گرینلند در داووس ۲۰۲۶؛
دکترین ترامپ و شطرنج یخی در «مدیترانهی جدید»
نویسنده: فرهاد قادری، پژوهشگر روابط بینالملل
دیپلماسی ایرانی:
پایان رؤیای «قطب غیرسیاسی»
در داووسِ امسال، دو موضوع از دیگر محورهای بحث پیشی گرفتند: بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید و بازنگری راهبرد ایالات متحده در قطب شمال. در زمانی نه چندان دور، پیشنهاد ترامپ برای خرید گرینلند یک شوخی سیاسی تلقی میشد؛ اما در ژانویه ۲۰۲۶، همین ایده به بخش رسمی استراتژی امنیت ملی آمریکا تبدیل شد.
تحلیلگران در نشست داووس تقریباً همصدا بودند که دوران موسوم به «استثناگرایی قطب شمال» پایان یافته است؛ باوری قدیمی که این منطقه را صرفاً عرصه همکاریهای علمی میدانست. اکنون واشینگتن آن را سنگر دفاعی، منابع صنعتی و حلقه حیاتیِ زنجیره فناوری جهان آزاد میبیند.
۱. ژئواکونومی جدید: از رؤیای خرید تا واقعیت نفوذ اقتصادی
گرینلند سرزمین کوچکی است با جمعیتی اندک و وابستگی مالی شدید به دانمارک. یارانههای سالانه کپنهاگ نیمی از بودجه این جزیره را تأمین میکنند. دولت ترامپ در داووس طرحی ارائه کرد که این وابستگی مالی را با پشتوانه دلار آمریکایی جایگزین کند؛ نه با هدف تملک، بلکه برای تثبیت نفوذ اقتصادی بلندمدت.
الف) نبرد عناصر کمیاب:
چین همچنان در ۲۰۲۵ بر بازار «عناصر خاکی کمیاب» سلطه داشت، اما گرینلند ذخایر قابلتوجهی از این فلزات دارد، بهویژه در معدن «کوانفیِلد». آمریکا در داووس طرح تشکیل کنسرسیوم سهجانبه با کانادا و استرالیا را مطرح کرد تا استخراج این مواد مستقیماً در دست بلوک غرب قرار گیرد. همزمان، هرگونه معامله شرکتهای گرینلندی با طرفهای چینی را مشمول تحریمهای ثانویه دانست – اقدامی که عملاً مسیر حضور پکن را مسدود میکند.
ب) زیرساخت به مثابه ابزار نفوذ:
به تقلید از سیاستهای زیرساختی چین، واشنگتن حالا خود را «سازنده» معرفی میکند. سپاه مهندسی ارتش آمریکا مأموریت یافته بندرهای آبعمیقی در شمال گرینلند احداث کند؛ پروژههایی که ظاهراً هدف تجاری دارند اما از نظر فنی قابلیت پهلوگیری ناوهای هواپیمابر و یخشکنهای نظامی نیز دارند.
۲. امنیت نظامی: دژ یخزده شمال و مهار دوگانه روسیه و چین
در راهبرد جدید پنتاگون، قطب شمال نه دیواری یخی بلکه جبههای فعال تلقی میشود. آب شدن یخها مسیرهای تازهای را گشوده که اهمیت راهبردی فراوان دارند.
الف) شکاف GIUK و کنترل اطلس:
گذرگاه میان گرینلند، ایسلند و بریتانیا گذرگاه حیاتی زیردریاییهای روسی برای ورود به اقیانوس اطلس است. آمریکا با نصب سنسورهای زیرآبی و پهپادهای شناسایی قصد دارد این مسیر را کاملاً زیر نظر گیرد. در داووس، ترامپ شخصاً تأکید کرد که «امنیت گرینلند یعنی امنیت نیویورک.»
ب) پایگاه پیتوفیک (Thule سابق):
این پایگاه در شمالیترین نقطه جهان قرار دارد و اکنون ستون فقرات دفاع موشکی آمریکا شده است. با گسترش موشکهای مافوق صوت روسیه و چین، واشنگتن در بودجه سال آینده سه میلیارد دلار برای مدرنسازی این پایگاه و افزایش توان رهگیری در مسیرهای قطبی اختصاص داده است.
۳. بازی سیاسی: رقابت آرام میان نوک، کپنهاگ و واشنگتن
در صحنه سیاسی، ایالات متحده از تضاد میان دولت محلی گرینلند و دولت دانمارک بهرهبرداری میکند. گرینلند سالها خواستار استقلال بوده اما وابستگی مالی مانع تحقق آن شده است. در داووس، نمایندگان ترامپ پیشنهاد مشخصی به هیئت گرینلندی دادند:
«استقلال سیاسی، در برابر وابستگی اقتصادی و امنیتی به آمریکا.»
این توافق بالقوه، مدل «پورتوریکو پلاس» را تداعی میکند – نوعی خودگردانی که در آن کشور محلی ظاهر مستقل دارد اما سیاست خارجی و دفاعی آن تحت کنترل واشنگتن باقی میماند.
برای دانمارک، هر دو گزینه زیانآور است: مخالفت با آمریکا یعنی تضعیف روابط با مهمترین متحد ناتو؛ موافقت نیز به معنای از دست دادن کنترل بر بزرگترین جزیره جهان. در برابر دلارهای آمریکایی و وعدههای صنعتی کوپنهاگ عملاً قدرت مانور اندکی دارد.
۴. پیامدهای زیستمحیطی: پارادوکس ترامپ
همزمان با هشدار دانشمندان درباره ذوب شدن صفحات یخی، تیم اقتصادی ترامپ آن را «فرصتی لجستیکی» توصیف کرد. در نگاه جدید واشنگتن، گرم شدن زمین نه تهدید بلکه گشایش مسیرهای تجاری و استخراجی است. این رویکرد شکاف تازهای میان آمریکا و اروپا ایجاد کرده؛ جایی که اتحادیه اروپایی بر انرژی سبز و کاهش کربن پافشاری میکند.
جمعبندی: شطرنج یخی جهانی
یادداشتهای داووس ۲۰۲۶ نشان میدهند که گرینلند از حاشیه به مرکز رقابت جهانی منتقل شده است. دکترین جدید ترامپ بر سه محور استوار است:
- احاطه روسیه از شمال از طریق کنترل مسیرهای دریایی قطبی
- مهار چین از طریق تسلط بر منابع حیاتی فناوری
- ایجاد الگوی نفوذ نوین؛ وابستگی اقتصادی و زیرساختی، بدون اشغال مستقیم
با توجه به روندها، انتظار میرود در ماههای آینده کنسولگری آمریکا در شهر نوک افتتاح شود و نخستین قراردادهای معدنی مستقیم میان واشنگتن و دولت محلی گرینلند امضا گردد؛ رویدادهایی که نقش دانمارک را از بازیگر به ناظر تقلیل خواهد داد.
گرینلند در سال ۲۰۲۶ همان جایگاهی را یافته که برلین در دوران جنگ سرد داشت: نقطهای که در آن رقابت ابرقدرتها شکل نظم جهانی آینده را رقم خواهد زد.


نظر شما :