احیای توافق هسته ای و افزایش مشارکت در انتخابات

برجام سیاسی است، اما بازیچه سیاست نیست

۳۱ فروردین ۱۴۰۰ | ۰۸:۰۰ کد : ۲۰۰۱۹۰۸ اخبار اصلی پرونده هسته ای
نویسنده خبر: عبدالرحمن فتح الهی
احد رضایان قیه باشی در گفت و گو با دیپلماسی ایرانی این باور است که همزمانی برگزاری نشست وین برای احیای برجام با برگزاری انتخابات ریاست جمهوری بیش از هر زمان دیگری عملاً به کاتالیزوری برای سیاسی شدن برجام بدل شده است.
برجام سیاسی است، اما بازیچه سیاست نیست

دیپلماسی ایرانی – در حالی که سید عباس عراقچی، معاون وزیر امور خارجه ایران در پایان دور دوم گفت وگوهای کمیسیون مشترک برجام در وین از شکل گیری تفاهم جدید سخن به میان آورد و در سوی دیگر جو بایدن نیز از پایبندی تهران به مذاکرت غیرمستقیم با واشنگتن ابراز خرسندی کرده است، اعضای ۱+۴ نیز به عنوان عضو برجام نسبت به روند مذاکرات وین ابراز خوشبینی کرده‌اند. در همین رابطه میخائیل اولیانوف، سفیر روسیه در آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای عنوان داشت که مذاکره‌ در وین به مرحله تهیه پیش‌نویس یک توافق رسیده، اگرچه تا نهایی‌شدن راه‌کارهای عملی برای احیای برجام هنوز راه مانده است. انریکه مورا، معاون رئیس سیاست خارجی اروپا در توییتی بیان داشت که آمریکا در حال پیوستن دوباره به برجام و اجرای کامل آن است. اما همزمان با پررنگ شدن امیدها برای احیای برجام شاهد سیاسی تر شدن توافق هسته‌ای در بستر رقابت های احزاب و جریان های داخلی کشور در آستانه انتخابات ریاست جمهوری خرداد ماه پیش رو هستیم؛ نکته ای که دولت و به خصوص محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه  آن را یک آفت بسیار جدی می‌داند و همواره در این رابطه عنوان داشته است که نباید برجام سیاسی شود. ولی با این جود آیا برجام یک سند سیاسی نیست؟ اساساً دیالکتیک برجام و سیاست چیست؟ آیا نمی‌توان برای برجام یک روح سیاسی قائل بود؟ در این صورت سیاسی بودن و سیاسی شدن برجام لزوماً امری منفی و غلط تلقی خواهد شد؟ دیپلماسی ایرانی برای پاسخ به این سوالات و بررسی بیشتر تاثیر فضای سیاسی کشور بر آینده و سرنوشت برجام، نشست وین و احیای توافق هسته ای، گفت وگویی را با احد رضایان قیه باشی، پژوهشگر پسادکترای آینده پژوهی دانشگاه تهران و کارشناس مسائل بین‌الملل پی گرفته است که در ادامه می‌خوانید:

اکنون که زمزمه هایی از وین برای احیای برجام به گوش می رسد بیش از هر زمان دیگری شائبه سیاسی شدن توافق هسته ای مطرح است؛ مسئله ای که محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه بار‌ها در خصوص آن ابراز نگرانی کرده و همواره احزاب و جریان های داخل ایران از سیاسی کردن برجام نهی کرده است. کما اینکه در آخرین مورد، رئیس دستگاه دیپلماسی در جریان جلسه با اعضای کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس عنوان داشته است که احیای برجام و نشست وین به هیچ وجه تلاشی سیاسی برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری خردادماه پیش رو نیست. اما با این وجود سیاسی بودن و سیاسی شدن برجام، حتی در شرایط و فضای انتخاباتی لزوما امری منفی است. به هر حال توافق هسته‌ای اگرچه دارای ابعاد دیپلماتیک، اقتصادی، تجاری، امنیتی، حقوق بین الملل، روابط بین الملل و حتی تأثیرات اجتماعی و فرهنگی است، اما بی شک یکی از مهمترین ابعاد آن نیز به حوزه سیاست باز می گردد. به عبارت دیگر چه بخواهیم و چه نخواهیم، چه قبول داشته باشیم و چه قبول نداشته باشیم، توافق هسته‌ای دارای یک خوانش سیاسی نیز است. زیرا برجام یک روح سیاسی دارد، پس پرسش کلیدی و بنیادی این است که دیالکتیک برجام و سیاست چیست؟

در پاسخ به این سوال کلیدی شما باید چند نکته را کالبد شکافی کرد که اتفاقا در پرسش شما هم مطرح شد. نکته اول ناظر بر این مسئله است که اگر نگوییم بُعد سیاسی برجام پررنگ‌تر از خوانش دیپلماتیک، امنیتی، اقتصادی و تجاری آن است، کمتر از این ابعاد نیست. به هرحال توافق هسته‌ای نتیجه کنش و واکنش و گفت وگوی جریان‌های سیاسی نسبت به مذاکره با غرب خصوصا ایالات متحده در قبال پرونده فعالیت‌های هسته‌ای بود. نکته مهمتر به این واقعیت باز می گردد که اگر چه برجام دارای بُعد سیاسی و یا بهتر بگویم خوانش سیاسی داخلی است، اما متفاوت از آن است که توافق هسته‌ای «بازیچه سیاسی انتخاباتی» شود. لذا این دو مقوله باید از هم تفکیک شود؛ بله برجام سیاسی است، اما بازیچه سیاست نیست. مضاف بر این، همزمانی شرایط خاص کنونی برجام با انتخابات ریاست جمهوری خرداد ماه باعث شده است که اکنون توافق هسته‌ای بیش از هر زمان دیگری سیاسی شود. البته که این امر بسیار طبیعی است. چون برجام یکی از مهمترین توافقات و اسناد دیپلماتیک در عرصه سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران است که تاثیرات بسیار مهم، حال مثبت و منفی روی تمام ابعاد و وجوه کشور گذاشته است. پس طبیعی است که برجام یکی از محورهای رقابت های سیاسی انتخاباتی در کشور باشد. پیرو این نکته اگر نشست وین برای احیای برجام در شرایطی روی می داد که ما شاهد برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در کشور نمی بودیم تا این اندازه توافق هسته ای سیاسی نمی شد. یعنی احزاب و جریان های داخلی تا به این اندازه بر شبهه سیاسی شدن برجام دامن نمی زدند. پس همزمانی برگزاری نشست وین برای احیای برجام با برگزاری انتخابات ریاست جمهوری بیش از هر زمان دیگری عملاً به کاتالیزوری برای سیاسی شدن برجام بدل شده است.

با این گفته هایتان شما مشخصاً سیاسی بودن و سیاسی شدن برجام را لزوما امری منفی تلقی نمی کنید؛ با این وصف آیا حتی اگر کشور در آستانه برگزاری انتخابات ریاست جمهوری قرار نداشت و نشست وین برای احیای توافق هسته‌ای با این انتخابات همزمان نمی شد، باز هم لزوما خوانش سیاسی برجام غلط بود؟

لزوما خیر. ولی همانگونه که اشاره کردم برجام در کنار دیگر ابعاد خود به هرحال دارای یک خوانش و بُعد سیاسی هم هست، اما اینجا مسئله ای که یک امر منفی برای سیاسی شدن برجام تلقی می شود این است که جریان های سیاسی داخلی، به خصوص اصولگرایان که مجلس یازدهم را در دست دارند سعی می کنند توافق هسته‌ای و احیای برجام را به یک بازیچه سیاسی انتخاباتی بدل کنند. یعنی این جریان سعی می‌کند این گونه تلقین کند که احیای برجام و نشست وین عملاً به تلاش ظریف و جریان حامی او برای پیروزی در انتخابات تبدیل شده است. لذا برای رفع این نگرانی در تلاشند که از اهرم «عدم احیای برجام» یا «تاخیر در احیای برجام به بعد از انتخابات» به عنوان یک بازیچه سیاسی برای پیروزیشان در انتخابات استفاده کنند. اینجاست که سیاسی بودن و سیاسی شدن برجام به عنوان یک بازیچه مطامع انتخاباتی می تواند آسیب ها و تبعات مخرب جدی برای منافع ملی کشور داشته باشد. در کنار این نکات یاد شده حتی اگر فرض مطرح‌شده شما در پرسشتان را ملاک تحلیل قرار دهیم و این گونه عنوان کنیم که اگر نشست وین برای احیای برجام با برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در کشور همزمان نمی‌شد باز هم شاهد سیاسی شدن برجام و مشخصاً بازیچه سیاسی شدن توافق هسته‌ای نمی بودیم؟! قطعا چرا. چون اساساً جریان اصولگرا با یک نگاه و خوانش ایدئولوژیک و انقلابی هیچ گونه رغبت و تمایلی برای تلاش داخلی به منظور مذاکره و گفت وگو با غرب و به خصوص ایالات متحده آمریکا ندارد. این مسئله در زمان گفت وگو های برجامی در دولت یازدهم بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲ هم مطرح بود که در آن زمان فضای انتخاباتی وجود نداشت. پس چون جریان اصولگرا مخالف مذاکره و گفت و گو است همواره سعی می کند همه تلاش ها و تحرکات دیپلماتیک برای مذاکره با غرب را امری سیاسی یا بهتر بگوییم بازیچه ای سیاسی جلوه دهد تا با حساسیت آفرینی گاها کاذب آن را مختل کند. چون عملاً برجام، گفتمان جمهوری اسلامی را در حوزه سیاست خارجی تغییر داده است. یعنی توافق هسته ای به جهان اعلام می‌کند که بنای ایران بر تنش‌زدایی در عرصه روابط بین الملل است. لذا این جریان سعی می‌کند برای به حاشیه کشاندن این گفتمان، عملاً ذیل سیاسی کردن این تلاش ها، شرایط را به نفع خود تغییر دهد. کما اینکه همین نگاه منفی در خصوص برجام پیرامون FATF هم مطرح است. پس سیاسی شدن برجام ربطی به انتخابات ریاست جمهوری ندارد. یعنی همزمانی نشست وین با برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در کشور اگرچه بستر و فضای مناسبی را برای اصولگرایان به منظور سیاسی کردن برجام فراهم کرده است، اما مطمئن باشید در فضای غیر انتخاباتی هم نشست وین و تلاش برای احیاتی برجام سیاسی می شد و کشور در یک فضای دو قطبی سیاسی با محوریت احیا یا عدم احیای توافق هسته‌ای قرار می‌گرفت، همچنان که این فضای دو قطبی برای پیوستن یا نپیوستن به FATF شکل گرفت.

در راستای تحلیلتان قطعاً سیاست به نوعی تلاش برای کسب قدرت است. بنابراین همانگونه که اصولگرایان برای کسب قدرت در انتخابات ریاست جمهوری از اهرم عدم احیای برجام و یا تأخیر در این مهم استفاده می‌کنند، اصلاح‌طلبان هم نگاه جدی به وین بر حصول توافق جدید دوخته اند تا بتوانند از این مهم برای امتیازگیری و برگ برنده خود در انتخابات پیش رو استفاده کنند. با این وصف نگرانی اصولگرایان هم چندان بی ربط و بی مورد نیست. ضمن این که اقتضائات رقابت سیاسی دو جریان و نفس این کشاکش هم مطرح است، با این وصف شما تلاش اصولگریان برای سیاسی کردن برجام، ولو به قیمت بازیچه سیاسی کردن برجام به منظور کسب مطامع و منافع سیاسی را مذموم می دانید؟

باز هم تکرار می‌کنم برجام سیاسی است، اما نباید بازیچه سیاسی احزاب و جریان های سیاسی داخلی شود. چون در این صورت منافع کشور نابود خواهد شد. کما این که در این هشت سال شاهد این واقعیت تلخ بودیم. بنابراین جریان های سیاسی می توانند خوانش سیاسی از توافق هسته‌ای داشته باشند اما نباید آن را بازیچه مطامع حزبی کنند. از ظرف دیگر نگاه و ارزیابی شما کاملا درست است. به هر حال هرگونه تلاش سیاسی نهایتاً برای کسب قدرت است. همانگونه که اصولگرایان هم به دنبال کسب قدرت هستند، اصلاح طلبان و دیگر جریان های معتدل حامی دولت هم از هیچ تلاشی برای احیای برجام به منظور کسب برگ برنده در آستانه انتخابات ریاست جمهوری دریغ نمی کند، اما اینجا نکته مهمی که باید ملاک نظر باشد به «اخلاق سیاسی» باز می گردد.

اما جناب قیه باشی در علم سیاست هدف غایی کسب قدرت است، همانگونه که در حوزه دیپلماسی، منافع کشورها تعیین کننده رفتار، تصمیمات و اقدامات آنها در مناسبات بین الملل است که مشخصا در خصوص برجام هم ما شاهد این واقعیت بودیم. پس زمانی که کسب قدرت و منافع ملاک عمل در سیاست است دیگر اخلاق رنگ می بازد. شما منکر این مسئله هستید؟

این نکته شما زمانی درست بود که ما در یک کشور غیر اسلامی زندگی می کردیم و یا نگرش‌های سیاسی چپ مانند مارکسیست ها و دیگر مکاتب سیاسی شاکله حکومت در ایران را تشکیل می داد که «هدف وسیله را توجیه می کرد»، اما زمانی که حکومت در ایران بر مبنای سیاست نبوی است و از همه مهمتر جریان اصولگرا خود را داعیه دار مکتب انقلاب می‌داند، ولی در عمل اخلاق را در فعالیت های سیاسی خود کنار می گذارد و از هیچ گونه تهمت، افتراء، تهدید، ارعاب، فحاشی، هتاکی و در برهه هایی حتی توسل به زور و خشونت دریغ نمی کند، باید این نقد مطرح شود. کما اینکه همین بی اخلاقی در خصوص سیاسی شدن برجام از سوی جریان اصولگرا شکل گرفت و در طی تمام این هشت سال توافق هسته‌ای و تمام حامیان آن را غرب گرا، جاسوس، نفوذی، انسان های سست عنصر نامیدند و از هیچ گونه اتهام‌زنی، فحاشی، هتاکی، تهدید، ارعاب و گاهی همذ امنیتی کردن پرونده آنها کوتاهی نکردند. پس منتقدان برجام با بی اخلاقی تمام، ذیل سیاسی کردن توافق هسته ای عملاً یک فضای دو قطبی را برای رسیدن به مطامع و منافع خود ایجاد کردند که اتفاقا ذیل همزمانی نشست وین با برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در کشور شعله ور تر شده است. به هر حال سیاست نبوی و مکتب انقلاب باید شرایط را به گونه ای فراهم آورد که زمین سیاست خالی از اخلاق نباشد. اما متاسفانه این جریان به نام دین و انقلاب هرگونه بی اخلاقی را برای خود جایز می شمارند. پس در پاسخ مشخص به سوال شما قطعاً نگرانی اصولگرایان بابت احیای برجام و استفاده ابزاری اصلاح‌طلبان و جریان حامی برجام برای رسیدن به قدرت در انتخابات کاملا درست است، اما نحوه مواجهه با آن و بی اخلاقی های شکل گرفته همه چیز را تحت الشعاع قرار می دهد، حتی منافع ملی کشور را هم قربانی می کند. یقین بدانید اگر من هم جای اصولگرایان بودم این نگرانی را داشتم که احیای برجام ذیل نشست وین می تواند برگ برنده جدی در اختیار حامیان توافق هسته ای برای پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری قرار دهد، اما برای اینکه اصولگرایان هم بتوانند اهرم فشار خود را داشته باشند باید میانه سیاسی کردن برجام با بازیچه سیاسی شدن آن حد و مرز قائل شوند.

حال این مسئله را از سر دیگر آن را بررسی کنیم. همانگونه که برجام اکنون به یکی از موضوعات و محورهای رقابت های سیاسی کشور در آستانه انتخابات بدل شده است در آن سو خود رقابت های سیاسی تا چه اندازه می تواند بر احیا یا عدم احیای توافق هسته ای و در کل روند نشست وین اثر بگذارد. خصوصا که در همین رابطه شاهد بودیم بعد از برخی تهدیدها و فشارها علیه محمد جواد ظریف در جلسه با اعضای کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، رئیس دستگاه دیپلماسی در پست اینستاگرامی به طور ضمنی عنوان کرد که در صورت افزایش فشار امکان حضور در انتخابات ریاست جمهوری از جانب وی محتمل است؟

در این خصوص باید پارامتر مهمی مانند شرایط و اقتضائات حساس کنونی کشور به ویژه در حوزه اقتصادی، معیشتی و اجتماعی، آن هم در آستانه انتخابات ریاست‌جمهوری را مد نظر قرار دهیم که در سایه این نکته و نگرانی اتفاقاً علاوه بر جریان حامی برجام حتی برخی از جریان های معتدل و میانه رو اصولگرا نیز معتقدند باید تلاش جدی برای پیگیری مذاکرات در وین به منظور احیای برجام شکل گیرد. چون تداوم شرایط کنونی به واسطه افزایش فشار‌های اقتصادی ناشی از تحریم‌های ایالات متحده آمریکا باعث شده است که اکنون علاوه بر وضعیت نابه سامان اقتصادی و معیشتی، شرایط ملتهبی هم برای کشور در حوزه اجتماعی و سیاسی شکل بگیرد، به گونه ای که بسیاری از کارشناسان و ناظران امر معتقدند یک قهر جدی بین جامعه با انتخابات شکل گرفته است. بنابراین اگرچه یک طیف رادیکال از جریان اصولگرا سعی می کند برجام را بازیچه مطامع سیاسی خود قرار دهد، اما قاطبه جریان های سیاسی در کشور و به خصوص مقام معظم رهبری با درک درستی از شرایط حساس کنونی کشور سعی می کنند مانع از سیاسی شدن برجام در آستانه انتخابات شوند و در همین راستا در تلاشند با احیای برجام و لغو تحریم ها گسل شکل گرفته بین مردم و صندوق رای پر کنند. به همین دلیل رهبری اخیرا در سخنرانی خود حمایتشان را از تیم مذاکره کننده در وین اعلام داشتند. چون به وضعیت حساس کنونی کشور واقفند. بنابراین وضعیت حساس و اضطراری در کشور سایه سنگینی بر تمایل اصلاح‌طلبان برای برجام و یا تلاش طیف رادیکال اصولگرا برای عدم احیای برجام و شکست مذاکرات وین و در کل عدم بازیچه سیاسی شدن برجام خواهد داشت. اکنون اولویت حل مشکلات کشور به واسطه رفع تحریم‌هاست. اتفاقا به همین دلیل اقدام خرابکارانه اسرائیل در نطنز فعلا با آغاز غنی‌سازی ۶۰ درصدی پاسخ داده شد. اگر این خرابکاری در شرایطی غیر از شرایط امروز کشور اتفاق می افتاد، یقینا جمهوری اسلامی ایران پاسخ مقتضی را می‌داد، اما اکنون تهران تنها با غنی سازی ۶۰ درصد پاسخ به این خرابکاری را در دستور کار قرار داد. 

پیرو نکته ای که اشاره کردید اگر در نهایت نشست وین به احیای برجام و لغو تحریم های ایالات متحده آمریکا منجر شود تا چه اندازه می‌تواند باعث پر شدن گسل جامعه با انتخابات و به تبعش حل بحران کاهش مشارکت و یا عدم مشارکت شود؟ آیا احیای توافق هسته‌ای می‌تواند قهر مردم با صندوق را به آشتی بدل کند؟

اگر بخواهیم واقع‌بینانه و برمبنای انتظارات مردم برخورد کنیم احیای برجام، نه در سطح راهبردی، بلکه در سطح تاکتیکی و مقطعی می تواند باعث افزایش نسبی مشارکت مردم در انتخابات شود، البته به شرط آن که نشست وین به بازگشت آمریکا به توافق هسته‌ای و لغو فوری تحریم ها منجر شود. به گونه ای که نتیجه عملی آن در معیشت مردم مشهود باشد که این مهم به نظر می رسد تا قبل از انتخابات خرداد ماه دست نیافتنی باشد. چون علیرغم پالس هاتی مثبت از وین که حتی زمزمه نوشتن متن توافق مشترک را هم به گوش می رساند یقیناً راه بسیار دشواری در نشست مذاکرات وین وجود دارد و تا زمان برداشته شدن تحریم ها و آثار ملموس آن بر معیشت مردم فاصله زمانی بسیاری وجود دارد. ضمن حتی اگر این تاثیرات مثبت و ملموس لغو تحریم قبل از انتخابات بر معیشت مردم شکل بگیرد به نظر می رسد که نمی تواند گسل عمیق مردم و ملت با صندوق رای را به طور تماو و کمال پر کند. چراکه جامعه اساساً نسبت به سیستم و ساختار سیاسی در کشور بی اعتماد شده اند. یعنی قهر کنونی مردم با انتخابات و صندوق رای یک قهر جدی است که نتیجه سال ها خستگی ملت از حضور در انتخابات و تغییر دولت ها بین جریان‌های سیاسی در کشور است. به عبارت دیگر عملاً غبار چهل سال مشارکت مردم در انتخابات و در نهایت خروجی ناامید کننده دولت‌ها سبب شده است که اکنون مردم در بستر بحران های اقتصادی و معیشتی دیگر اهمیتی برای انتخابات و مشارکت قائل نباشند. چون قهر مردم با انتخابات و صندوق رای حاصل انباشت مشکلات و چالش های متعدد اقتصادی، معیشتی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و غیره در طول این سال‌ها است. پیرو همین نکته عملاً گفتمان «نه به انتخابات» جای خود را به گفتمان «نه به جمهوری اسلامی ایران» داده است. اتفاقاً در سایه همین نگرانی هاست که اکنون اکثر جریان‌های سیاسی در کشور در تلاشند که نشست وین به یک نتیجه مثبت برای لغو تحریم ها ختم شود تا حداقل بتواند بخشی از بحران کاهش مشارکت را حل کند. ذیل همین مهم است که من معتقدم مقام معظم رهبری تاکید داشتند مذاکرات وین فرسایشی نشود تا در کمترین زمان ممکن لغو تحریم ها و نتایج ملموس آن بر معیشت مردم شکل بگیرد.

عبدالرحمن فتح الهی

نویسنده خبر

روزنامه نگار و کارشناس ارشد روزنامه نگاری سیاسی و عضو تحریریه دیپلماسی ایرانی.

اطلاعات بیشتر

کلید واژه ها: احد رضایان قیه باشی برجام نشست وین آمریکا ایران نطنز محمدجواد ظریف سیدعباس عراقچی انتخابات 1400 مشارکت در انتخابات تحریم ایران


( ۳ )

نظر شما :

لیاخوف ۳۱ فروردین ۱۴۰۰ | ۲۳:۰۵
من واقعا نگران آینده هستم. با این بد اخلاقی های سیاسی به کجا میرویم؟
یاسر جهان بین ۰۱ اردیبهشت ۱۴۰۰ | ۰۸:۳۶
بدبخت ظریف، باید هم از اون ور ضربه بخوره هم از این ور- واقعا بعضی ها هیچ بویی از مروت و مردانگی نبرده اند-