تکاپو برای حل اختلافات فراآتلانتیکی
کنفرانس امنیتی مونیخ، طلاق اروپا و امریکا میشود؟
نویسنده: مایکل فورمن (Michael Froman)، رئیس شورای روابط خارجی
دیپلماسی ایرانی: هتل بایریشرهوف، جایی که شصت و دومین کنفرانس امنیتی مونیخ – که به عنوان "داووس با اسلحه" نیز شناخته میشود – در حال برگزاری است. من به تازگی مقالهای به عنوان مهمان در نیویورک تایمز منتشر کردم که نشان میدهد چرا کنفرانس امسال در یک لحظه حساس قرار گرفته است.
سال گذشته، در مورد نقش دیرینه ایالات متحده به عنوان ضامن امنیت اروپا عدم اطمینان وجود داشت و اوکراین موضوع اصلی بحث بود. جی دی ونس، معاون رئیس جمهور ایالات متحده، نیز با گفتن این که اروپا با "تهدیدی از درون" روبهروست، شرکتکنندگان را شوکه کرد.
در روزهای آینده، پس از پایان جلسات، نسخه ویژهای از این ستون را به همراه یک گزارش مناسب که بازتابهای من را در بر میگیرد، منتشر خواهم کرد. با این حال، مشاهدات من در آستانه مونیخ، گزیدهای از نیویورک تایمز، در اینجا آمده است:
این کنفرانس که روز جمعه آغاز شد، یک دوراهی در مسیر روابط فراآتلانتیکی است. از دو مسیر پیش روی ما، یکی تنظیم مجدد پایدار اتحاد ناتو با یک اروپای قوی در هسته آن است که به دفاع از خود در عین حفظ یک همکاری سالم، هرچند تضعیفشده، با ایالات متحده قادر باشد. مسیر دیگر، ادامه اختلافات فراآتلانتیکی بر سر ارزشهای مشترک، منافع ملی و آنچه به عنوان تقسیم عادلانه مسئولیتها از همه طرفها محسوب میشود، است.
مسیر دوم دیگر فقط یک جنبه مداخلهجویانه از یک اتحاد سالم نیست. این مسیر، جدایی آشفتهای را بین ایالات متحده و متحدان اصلیاش تهدید میکند که به امنیت اروپا و آمریکا آسیب میرساند. به نفع ایالات متحده است که مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، که رهبری هیئت اعزامی دولت ترامپ در کنفرانس و هیئتهای همراه کنگره را بر عهده دارد، پیشرفت در مسیر اول را به حداکثر برساند. و مهم نیست که آقای روبیو چگونه لحن را تعیین میکند، اروپا باید پشت اصلاحات معنادار گرد هم آید.
اروپا آماده است تصمیمات سخت خود را بگیرد. مفهوم یک اروپای قویتر و یکپارچهتر، که توسط امانوئل مکرون، رئیس جمهوری فرانسه، اورزولا فون در لاین، رئیس کمیسیون اروپا، تصور شده است و دیگر رهبران سیاسی، همچنان به طرز دردناکی در حد تئوری باقی مانده و با رکود بوروکراتیک این بلوک مواجه است. ماریو دراگی و انریکو لتا، نخست وزیران سابق ایتالیا، و دیگران، پیش از این اهداف را تعریف کردهاند: یک بازار سرمایه یکپارچه، یک اکوسیستم نوآوری در سطح قاره، یک پایگاه صنعتی دفاعی که از مرزهای ملی فراتر میرود و حکومتی که بیشتر به بهرهوری و سرمایهگذاری متعهد است تا رویهها و مقررات بیش از حد. در پشت این چشمانداز، نیروی محرکهای وجود دارد. اما «استقلال استراتژیک»، همانطور که نامگذاری شده، مستلزم بدهبستانهای سیاسی مانند بسیج دفاعی، کسری بودجه، کاهش حاکمیت و دستاوردهای ناهموار است که همچنان توسط منافع کوتهبینانه بسیاری از کشورهای عضو مسدود شده است.
ایجاد استقلال استراتژیک اروپا و یک رابطه جدید و پایدار با ایالات متحده بیش از سه روز در هتل بایریشرهوف مونیخ طول خواهد کشید. بدترین نتیجه، چانهزنی بیشتر بدون پیشرفت ملموس خواهد بود. در غیر این صورت، کنفرانسی که در سال ۱۹۶۳ برای هماهنگی مهار اتحاد جماهیر شوروی توسط متحدان تأسیس شد، اکنون در معرض خطر تبدیل شدن به مکانی نه برای تقویت امنیت مشترک، بلکه برای رسیدگی به طلاق در آن سوی اقیانوس اطلس است.
منبع: شورای روابط خارجی (cfr) / تحریریه دیپلماسی ایرانی/۱۱


نظر شما :