کشوری که مهر بازی امریکا و چین محسوب می شود

تایوان مرکز التهاب در اقیانوس آرام غربی

۰۴ خرداد ۱۴۰۰ | ۱۲:۰۰ کد : ۲۰۰۲۷۹۷ آسیا و آفریقا نگاه ایرانی
نویسنده خبر: شهره پولاب
شهره پولاب در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: ایالات متحده در استراتژی هند و اقیانوس آرام خود درصدد است تا برای محافظت از نظم غرب، روابط استراتژیک خود را با تایوان ارتقا داده و وضعیت جزیره را به سطح سایر متحدان ایالات متحده در اقیانوس آرام ارتقا بدهد.
تایوان مرکز التهاب در اقیانوس آرام غربی

دیپلماسی ایرانی: جو بایدن، رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا  در روز 14 آوریل 2021 در چهل و دومین سالگرد تصویب قانون روابط با تایوان در مجلس سنای آمریکا، یک هیات غیررسمی را عازم تایوان کرد. کاخ سفید این سفر را نشانه ای از تعهد وی به تایوان و دموکراسی در این کشور توصیف کرد. همزمان با سفر بازدید هیئت غیر رسمی ایالات متحده از جزیره خودگردان، ارتش چین در 16 آوریل یک تمرین نظامی فشرده” “live-fire exercise که یک سناریوی واقع بینانه ای برای استفاده از تجهیزات خاص را به نمایش می گذارد، در جنوب تایوان برای ارزیابی توانایی های عملیاتی مشترک نیروهای مسلح این کشور انجام داد.

اعزام کریس داد سناتور سابق، ریچارد آرمیتاژ و جیمز اشتاینبگ، معاونین سابق وزارت امور خارجه آمریکا به تایوان را می توان نشانه‌ مهمی از مواضع بایدن در قبال تحولات منطقه اقیانوس آرام غربی و تعهد ایالات متحده نسبت به تایوان قلمداد کرد که چین آن را بخشی از تمامیت ارضی خود تلقی می‌کند.

ایالات متحده در استراتژی هند و اقیانوس آرام خود درصدد است تا برای محافظت از نظم غرب، روابط استراتژیک خود را با تایوان ارتقا داده و وضعیت جزیره را به سطح سایر متحدان ایالات متحده در اقیانوس آرام ارتقا بدهد. این تلاش ها پتانسیل بالقوه تایوان را برای تبدیل شدن به نقطه اشتعال در روابط ایالات متحده و چین به بالفعل نزدیک می کند که می توان در دو بعد ژئوپلیتیک جنگ سرد جدید و ژئواکونومیک تولید تراشه بدان پرداخت:

-ژئوپلیتیک جنگ سرد جدید برای چندین دهه یک ابهام بزرگ صلح میان آمریکا و چین بر سر موضوع تایوان شکل گرفته که فاقد یک استراتژی واضح از سوی آمریکا نسبت به تایوان بوده است. چنانچه ایالات متحده در سال 1979 با قطع روابط با تایوان و کنار گذاشتن سیاست دفاع متقابل از این جزیره با تصویب قانون تغییر حفظ تعهدات ویژه نسبت به تایوان سیاست "ابهام استراتژیک" را جایگرین سیاست "بازدارندگی" کرده است. از این رو سیاست کنونی یعنی "ابهام استراتژیک" چگونگی برخورد ایالات متحده را در صورت حمله چین به تایوان را مبهم می سازد. اگر چه واضح است که گسترش بحران میان واشنگتن و پکن در این پاسخ بسیار تاثیرگذار است. 

کشور تایوان جزیره ای است که در حدود 180 کیلومتری سواحل جنوب شرقی چین در دریای چین جنوبی واقع شده است. این جزیره که دارای مرز دریایی با چین، ژاپن و فیلیپین بوده، در میان دو تنگه استراتژیک واقع شده که تنگه تایوان رو به ساحل جنوب شرقی چین بوده و دیگری تنگه لوزون است که اقیانوس آرام را به دریای چین جنوبی در شمال فیلیپین متصل می کند. موقعیت استراتژیک تایوان با دارا بودن زنجیره ای از جزایر و جدا کردن دریای چین جنوبی از اقیانوس آرام از دید استراتژیست های آمریکایی برای مهار قدرت نظامی در حال افزایش چین بسیار مهم ارزیابی می شود. تجمع گسترده تسلیحاتی چین شک و تردیدهایی را در مورد توانایی آمریکا در دفاع از تایوان در صورت بروز جنگ ایجاد کرده که نشان دهنده تغییر تعادل قدرت در منطقه اقیانوس آرام است که زمانی در سلطه نیروهای آمریکایی بوده است.

چین با توانایی استفاده از تعداد زیادی ناوچه گارد ساحلی و شبه نظامیان دریایی در دریای چین شرقی و دریای چین جنوبی در تلاش برای تقویت ادعای حاکمیت پکن بر تایوان است. حتی اگر این گونه تاکتیک ها و مانورها از سوی چین به منظور یک جنگ همه جانبه نباشد، اما دارای این بار روانی برای تایوان خواهد بود که تنها راه چاره، پیوستن به سرزمین چین است. هدف دیگر چین از این مانورها این است تا کشورهای دیگر را متقاعد کند که در صورت به چالش کشیدن منافع چین، هزینه سختی پرداخت خواهند کرد. همچنین چین نزدیک شدن بیش از حد یک قدرت خارجی به تایوان را بر نمی تابد و عملکرد ایالات متحده در فروش میلیاردها دلار سلاح، جنگنده ها، راکت اندازها و صرف هزینه های برگزاری تمرینات نظامی با نیروهای تایوانی برای نمایش یک اتحاد نظامی واقعی، بی پاسخ نخواهد ماند. 

می توان گفت که منافع چین و ایالات متحده در تایوان نامتقارن است و در حالی که چین حاکمیت تایوان را در جغرافیای اصلی سرزمینی خود و در جهت منافع اصلی ضروری محاسبه می کند، اهمیت تایوان برای ایالات متحده که جغرافیای پیرامونی محسوب می شود، به لحاظ اهمیت کمتر است.

چین تایوان را بخش غیر قابل تجزیه ‌ای از سرزمین خود می‌داند و تصاحب تایوان به صورت مسالمت آمیز و یا  با قرارگیری تحت فشار این امکان را فراهم می آورد تا چین به قدرت برتر اقیانوس آرام تبدیل شود. کنترل تایوان از سوی چین می تواند حلقه آزادی دریانوردی ایالات متحده را چه از منظر نظم بین المللی و چه به لحاظ حفاظت از منافع متحدان منطقه ای در دریای جنوبی چین تنگ کند. در اختیار داشتن فضای حیاتی اقیانوس آرام به چین اجازه خواهد داد تا کنترل حمل و نقل نفت به ژاپن و کره جنوبی را در اختیار گیرد و پایانی را برای پایگاه های نظامی ایالات متحده در خاک این دو متحد پاسیفیکی واشنگتن رقم بزند. چنانچه پایگاه های ایالات متحده در اوکیناوا در آب های میان تایوان و ژاپن که میزبان نیمی از نیروهای نظامی آمریکا مستقر در خاک ژاپن است، به راحتی در تیررس چین قرار خواهند گرفت. بنابراین هرگونه تلاش رسمی تایپه برای کسب استقلال می تواند پکن را به بسیج نیروهای خود وادار کند تا چنین نتیجه ای را متوقف کند.

در مقابل ایالات متحده می داند که اگر چین موقعیت مسلط در اقیانوس آرام را بدست آورد، اثر مخربی بر منافع ملی ایالات متحده خواهد داشت و از آن جایی که تایوان به عنوان بخشی از اولین زنجیره جزایر در موقعیت استراتژیک منطقه قرار دارد، ایالات متحده سعی خواهد کرد از آن دفاع کند زیرا اگر تایوان به چین ببازد، می تواند به یک پایگاه دریایی تبدیل شود که نه تنها منافع امنیت ملی ایالات متحده را بلکه منافع متحدان امریکا را نیز تهدید کند. ژاپن یکی از متحدان مهم ایالات متحده در آسیا است که طی چند سال گذشته نفوذ چین در آن افزایش یافته است. از این رو واشنگتن ژاپن را در اولویت فعالیت های دیپلماتیک خود در آسیا و اقیانوسیه قرار می دهد. بازسازی اتحادهای ایالات متحده و همچنین رقابت با چین از اولویت های اصلی سیاست خارجی بایدن بوده و ژاپن عامل تعیین کننده در هر دوی این اولویت ها خواهد بود. 

در شرایط کنونی نگرانی ها درباره توسعه توانایی نظامی و جنگی چین برای ایالات متحده که خواهان برتری مطلق نظامی است، رو به افزایش است. هنری کیسینجر، مشاور سابق امنیت ملی ایالات متحده، هشدار داده که اختلافات بین واشنگتن و پکن بزرگ ترین مشکل برای جهان هستند و عدم بهبود روابط می تواند با خطر جنگ سرد بین دو اقتصاد بزرگ جهان همراه شود.

-ژئواکونومیک تولید تراشه بعد ژئواکونومیک نیمه هادی ها و تهدیدات ناشی از عرضه جهانی آن و پتانسیل برهم زدن تجارت بین المللی، در مرکز رقابت ایالات متحده و چین برای کسب برتری فناوری قرار دارد. نیمه هادی ها که به عنوان تراشه شناخته می شوند به یک مولفه اصلی در اقتصاد جهانی تبدیل شده اند که در اکثر وسایل الکترونیکی از جمله تلفن های هوشمند، رایانه ها، وسایل نقلیه و حتی سیستم های تسلیحاتی متکی به هوش مصنوعی یافت می شوند.

تایوان بزرگترین تولیدکننده تراشه های نیمه رسانا در جهان است و شرکت صنایع نیمه رسانای تایوان (TSMC) بزرگترین سازنده تراشه جهان و بهترین تأمین کننده شرکت اپل و سایر شرکتهای آمریکایی است. تی سی ام سی و سامسونگ در کره جنوبی تنها شرکتهایی در جهان هستند که از دانش فنی ساخت کوچکترین و پیشرفته ترین تراشه ها برخوردار بوده و تقریباً 90 درصد آنها را تولید می کنند. نیمه رساناها جلوه دیگری از جاه طلبی های برجسته فناوری میان ایالات متحده و چین هستند که یک مبنای آسیب پذیری مهم در عرصه فناوری را برای دو کشور فراهم می آورند. قرار دادن مهمترین شرکت فناوری جهانی چین هواوی “Huawei” در لیست سیاه تهدید کننده امنیت ملی امریکا در آخرین روزهای ریاست جمهوری دونالد ترامپ و تلاش برای قطع عرضه تراشه های هوآوی به همراه تشویق ساخت کارخانه های نیمه هادی پیشرفته در ایالات متحده، این صنعت را به جنگ سرد فناوری جدید کشانده است.

چین نیز در میان تنش های دیپلماتیک و ژئوپلیتیک فزاینده با واشنگتن در تلاش است با تسخیر تایوان و دستیابی به فن آوری پیشرفته آن به سرعت مسیر برتری تکنولوژیکی جهانی را هموار نماید. هدف ناب "استقلال تراشه" برای پکن اینست که از آن به عنوان یک سلاح در برابر رقبا بهره گرفته و آن ها را با خطر کمبود تراشه تهدید کند.

بدین ترتیب نیمه هادی ها یکی از بزرگترین امتیازات بایدن نسبت به رئیس جمهور چین شی جین پینگ است که می تواند در یک جنگ سرد جدید ترجیح ایالات متحده را تغییر دهد تا به جای اطمینان دادن به حمایت از تایوان در برابر حمله بالقوه به چین، با تقویت روابط اقتصادی با تایوان و گره زدن روابط تجاری تایپه با ائتلافی از کشورهای متحد، مشارکت تایوان در جامعه جهانی را افزایش و از دموکراسی در این جزیره حمایت کند.

آنتونی بلینکن، وزیر امور خارجه ایالات متحده مدیریت روابط با چین را “بزرگترین آزمایش ژئوپلیتیک قرن 21” قلمداد کرده و چین را کشوری دانسته که "می تواند به طور جدی سیستم بین المللی پایدار و باز را به چالش بکشد". شاید زمان آن فرا رسیده است که ایالات متحده سیاستی مبنی بر شفافیت استراتژیک را ارائه دهد تا بتواند صریحاً نحوه واکنش ایالات متحده در برابر هرگونه استفاده چین از زور علیه تایوان را آشکار کند.

در مجموع رقابت قدرت در منطقه دو قطبی اقیانوس آرام غربی در حال اوج گیری است و تایوان با ترکیبی از ژئوپلیتیک جنگ سرد جدید و ژئواکونومیک تولید تراشه در مرکز این التهاب جای می گیرد. کدام یک از این دو کشور قادر خواهند بود تا جغرافیا را به نفع خود بکار گیرند؟ 

شهره پولاب

نویسنده خبر

دکترای جغرافیای سیاسی

اطلاعات بیشتر

کلید واژه ها: تایوان تنگه تایوان تلاش چین برای کنترل تایوان امریکا و تایوان چین و امریکا اقیانوس آرام


( ۳۷ )

نظر شما :

علیجانی ۰۴ خرداد ۱۴۰۰ | ۱۵:۱۸
خیلی خوب بود به ویژه مبحث توانایی تولید نیمه هادی ها توسط تایوان
نیک نفس ۰۵ خرداد ۱۴۰۰ | ۲۲:۱۹
سپاس خانم دکتر پولاب مثل همیشه بسیار عالی
ابراهیم قدیمی ۰۶ خرداد ۱۴۰۰ | ۲۳:۰۸
میگویند ناپلئون روزی گفته بود بگذارید این طغول خفته بخوابد۔مائوتسه تونگ با همکاری استالین این خفته تحت استعمار را بیدار کردند۔امریکائی ها خواستند از وفور نیروی کارگر انها ایتفاده برند که بردند۔ولی بیدا تر شد وتوانائی یافت۔توصیه میکنم نگذارید این غول بیدار وتوانا ومنظبط عصبانی شود۔تایوان نیم قرت ان است۔اگر تصمیم بگیرددر یک لحظه قورتش می دهد۔پا را از روی دم این غول تجهیز شده به علم ودانش ونکنولوژی وانضباط بردارید۔
اقبال ۰۷ خرداد ۱۴۰۰ | ۱۶:۳۸
تحلیل بسیار درست و زیبایی بود مانند همیشه. لذت بردم.
میترا فرخی ۰۷ خرداد ۱۴۰۰ | ۱۶:۴۶
مقاله بسیار تخصصی و حرفه ای بوده که توانسته با دید آینده نگر به واقعیات فعلی روابط دو ابرقدرت بپردازد.
حسام ۱۰ خرداد ۱۴۰۰ | ۲۲:۵۶
سلام و خیلی ممنون از تحلیل جامع، مفید و آموزنده شما.
حسن حيدري ۱۴ تیر ۱۴۰۰ | ۲۲:۰۷
واقعأ از ژرف اندیشی نویسنده محترم نسبت به مسائل ژئوپلیتیکی غرب اقیانوس آرام و مناسبات پیچیده ژئواستراتژیکی امریکا و چین بر سر تایوان لذت بردم.