سرنوشت نافرجام آقای نخست وزیر

عمران خان پاکستان، فرشته نجاتی که نبود

۰۷ اردیبهشت ۱۴۰۱ | ۱۰:۰۰ کد : ۲۰۱۱۴۸۲ آسیا و آفریقا نگاه ایرانی
حسین ابراهیم خانی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: سرنوشت نافرجام دولت عمران خان با تعابیر و تفاسیر متفاوتی همراه بوده است. غالب این آراء و گمانه زنی ها متاثر از ادعا های اثبات نشده عمران خان و هواداران وی و مبنای دخیل بودن توطئه خارجی و خصوصا طراحی امریکا برای ساقط کردن دولت او استوار بوده اند. تحلیل وقایع اخیر پاکستان و ریشه یابی علل این رخداد نیازمند نگاه مجدد به ساختار سیاسی ، کارکرد نهاد های حکومتی، جایگاه احزاب و شخصیت های سیاسی و نهایتا چگونگی روابط خارجی پاکستان می باشد.
عمران خان پاکستان، فرشته نجاتی که نبود

نویسنده: حسین ابراهیم خانی، سفیر سابق در ویتنام و کامبوج و کارشناس ارشد دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت امور خارجه

دیپلماسی ایرانی: وضعیت سیاست داخلی پاکستان همواره غیر قابل پیش بینی بوده و تغییر و تحول ناگهانی در عین ثبات از جمله ویژگی های آن است که همواره با مبارزات بی امان احزاب و چهره های سیاسی در سطوح ملی و ایالتی و چارچوب پارلمانی همراه بوده است. تلاش حزب حاکم و دولت مستقر برای حفظ اکثریت پارلمانی عمدتا ائتلافی در مقابل جناح مخالف مترصد ساقط نمودن دولت حاکم از طریق یارگیری و محروم ساختن دولت از اکثریت پارلمانی از شاخصه های سیاست داخلی این کشور بوده است. 

در خلال چند دهه گذشته سیاست ورزی داخلی پاکستان تحت سیطره دو حزب بزرگ، ملی و سنتی "مسلم لیگ" و "مردم" بوده است که به ترتیب با سلطه خانواده سرمایه دار و پنجابی "شریف" و خاندان زمیندار و سندی "بوتو" شناسایی می شوند. این دو حزب رقیب به تناوب و مطابق با شرایط داخلی کشور دولت های ائتلافی تشکیل داده و یا در مقام حزب مخالف در پارلمان به مبارزه سیاسی با حزب حاکم مشغول بوده اند. خاستگاه اصلی و مهم حزب مردم استان جنوبی سند و برخی مناطق سایر استانهای پاکستان بوده است حال آنکه حزب مسلم لیگ عمدتا از حمایت استان پنچاب که قریب به 62 درصد از جمعیت پاکستان را در خود جای داده بهره مند بوده است. عنصر مهم و غالبا تعیین کننده در تشکیل دولت ها در پاکستان تمایل حاکمیت نظامی و همراهی نهاد قضایی این کشور بوده است که بیشتر در قالب حمایت از حزب راستگرای مسلم لیگ بروز یافته و در مقاطعی نیز به ناچار به حکومت حزب مردم رضایت داده است. تسلط وتوانایی حاکمیت در تحمیل اراده خود بر سیاسیون حاکم در اکثر موارد با تمکین و همراهی ولو توام با ناخشنودی دولت های مستقر قرین بوده و در موارد نارضایتی حاد از عملکرد دولت ها بصورت کودتای نظامی و یا انحلال پارلمان و برکناری دولت با فرمان ریاست جمهوری اعمال می گردیده است. سوء ظن دیرینه نظامیان نسبت به حزب مردم در کنار ضعف و فترت این حزب در غیاب چهره و کاریزمای خاص خاندانی بعد از ترور بینظیر بوتو و همچنین رو در رویی نواز شریف و حزب او با حاکمیت با هدف محدود ساختن نقش و دخالت ارتش در امور سیاسی زمینه ساز تمایل نظامیان به خلق جریانی سوم و نوظهور در کشور در خلال یک دهه اخیر شد. 

عمران خان چهره سرشناس و قهرمان ورزش کریکت پاکستان پس از خداحافظی از دنیای ورزش با شعار مبارزه با فساد و عبور از سیاستمداران و احزاب سنتی با تشکیل حزب "تحریک انصاف" در سال 1996 به دنیای سیاست پیوست. او در ابتدا با استقبال چندانی مواجه نشد و حزب او در هر دو انتخابات سراسری سالهای 1997 و 2002 کاملا ناکام ماند و انتخابات سال 2008 را نیز تحریم کرد. با این وصف حاکمیت نظامی با تصور آینده ای روشن و مورد اقبال بخش هایی از جامعه پاکستان پیش روی این تشکل سیاسی نوظهور بعنوان جریان سوم حمایت از عمران خان را در دستور کار قرار داد که در کنار فعالیت سیاسی و اجتماعی گسترده عمران خان نتیجه دلگرم کننده کسب 35 کرسی از از مجموع 342 کرسی مجلس ملی در انتخابات سراسری سال 2013 را در پی داشت. با اوج گرفتن اختلافات نواز شریف با ارتش در سال 2017 منجر به برکناری وی به حکم دیوان عالی پاکستان حزب مسلم لیگ نواز شریف از حمایت ارتش محروم شد و در انتخابات سراسری سال بعد حاکمیت نظامی با حمایت گسترده از عمران خان و سوق دادن سیاستمداران برخوردار از آراِء مردم به پیوستن به حزب تحریک انصاف پیروزی عمران خان با کسب 149 کرسی مجلس و نهایتا تشکیل دولت توسط وی را امکان پذیر ساختند.

دوره ناقص صدارت عمران خان که با مشخصه های فقدان تجربه مدیریت کشوری، محدودیت های ساختاری حکومت، وخامت اوضاع اقتصاد بیمار و تشدید تنگنا های اقتصادی و معیشتی ناشی از همه گیری کوید-19 همراه بود امیدواری  و خوش بینی اولیه عمومی نسبت به عملکرد متفاوت دولت عمران خان را مخدوش ساخت  و شعار جذاب مبارزه با فساد او هم در صحنه عمل با نتایج دلگرم کننده ای قرین نگردید. تورم مزمن در حد بالاترین رقم در بین کشور های جنوب آسیا و نارضایتی گسترده از وضعیت معیشتی همراه با کاهش ارزش پول ملی در برابر ارز های خارجی و بحران عدم موازنه تجاری حتی بخش هایی از نسل جوان هوادار وی در جامعه پاکستان را نا امید ساخت. برخی موضع گیری ها و تحرکات نسنجیده عمران خان و وزیر امور خارجه وی  در عرصه سیاست خارجی کدورت در روابط با برخی دوستان سنتی و ثروتمند نظیر عربستان سعودی و امارات متحده عربی و گرایش بیشتر آنها به هند را موجب شد. در این احوال و همسو با مشی تکراری رهبران سیاسی پاکستان در مستدام کردن دوران تصدی خود، عمران خان نیز با احساس احتمال قوی عدم توفیق مجدد در انتخابات سراسری سال آتی و نیاز مبرم به تداوم برخورداری از حمایت نظامیان خواهان نصب فرماندهان همسو با خود در مناصب کلیدی ارتش کرد. حسب برخی گزارش ها او در اوایل سال جاری میلادی خواستار انتصاب ژنرال فیض محمد، رئیس سازمان اطلاعاتی و قدرتمند ارتش (آی - اس - آی) که در سال 2018 صعود او به منصب ریاست دولت را میسر ساخته بود به منصب ریاست ستاد ارتش و یا ابقاء در همان سمت قبلی شد که به مخالفت جدی ژنرال باجوا، رئیس ستاد ارتش و عقب نشینی عمران خان از خواسته خود منجر شد. 

تنش در روابط ارتش- دولت و قطعیت یافتن خاتمه دوران حمایت نظامیان از عمران خان در محافل سیاسی پاکستان به خوبی احساس شد و احزاب مخالف فرصتی طلایی برای تشدید حملات به دولت و به چالش کشیدن اکثریت پارلمانی عمران خان پیش روی خود یافتند و تغییر فضای سیاسی و مرتفع شدن فشار نظامیان بر نمایندگان مجلس برای ادامه همراهی با دولت عمران خان در کوتاه مدت موثر واقع شد. رایزنی های شخصیت های سیاسی مخالف به جدایی یکی از احزاب موتلف عمران خان و همچنین تغییر وفاداری قریب به 20 نفر از نمایندگان مجلس عضو حزب تحریک انصاف و فراهم آمدن زمینه طرح رای عدم اعتماد به دولت انجامید. در این شرایط عمران خان در مواجهه با خطر از دست دادن اکثریت پارلمانی و با هدف جلب حمایت افکار عمومی و همچنین تدارک مستمسک قانونی جلوگیری از به جریان افتادن طرح سلب اعتماد پارلمانی به حربه مطرح ساختن توطئه خارجی برای ساقط نمودن دولت متوسل شد و بطور خاص ایالات متحده را متهم ساخت که در پی سرنگونی دولت او بوده است بدون آنکه مستندات قابل اعتنایی برای این ادعای خود ارائه کند. متعاقبا عمران خان بمنظور گریز از تنگنای طرح رای عدم اعتماد با این امید که در فاصله سه ماهه برگزاری انتخابات جدید شرایط را بنفع خود تغییر دهد مجلس ملی را منحل ساخت لکن در پی شکایت احزاب مخالف منجر به صدور رای احیای مجلس ملی از سوی دیوان عالی پاکستان و رای عدم اعتماد اکثریت نمایندگان مجلس عمران خان بعنوان اولین نخست وزیر پاکستان که با آراء پارلمانی از کار برکنار شده است ناگزیر از ترک کاخ نخست وزیری شد. او در مقام رهبری جناح مخالف و در کسوت قربانی توطئه ای گسترده، دولت شهباز شریف نخست وزیر و موتلفین وی را "وارداتی" و حاصل اعمال نفوذ کشورهای خارجی خواند و مشی رجوع به افکار عمومی و دادخواهی خیابانی را پیشه کرد. 

حسب ظاهر عمران خان با آگاهی از احتمال زایل شدن تدریجی پشتوانه حمایت مردمی خود در فاصله زمانی یک ساله تا انتخابات سراسری آتی مصمم است ضمن بهره جویی کامل از کلید واژه دست داشتن امریکا در قضایای سقوط دولت و ملتهب نگاه داشتن فضای عمومی و توسل به برگزاری جلسات اعتراضی عمومی و انجام راهپیمایی گسترده هواداران به سمت پایتخت حاکمیت و دولت جدید را وادار به پذیرش خواسته برگزاری انتخابات زودرس بنماید. ابتکاری که با توجه به محرومیت او از پشتیبانی ارتش و تغییر وفاداری قریب به 50 نفر از نمایندگان مجلس عضو حزب وی در فاصله ای کوتاه، و خصوصا قدرت نمایی خیابانی کمتر از حد انتظار هواداران وی در کراچی و گردهمایی کم رونق حزب تحریک انصاف در شهر لاهور بعید است سرانجام مورد نظر عمران خان را رقم زند. حملات آشکار هواداران حزب تحریک انصاف به ارتش و اشاره تلویحی و غیر مستقیم عمران خان به حاکمیت بعنوان عامل اصلی تحولات اخیر متضمن دور تر شدن نظامیان از وی شده احتمال بازگشت او به قدرت و یا توفیق چشمگیر در انتخابات سراسری سال آینده را کمرنگ تر می سازد. 

از سوی دیگر شهباز شریف نخست وزیر جدید پاکستان ضمن توافقی عاجل با احزاب موتلف کابینه خود را با دستور کار ساماندهی اوضاع اقتصادی و تقویت روابط خارجی تشکیل داد. او در کنار مسئولیت خطیر بهبود شرایط اقتصادی در فرصت یکساله باقی مانده تا انتخابات سراسری آتی ناگزیر از تعامل مثبت با نظامیان و حراست از ائتلافی متشکل از اجزای ناهمگونی است که صرفا با هدف ساقط نمودن دولت عمران خان شکل گرفته است. همزمان اقداماتی برای فراهم ساختن زمینه بازگشت نواز شریف رهبر حزب مسلم لیگ از اقامت اجباری در خارج از کشور و ایفای نقش مجدد در صحنه سیاسی پاکستان صورت پذیرفته است که در صورت توفیق این اقدامات آینده ای امیدوار کننده تر در انتخابات سراسری آتی اعم از عادی و یا زودرس پیش روی حزب مسلم لیگ خواهد بود.

با توجه به ماهیت خاص و سریعا تحول پذیر سیاست داخلی در پاکستان و تکثر مولفه های دخیل در شکل دهی صحنه سیاسی این کشور پیش بینی قطعی رخداد های آتی در عرصه سیاسی پاکستان به سادگی میسر نیست. وقایع اخیر و نزول غیر منتظره عمران خان مترداف با حذف محتوم وی از صحنه سیاسی و اجتماعی پاکستان نبوده و امکان تغییر شرایط و حتی بازگشت وی به قدرت در آینده دور یا نزدیک را کاملا منتفی نخواهد بود همانگونه که برکناری و جلای وطن نواز شریف در دو مقطع در خلال سالیان گذشته بمنزله پایام حیات سیاسی وی تعبیر نشد و هم اینک آشکارا به  امکان بازگشت او به کشور و حتی اشغال کرسی نخست وزیری در آینده اشاره می شود. در عین حال تاریخچه سیاست ورزی داخلی در پاکستان و عملکرد دولت های مستقر تا کنون مبین این نکته بوده است که آمد و شد دولت ها متضمن تاثیر، تغییر و تحول شگرف در داخل نبوده و خصوصا در عرصه سیاست خارجی تغییرات اساسی را رقم نخواهد زد. 

کلید واژه ها: پاکستان عمران خان نخست وزیر پاکستان سقوط عمران خان ارتش پاکستان سازمان اطلاعات ارتش پاکستان امریکا و پاکستان حسین ابراهیم خانی


( ۹ )

نظر شما :