امور خارجی تنها در چارچوب تعهدات خود عمل خواهد کرد. کرملین نه تنها برای به قدرت رساندن افراد حامی خود کودتایی ترتیب نمی دهد بلکه به طور بی چون و چرا این پیام را به دیگران می فرستد که شخصیت های موجود در رأس کشورهای متحد از اهمیت به مراتب کمتری نسبت به منافع ملموس روسیه برای این کشور برخوردار هستند. این تکامل رویکرد از طرف مسکو در قبال جمهوری های شوروی سابق – مناطق حومه ای امپراتوری روسیه – نشان از رشد واقع گرایانه سیاست خارجی کرملین نسبت به مناطقی دارد که سابقا تحت کنترل روسیه بوده اند.

رئالیسم اما به معنای فاصله گرفتن و دوری از مسائل نیست، خصوصاً وقتی صحبت از منافع روسیه در میان باشد. به دلیل تحقیر ناشی از شکست نظامی و سرخوردگی از دولت فعلی و مخالفان، بی اعتمادی به روسیه در جامعه ارمنستان در حال شدت گرفتن است. بسیاری مسکو را به خاطر حمایت نکردن از متحد خود در طول جنگ مورد سرزنش قرار می دهند، در حالی که ضمانت های روسیه به ارمنستان هرگز شامل قره باغ نمی شد و این موضوع هم از همان اول برای ایروان روشن بود. همچنین مسکو هدف انتقاداتی قرار دارد که این کشور را متهم به در پیش گرفتن نقش میانجی بیطرف بین ایروان و باکو می کند، گرچه این واقعیت هرگز پنهان نبوده که چنین نقشی تنها مطابق با منافع ملی روسیه بوده است. از طرفی دیگر، کرملین مشکوک به حمایت از سیاستمداران ارمنی برکنار شده در سال ۲۰۱۸ است و این گونه تصور می شود که مسکو آماده کمک به این سیاستمداران برای بازگشت آن ها به قدرت بعد از دوره ای است که پاشینیان کارهای سخت متعاقب شکست ارمنستان از آذربایجان را به پایان رسانده است.

در چنین شرایطی، بسیار سخت است تا بتوان متصور شد که روسیه امیدوار به قدرشناسی جامعه ارمنستان از این کشور باشد که اجازه شکست نهایی ایروان و خروج کامل ارمنی ها از قره باغ را نداد.

منافع روسیه در ارمنستان

قبل از اینکه بخواهیم به این مسئله بپردازیم که کرملین چگونه باید در این شرایط عمل کند، باید به درک درستی از روابط روسیه با ارمنستان در مسائل کلیدی یعنی ژئوپلیتیک، امنیت، اقتصاد و روابط انسانی و اهمیت آن برای این کشور دست یابیم. به عبارت دیگر، باید به دنبال پاسخ دادن به این سوال باشیم که آیا منافع روسیه در ارمنستان از چنان ارزشی برخوردار هستند که مسکو فعالانه به دنبال دفاع از آنها باشد؟ 

از نظر منطق ژئوپلیتیکی، ارمنستان به عنوان عضوی از اتحادیه اقتصادی اوراسیا و سازمان پیمان امنیت جمعی و از معدود متحدان و شرکای روسیه در صحنه بین المللی است. در سازمان ملل و سایر مجامع، ایروان معمولاً در کنار مسکو در رأی گیری ها شرکت می کند. این حمایت اما مطلق نیست: ارمنستان الحاق کریمه به روسیه و همچنین استقلال آبخازیا و اوستیای جنوبی از گرجستان را به رسمیت نمی شناسد. بعلاوه، ارمنستان روابط خوبی با ایالات متحده، فرانسه و دیگر اعضای اتحادیه اروپا دارد. ایروان توافق نامه همکاری اقتصادی با این کشورها امضا کرده و همچنین عضویت در ابتکار عمل «شراکت شرقی اتحادیه اروپا» را پذیرفته است. مشارکت ارمنستان در سازمان پیمان امنیت جمعی و اتحادیه اقتصادی اوراسیا امری حیاتی برای این سازمان ها و اتحادیه ها به شمار نمی آید. با این وجود، اتحاد و مشارکت با این کشور کوچک در قفقاز جنوبی برای مسکو از نظر سیاسی مهم است.

از نظر نظامی و سیاسی، استان ایروان در قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم یک پل ارتباطی و پایگاه نظامی روسیه به شمار می آمد که به سمت امپراتوری عثمانی و امپراتوری ایران نشانه گرفته شده بود. در طول جنگ سرد، اتحاد جماهیر شوروی به ارمنستان به عنوان یک پایگاه مرزی در قلمرو این کشور با ترکیه عضو ناتو و همچنین در امتداد مرزهایش با ایران که برای مدتی طولانی هم پیمان ایالات متحده به حساب می آمد می نگریست. اما پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی اوضاع کاملاً تغییر کرد. روسیه در حال حاضر دارای یک پایگاه نظامی در گیومری ارمنستان است. لیکن باید به یاد داشت که هدف اصلی این پایگاه تضمین فیزیکی امنیت ارمنستان در مقابل همسایگان متخاصم یعنی ترکیه و آذربایجان است. 

حدود امنیت فدراسیون روسیه در منطقه قفقاز در امتداد مرزهای جنوبی روسیه و مرزهای مناطق تحت الحمایه این کشور یعنی آبخازیا و اوستیای جنوبی است. دسترسی به پایگاه ۱۰۲ روسیه در ارمنستان فقط از طریق فضای هوایی و زمینی کشورهایی امکان پذیر است که دوستی آنها با روسیه هیچ وجود خارجی ندارد (گرجستان) و یا تنها به صورت مشروط (آذربایجان، ترکیه، ایران) است. البته حضور نظامی – سیاسی روسیه در ارمنستان می تواند منافع خاصی را برای روسیه به همراه داشته باشد و به ثبات منطقه کمک کند. از نظر ارمنستان هم این حضور تضمینی برای مرزهای خارجی این دولت است.

علاوه بر این، پس از جنگ دوم قره باغ، ارمنستان به یک پایگاه پشتیبانی برای عملیات صلحبانی روسیه در منطقه کوهستانی قره باغ تبدیل شده است. حضور این صلحبانان نظامی در منطقه به روسیه اجازه داده است تا یک کانون خطرناک و خاموش نشده درگیری را تحت کنترل خود داشته باشد و همانطور که اخیراً دیدیم این کانون درگیری توانایی جذب ستیزه جویان و تروریست ها را از سراسر خاورمیانه به منطقه قفقاز و حتی تبدیل آن به یک رویارویی مستقیم بین روسیه و ترکیه را دارد. تحت شرایط خاص، ارمنستان می تواند به پایگاهی برای عملیات ضد تروریستی روسیه در منطقه خاورمیانه تبدیل شود. بنابراین، حضور نظامی روسیه در ارمنستان و قره باغ – یعنی در خاک آذربایجان – برای امنیت فدراسیون روسیه در قفقاز ضروری است.

از نظر اقتصادی، ارمنستان دارای وزن قابل توجهی نیست. در فهرست شرکای تجاری روسیه، ارمنستان در جایی در رده های پنجاهم فهرست قرار دارد. با این حال، این کشور از نظر نیروی انسانی تحصیل کرده کشوری غنی به حساب می آید و به لطف مهاجرین خود در خارج از کشور توانسته است روابط گسترده ای با شرکای غربی و خاورمیانه ای خود برقرار کند. تجارت با ارمنستان اما از منظری وسیع تر می تواند در زمینه های مختلف – از فناوری اطلاعات تا بانکداری - برای روسیه جالب توجه باشد و در زیر بار فشار تحریم های غرب علیه مسکو، این همکاری می تواند مورد توجه کرملین قرار بگیرد.

سرانجام باید گفت که از منظر جمعیتی، روسیه و ارمنستان ارتباطی تنگاتنگ و مهم با هم دارند. طبق منابع مختلف، حدود ۲/۱ تا ۲ میلیون ارمنی در روسیه زندگی می کنند. از نظر تاریخی، روسیه ارتدکس مدافع مسیحیان ارمنستان بوده است و بسیاری از مهاجران ارمنی از جمله دولتمردان، رهبران نظامی، دانشمندان، موسیقی دانان و هنرمندان نقش برجسته ای در تاریخ حکومت روسیه داشته اند و میهن پرستانی واقعی و طرفدار روسیه بزرگ بوده اند.

در روسیه امروزی، همانطور که وقایع سال ۲۰۲۰ نشان داد، هیچ گونه "حزب ارمنی" وجود ندارد، درست به مانند عدم وجود هیچ لابی قومی دیگر که بتواند به طور قاطع بر روی سیاست خارجی روسیه تأثیر بگذارد، باید گفت که این رویه قطعاً بسیار مطلوب بوده است و باید در آینده هم ادامه پیدا کند، اما دولت روسیه نمی تواند و نباید احساسات گروه قابل توجهی از هموطنان خویش را نادیده بگیرد.

آن چه تا کنون گفته شد برای نشان دادن اهمیت اساسی ارمنستان برای روسیه، حتی با در نظر گرفتن این موضوع که چنین اهمیتی برای روسیه حیاتی نیست، کفایت می کند.

سیاست خارجی روسیه البته مبتنی بر احساسات و خاطرات تاریخی نیست، بلکه براساس ارزش های اساسی حکومت و منافع ملموس ملی است. این سیاست بر اساس عملگرایی در سطح تاکتیکی و با هدف حفظ تعادل استراتژیک میان جهت های سیاست چند وجهی این کشور در سطح بین الملل است. 

در رابطه با منطقه قفقاز جنوبی، در کنار روابط نزدیک با ارمنستان که روسیه نیاز به حفظ و توسعه آن دارد، روابط با آذربایجان که همسایه روسیه است و همچنین قدرتی منطقه ای چون ترکیه از اهمیتی فراوان برای مسکو برخوردار است. مهم نیست اگر این روابط از نظر کیفی نسبت به رابطه با ارمنستان در سطحی متفاوت باشند اما باید گفت که مشخصاً از اهمیت کمتری برخوردار نیستند.

سیاست سازنده عدم دخالت

البته ضروری است که بگوییم روسیه باید به حاکمیت ارمنستان احترام بگذارد چرا که سرنوشت و انتخاب سیاسی تنها و تنها می تواند به دست مردم این کشور رقم بخورد. امتناع از دیکته کردن و تحمیل بی پرده اراده خود به شرکا و متحدان به عنوان یک اصل در سیاست خارجی روسیه پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی کاملاً ریشه دوانده است. اما در عین حال باید گفت که فاصله گرفتن از اتفاقاتی که در کشورهای همسایه می افتد یک اشتباه بزرگ محسوب می شود. تجربه سه دهه گذشته نشان می دهد که یک سیاست تاثیرگذار همواره نیاز به تماس مداوم با تمام نیروهای سیاسی و اجتماعی پرنفوذ در کشورهای متحد دارد و نباید تنها بسنده به برقراری ارتباط با کسانی که قدرت را در دست دارند و یا آن هایی که در ارتباط ویژه با مسکو هستند کرد.

روسیه نباید از جریان ها یا افرادی خاص در خارج از مرزهایش حمایت کند. آن چه امروزه این کشور به آن احتیاج دارد، توجه به منافع ملی خودش است. به هیچ وجه همیشه کسانی که می خواهند باب طبع مسکو باشند یا کسانی که منافع مادی آنها بیشترین ارتباط را با روسیه داشته است در نقش موثرترین شرکای روسیه ظاهر نشده اند. لازم است کرملین به دقت نخبه ها و جنبش های سیاسی در کشورهای همسایه را رصد کند تا از بین آن ها امیدوار کننده ترین شرکا را برای خود انتخاب کند. با گسترش حداکثری تماس ها، سفارتخانه های کشور روسیه در کشورهای عضو اتحادیه اقتصادی اوراسیا و سازمان پیمان امنیت جمعی می توانند با توسعه اختیارات خود در تصمیم گیری های مسکو سهم فعال تری داشته باشند. از نظر اهمیت، سفارتخانه های روسیه در مینسک، نورسلطان، بیشکک، دوشنبه و در ایروان باید بیش تر مورد توجه قرار گیرند. پایتخت های جمهوری های سابق در شرایط جدید بیش از بسیاری از پایتخت های اروپایی برای مسکو دارای اهمیت هستند.

اوضاع کنونی به دنبال نتایج جنگ قره باغ و بحران داخلی سیاسی در ارمنستان مستلزم از سرگیری روابط روسیه و ارمنستان است و برای چنین تنظیم مجدد روابط، روسیه به یک شریک قابل اعتماد در ایروان نیاز دارد. اما قابل اعتماد بودن به معنای انعطاف پذیری در همه امور نیست چرا که چنین سیاستی به مصلحت کشور نخواهد بود و فقط به منافع روسیه آسیب می رساند و کرملین باید سیاستی در پیش بگیرد تا تنها به هر آن چه محکم و پایدار است اعتماد بکند. 

نه پاشینیان و نه زوج کوچاریان-سرکیسیان به دلایل مختلف، خوشبختانه یا متأسفانه، نمی توانند چنین شریکی برای مسکو باشند. آیا جریانی متفاوت قادر به ظهور در ارمنستان خواهد بود تا بتواند جامعه ای از هم پاشیده شده، خسته و ناامید را متحد کند و در عین حال به یک شریک جدی و متحد استراتژیک برای مسکو تبدیل شود؟ در حالی که چنین جریان و نیرویی در حال حاضر قابل مشاهده نیست، اما کرملین باید به طور مداوم در جستجوی آن باشد و در صورت لزوم به آن کمک کند.

منبع: کارنِگی روسیه / ترجمه: علی مفتح

کلید واژه ها: روسیه ایروان مسکو ارمنستان تظاهرات در ارمنستان ناآرامی های ارمنستان روسیه و ارمنستان جنگ قره باغ جنگ ارمنستان و آذربایجان


( ۳۵ )

نظر شما :

iranzamin ۲۳ اسفند ۱۳۹۹ | ۲۰:۵۷
روسیه برای کدام کشورهمسایه خیر داشته یا ارزش قائل بوده که برای ارمنستان چند میلیونی کم جمعیت اینچنین باشد؟غیر از تسخیر خاک همسایه ها برای خود و چهره و سیاست عوض کردن طبق اصول منافع خودش هیچی برای کشورهای همسایه خود نداشته اگر رجوع کنید به تاریخ. و همیشه هم یا رفیق نیمه راه بوده یا از پشت چاقو زده.ایران و مقاومت روسیه را بردند سوریه تا چند سال وقت جنگ زمینی با تروریست های داعش جنگجویان مقاومت از نیروی هوایی روسیه نگهبانی و محافظت کردن حالا نیروی زمینی بهم زده برای خود که شدت جنگ فرو نشسته و داعش شکست خورد یا شده موی دماغ نیروهای مقاومت یا اینکه چشم میبندد به روی بمباران سوریه بوسیله اسرائیل.حتی آمریکای سلطه طلب با آنهمه زیاده خواهی هم در حق دوستان خود اینطوری مثل روسیه رفیق نیمه راه نبوده.
یک فرهنگی ۲۳ اسفند ۱۳۹۹ | ۲۳:۴۶
بسیار عالی خیلی استفاده بردیم ممنون از مطالب مفید تان
ایرانی ۲۴ اسفند ۱۳۹۹ | ۰۹:۴۵
مقاله بسیار جالبی بود خیلی روشنگر در مورد سیاست روسیه در همه منطقه میتونه باشه ، علنا همین سیاست در سوریه هم هست میشه دید روسیه به دنبال جایگزین هایی برای اسد در سوریه میگرده مثل یک نظامی نزدیک اما مخالف اسد که الان فکر کنم در اروپاست و به تازگی اعلام وجود کرده به همراه جریانش و عجیب از حمایت روسیه برخورداره ، از طرفی اموزنده هم هست برای ایران مخصوصا در قبال اینده منافع ما در قفقاز و سوریه و یمن حتی عراق ، جریان هایی که هم کارا هستند هم قابل اعتماد باید مورد توجه ما باشند ، احتمالا همین سیاست هم باعث محبوبیت دوباره اسد در امارات و عربستان شده ، قطعا جایگزینی یک نظامی قدرتمند و محبوب در سوریه باعث کم رنگ شدن هر چه بیشتر قدرت این کشورها در غرب اسیای محوری یعنی حوزه عراق و اردن و سوریه و مصر میشه و این به نظر زمانی تقویت میشه که به نشست های اخیر اردن و عراق و مصر هم دقت کنیم که کاملا معتقدم قدرت گیری این محور بدلیل کاهش قدرت اخوان المسلمین و در نتیجه ترکیه از شمال و اعراب خلیج فارس از جنوب اگر چه نه کاملا اما تا حدودی به نفع ماست و کافی سیاست واقع گرایانه حضور در بعضی مراکز قدرت این کشورها به جای سیاست رویایی حضور تام و تمام رو دنبال کنیم ، فکر میکنم در این بین رایزنی با امریکا هم میتونه توازن رو در مقابل روسیه برای ما فراهم کنه ، نباید فراموش کنیم امریکا طالبان و صدام رو سرنگون کرد و روسیه ترکیه رو در پیش روی در قفقاز و سوریه و حتی عراق مهار کرد پس این بازی بازی ماست اگر ماهر باشیم باید بدونیم که اوضاع در افغانستان هم همینه باید دقت کنیم روسیه از حضور ایران هم سعی در جلوگیری داره اما فعلا ابزار کافی نداره پس باید توازن رو تا دیر نشده برقرار کرد احیای برجام قطعا راهگشاست شاید به همین دلیل که اکثرا گفته میشه تنها کشوری که زیاد از احیای برجام سود نمیبره روسبه است
کارشناس ارشد علوم سیاسی ۲۴ اسفند ۱۳۹۹ | ۱۵:۵۲
مقاله بسیار مناسبی است 1. در مورد مسائل سیاسی پیرامون ایران نظریه ای به روز می باشد .2. دیدگاه های بازیگران سیاسی را واضح و شفاف بیان می کند .3. دلیل اقدام روسیه را در افکار عمومی به روشنی ترسیم نموده است .
دانشجوی روابط بیل الملل ۲۴ اسفند ۱۳۹۹ | ۱۸:۵۵
مطلب بسیار مفید, جامع و به روزی بود. در پایان نامه دانشگاهی خودم از این مقاله استفاده خواهم کرد. تشکر بابت انتشار
دریا ۲۰ تیر ۱۴۰۰ | ۰۲:۰۸
چرا پان ایرانیست ها نریختن تو سابت از ارامنه حمایت کنن