با دور شدن از روسیه

آذربایجان فاتحه «کشورهای مشترک المنافع» را می‌خواند؟

۲۷ بهمن ۱۴۰۴ | ۱۸:۰۰ کد : ۲۰۳۷۷۲۷ اخبار اصلی آسیا و آفریقا
نشانه‌هایی وجود دارد مبنی بر اینکه آذربایجان ممکن است به زودی از کشورهای مشترک المنافع (CIS) جدا شود، سازمانی که مسکو مدت‌ها امیدوار بود از دور شدن کشورهای پس از شوروی از روسیه مانع شود.
آذربایجان فاتحه «کشورهای مشترک المنافع» را می‌خواند؟

نویسنده: پاول گوبل (Paul Goble)، متخصص دیرینه مسائل قومی و مذهبی در اوراسیاست. اخیراً، او مدیر تحقیقات و انتشارات در آکادمی دیپلماتیک آذربایجان بوده است. پیش از این، او به عنوان معاون رئیس دانشکده علوم اجتماعی و انسانی در دانشگاه آودنتس در تالین و همکار ارشد تحقیقاتی در کالج اروپایی دانشگاه تارتو در استونی خدمت کرده است. پیش از پیوستن به هیئت علمی آنجا در سال ۲۰۰۴، او در سمت‌های مختلفی در وزارت امور خارجه ایالات متحده، آژانس اطلاعات مرکزی و دفتر پخش بین‌المللی و در بنیاد کارنگی برای صلح بین‌المللی خدمت کرده است. او مرتباً در مورد مسائل قومی و مذهبی می‌نویسد و پنج جلد کتاب در مورد قومیت و مذهب در فضای شوروی سابق ویرایش کرده است. او که در دانشگاه میامی در اوهایو و دانشگاه شیکاگو آموزش دیده است، به دلیل فعالیت‌هایش در ترویج استقلال بالتیک و خروج نیروهای روسی از سرزمین‌های اشغالی سابق، توسط دولت‌های استونی، لتونی و لیتوانی مورد تقدیر قرار گرفته است.

دیپلماسی ایرانی: ولادیمیر پوتین، رئیس جمهوری روسیه، در نتیجه حمله تمام عیار خود به اوکراین، شکست ژئوپلیتیکی بزرگی را متحمل شده است. او گام‌هایی را که سایر جمهوری‌های شوروی سابق برای فاصله گرفتن از مسکو برداشته‌اند، تسریع کرده است .

این اقدامات در هیچ کجا به اندازه آذربایجان سرنوشت‌ساز نبوده است. باکو اکنون کشورهایی بسیار فراتر از مرزهای فضای شوروی سابق، به جز مسکو را به عنوان شرکای اصلی خود می‌شناسد. روابط آذربایجان با مسکو در چند سال گذشته به شدت رو به وخامت گذاشته است.

در نتیجه، نشانه‌هایی وجود دارد مبنی بر اینکه آذربایجان ممکن است به زودی از کشورهای مشترک المنافع (CIS) جدا شود، سازمانی که مسکو مدت‌ها امیدوار بود از دور شدن کشورهای پس از شوروی از روسیه مانع شود. باکو گام‌هایی برای تقویت روابط با دیگر قدرت‌های خارجی، مانند ایالات متحده، ترکیه و به ویژه جمهوری خلق چین (PRC) برداشته است. این روابط رو به تقویت، صرف نظر از روابطی که با مسکو دارند، به نابودی فضای شوروی سابق به عنوان یک واقعیت ژئوپلیتیکی و حوزه نفوذ بلامنازع روسیه دامن می‌زند.

دستاوردهای ارضی محدودی که پوتین با ورود جنگ گسترده‌اش در اوکراین به پنجمین سال خود به دست آورده، تحت الشعاع تحولات دیگر قرار گرفته است. نه تنها تلفات جانی، مالی و حتی مشروعیت روسیه در داخل، این درگیری مداوم را تحت الشعاع قرار داده، بلکه شکست‌های ژئوپلیتیکی آن در سراسر فضای شوروی سابق نیز مورد توجه قرار گرفته است. کشورها یکی پس از دیگری در فضای پساشوروی، از مسکو فاصله گرفته‌اند و از ساختارهای سازماندهی شده توسط مسکو مانند کشورهای مستقل مشترک المنافع جدا شده‌اند یا حداقل به طور کامل در آنها شرکت نمی‌کنند. این موضوع در مسکو به رسمیت شناخته شده و تحلیلگران روسی را نگران کرده است، که آن را نشانه‌ای از افول روسیه می‌دانند، حتی اگر گاهی اوقات در پایتخت‌های دیگر نادیده گرفته یا کم‌اهمیت جلوه داده شود.

به گفته استانیسلاو کوچر، روزنامه‌نگار روسی در سال ۲۰۲۳، آنچه کشورش و جهان اکنون آن را شاهد هستند «فروپاشی نهایی [اتحاد جماهیر شوروی] به شکل خروج «تکه‌های» آن از مدار فدراسیون روسیه است.» او ادامه می‌دهد: «در حال حاضر، روسیه تنها یک متحد در فضای پس از شوروی دارد: بلاروس. بقیه یا خود را محصور کرده و مسلح می‌شوند، یا لبخند شیرینی می‌زنند و سپس به مسلح شدن خود ادامه می‌دهند.» با توجه به این موضوع، او نتیجه می‌گیرد که «هرگز» کشورهای مستقل مشترک‌المنافع تا این حد بی‌معنی و متفرق نبوده‌اند. برخی از این کشورها به سادگی روابط خود را با کشورهای مستقل مشترک‌المنافع و مسکو کاهش داده‌اند، در حالی که برخی دیگر در را به شدت بسته‌اند. کوچر می‌گوید نکته این است که آنها روسیه را ترک کرده‌اند.

الکساندر دیوکوف، یکی دیگر از کارشناسان مسکو از موسسه تاریخ روسیه، حتی ناامیدتر است. او در نوامبر ۲۰۲۵ خاطرنشان کرد که کشورهای مستقل مشترک‌المنافع به هیچ یک از دو هدف اصلی خود به عنوان بستری برای «جدایی متمدنانه» جمهوری‌های سابق اتحادیه و به عنوان مبنایی برای حفظ پیوندهایی که آنها را به هم پیوند داده بود و می‌توانست به تشکیل یک دولت اتحادیه جدید منجر شود، دست نیافته‌اند.

دیوکوف ادامه می‌دهد که جمهوری‌های سابق اتحادیه، هر روز بیشتر از قبل، به شیوه‌هایی که روسیه را مستثنی می‌کند، با یکدیگر و با سایر کشورها وارد روابط می‌شوند. بسیاری از آنها اکنون به جای «شرکای استراتژیک» روسیه، «رقبا»ی آن هستند، هرچند که اغلب آنها یا مردم پایتخت روسیه خلاف این را می‌گویند. آذربایجان نمونه بسیار مهمی از این موضوع است. این کشور با ترکیه اتحاد برقرار کرده و در نتیجه به جای متحد روسیه، به رقیب آن تبدیل شده است. حتی اگر روابطش با مسکو در آینده مودبانه‌تر شود، به همین منوال عمل خواهد کرد.

دلایل قانع‌کننده‌ای برای بدبینی دیوکوف وجود دارد. بیش از یک دهه است که برخی در باکو اتخاذ خط مشی مستقل‌تری از سوی آذربایجان را خواستار بوده‌اند. هم خشم از زبان و اقدامات سلطه‌جویانه مسکو و هم به ویژه روابط نزدیک‌تر آذربایجان با ترکیه و ایالات متحده، این احساسات را تقویت کرده است. روابط با ایالات متحده از طریق نقش ایالات متحده در میانجیگری برای حل و فصل مناقشه آذربایجان با ارمنستان و از طریق برنامه‌هایی برای کریدور مسیر ترامپ برای صلح و رفاه بین‌المللی (TRIPP) که آذربایجان را به غرب متصل می‌کند، پیشرفت کرده است.

بسیاری در باکو همچنین از سفر معاون رئیس جمهوری ایالات متحده، جی. دی. ونس، به قفقاز تجلیل می‌کنند. این‌که اوضاع تا چه حد در این مسیر پیش رفته است، در مقاله‌ای از مفسر بانفوذ سیاست خارجی باکو، آ. شکور، که در ۵ فوریه توسط نشریه مینوال (Minval Politika، ۵ فوریه) منتشر شد، منعکس شده است. او می‌نویسد، مانند بازیگران مسنی که جز طرفداران مسن خود برای کسی جذابیتی ندارند، مقامات روسی نیز برای زنده نگه داشتن کشورهای مستقل مشترک‌المنافع و فضای شوروی سابق تلاش می‌کنند. با این حال، در سال‌های اخیر، آنها «فقط به سازماندهی اجلاس‌های غیررسمی» قادر بوده‌اند که رهبران سایر کشورها ممکن است در آنها شرکت کنند یا نکنند. او به طور ضمنی اشاره می‌کند که الهام علی‌اف، رئیس جمهوری آذربایجان، دو اجلاس آخر را از دست داده است.

او استدلال می‌کند که از آن زمان، «خودِ CIS در واقع وارد یک وضعیت رویشی شده است.» این سازمانی بوده که مسکو «به تلاش برای استفاده از آن برای ترویج عناصر فراملی، از جمله در حوزه‌های به ظاهر بی‌ضرری مانند آموزش زبان روسی در کشورهای دیگر، ادامه داده»، اما این [سازمان] تمام اهمیت واقعی خود را از دست داده است.

او ادامه می‌دهد که این تلاش‌ها و جلسات نمی‌توانند این واقعیت را پنهان کنند که CIS در حال حاضر نیمه‌جان است. سه کشور بالتیک هرگز عضو نبودند، گرجستان و اوکراین پس از حمله مسکو به آنها، از این سازمان خارج شده‌اند و مولداوی و ارمنستان در حال آماده شدن برای خروج هستند. به گفته وی، قزاقستان، ازبکستان و تاجیکستان نیز ممکن است به زودی با توجه به مشکلاتشان با روسیه، از این سازمان خارج شوند. اگر آذربایجان از این سازمان خارج شود، احتمال چنین خروج‌هایی بیشتر هم خواهد شد. این پایان کار خواهد بود، زیرا مسکو در حال حاضر منابع کمی برای انجام کاری در مورد این پایان قریب‌الوقوع فضای شوروی سابق دارد. اقتصاد آن خوب پیش نمی‌رود و هم استفاده از زور علیه همسایگانش و هم بدرفتاری با شهروندان این کشورها در روسیه، تنها تعداد بیشتری از این کشورها را از روسیه دور می‌کند.

شکور ادامه می‌دهد که به همان اندازه، یا شاید حتی مهم‌تر، کشورهای فراتر از مرزهای اتحاد جماهیر شوروی سابق در حال «تقویت مواضع خود» هستند، از جمله، اما نه محدود به سازمان کشورهای ترک، جمهوری خلق چین، اتحادیه اروپا و ایالات متحده. شکور خاطرنشان می‌کند که «نزدیک‌ترین متحدان آذربایجان – ترکیه و پاکستان – عضو CIS نیستند و بسیاری از شرکای اقتصادی اصلی آن نیز عضو در آن عضویت ندارند.» 

این مفسر می‌گوید: «این یک پرسش اساسی را مطرح می‌کند. CIS چه هدف عملی برای آذربایجان دارد، به ویژه با توجه به جاه‌طلبی‌های مداوم روسیه در داخل آن»، از جمله استفاده عریان از نیروی نظامی مانند اوکراین؟ او سپس با لحنی بلیغ می‌پرسد: «آیا زمان آن نرسیده است که باکو به طور کلی این پلتفرم را ترک کند؟» شکور معتقد است که اگر این گام برداشته شود، چیزی بیش از نابودی CIS خواهد بود. این امر این تصور را که فضای پس از شوروی بیشتر به محاسبات ژئوپلیتیکی سایر کشورها مربوط می‌شود تا منافع و موقعیت اعضای فعلی یا گذشته آن، تضعیف خواهد کرد. نشانه‌های امیدوارکننده‌ای وجود دارد که این تفکر جدید نه تنها در مسکو، بلکه در پایتخت‌های غربی نیز در حال گسترش است.

منبع: جیمز تاون فاندیشن / ترجمه: سید علی موسوی خلخالی

کلید واژه ها: جمهوری آذربایجان ارمنستان روسیه آذربایجان و روسیه کشورهای مشترک المنافع باکو الهام علی اف الهام علیف آذربایجان و امریکا ترکیه و آذربایجان آذربایجان و ترکیه چین و آذربایجان جی دی ونس سفر ونس


( ۵ )

نظر شما :