چگونه دیپلماسی نیچیروان بارزانی سیاە جامگان احمد شرع را پشت دروازەهای کوبانی متوقف کرد

معادلات کردی و آینده خاورمیانه

۰۴ اسفند ۱۴۰۴ | ۰۸:۰۰ کد : ۲۰۳۷۸۳۹ اخبار اصلی خاورمیانه
قباد آرش در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: به طور خلاصه، نیچروان بارزانی در بحران ژانویه ۲۰۲۶، یک دیپلماسی چندلایه و هماهنگ را رهبری کرد. او با فرانسه، به عنوان یک شریک اروپایی حامی حقوق کردها، مستقیماً بر سر تضمین‌های قانون اساسی رایزنی کرد. با آمریکا، به عنوان هماهنگ‌کننده اصلی صحنه سوریه، وارد همکاری تنگاتنگ برای مدیریت بحران شد و در نهایت، با ترکیه، با هوشمندی تمام و از طریق کانال‌های مناسب، مسیری را طراحی کرد که نگرانی‌های امنیتی آنکارا را با خواسته‌های کردها در چارچوب وحدت سوریه آشتی دهد. این مثلث دیپلماتیک، معمای پیچیده‌ای بود که بارزانی توانست آن را رمزگشایی کند و راه را برای گفتگوهای بعدی هموار سازد.
معادلات کردی و آینده خاورمیانه

قباد آرش، کارشناس ارشد علوم سیاسی

دیپلماسی ایرانی: در میانه ژانویه سال ۲۰۲۶ ، خاورمیانه بار دیگر در آستانه یک فاجعه انسانی و ژئوپلیتیک بزرگ قرار گرفته بود. صحنه سوریه که پس از سقوط حکومت بشار اسد به آرامشی نسبی گراییده بود، ناگهان به کانون جدیدی از تنش تبدیل شد. دولت جدید دمشق به رهبری احمد شرع که هنوز ماه‌های نخست تثبیت قدرت خود را پشت سر می‌گذاشت، با اتخاذ رویکردی نظامی‌گرایانه و با تمسک به مانیفیست اسلام گرایی افراطی، به سمت مناطق کردنشین در شمال سوریه حرکت کرد. هدف اعلام شده، بازپس‌گیری کامل خاک سوریه و پایان دادن به هرگونه ساختار خودگردان بود، اما آنچه در میدان رخ داد، بوی جنگی تمام‌عیار با کردها را می‌داد.

درگیری‌ها از حومه حلب آغاز شد. محله‌های شیخ مقصود و اشرفیه که سال‌ها نماد مقاومت کردها در برابر گروه‌های تندرو بودند، زیر آتش سنگین نیروهای دولتی قرار گرفتند. همزمان، ستون‌های نظامی به سمت استان حسکه و سپس به سوی کوبانی، این شهر اسطوره‌ای برای کردها، به راه افتادند. کردهای سوریه که خود را تحت عنوان نیروهای سوریه دموکراتیک (SDF) سازماندهی کرده بودند، با تمام توان به مقابله برخاستند، اما به زودی دریافتند که در این نبرد، نه تنها از نظر نسلیحاتی و برتری نظامی توازنی با حریف ندارند بلکه بسیاری از متحدان عرب‌تبارشان یا بی‌تفاوت مانده‌اند یا به صفوف دمشق پیوسته‌اند.

در این میان روح مقاومت کردها با تحقیرهای نمادین اسلامگرایان افراطی وابسته به احمدشرع در میانه نبرد مخدوش شد. یک کادر نظامی دمشق که از از صفوف نیروهای رادیکال تحریرشام به ارتش ملی شرع پیوسته بود پس از کشته شدن یک دختر مبارز کرد، گیسوان بافته شده وی را برید و زنان و دختران کرد را تحقیر کرد. این اقدام در میانه جنگ و خون، روح ملی گرایی کردها را تحریک و بزودی کنش های مدنی و اعتراضات خیابانی را از عراق تا سوریه و از خاورمیانه تا اروپا شکل داد. کمپین های حمابتی برای رساندن کمک به آوارگان کرد سوری شکل گرفت. از بنیاد خیریه بارزانی تا تلویزیونهای روداو، کردستان ۲۴ و اوا میدیا در اربیل و کردسات و کانال ۸ در سلیمانیه شکل گرفت.

در این میان شهرهای اربیل، سلیمانیه و دهوک شاهد تظاهرات گسترده‌ای بودند. مردم کرد عراق که خود سال‌ها با مفهوم مبارزه برای حقوقشان آشنا بودند، نمی‌توانستند در برابر سرکوب کردهای سوریه بی‌تفاوت بمانند. فضایی سرشار از خشم و همبستگی شکل گرفت. اما این شور و هیجان مردمی، یک روی تاریک هم داشت و آن اینکه صحنه نبرد به نفع کردها نبود و اگر رهبری سیاسی وارد عمل نمیشد، بحران می‌توانست به سرعت به درگیری‌های داخلی در اقلیم نیز دامن بزند.

در چنین شرایط بحرانی، نیچروان بارزانی، رئیس اقلیم کردستان عراق، ابتکار عمل را به دست گرفت. او که سال‌ها تجربه سیاست ورزی در عراق بعنوان یکی از پیچیده‌ترین کانونهای معادلات و منازعات منطقه را در کارنامه داشت، به خوبی می‌دانست که شعار و احساسات و کنشهای نمادین به تنهایی نمی‌تواند مانع از پیشروی نیروهای مسلح به سوی کوبانی شود. او می‌دانست که در این بازی مرگبار، تنها یک راه حل سیاسی و دیپلماتیک می‌تواند جلوی یک فاجعه انسانی و نظامی را بگیرد. بارزانی اقلیم کردستان را از یک تماشاگر نگران به یک بازیگر فعال و میانجیگر تبدیل کرد.

گام نخست او، برقراری خط ارتباطی مستقیم با دو طرف درگیر بود. او نه تنها با مظلوم عبدی، فرمانده کل نیروهای سوریه دموکراتیک، که از دیرباز با او رابطه نزدیکی داشت، تماس گرفت، بلکه راه ارتباطی با احمد شرع در دمشق را نیز باز کرد. این اقدام، در نگاه اول ساده به نظر می‌رسید، اما در شرایطی که دو طرف یکدیگر را به نیابتی بودن و وابستگی به قدرت‌های خارجی متهم می‌کردند، وجود یک شخصیت میانه‌رو و میانجی که بتواند بدون پیش‌داوری با هر دو سو سخن بگوید، یک سرمایه استراتژیک بود.

نیچروان بارزانی در این تماس‌ها، روی یک نکته اساسی انگشت گذاشت: آینده سوریه. او به احمد شرع یادآور شد که کردها بخش جدایی‌ناپذیر از بافت جمعیتی و تاریخی این کشور هستند و هرگونه تلاش برای حذف یا سرکوب آنها، نه تنها به صلح پایدار منجر نخواهد شد، بلکه سوریه را به ورطه یک جنگ داخلی فرسایشی دیگر خواهد کشاند که تنها سود آن به دشمنان مشترک یعنی گروه‌های تروریستی باقی‌مانده خواهد رسید. از سوی دیگر، او به رهبران کرد سوریه نیز تاکید کرد که دوران پس از اسد، دوران تثبیت است و کردها برای تضمین حقوق خود، نیازمند ارائه طرحی واقع‌بینانه و گفتگو با دمشق هستند، نه تقابل تمام‌عیار.

همزمان با این رایزنی‌های پشت پرده، بارزانی صحنه عمومی را نیز رها نکرد. در شانزدهم ژانویه، اربیل میزبان یک نشست بسیار مهم بود. مسعود بارزانی، رهبر کاریزماتیک حزب دموکرات کردستان، از مظلوم عبدی استقبال کرد. این دیدار که تصاویر آن در تمام رسانه‌های کردی و عربی پخش شد، یک پیام واضح به همه داشت: رهبران کرد عراق علیرغم تمام اختلافات تاریخی، در حمایت از کردهای سوریه متحد هستند و پشت آنها ایستاده‌اند. این نمایش اتحاد، وزن سیاسی کردها را در مذاکره‌ با احمد شرع و متحدانش به شدت افزایش داد.

اما نقش اصلی نیچروان بارزانی در صحنه بین‌المللی ایفا شد. او به خوبی می‌دانست که حل بحران سوریه، بدون حضور و همراهی بازیگران جهانی و منطقه‌ای ممکن نیست. او با استفاده از اعتبار دیپلماتیک اقلیم، با فرستادگان آمریکا، فرانسه، اتحادیه اروپا و همچنین مقامات ترکیه ای و اماراتی به رایزنی پرداخت. رویکرد او بسیار هوشمندانه بود. او به جای تقابل، بر منافع مشترک تاکید کرد. به ترکیه یادآور شد که ادامه درگیری‌ها در شمال سوریه، به ناامنی در مرزهای جنوبی این کشور و تقویت نیروهای نظامی میلیشیا دامن خواهد زد. به آمریکایی‌ها نیز گوشزد کرد که آتش جنگ در سوریه، تنها به سود رقبای آمریکا و بقایای بشار اسد خواهد بود و تلاش‌های آنان برای تثبیت منطقه را نقش بر آب می‌کند.

ثمره این نشست‌ها و رایزنی‌ها، در میدان جنگ نیز خود را نشان داد. درگیری‌های سنگین که تا آستانه کوبانی پیش رفته بود، فروکش کرد. خبر رسید که دو طرف بر سر یک آتش‌بس چهار روزه توافق کرده‌اند. این آتش‌بس، نفس راحتی بود برای هزاران غیرنظامی که در زیرزمین‌ها، مدارس، مساجد و ورزشگاهها پناه گرفته بودند. سپس، این آتش‌بس تمدید شد و در نهایت به یک توافق سیاسی جامع تر در بیست و نهم ژانویه انجامید. بر اساس این توافق، نیروهای سوریه دموکراتیک پذیرفتند که در نهادهای دولتی سوریه ادغام شوند و گذرگاه‌های مرزی و میدان‌های نفت و گاز تحت کنترل خود را به دولت مرکزی تحویل دهند. در مقابل، دولت دمشق متعهد شد که حقوق فرهنگی و اداری کردها را در چارچوب قانون اساسی آینده به رسمیت بشناسد و از هرگونه اقدام تلافی‌جویانه علیه آنها خودداری کند.

یکی از نتایج فوری و حیاتی این توافق، مسئله زندانیان داعش بود. هزاران تن از اعضای این گروه تروریستی که در زندان‌های تحت کنترل کردها نگهداری می‌شدند، در سایه تشدید درگیری‌ها، به بمب‌های ساعتی تبدیل شده بودند. با ایجاد ثبات نسبی و هماهنگی میان احمدشرع، شاهین عبدی، تام باراک و شیاع سودانی امکان انتقال بخش قابل توجهی از این زندانیان به عراق  فراهم شد. این اقدام، یک پیروزی بزرگ برای امنیت منطقه و جهان محسوب می‌شد و نقش سازنده میانجی‌گر کرد نیچیروان بارزانی را بیش از پیش آشکار ساخت.

نقش نیچروان بارزانی در این بحران، فراتر از یک میانجی‌گری ساده بود. او توانست در یک لحظه تاریخی بسیار حساس، از سرمایه اجتماعی، سیاسی و دیپلماتیک اقلیم کردستان به عنوان ابزاری برای صلح و اهرم فشار استفاده کند. او نشان داد که کردها به دنبال جایگاهی شایسته در نظم نوین منطقه‌ای هستند. اقدامات او مانع از آن شد که کوبانی، این نماد مقاومت در برابر تروریسم، بار دیگر به صحنه جنگی ویرانگر تبدیل شود و آتش اختلافات قومی، تمام منطقه را در خود بسوزاند.

بدون تردید، راه پیش رو هنوز طولانی و پرپیچ و خم است. تدوین قانون اساسی جدید سوریه و تضمین حقوق کردها در آن، نیازمند زمان و مذاکراتی دشوارتر است. اما آنچه در ژانویه و فوریه ۲۰۲۶ رخ داد، ثابت کرد که دیپلماسی، حتی در خاورمیانه‌ای که عادت به حل مسائل با زور دارد، می‌تواند پیروز شود. بخشی از این پیروزی، مدیون درایت و آینده‌نگری مردی بود که ترجیح داد از قدرت دیالوگ و گفتگو برای مهار بحران استفاده کند. نیچروان بارزانی با این نقش‌آفرینی، اقلیم کردستان را به عنوان یک بازیگر مثبت و تأثیرگذار در معادلات پیچیده خاورمیانه معرفی کرد. برای درک عمق نقش‌آفرینی نیچروان بارزانی در بحران ژانویه ۲۰۲۶ سوریه، باید به بررسی دقیقتر دیپلماسی فعال او با سه بازیگر کلیدی بین‌المللی یعنی فرانسه، آمریکا و ترکیه پرداخت. این تعاملات، شبکه‌ای از ارتباطات را شکل داد که در نهایت به مهار بحران و جلوگیری از سقوط کوبانی انجامید.

 پاریس، واشنگتن و آنکارا حامی طرح صلح نیچیروان

روابط نیچروان بارزانی با فرانسه، به عنوان یکی از اعضای دائم شورای امنیت و کشوری که همواره نقش فعالی در تحولات کردستان و سوریه ایفا کرده، اگر چه در گذشته بسیار خوب بود اما در این دوره بحرانی به اوج خود رسید. مهم‌ترین رویداد در این زمینه، تماس تلفنی مستقیم امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه، با نیچروان بارزانی در تاریخ ۱۷ ژانویه ۲۰۲۶ بود. این تماس در اوج درگیری‌ها نشان‌دهنده جایگاه ویژه اربیل در محاسبات پاریس بود. در این گفتگو، دو طرف ضمن ابراز نگرانی عمیق از بی‌ثباتی و درگیری‌های جاری در سوریه، بر لزوم کاهش تنش توسط همه طرف‌ها تأکید کردند . نکته بسیار حائز اهمیت، تمجید صریح امانوئل مکرون از نقش و تلاش‌های میانجی‌گرانه نیچروان بارزانی بود. رئیس‌جمهور فرانسه رسماً از فعالیت‌های بارزانی برای آرام کردن اوضاع در سوریه و جلوگیری از تشدید بیشتر بحران قدردانی کرد.

اما این سطح از همکاری به یک تماس تلفنی محدود نشد. در تاریخ ۵ فوریه ۲۰۲۶، تنها چند هفته پس از آن تماس، نیچروان بارزانی میزبان ژان نوئل بارو، وزیر خارجه فرانسه، در اربیل بود. مذاکرات آنها بار دیگر بر وضعیت سیاسی عراق و اقلیم کردستان و به طور ویژه بر "شرایط کردها و سایر جوامع در سوریه" متمرکز بود. تداوم این گفتگوها در بالاترین سطوح، نشان داد که فرانسه، بارزانی را نه تنها یک میانجی معتبر، بلکه شریکی کلیدی برای پیگیری و تثبیت توافقات آتی در سوریه می‌داند.

از سوی دیگر نقش آمریکا به عنوان متحد سنتی کردها و قدرتی با نفوذ تعیین‌کننده در صحنه سوریه، برای هرگونه راه‌حلی حیاتی بود. نیچروان بارزانی نیز هماهنگی نزدیکی با واشنگتن برقرار کرد. در همان روز ۱۷ ژانویه ۲۰۲۶ که با مکرون گفتگو کرد، بارزانی در اربیل از تام باراک، فرستاده ویژه دونالد ترامپ به سوریه و سفیر آمریکا در ترکیه و هیئت همراه استقبال به عمل آورد.

محور این گفتگوها، "وضعیت کنونی سوریه و آخرین تحولات سیاسی" بود و دو طرف بر ضرورت همکاری برای دستیابی به راه‌حلی مسالمت‌آمیز توافق کردند. حضور همزمان فرستاده ویژه سوریه و سفیر آمریکا در ترکیه در این دیدار، بسیار پرمعنا بود. این نشان می‌داد که بارزانی در حال ایفای نقش یک هماهنگ‌کننده منطقه‌ای است و تلاش می‌کند نگرانی‌های آنکارا را نیز از مجرای آمریکایی‌ها به فرآیند دیپلماسی وارد کند. این دیدار بخشی از یک تلاش هماهنگ بود که در همان تاریخ، با میزبانی مسعود بارزانی از مظلوم عبدی و فرستادگان آمریکایی نیز همراه شد و اربیل را به مرکز ثقل دیپلماسی بحران سوریه تبدیل کرد. شاید حساسترین و پیچیده‌ترین وجه نقش‌آفرینی نیچروان بارزانی، مدیریت رابطه با ترکیه بود. آنکارا همواره هرگونه نزدیکی به SDF را به دلیل ارتباطات این نیرو با پ.ک.ک، خط قرمز خود می‌دانست. بارزانی با درک عمیق این حساسیت، رویکردی بسیار ظریف و غیرمستقیم را در پیش گرفت.

او نه در بیانیه‌ها، بلکه در عمل نشان داد که راه‌حل بحران سوریه باید به گونه‌ای باشد که امنیت ملی ترکیه را نیز تأمین کند. یکی از شواهد کلیدی این رویکرد، استقبال او از فرستاده ویژه آمریکا به سوریه بود که همزمان سفیر آمریکا در آنکارا نیز محسوب می‌شد. بارزانی با این کار، عملاً کانالی غیرمستقیم اما مؤثر برای انتقال دیدگاه‌ها و نگرانی‌های ترکیه به طرف‌های کرد و دمشق ایجاد کرد.

علاوه بر این، او در مصاحبه‌های خود در همان ایام، از نقش "سازنده" ترکیه در حمایت از توافق میان SDF و دمشق تمجید کرد. این اظهارات، یک حرکت دیپلماتیک هوشمندانه بود. بارزانی با این کار ضمن قدردانی از آنکارا، به ترکیه القا می‌کرد که در میانه منازعه آمریکا و ایران و خطر بروز جنگ در غرب ترکیه، یک توافق سیاسی در سوریه، در نهایت به نفع امنیت ملی ترکیه است،تاثیر این تلاش‌های دیپلماتیک، در اظهارات وزیرخارجه دولت موقت سوریه در حاشیه کنفرانس امنیتی مونیخ در فوریه ۲۰۲۶ عیان شد.

نبچیروان باررانی که در یکی از سالنهای کنفرانس امنیتی مونیخ، شاهین عبدی یا همان مظلوم کوبانی و الهام احمد فرماندهان نیروهای سوریه دمکرات را با امانوئل مکرون به گفتگو نشاند در یکی دیگر از سالن‌های این کنفرانس معتبر جهانی، وی با اسعد حسن الشیبانی، وزیر خارجه سوریه، رو در روی هم نشستند. این دیدار که تا ساعاتی قبل از آن غیرقابل تصور به نظر می‌رسید، تبدیل به نقطه عطفی در مدیریت بحران در سوریه شد. الشیبانی در این دیدار، به صراحت از نقش رهبری اقلیم کردستان در کاهش تنش‌ها و تسهیل مسیر برای رسیدن به یک راه حل سیاسی قدردانی کرد. او اذعان داشت که میانجی‌گری‌های نیچیروان بارزانی، به دو طرف کمک کرد تا از مواضع حداکثری خود عقب نشینی کرده و به منافع ملی بلندمدت سوریه بیندیشند.

به طور خلاصه، نیچروان بارزانی در بحران ژانویه ۲۰۲۶، یک دیپلماسی چندلایه و هماهنگ را رهبری کرد. او با فرانسه، به عنوان یک شریک اروپایی حامی حقوق کردها، مستقیماً بر سر تضمین‌های قانون اساسی رایزنی کرد. با آمریکا، به عنوان هماهنگ‌کننده اصلی صحنه سوریه، وارد همکاری تنگاتنگ برای مدیریت بحران شد و در نهایت، با ترکیه، با هوشمندی تمام و از طریق کانال‌های مناسب، مسیری را طراحی کرد که نگرانی‌های امنیتی آنکارا را با خواسته‌های کردها در چارچوب وحدت سوریه آشتی دهد. این مثلث دیپلماتیک، معمای پیچیده‌ای بود که بارزانی توانست آن را رمزگشایی کند و راه را برای گفتگوهای بعدی هموار سازد.

کلید واژه ها: سوریه ترکیه نچیروان بارزانی احمد الشرع کردستان سوریه


نظر شما :

خسرو ۰۴ اسفند ۱۴۰۴ | ۱۱:۳۲
نچیروان بارزانی چهره معقول و سیاستمدار کرد عراقی و نزدیک به بریتانیا و مردی که تعامل و همکاری را می‌شناسد و واقعیت‌ها را قبول دارد قابل ستایش است ولیکن تاکید بر روابط ویژه اش با فرانسه و مکرون و آمریکا-- نشانگر اعتماد و امید به استعمارگران نزد حاملان تفکر کردمحوری است کردها بعنوان ساکنان بومی خاورمیانه و مسلمان ، بخاطر تمایلات استقلال طلبانه نباید تبدیل به مهره غربی ها و اسراییل شوند نچیروان بارزانی بعنوان کردی که سالها ساکن ایران بوده و تحصیلات ایرانی دارد شایسته هست که بجای مکرون ، مشکلاتش را با (پزشکیان وعراقچی و نیروی قدس سپاه که اقلیم کرد را از شر داعش نجات داد ) ایران حل کند -- شاهین عبدی یا مظلوم عبدی ؟
عبدالرضا ۰۴ اسفند ۱۴۰۴ | ۱۲:۲۴
این اقدام بارزانی نشان می دهد که چرا بارزانی ها در کسب فدرالیته موفق شدند ولی در سوریه این گونه نشد چون بارزانی ها از اول به جز چند مورد استثنایی به حقوق کردها پرداخته و در این راه به ضایع کردن حقوق سایر ملل چون تورکمن ها عرب ها و غیره نپرداختند و در مناطق کورد نشین ادعای فدرالیته کردند و موفق شدند و لی در سوریه کمتر از ده درصد کورد بیش از سی درصد از اراضی سوریه را ضبط نمودند و حقوق سایرین مثل تورکمنها و عربها را نادیده گرفتند