یادداشت اختصاصی از ازبکستان

روابط ایران و ازبکستان: مشکلات و راه حل ها

۱۲ تیر ۱۴۰۰ | ۱۶:۰۰ کد : ۲۰۰۳۷۵۳ اخبار اصلی آسیا و آفریقا
یادداشت اختصاصی یولداشوا گلی (دانشکده علوم ازبکستان) برای دیپلماسی ایرانی: متاسفانه ایران و ازبکستان در سه دهه گذشته سطح همکاری اندکی، عمدتا در سطح جامعه مدنی (تجارت ماهواره، معدود روابط غیرنظامی و دانشگاهی) داشتند. وقت آن رسیده که این مشکل حل شود چرا که تنش مداوم ژئوپلیتیکی و بی ثباتی اقتصادی-اجتماعی در این مناطق، تنها به تشدید ناآرامی های بین المللی در شرایط چندپارگی منطقه می انجامد و همچنین می تواند تحقق کوریدورهای حمل و نقل آینده مانند چابهار، شمال-جنوب و غیره را به چالش بکشد.
روابط ایران و ازبکستان: مشکلات و راه حل ها

یادداشت اختصاصی یولداشوا گلی (کالج علوم ازبکستان) برای دیپلماسی ایرانی: ایران و ازبکستان مهم ترین کشورها در خاورمیانه و آسیای میانه هستند که پتانسیل آنها می تواند بر توسعه نقاط داغ امروزی (مانند سوریه و افغانستان) در جهان و از این رو، در شکل گیری نظام بین المللی جدید، تاثیر بگذارد. صلح، ثبات و پیش بینی پذیری روابط آنها به دلیل مجاورت جغرافیایی، تاریخی، مذهبی و فرهنگی، اقتصادی و منابع انسانی می تواند به ثبات و صلح در مناطق وسیع خاورمیانه، آسیای میانه و جنوب آسیا کمک کند. در مقابل، عدم همکاری نزدیک و نبود هماهنگی در تلاش های ازبکستان و ایران همانطور که در گذر زمان و در ادامه درگیری های منطقه ای (مانند افغانستان) ثابت شده، می تواند به عقب ماندگی اقتصادی و اجتماعی منطقه از جمله خود این کشورها بیانجامد. این مساله از آن جهت اهمیت دارد که در روند جهانی شد و در دنیای در حال تغییر امروزی، این امر می تواند هویت فرهنگی-تمدنی مشترک، ارزش ها و سنت های دینی آنها را نیز به خطر اندازد.

متاسفانه ایران و ازبکستان در سه دهه گذشته سطح همکاری اندکی، عمدتا در سطح جامعه مدنی (تجارت ماهواره، معدود روابط غیرنظامی و دانشگاهی) داشتند. وقت آن رسیده که این مشکل حل شود چرا که تنش مداوم ژئوپلیتیکی و بی ثباتی اقتصادی-اجتماعی در این مناطق، تنها به تشدید ناآرامی های بین المللی در شرایط چندپارگی منطقه می انجامد و همچنین می تواند تحقق کوریدورهای حمل و نقل آینده مانند چابهار، شمال-جنوب و غیره را به چالش بکشد.

چه نوع موانعی بر سر راه روابط دو جانبه وجود دارد؟ در حقیقت، این موانع را می توان به موارد داخلی و خارجی تقسیم کرد.

موانع در سطح داخلی عبارتند از:

1. دولت سکولار در ازبکستان در برابر دولت مذهبی در ایران. ازبکستان پیشینه الحادی به عنوان بخشی از اتحاد جماهیر شوروی دارد که بر ذهنیت و سبک زندگی آن بسیار تاثیرگذار است. اگرچه جمعیت ازبکستان به طور فزاینده به مبانی اسلام روی آورده اند و به زیارت می روند، اما عمدتا ذهنیتی سکولاری دارند: حتی زنان یا دختران با حجاب ترجیح می دهند تحصیل کنند، تجارت کنند و به خارج از کشور بروند و هیچ مانع دولتی و خانگی برای این مسائل وجود ندارد.

2. کلیشه ها و ترس از رادیکالیسم اسلامی و افراط گرایی از خاک ایران در ازبکستان. این مساله مانع تصمیم گیری صحیح در مورد ایران شده و بر رفتار مردم عادی که نمی خواهند در این مورد به مشکلی بربخورند، تاثیر گذاشته است.

3. مشکلات انتقالی:

•    ضعف نهادها و قوانین و همچنین فرار مغزها در هر دو کشور؛ این قدرت اجرایی ضعیف از پیش تعیین شده قادر به حل سریع و کارآمد مشکلات از جمله کار با مهمانان و همکاران خارجی، همکاری در پروژه های بین المللی، و توسعه انواع تجارت نیست.

•    ازبکستان و ایران اکنون از نظر نیروی کار با مهارت کافی که توانایی فعالیت در محیط جهانی شده را داشته باشند، کمبود دارند. در ازبکستان شمار افراد با دانش کافی از زبان های انگلیسی یا فارسی کم است و در ایران هم شمار اندکی از مردم زبان ازبکی می دانند که این مساله ارتباطات بین دو کشور را محدود می کند.

•    هر دو کشور برای پیشبرد پروژه های بزرگ به سرمایه گذاری، فناوری پیشرفته و دانش فنی نیاز دارند.

•    نبود یا کمبود زیرساخت ها و تدارکات لازم در هر دو کشور برای توسعه موفقیت آمیز تجارت مشترک.

•    فقر. شمار افرادی که در ازبکستان و ایران توانایی پرداخت هزینه سفر به خارج از کشور را دارند، اندک است. در ازبکستان عمدتا مهاجران کارگری وجود دارند که برای کسب درآمد به برخی کشورها سفر می کنند. این مساله درباره ایرانی ها که با قوانین داخلی و تحریم های بین المللی محدود شده اند، صدق نمی کند.

موانع در سطح خارجی عبارتند از:

1. تحریم های آمریکا علیه ایران که امکان سرمایه گذاری های کلان در پروژه های بزرگ با ایران را از بین برده است؛

2. رقابت ژئوپلیتیک بین قدرت های بزرگ و منطقه (ایالات متحده-روسیه، ایالات متحده-چین، ایران-ترکیه) که برخی امکانات در روابط دو جانبه را محدود و ازبکستان و ایران را مجبور کرده با احتیاط برای برقراری تعادل در روابط بین المللی اقدام کنند.

3. بی ثباتی در افغانستان که امکانات همکاری اقتصادی را محدود و مشکلات امنیتی ایجاد می کند.

نتیجه

به نظر می رسد تفاوت در نظام فکری دولت های دو کشور در حال حاضر از اهمیت زیادی برخوردار نیست، چرا که ایرانی ها سابقه طولانی زندگی در میان مردم غربی را دارند و در برنامه های مختلف آکادمیک و آموزشی در غرب با آنها در ارتباط دائمی هستند. این امر باعث اعتدال بیشتر و حتی غرب گرایی ایرانی ها شده و می تواند به درک متقابل بین ازبکستان و ایران کمک کند.

تلاش های مشترک و همکاری در حوزه های مختلف (تجارت، دانشگاهی، نهادهای جامعه مدنی و غیره) از جمله در میان سازمان های اجرای قانون، به از بین رفتن تدریجی کلیشه ها و ترس از رادیکالیسم اسلامی و حل تدریجی مشکلات انتقالی کمک می کند. 

برای سرعت بخشیدن به این فرایند به مصلحت است که:

o    دو کشور ارتباط متقابل و همکاری در میان آژانس ها و ادارات مختلف دولتی و غیردولتی را برای به اشتراک گذاشتن تجربه و دانش، مشاوره یا آموزش و غیره ایجاد کنند؛

o    توجه ویژه ای باید به تبادل تجربه در زمینه فن آوری و حوزه های دانش، انجام اصلاحات اقتصادی-اجتماعی و غیره وجود داشته باشد، چرا که این مساله می تواند به خودکفایی و رفاه منطقه کمک کند؛

o    برگزاری دوره های زبان (ازبکی برای ایرانیی ها و فارسی برای ازبکستانی ها)، کنفرانس ها، تالارها و سمینارها، سخنرانی ها و کلاس های ویدیویی به دو بصورت آنلاین و مسافرت؛

o    تقویت همکاری علمی- تحقیقات و پروژه های متقابل در زمینه هایی مانند تحقیقات بایگانی، باستان شناسی و فرهنگ، کارهای مرمت، چاپ کتاب ها و مقالات مشترک و غیره؛

در سطح خارجی برای هر دو طرف مطلوب است که:

o    برخی از اقدامات سیاست خارجی را با هدف دستیابی به توازن منافع و نیروها در منطقه هماهنگ سازند؛

o    سیاست امنیتی و اقتصادی مکمل در قبال افغانستان در پیش بگیرند؛

o    از تحقق و کار ایمن پروژه های برنامه ریزی شده در زمینه های حمل و نقل و انرژی اطمینان حاصل کنند.

کلید واژه ها: ایران و ازبکستان آسیای میانه


( ۲۰ )

نظر شما :

زیتون ۱۲ تیر ۱۴۰۰ | ۱۹:۳۱
انشالله منظورت این نیست که ما تاجیکستان را ول کنیم(خریدن زمان) تا شما و سلطان اردوغانتون سرش خراب بشین .....ایران و متحدانش خاک ازبکستان را به توبره خواهند کشید ....بخصوص الان که یافته های ژنتیک نشان میده ایرانی ها در اصل اقوام سکایی آریایی هستن که سرزمینشون از سواحل خلیج فارس تا جنوب جنگل های سیبری بوده ....
خسرو ۱۲ تیر ۱۴۰۰ | ۲۰:۴۰
جالب بود و کاملا سیستماتیک و کارا نوشته شده بود امیدواریم با شروع کار دولت جدید به ریاست آقای رییسی که به روابط با همسایگان اهتمام ویژه دارد به توصیه های خانم یولداشوا هم توجه گردد ایران کشور بزرگی است و با 600میلیون نفر همسایگی( بیش از 15کشور ) دارد از مزایای روابط اقتصادی با همسایگان بهره مند شویم
امیر ۱۳ تیر ۱۴۰۰ | ۱۳:۰۵
عجب ازبکها که زبان فارسی و فارسی زبانان تاجیک ( جمعیت ۱۰ تا ۱۲ میلیونی از جمعیت ۳۰ میلیونی ) و شهرهای فارسی زبان سمرقند و بخارا و فراغنه و...را ازبک زبان میداند و جریمه برای سخن گفتن زبان فارسی لحاظ کردند چه طور این پارادوکس و تناقض را توجیه میکند ؟؟؟؟؟؟؟ احتمالا با استفاده از تجربیات ترکیه در اسیمولاسیون ترکی استفاده خواهند کرد
خسرو ۱۴ تیر ۱۴۰۰ | ۱۴:۴۷
طبق آمار رسمی حدود 5 درصد مردم ازبکستان را تاجیکها تشکیل میدهند و این منطقی هم بنظر میرسد چون در گشت و گذار سمرقند و بخارا که بیشترین تعداد تاجیکان را در خود جای داده است فقط 10درصد مردم فارسی بلد بودند و در تاشکند هم من فارسی زبان ندیدم در حالی که لااقل چهل در صد مردم تاجیکستان - ازبک هستند و در ضمن وقتی ما با خوشحالی از دیدن فارس زبانها می گفتیم ، آنها با تاکید می گفتند ما تاجیک هستیم
رابط ۱۴ تیر ۱۴۰۰ | ۱۷:۱۶
اولا ازبکستان اقدام به سرکوب فرهنگ و زبان تاجیکی الاصل های خودش کرده ثانیا نزدیکی ازبکستان یعنی دوری تاجیکستان البته بر این مساله باید توجه کرد که امام علی رحمان نامرد باید حسابی گوشمالی بشه و اجازه بده مسلمانها آزادانه کارکنند
مداحی ۱۴ تیر ۱۴۰۰ | ۱۹:۳۰
جناب خسرو تاجیکهای ازبکستان بومی انجا ها نیستند بلکه در زمانیکه پایتخت تیمور وسلسله تیموریان (سمرقند) بزرگترین مرکز علم وادب جهان بود، علاوه بر اینکه در ان زمان زبان دری به عنوان زبان مدح وتملق در اکثر پایتختهای ترکان رواج داشت(دهلی،قاهره،استانبول،اصفهان،قازان...) واکثر مداحان از هر طرف بسوی این پایتختها روانه میشدند. علاوتا تیمور هم عادت داشت بعد از فتح هر کشوری عناصر صنعتگر وهنرمند را راهی پایتختش میکرد واین جماعت به وسیله همان مداحان اموزش زبان دری را فرا میگرفتند وخودشان هم مداح میشدند که دری زبانها هم از نسل انهاست که امروز موجب توهمات ایرانشهریان گردیده وبه خیالشان شاید به یاری ان مداح زادگان پایتخت تیمور را تصرف کنند، ولی فراموش کرده اند که ۳ میلیون در ی زبان چشم موغولی موجود در تاجیکستان هم از نظر نژادی خود را فارس واریایی نمیدانند بلکه بیشتر خود را ازبک میشمارند.
در جواب خسرو ۱۴ تیر ۱۴۰۰ | ۲۰:۲۴
این 10درصد که شما در بخارا و سمرقند فارسی صحبت میکند بعد مرگ اسلام کریموف ریس جمهور دیکتاتور ازبکستان اتفاق افتاده که باعث باز شدن فضای سیاسی و توصیه های حقوق بشری غرب است مطمینن بیش از 80درصد مردمان بخارا و سمرقند و فراغنه فارسی زبان هستند و این شهرها پایگاه زبان فارسی در آسیای مرکزی بودند اما سیاست اسییمولاسیون ترکی سازی بر پایه ملت سازی ازبکی و جریمه های سنگین و مجازات‌ها باعث ترس از تاجیکی نامیدن خود شده است ،این آمار رسمی در کشورهای پسا شوروی کجا دقیق بوده است ،اگر هم اقرار به این آمار بکند گسست فرهنگی زبانی و نژادی و تاریخی با جمعیت یک سوم خود را چگونه پاسخگو خواهند بود مانند وضعیت شکننده امروز قزاقستان ؟؟؟؟؟؟ اما غیر رسمی که سازمانهای غیر دولتی و غربی ارایه می‌دهند،به هر حال این جمعیت کثیر فارسی زبان آب که نشدند ،و کجا رفتند ؟؟؟؟ این آمار ۴۰ درصد اگر واقعیت داشته بود الان ازبکستان با همراهی روسیه ادعای مناطق تاجیکستان را میکرد ،حتی تاریخ نگاران هم این ادعایی که فقط پانترکا دارند را غلط میداند ،همان تاجیکها خود را بخشی از خراسان میداند کافیه اشعار شاعران حاضر آنها را میخواندی پر از اسامی خراسان است
مهدی ۱۵ تیر ۱۴۰۰ | ۰۳:۰۷
به خسرو لطفا جهت نیل به اهداف پان‌ترکیسم از اسامی ایرانی استفاده نفرمایید، و آمار منطقی تر و باور پذیرتری به خورد خواننده بدهید.