ترامپ آمریکا را به کجا می‌برد؟

آمریکا و هیجان سالاری در روابط بین‌المللی

۰۵ بهمن ۱۴۰۴ | ۱۵:۰۰ کد : ۲۰۳۷۳۳۷ اخبار اصلی اروپا آمریکا
سید محمدکاظم سجادپور در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسد: ترامپ، اروپا را نه یک بار، چندین مرتبه در لفظ و عمل تحقیر کرد. از پافشاری بر واگذاری سرزمینی از طرف اوکراین به روسیه، تا تحقیر علنی رئیس‌جمهور اوکراین در کاخ سفید مقابل دوربین‌ها، ترامپ نه فقط عظمتی به آمریکا نبخشیده، بلکه جهان را نگران رفتار احساسی کرده است.
آمریکا و هیجان سالاری در روابط بین‌المللی

دیپلماسی ایرانی: یک سال از دور دوم ریاست جمهوری ترامپ در کاخ سفید گذشت، یک سالی که با هیچ دورانی در تاریخ معاصر آمریکا قابل مقایسه نیست. چگونه می‌توان دوره یک ساله ترامپ در کاخ‌سفید را مورد تجزیه و تحلیل قرار داد؟

در پاسخ باید گفت هیجان‌سالاری عمده‌ترین ویژگی این دوران است که خود بازتابی از روحیه، روانشناسی و ویژگی‌های فردی او در جامعه دوقطبی شده آمریکا و در شرایط پیچیده جهانی است که آمریکا احساس خاصی از وضعیت خود و جهان داشته و نقشی را در حال ایفاکردن است که ثمری جز بهم‌ریختگی و افزایش عدم اطمینان نداشته است. 

برای روشن‌تر شدن مطلب، نیاز به سه سطح تحلیل متفاوت و بهم پیوسته داریم: سطح اول، تحلیل فردی ‌پندار، گفتار و رفتار ترامپ در یک سال گذشته است. سطح دوم، سطح ملی و ارزیابی عملکرد در ایالات متحده و سرانجام سطح سوم، سطح بین‌المللی است. مخرج مشترک همه این سطوح در پیوند با دولت ترامپ، هیجان‌سالاری است. در سطح فردی، ترامپ در یک سال گذشته سیاست را در آمریکا شخصی کرد و همه چیز در شخص او خلاصه شد.

 او اولا آمریکا را مساوی ترامپ قلمداد کرد و خود برابری ذهنی او با ایالات متحده، در وجوه مختلف، برجسته و نمایان شد. او با پیام‌های خود در فضای مجازی و همچنین مصاحبه‌های تقریباً روزانه، فضای رسانه‌ای و سیاسی آمریکا را اشغال کرد. 

هیچ رئیس‌جمهوری در تاریخ معاصر آمریکا اینقدر در یک سال حرف نزده است. حرف‌های زیاد و بعضاً متناقض و متضاد، در عمق خود یک روح واحد را بیان می‌داشتند و آن اینکه آمریکا یعنی من، و این همان جمله معروف لوئی چهاردهم را پژواک می‌بخشد که در پاسخ به این سوال که تعریف دولت چیست، گفت «دولت یعنی من». در نظر ترامپ هم آمریکا یعنی او، و این فقط حرف نبود، بلکه در عمل خود را پادشاه دید. پژوهشگران سیاست داخلی آمریکا، واژه ریاست جمهوری امپراطورگونه را برای تبیین رفتار سیاسی او به کار گرفته اند.

ثانیاً، در سطح فردی، ترامپ خودشیفتگی ریشه‌دار و خطرناکی را به تصویر کشید. آنچنان خودشیفتگی او برجسته شد که رهبران کشورهای مختلف جهان، راه اثرگذاری بر سیاست آمریکا را از طریق او شناسایی کردند. همه راه‌ها به تعریف و تمجید از ترامپ ختم شد و هر چقدر کشوری، سیاستمداری و کنشگری به ستایش او پرداخت، سهم بیشتری در کنش‌های سیاسی آمریکا یافت و البته بالاترین درجه ستایش و تمجید را نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی از او به عمل آورد و در نامه‌ای رسمی به کمیته صلح نوبل، ترامپ را نامزد دریافت جایزه صلح نوبل کرد و در آخرین دیدار در فلوریدا نیز در مصاحبه مطبوعاتی مشترک، گفت «جایزه اسرائیل» که تا به حال به فردی غیراسرائیلی داده نشده، در جشن هشتاد سالگی رژیم صهیونیستی در ماه مه «اردیبهشت ۱۴۰۵» به ترامپ داده خواهد شد.

سومین بعد تحلیل سطح فردی رفتار ترامپ در یک سال گذشته، از زاویه روانشناختی، ترکیب خطرناکی از «تحقیر و انتقام» است. او هر فردی را که حتی در اردوگاه فکری او بود ولی اندکی با روش او زاویه دارد را تحقیر کرد. برخی از دوستان و همکاران خود را تحقیر کرد، چه رسد به مخالفین. یکی از ترجیع بندهای دائمی او، تحقیر بایدن و دولت او در هر حادثه و رخدادی بود.

اما این تحقیرکردن دیگران به تنهایی نبود و صریحاً و آشکارا نه فقط از انتقام سخن گفت، بلکه عملا وارد انتقام از مخالفین داخلی خود شد. وزارت دادگستری آمریکا را به تعبیر کارشناسان آمریکایی، تسلیحاتی کرد و به عنوان یک اسلحه از آن در نبرد سیاسی با مخالفین استفاده کرد. کومی، رئیس سابق «اف بی آی» را دادگاهی کرد. 

در مراسم یادبود کرک، که از همفکران او بود و ترور شد، گفت همسر کرک گفته که من مخالفین کرک را می‌بخشم. ولی من از مخالفین کرک انتقام می‌گیرم. در یک کلام، در سطح فردی، ترامپ ابعاد تاریک پیرکودکی را آشکار ساخت که از تمجیدگران از خود لذت می‌برد و عقده‌های خود را با انتقام از دیگران باز می‌کند.

در سطح ملی، آنچه او پیوسته شعار داده و می‌دهد که «آمریکا را دوباره عظمت می‌بخشد»، در عمل تحقق پیدا نکرد. در این شعار ابهام عمیقی نهفته است. عظمت کدام زمان؟ در کدام موضوع؟ و در چه شکلی؟ از نظر اقتصادی، عموم مردم آمریکا احساس بهبود اقتصادی نکردند. 

مفهوم «از عهده هزینه زندگی بر نیامدن»، تبدیل به موضوعی‌محوری شد به گونه‌ای که دراین شرایط که ترامپ از عظمت صحبت می‌کرد، زهران ممدانی، مهاجرزاده‌ای که خود را سوسیالیست می‌نامد، در شهر نیویورک با شعار غلبه بر «از عهده هزینه زندگی برنیامدن» و با وعده فراهم کردن امکان ازعهده برآمدن زندگی برای اقشار عادی آمریکایی، در انتخابات شهرداری به پیروزی رسید.

از نظر فرهنگی و اجتماعی، آمریکا در یک سال گذشته، دو قطبی باقی ماند و بلکه دو قطبی‌تر شد و مبارزه با مهاجرین غیرقانونی، خشونت را به بسیاری از شهرهای آمریکا تزریق کرد.استفاده از گارد ملی توسط ترامپ، این خشونت را تعمیق بخشید. در سطح بین‌المللی هم، ترامپ با شعار صلح از طریق قدرت، در واقع در پی ایجاد ترس از آمریکا بود. ادعای رئیس‌جمهور صلح بودن را کرد ولی از جنایت‌های رژیم صهیونیستی در غزه نه تنها حمایت کرد، بلکه بخشی جدانشدنی از آن‌ها بود. 

در حین مذاکره دیپلماتیک، در تجاوز رژیم صهیونیستی علیه کشور عزیز ما ایران، نه فقط شریک شد، بلکه ادعا کرد که آن تجاوز را مدیریت کرده است. نگاه تجدیدنظرطلبانه او به روابط بین‌الملل، با ربایش رئیس‌جمهور ونزوئلا در عملیات ضربتی و دکترین مونروئه جدید تکمیل شد و همچنین ادعای تسلط بر گرینلند را دارد. 

ترامپ، اروپا را نه یک بار، چندین مرتبه در لفظ و عمل تحقیر کرد. از پافشاری بر واگذاری سرزمینی از طرف اوکراین به روسیه، تا تحقیر علنی رئیس‌جمهور اوکراین در کاخ سفید مقابل دوربین‌ها، ترامپ نه فقط عظمتی به آمریکا نبخشیده، بلکه جهان را نگران رفتار احساسی و هیجانی آن کشور کرده است.

هر چه هست در یک سالگی ورود مجدد او به کاخ سفید، غلبه هیجان‌سالاری بر درایت سیاسی، برجسته‌ترین ویژگی ترامپ و ایالات متحده در داخل آمریکا و روابط بین‌الملل است.

کلید واژه ها: سید محمدکاظم سجادپور اتحادیه اروپا اروپا امریکا ایالات متحده امریکا امریکا و اروپا دونالد ترامپ ترامپ و اروپا اختلافات ترامپ و اروپا


( ۲ )

نظر شما :