سه جنگ، یک روایت:

چگونه سخنان رهبر ایران بحران را معنا می‌کند

۰۷ فروردین ۱۴۰۵ | ۱۱:۵۸ کد : ۲۰۳۸۳۱۵ اخبار داخلی انتخاب سردبیر
نویسنده خبر: فاطمه خادم شیرازی
فاطمه خادم شیرازی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسد: در سطح ظاهری، سخنان مقام رهبری به شرح سه جنگ، شهادت‌ها و واکنش مردم می‌پردازد، اما در لایه عمیق‌تر، در حال ساختن روایتی از تداوم مشروعیت نظام در دل شرایطی بسیار بحرانی است. 
چگونه سخنان رهبر ایران بحران را معنا می‌کند

دیپلماسی ایرانی: سخنان مقام رهبری در آغاز سال نو در واقع نوعی بازسازی گفتمانیِ وضعیت سیاسی و اجتماعی کشور در شرایط بحران است؛ تلاشی برای تعریف دوباره ما، دشمن، و مسیر آینده. 

در سطح ظاهری، سخنان مقام رهبری به شرح سه جنگ، شهادت‌ها و واکنش مردم می‌پردازد، اما در لایه عمیق‌تر، در حال ساختن روایتی از تداوم مشروعیت نظام در دل شرایطی بسیار بحرانی است. 

نخستین لایه مهم در این گفتار، چارچوب‌بندی جنگ‌هاست. ایشان سه رویداد متفاوت را در قالب یک زنجیره واحد از جنگ معرفی می‌کنند: جنگ نظامی، کودتای امنیتی، و جنگ جاری. این شیوه روایت، پراکندگی بحران‌ها را به یک داستان منسجم تبدیل می‌کند؛ داستانی که در آن دشمن همواره بیرونی است و عامل اصلی رخدادها معرفی می‌شود. در این چارچوب، حتی نارضایتی‌های داخلی نیز نه به‌عنوان پدیده‌ای مستقل بلکه به‌عنوان بخشی از طرح دشمن تعریف می‌شوند. چنین چارچوبی کارکرد مهمی دارد: تبدیل بحران داخلی به مسئله امنیت ملی. در نتیجه، هر واکنش اجتماعی به‌طور ضمنی در نسبت با امنیت و تهدید خارجی معنا پیدا می‌کند. 

دومین لایه گفتمانی، بازسازی مفهوم مردم است. در این متن مردم نه صرفاً شهروندان بلکه امت و جبهه دفاعی تصویر می‌شوند. عباراتی مانند خط دفاعی به وسعت کشور یا سنگرهایی به تعداد میادین و مساجد نشان می‌دهد که ایشان تلاش دارند جامعه را از حالت تماشاگر به بازیگر در میدان نبرد تبدیل کنند. در این روایت، مردم فقط حمایت‌کننده نظام نیستند، بلکه خود بخشی از سازوکار دفاعی آن به شمار می‌آیند. چنین تصویرسازی‌ دو پیام ضمنی دارد: نخست این که بقای نظام به مشارکت عمومی پیوند خورده است؛ و دوم این که هرگونه فاصله گرفتن از این جبهه، عملاً خروج از یک میدان مشترک تلقی می‌شود. 

لایه سوم به مسئله شهادت و تقدیس فقدان مربوط است. در این سخنان، کشته‌شدگان جنگ نه صرفاً قربانیان بلکه حاملان معنای قدسی معرفی می‌شوند. تعبیرهایی مانند سفری آسمانی، کاروانی از جنس نور و قرب انوار طیبه نشان می‌دهد که مرگ در این روایت تبدیل به عنصر هویتی و معنوی می‌شود. این زبان مذهبی دو کارکرد دارد: از یک سو رنج و فقدان اجتماعی را قابل تحمل می‌کند، و از سوی دیگر آن را به سرمایه نمادین تبدیل می‌کند که مشروعیت ادامه مسیر را تقویت می‌کند. 

لایه دیگر سخنان رهبری به مدیریت اختلافات داخلی مربوط می‌شود. در بخشی از سخنان، به رسانه‌های داخلی توصیه می‌شود که از پرداختن به نقاط ضعف خودداری کنند. این جمله در ظاهر یک توصیه رسانه‌ای است، اما در سطح گفتمانی نشانه‌ای از اولویت دادن به انسجام سیاسی بر نقد عمومی است. در شرایطی که ایشان تلاش می‌کنند تصویر یک جامعه متحد در برابر دشمن ارائه دهند، برجسته شدن ضعف‌ها می‌تواند این تصویر را مخدوش کند. بنابراین سکوت یا کاهش نقد در این روایت به‌عنوان بخشی از دفاع ملی تعریف می‌شود. در کنار این، بخش اقتصادی سخنان رهبری نقش مهمی در تعادل‌بخشی به گفتمان دارد. 

ایشان برخلاف بخش‌های امنیتی که بیشتر بر دشمن خارجی تمرکز دارد، در حوزه اقتصاد به‌طور مستقیم به ضعف‌های مدیریتی و معیشتی اشاره می‌کنند. این اعتراف محدود به مشکلات اقتصادی نوعی سوپاپ واقع‌گرایی در سخنان ایشان ایجاد می‌کند. 

اگر کل سخنان مقام رهبری فقط بر پیروزی و مقاومت تمرکز می‌شد، ممکن بود از تجربه روزمره مردم فاصله بگیرد؛ اما اشاره به شنیدن انتقادات مردم در تاکسی‌ها یا خیابان‌ها تلاش می‌کند فاصله میان قدرت سیاسی و جامعه را کاهش دهد. 

این روایت از گفت‌وگوی مستقیم با مردم، نوعی تصویر از رهبری شنوا و در حال یادگیری ارائه می‌دهد. اعلام شعار سال اقتصاد مقاومتی در سایه وحدت ملی و امنیت ملی نیز در همین چارچوب معنا پیدا می‌کند. اقتصاد در اینجا نه صرفاً یک مسئله مدیریتی بلکه بخشی از میدان مقاومت تعریف می‌شود. به بیان دیگر، همان منطقی که جنگ نظامی را توضیح می‌دهد به اقتصاد نیز تعمیم داده می‌شود. این پیوند گفتمانی باعث می‌شود مشکلات اقتصادی به‌جای این که نشانه ناکارآمدی تلقی شوند، به بخشی از نبرد بزرگ‌تر با دشمن تبدیل شوند. 

سخنان دیگر مقام رهبری، با موضوع سیاست خارجی و همسایگان مطرح می‌شود که لایه دیگری از پیام‌های پنهان را آشکار می‌کند. تأکید بر اشتراکات دینی، قومی و فرهنگی با کشورهای منطقه، نوعی تلاش برای بازتعریف موقعیت ایران در محیط پیرامونی است. به‌ویژه اشاره به پاکستان و درخواست از افغانستان و پاکستان برای بهبود روابط، نشان می‌دهد که ایشان می‌خواهند ایران را نه صرفاً یک قدرت ملی بلکه بخشی از یک حوزه تمدنی و اسلامی بزرگ‌تر معرفی کند. در این چارچوب، منطقه به میدان رقابت با جبهه استکبارض تبدیل می‌شود. مقام معظم رهبری، تکذیب حملات به ترکیه و عمان و نسبت دادن آن به عملیات پرچم دروغین را نشان‌دهنده تلاش برای جلوگیری از گسترش تنش‌های منطقه‌ای معرفی می کنند. این بخش از سخنان ایشان در واقع نوعی پیام دیپلماتیک محسوب می‌شود که هدف آن حفظ روابط با همسایگان و جلوگیری از شکل‌گیری جبهه‌های جدید علیه ایران است. این سخنان مقام معظم رهبری را می‌توان تلاشی برای ساختن یک روایت منسجم از بحران دانست؛ روایتی که در آن سه عنصر اصلی به هم پیوند می‌خورند: دشمن خارجی، وحدت داخلی، و اقتصاد مقاومتی. در این روایت، جامعه به یک جبهه تبدیل می‌شود، رنج‌ها معنای قدسی پیدا می‌کنند، و مشکلات اقتصادی به بخشی از نبردی بزرگ‌تر بدل می‌شوند.

فاطمه خادم شیرازی

نویسنده خبر

کلید واژه ها: پیام نوروزی پیام نوروزی مقام معظم رهبری پیام نوروزی رهبر انقلاب آیت الله سید مجتبی خامنه ای رهبر انقلاب اسلامی فاطمه خادم شیرازی


( ۱ )

نظر شما :