در هفتاد و هفتمین سالگرد پایانِ جنگ جهانی دوم: زِلنسکی: «شَر برگشته است!»

پوتین: «همانند سال ۱۹۴۵، پیروزی از آنِ ما خواهد بود»

۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۱ | ۱۲:۰۰ کد : ۲۰۱۱۸۳۷ اروپا انتخاب سردبیر
سعید هاشمی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: بنظر می رسد: دولت روسیه که همواره توجیهات استراتژیک، ژئواستراتژیک و ایدئولوژیک  را مجموعا در این تهاجم نظامی ابراز داشته است، ناگزیر به ایجاد چنین نبرد مستقیم نظامی پس از سال ها انجام اقدامات سیاسی و دیپلماتیک در صحنه ی انتخابات اوکراین، انقلاب رنگی و یا موضوع الحاق کریمه و ... بوده است تا ضمن اِعلان عملی به کشورهای قدرتمند غربی در واکنش به تحرکات ناتو و عدم به رسمیت شناختن حق روسیه در شبه جزیره کریمه، از موقعیت جغرافیایی اوکراین به عنوان خط مرزی قابل اطمینان در مقابله با پیشروی ناتو و بمنظور جلوگیری از تهدیدات جدی مرزهای سرزمینی طویل و متعدد خود بهره ببرد.
پوتین: «همانند سال ۱۹۴۵، پیروزی از آنِ ما خواهد بود»

نویسنده: سعید هاشمی، کارشناس شرق اروپا- دانشجوی دکتری تخصصی جامعه شناسی سیاسی - سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی-اداره شرق اروپا

دیپلماسی ایرانی: روز ۸ مه (18 اردیبهشت) مُصادف بود با هفتاد و هفتمین سال روز پایان جنگ جهانی دوم. در چنین روزی در سال ۱۹۴۵، پس از گذشت شش سال جنگ ویران گر که بیش از 50 میلیون کشته، زخمی و بی خانمان بر جای گذاشت، آلمان نازی به فاصله کوتاهی پس از مرگ آدولف هیتلر تسلیم شد و قوای مُتفقین به صورت رسمی بر آلمان و متحدین‌اش اعلام پیروزی کردند.

در پی اعلام رسمی پایان جنگ، هزاران نفر در میادین پایتخت‌های بزرگ اروپایی حاضر شدند و به شادی و پایکوبی پرداختند. 

وینستون چرچیل، نخست‌وزیر بریتانیا، در نُطق پیروزی خود در لندن گفت: «خصومت‌ها از دقیقه ۱ نیمه شب ۸ مه به صورت رسمی تمام خواهد شد. جنگی که آلمان به راه انداخت به پایان رسید.»

این تاریخ هرچند به عنوان روز رسمی پایان جنگ به شمار می‌رود، با این حال کشورهای اروپایی تحت اشغال آلمان نازی مدتی قبل از آن استقلال خود را بازیافته بودند. 
ژنرال شارل دوگل در اوت ۱۹۴۴ به پاریس بازگشته بود، بروکسل پایتخت بلژیک در سپتامبر همان سال آزاد شده بود و هلند در ۵ مه سال ۱۹۴۵ پایان سلطه آلمان را جشن گرفته بود.

در ۸ ماه مه، فیلد مارشال ویلهلم کایتل، فرمانده ستاد فرماندهی عالی ارتش آلمان و وزیر جنگ رایش سوم، در برلین قرارداد تسلیم را در حضور نمایندگان ارتش سرخ شوروی، آمریکا و فرانسه امضا کرد.

اکنون بعد از گذشت هفتاد و هفت سال از جنگ بزرگ دوم، تهاجم نظامی روسیه به خاک اوکراین، در آستانه ورود به هفتاد و هفتمین روز خود است.

روس ها که در آن روزگار در کنار ایالات متحده امریکا، امپراتوری بریتانیا، فرانسه و جمهوری چین در قالب متفقین در برابر نیروهای محور اعم از آلمان نازی، امپراتوری ژاپن، پادشاهی ایتالیا (محور رم-برلین-توکیو)، تجربه روزهای بسیار سخت و طاقت فرسای جنگ در برابر حملات سنگین آلمان را در صفحات تاریخ خود ثبت کرده اند، هم اکنون نیز تلاش دارند تا بعد از گذشت نزدیک به یک قرن خاطرات خوش برگرداندن جریان جنگ به نفع ارتش سرخ شوروی را در نبرد استالینگراد زنده کنند و این بار پیروزی را با فتح کی یِف جشن بگیرند.

ژوزف استالین، مردِ پولادینِ شوروی که رهبریِ ارتش سرخ را در طول جنگ جهانی دوم فرماندهی کرد، جنگ نظامی و سیاسی که از مهمترین آثار و نتایج آن می توان از تبدیل اتحاد جماهیر شوروی به یکی از ابرقدرت های جهان نام برد تا آن جا که حتی در سال ۱۹۴۹، یعنی تنها بعد از گذشت پنج سال از جنگ، این کشور توانست دارای قدرت هسته‌ای شود و به انحصار آمریکا در این زمینه پایان دهد.

رَفیق استالین که سال ۱۹۵۳ و پس از ۲۹ سال رهبری اتحاد شوروی، در سن ۷۵ سالگی درگذشت، در روزگار ما جایش را به شخصیتی از جهاتی شبیه به خود، در دنیای          سیاست ورزی و انحصار طلبی در قدرت و اقتدار "کُمونیسمِ مُدرن" سپرده است.

ولادیمیر پوتین، رئیس جمهوری روسیه که از حدود دو ماه و نیم گذشته حملات نظامی خود را به اوکراین آغاز کرده، به نوعی قصد داشت در روز هشتم ماه مه سالجاری میلادی و به بهانه هفتاد و هفتمین سالروز پایان جنگ جهانی دوم همانند سال ۱۹۴۵، جشن پیروزی روس ها را این بار در کی یِف بگیرد. 

پوتین ضمن مقایسه آن جنگ بزرگ با مُناقشه جاری در اوکراین، اعلام کرده است:" کشورش به پیروزی دست خواهد یافت و سربازان امروز روسیه همچون اجدادشان شانه به شانه برای آزادی سرزمین مادری خود از لوث نازی‌ها می جنگند و اطمینان دارند که همانند سال ۱۹۴۵ پیروزی از آن ما خواهد بود".

مردِ آهنین (1) روسیه که خود را همواره مُعتقد به مذهب و پیرو کلیسای ارتدوکس می نمایاند و از حمایت کیریل یکم رهبر قدرتمند کلیسای ارتدوکس روسیه که به طور مداوم از سیاست های وی دفاع و پیروی می‌کند، نیز برخوردار است، به نوعی الزام آغاز جنگ با اوکراین را با جنبه های دینی و مذهبی عنوان کرد و حتی کلیسای ارتدوکس مسکو از آن حمایت کرد. 

از همین رو پوتین تاکید دارد: "وظیفه مُقدس ما این است که نگذاریم وارثان و پیروان ایدئولوژیکی آنهایی که در جنگ بزرگ میهنی (2) شکست خورده‌اند، دست به انتقام گیری زنند."

البته با تداوم این تهاجم، مرزبندی‌های جدیدی در کلیسای ارتدوکس شکل گرفته و بر اساس گزارش‌ها و موضع‌گیری‌های اخیر، به نظر می‌رسد: این جنگ به ضرر نفوذ کلیسای ارتدوکس مسکو در برخی مناطق و خصوصا ارتدوکس های اوکراین تمام می‌شود.

مسیحیان ارتدوکس اوکراین در اکثریت هستند و کاتولیک‌ها و پروتستان‌ها در اقلیت. لذا با وجود اینکه ایمان دینی در دو دهه گذشته در اوکراین کمتر شده، با این حال بر اساس آمارهای سال ۲۰۱۸، بیش از ۷۰ درصد جمعیت اعلام کرده اند که اعتقاد دینی دارند.

و اما در ظاهر، مقابلِ مردانِ پولادینِ روس، ولودیمیر زلنسکی کُمدین پیشه ای ایستاده است که گمان می رود: هنوز نقش وی در سریال خادمِ ملت (3) پایان نیافته و هنوز باید در این صحنه سیاسی داغ و سِکانس جدی تقابل غرب و شرق که آن را هم می توان به نوعی عدم پایان جنگ سرد میان روسیه و امریکا در نظر گرفت، نقش آفرینی بسزایی داشته باشد. 

زلنسکیِ اِحساساتی در سالگرد پایان جنگ دوم جهانی و تسلیم شدن رسمی آلمان نازی در برابر نیروهای متفقین، تهاجم نظامی روسیه به کشورش را بازگشت شَر به اوکراین می داند و معتقد است: «آن زندگی‌ که سربازان اوکراینی برایش جنگیدند، روز بیست و چهارم فوریه گذشته، همزمان با تهاجم نیروهای اشغال گر روسیه به پایان خود رسید و شَر دوباره، به شکلی متفاوت، با شُعارهای متفاوت، اما برای یک هدف بازگشته است.» و بر این موضوع تاکید دارد: «اوکراین و متحدانش پیروز خواهند شد.»

گذشته از مبانی فکری و نظری (سوابق سیاسی-تاریخی، پیشینه و مولفه های دینی و مذهبی) حاکم بر رهبران و جنگجویان حاضر و درگیر در میدان نبرد، مُشاهدات از اتفاقات و وقایع میدانی در طول مدت جنگ اخیر، حداقل تا این زمان حاکی از زمین گیر شدن نیروهای روسی در اطراف پایتخت و عدم دسترسی به کی یِف در زمان مورد انتظار، عقب نشینی استراتژیک روس ها در برخی مناطق، تغییر معنادار جبهه ی جنگ به سوی شرق اوکراین با تمرکز بر نابودی توانمندی‌های نظامی ارتش این کشور و تصرف اراضی دونباس، گره خوردن جنگ در اطراف مجتمع صنعتی آزوفستال و ...، است. آن هم به رَغم برخورداری ارتش روسیه از ادوات و تجهیزات پیشرفته و تسلیحات مُدرن که گمان می رود: کمک های مالی گسترده و ارسال تجهیزات نظامی راهبردی و همچنین اعزام نیروهای حرفه ای از سوی کشورهای عضو ناتو دلیل اصلی این اتفاق تلخ و غیر قابل انتظار برای روس ها بوده است. 

ولیکن عامل مهم و تاثیرگذار دیگر را می توان، وجود مردم هم نژاد، هم زبان و دارای اشتراکات فرهنگی و مذهبی در هر دو کشور مُتصور بود که به نوعی موجب عدم پیشروی سریع نیروهای نظامی روسیه در جنگ شهری و عدم دستیابی به اهداف ایشان در زمان مورد انتظار شده است.

بنظر می رسد: دولت روسیه که همواره توجیهات استراتژیک، ژئواستراتژیک و ایدئولوژیک (4) را مجموعا در این تهاجم نظامی ابراز داشته است، ناگزیر به ایجاد چنین نبرد مستقیم نظامی پس از سال ها انجام اقدامات سیاسی و دیپلماتیک در صحنه ی انتخابات اوکراین، انقلاب رنگی و یا موضوع الحاق کریمه و ... بوده است تا ضمن اِعلان عملی به کشورهای قدرتمند غربی در واکنش به تحرکات ناتو و عدم به رسمیت شناختن حق روسیه در شبه جزیره کریمه، از موقعیت جغرافیایی اوکراین به عنوان خط مرزی قابل اطمینان در مقابله با پیشروی ناتو و بمنظور جلوگیری از تهدیدات جدی مرزهای سرزمینی طویل و متعدد خود بهره ببرد.

نگاه تهدید آمیز روسیه به سایر کشورهای شرق اروپا و کشیده شدن دامنه ی جنگ به سایر نقاط اروپا، من جمله نا‌آرامی‌های روزی‌های گذشته در مناطق جدایی‌طلبِ طرفدارِ مُسکو در مولداوی (5)، حملات نیروهای روسیه به نزدیکی مرزهای لهستان (6) و ...، اَبَرقدرت های نظامی و اقتصادی غرب را بر آن داشته تا با برخورداری از توان مالی  مطلوب، ارسال تجهیزات و تسلیحات جنگی مُدرن و همچنین حضور فیزیکی شخصیت ها و مقامات رسمی اعضاء ناتو در اوکراین، ضمن حمایت و ایجاد روحیه ی مقاومت در مقامات اوکراینی و همچنین مردم این کشور، از پیشروی و نفوذ هر چه بیشتر روس ها در این منطقه جلوگیری کنند. 

"جیل تریسی بایدن"، همسر رئیس جمهوری و بانوی اول ایالات متحده آمریکا، "جاستین ترودو"، نخست وزیر کانادا و "بربل باس"، رئیس پارلمان آلمان از بلندپایه ترین شخصیت های سیاسی بوده اند که در روز یکشنبه 8 مه، برای گرامیداشت یاد قربانیان جنگ جهانی دوم و انجام گفتگوهای سیاسی با مقامات اوکراینی، وارد کی‌یِف شده اند که خود نشان از اهمیت حفظ حاکمیت اوکراین تحت سلطه دول غربی دارد. 

"کریستینا کوین"، کاردار سفارت آمریکا در اوکراین و تعدادی دیگر از دیپلمات‌های امریکایی نیز که از حدود سه ماه پیش و همزمان با آغاز حملات روسیه به اوکراین، کی‌یِف را ترک کرده بودند، روز یکشنبه گذشته به مناسبت بزرگداشت روز پیروزی در اروپا و یک روز قبل از برگزاری جشن روز پیروزی روسیه در جنگ جهانی دوم، به کی‌یِف بازگشته‌اند. 

جمع بندی

دولت روسیه جشنِ «روز پیروزی» غلبه بر ارتشِ آلمان نازی در سال ۱۹۴۵ را در حالی برپا کرده است که از حدود سه ماه گذشته درصدد فتح قله ی دیگری بنام کی یِف، در برابر پیشروی قدرت های غربی به سوی مرزهایش می باشد که شاید هنوز زمان برای نتیجه گیری و قضاوت تام از نوع اقدامات روسیه و نتایج جنگ برای طرفین درگیر زود باشد. 
از مَنظر نظریات علمی و روش مَند جهانِ سیاست، خصوصا جامعه شناسی سیاسی تطبیقی و با تمرکز بر نظریه ی اشتراک و افتراق، شرح وضعیت تاریخی کشورهای درگیر جنگ های بزرگ جهانی همچون روسیه و ایالات متحده امریکا به عنوان کشورهای هسته ای (مرکزی) و    نمونه های اصلی جامعه ی آماری و همچنین کشورهای پیرامونی ایشان (متفقین و نیروهای محور گذشته و هم پیمانان امروزی)، این گونه بنظر می رسد: ورود و اتفاق نظر امریکایی ها با اتحاد جماهیر شوروی در جنگ جهانی دوم، صرفا در مقابل زیاده خواهی ها و انحصارطلبی های آلمان نازی- شخص آدولف هیتلر و نیروهای محور بوده است که بعد از اتمام جنگ همین رفتار در روسیه و رهبران آن نیز پدیدار و تکرار شده است. 

پس از اتمام جنگ بزرگ دوم و ایجاد تغییرات و تحولات بسیار زیاد در موازنه ی قدرت در سطح بین الملل، خصوصا دست یابی به قدرت هسته ای توسط روس ها و پایان انحصار امریکایی ها در این عرصه، اتفاقا امریکا به عنوان پدرخوانده ی غرب در مقابل روسیه به عنوان ابرقدرت شرق وارد جنگ سردی شده است که به ظاهر در سال 1990م پایان یافته ولی در عالم واقع و با بروز جنگِ اوکراین، مشهود است که هیچ گاه زمینه های عملی و کارکردی این مُناقشات و جنگ های سیاسی، نظامی و اقتصادی از بین نرفته و نخواهد رفت. لذا نظر به ایجاد و استمرار جنگ ها در طول تاریخ بشر تا کنون، می توان بیان کرد: همچنان استدلال های علمیِ اندیشمندانی چون سَن سیمون و آگوست کُنت در خصوص نظریات خوش بینانه مبنی بر تعطیلی و اتمام جنگ ها در دوران صنعتی و مُدرن، در حد همان نظریات پوپولیستی و زرد باقی مانده اند و در عالم واقع تحقق نیافته اند. 

بر اساس شواهد و تجربیات قابل استناد و مطابق با فرضِ معکوس، اتفاقا نظریات بدبینانه در خصوص تداوم و استمرار جنگ ها در طول حیات بشر و خصوصا به بار آوردن حجم بیشتر تلفات انسانی و مادی و ... با پیدایش تجهیزات مُدرن، فناوری اطلاعات، گسترش ارتباطات و دستیابی بشر به تسلیحات نظامی پیشرفته و هسته ای، دارای پایایی و اعتبار بیشتر شده است.

از همین رو بنظر می رسد: نظریه ی چارلز تیلی نیز مبنی بر اینکه "جنگ، دولت ها را ساخته است و دولت ها، جنگ را" (1975:42،Tilly)، قابلیت مشاهده و استنادی دارد، چرا که نوع رفتار کشورهای قدرتمند در دولت سازی و نوع سلطه ایشان بر جهان امروز، موید این موضوع است.

وضعیت موجود نشانگر این است که جنگ های نیابتی قدرت های جهانی در سرزمین های دیگر موجب ایجاد، استمرار و دخالت های عامدانه موضوعی ایشان در خلق و ادامه حیات تنش ها و  التهابات در خارج از مرزهای خود و در سرزمین های پیرامونی می باشد که علاوه بر کُشتار و آوارگی افراد زیادی در کشورهای درگیر جنگ، نتایج و تبعات سهمگین و غیرقابل جبرانی همچون عدم تامین انرژی لازم و کمبود محصولات اساسی غذایی مانند: گندم، روغن و ...را برای ملت ها در سراسر جهان دارد.

در پی ایجاد جنگ ها و گسترش سُلطه ی ابرقدرت های جهان، بنظر می رسد: یکی از اهداف مهم ایشان، تامین نیروی کار اَرزان و فاقد هُویت شهروندی درجه یک برآمده از آوارگان و مهاجران کشورهای جنگ زده ی پیرامونی برای ارائه خدمات در سطح کشورهای جهان اول است که این ادعا را می توان در نوع پذیرش مُهاجران و آوارگان جنگ های اخیر در اوکراین، افغانستان، سوریه، عراق و ... به وضوح مشاهده کنیم. اگر چه کشورهای مُهاجر پذیر در میان این مهاجرین و آوارگان، نوع نژاد و زبان و طبقه ی اجتماعی و شهروندی مهاجرین را در نظر دارند ولی می توان گفت که نهایتا بر اساس قِشربندی های طبقه ی میزبان، درصد زیادی از این جنگ زدگان و آوارگان در جهانِ اول تبدیل به کارگرانِ اَرزان قیمت، در خدمت اَربابان بهره کِش خواهند شد.

از سوی دیگر مُعادلات پیچیده و خاص دنیای سیاست را با فرض این گُزاره ها باید در نظر داشت که یَحتمل با بُغرنج شدن اوضاع و عدم دستیابی روسیه به اهداف غائی خود در روزهای آتی، ولادیمیر پوتین تصمیمات سخت تری در استفاده از تجهیزات نظامی هسته ای روسیه مثل قوی ترین بُمب های اتمی و موشک های بالستیک قاره پیما (سارمات)، یا کیف هسته ای در اختیارش و یا حتی لزوم به پرواز درآمدن هواپیمای قیامتِ روسی اتخاذ کند و جهان ما را وارد جنگ جهانی دیگری از نوع هسته ای کند که تصورش هم برای بشر سخت است. اگر چه این گُزاره ها در شرایط عادی و غیر جنگی به دور از عقل و منطق بنظر می رسد ولی در شرایط بُحرانی جنگ ها و تنگناهای شدید سیاسی، تاریخ گُواه آن است که کشوری همچون ایالات متحده در استفاده از بمب های اتمی در جنگ جهانی دوم با امپراتوری ژاپُن، کوتاهی نکرد و با بمباران هیروشیما و ناگاساکی موجب ایجاد فاجعه ای جهانی شد.

تطبیقِ موقعیت استراتژیک و ژئواستراتژیک روسیه به عنوان پهناورترین کشور جهان با برخورداری از ذخائر عظیم انرژی، وجود منابع غنی طبیعی و همچنین وجود دانش و علم تولید تجهیزات پیشرفته ی نظامی راهبردی و هسته ای و ...، با منطق و تفکر حاکم بر شرائط سیاسی و حاکمیتی روسیه در نوع مُواجه و تقابل با غرب، برخی سوالات اساسی را در میان اذهانِ جوامع حقیقی و مجازی به وُفور مطرح کرده است: -اگر روسیه در جنگ با اوکراین به پیروزی قاطع دست یابد، روند مناسبات و مُعادلات جهانی بعد از آن چه خواهد شد؟ و یا -اگر نتیجه معکوس باشد و روسیه در مقابل جامعه ی قدرتمند غربی و اعضای ناتو و تحریم های سخت اقتصادی و سیاسی تاب نیاورد، آیا دوباره شاهد وقایعی همچون فروپاشی، تجزیه و اِضمحلال شدید روسیه به سان دهه نود میلادی خواهیم بود؟ - در صورت بروز هر یک از این گزینه ها و یا فرسایشی شدن جنگ با اوکراین، نوع مُواجه و مدیریت برخورد دولت های همراه با مَواضع روسیه، مانند ایران و چین در مناسبات بین المللی، با دیگر کشورهای مرکزی و یا سایر کشورهای پیرامونی چگونه خواهد بود؟ و یا اصلا -وضعیت کشور روسیه بعد از شخص پوتین که به نوعی در سالیان زیاد اخیر بر حیات و مَمات روس ها و حتی اُلیگارش های روس چَنبره زده است، چه خواهد شد؟

منابع:

1- نشریه انگلیسی «دیلی اکسپرس» یادداشتی به قلم «پیتر هن» تحت عنوان «پوتین؛ مرد آهنین سال ۲۰۱۵ از نگاه غرب» منتشر کرد.
2- لفظ جنگ کبیر میهنی در روسیه و جمهوری‌های سابق شوروی برای توصیف دوره بین ۲۲ ژوئن ۱۹۴۱ تا ۹ مهٔ ۱۹۴۵ در بسیاری از جبهه‌های شرقی نبرد جنگ جهانی دوم بین اتحاد جماهیر شوروی و رایش آلمان و متحدان آن به‌کار می‌رود. این عنوان پس از سخنرانی رادیویی ژوزف استالین خطاب به ملت اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی در تاریخ ۳ ژوئیه ۱۹۴۱ مرسوم گردید. در تمامی منابع رسمی شوروی سابق و همچنین منابع فدراسیون روسیه از این عنوان به‌ جای جنگ جهانی دوم استفاده می‌شود.
3- خادم ملت یک مجموعه ی تلویزیونی اوکراینی در ژانر طنز سیاسی است که توسط ولودیمیر زلنسکی تهیه‌کنندگی و ساخته شده و در آن نیز ایفای نقش می‌کند. زلنسکی که نقش قهرمان سریال، رئیس‌جمهور اوکراین را ایفا می‌کند، در ۲۱ آوریل ۲۰۱۹ با بیش از ۷۰ درصد آرا در دور دوم به عنوان رئیس‌جمهور اوکراین انتخاب شد.
4- نیکولوماکیاولی: ‏” هر جنگی به محض آنکه ضروری تشخیص داده شود، عادلانه می شود”. ‏
5- ترنسنیستریا یک منطقه جدایی‌طلب مولداوی با حمایت روسیه و از غرب هم مرز با اوکراین است و به عنوان بخشی از توافق آتش‌بس، از سال ۱۹۹۵ نزدیک به ۱۵۰۰ سرباز روس در این منطقه پایگاه و حضور دارند که بنابر اظهارات مقامات عالی رتبه نظامی روسیه، راهی هموار برای دستیابی به اوکراین از طریق اودسا و نهایتا تلاش برای فتح کی یِف خواهد بود.
6- لهستان در همجواری با روسیه به عنوان بازوی قدرتمند ایالات متحده امریکا در ناتو عمل می کند و در سال های اخیر با سامانه های دفاع موشکی پیشرفته پاتریوت و ... تجهیز شده است که به عنوان منبع تهدید جدی برای روسیه بشمار می رود و کرملین معتقد است: لهستان، تمامیت ارضی اوکراین را تهدید می‌کند.
 

کلید واژه ها: روسیه اوکراین روسیه و اوکراین جنگ اوکراین ولادیمیر پوتین ولادیمیر زلنسکی جنگ جهانی دوم حمله روسیه به اوکراین


( ۱ )

نظر شما :

ناشناس ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۱ | ۱۸:۱۴
جنگ اوکراین لطف بزرگی بود که پوتین به ملتهای خواب و حکومتهای خوابتر کرد . بیچاره ملتهایی که غذایشان از کشوری دیگر و یا حتی از قاره ای دیگر تامین می شود . یک بیدار باش داده شده . آیا واقعا بیدار می شویم ؟ دم و دستگاه پوتین با نیتی خاص به اوکراین تاختند . پیروز شدند یا می شوند یا شکست خوردند یا می خورند ، خیلی مهم نیست آنچه مهم است ولوله ای است که در سفره ی میلیاردها انسان افتاده . خود ما کی قرار است فکری به حال کشاورزی قدیمی ، دموده ، اصراف کار ، بدون بهره وری ، شلخته و بی آینده امان بکنیم ، سوالیست که محتویات سفره امان در آینده رابطه ی مستقیم با جوابش دارد . وقتی مقالات پیرامون جنگ اوکراین را دسته بندی می کنیم متوجه می شویم تعداد کارشناسانی که نیاز به عینکهای دوربین دارند ، بسیار زیاد است ، کسانی که قلمشان را علاف حواشی کرده اند و متن را اصلا نمی بینند . اگر این ناشناس ادعا کند که روسها ناتو را بهانه کردند که بر مزارع عظیم گندم مسلط شوند ، حتما خواهید خندید و برای آنکه از ادامه ی خنده روده بر شوید می گویم که منتظر حمله ی آمریکا به کانادا باشید برای تصاحب ذخایر عظیم آب شیرین آنها . اینکه در لابلای این اتفافات تکراری در کره ی زمین برخی افراد دنبال قاعده ، قانون ، دموکراسی ، رایزنی ، مذاکره ، کنوانسیون ، کنفرانس ، اتحادیه و ... و خلاصه از این دست مسخره بازیها می گردند ، مثلشان مثل ( با عرض معذرت ) گوسفندی است که در دهکده ی گرگها از چاقو ساز سراغ دکان قصاب را می گیرد . رو قوی شو اگر آرام جهان خواهی و برای آن دو چیز لازم و ملزوم هم هستند . شمشیری برنده که خودت سازنده اش باشی و نانی داغ که حاصل مزرعه ی خودت باشد . غیر از این هر چه باشی ، گوسفندی هستی که ...
ابراهیم قدیمی ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۱ | ۱۶:۰۱
نظر به گندم ومزارع اوکراین از سالها پیش مورد نظر اروپائیان بوده است۔فاشیست های المان حمله به روسیه را برای سرزمین اوکراین وتامین غذای جمعیت اینده خود میخواستند۔همینگونه بود ناپلئون۔هیچ کشوری خاک کشور دیگری را برای مردم با زبان وفرهنگ دیگری نمی خواهد ۔برای منابع ان میخواهد۔