هشداری که فراتر از کشورهای ساحلی أثر می‌گذارد

ناقوس مرگ دریای خزر

۰۳ مرداد ۱۴۰۵ | ۱۸:۰۰ کد : ۲۰۴۰۰۵۳ اخبار اصلی آسیا و آفریقا اقتصاد و انرژی
یش‌بینی‌های فعلی نشان می‌دهد که ممکن است سطح آب تا پایان این قرن یک سوم دیگر کاهش یابد. سطح آب در بسیاری از مناطق به اندازه‌ای کاهش یافته است که کشتی‌های بزرگ دیگر نمی‌توانند در خطوط دریایی تردد کنند، از بنادری که اکنون کیلومترها از خط ساحلی فاصله دارند استفاده کنند، یا به سکوهای نفت و گاز دریایی خدمات‌رسانی کنند.
ناقوس مرگ دریای خزر

نویسنده: پل گوبل (Paul Goble)، متخصص کهنه‌کار مسائل قومی و مذهبی در اوراسیا است. او پیش از این معاون علوم اجتماعی و علوم انسانی دانشگاه Audentes در تالین و دانشیار ارشد تحقیقاتی در EuroCollege دانشگاه تارتو در استونی بود. گوبل قبل از پیوستن به این دانشکده در سال 2004، در سمت‌های مختلف در وزارت امور خارجه ایالات متحده، آژانس اطلاعات مرکزی و دفتر پخش بین‌المللی و بنیاد کارنگی برای صلح بین‌المللی کار می‌کرد. او همچنین پنج جلد کتاب درباره قومیت و مذهب در فضای شوروی سابق نوشته است. او که در دانشگاه میامی در اوهایو و دانشگاه شیکاگو آموزش دیده است، توسط دولت‌های استونی، لتونی و لیتوانی به دلیل فعالیت‌هایش در ترویج استقلال بالتیک و خروج نیروهای روسی از آن سرزمین‌های اشغالی سابق، نشان افتخار دریافت کرده است.

دیپلماسی ایرانی: برای چندین دهه، ناظران آسیای مرکزی در مورد نابودی قریب‌الوقوع دریای آرال، به دلیل تغییرات آب و هوایی و استفاده فزاینده انسان از آب رودخانه هایی که آن را تغذیه می کنند، هشدار داده‌اند. آنها استدلال می‌کنند که این روند رشد اقتصادی را محدود می‌کند، تولید غذا را کاهش می‌دهد، بیماری را گسترش می‌دهد و خروج جمعیت گسترده‌ای را باعث خواهد شد، زیرا آسیای مرکزی به دنبال منابع آب قابل اعتماد است.

علی‌رغم این هشدارها، به‌طور قابل‌توجهی دستاوردهای چندانی حاصل نشده و دریای آرال چنان تخریب شده که بازیابی آن در کل غیرممکن است – با این حال، قزاقستان ممکن است موفق شود بخشی از آن را در شمال نجات دهد.

در حال حاضر، دریای خزر، یک حجم آبی بسیار بزرگتر و مهمتر، مسیر مشابهی را با سرعتی حتی سریعتر دنبال می کند. مساحت سطح آن در حال حاضر به اندازه مساحتی بزرگتر از سیسیل طی سه دهه گذشته کاهش یافته و در حال حاضر هر سال ۳۰ سانتی‌متر – تقریباً یک فوت – کاهش می‌یابد. پیش‌بینی‌های فعلی نشان می‌دهد که ممکن است سطح آب تا پایان این قرن یک سوم دیگر کاهش یابد. سطح آب در بسیاری از مناطق به اندازه‌ای کاهش یافته است که کشتی‌های بزرگ دیگر نمی‌توانند در خطوط دریایی تردد کنند، از بنادری که اکنون کیلومترها از خط ساحلی فاصله دارند استفاده کنند، یا به سکوهای نفت و گاز دریایی خدمات‌رسانی کنند.

پنج کشور ساحلی آذربایجان، ایران، قزاقستان، روسیه و ترکمنستان بیشترین ضربه را از این تحول متحمل شده‌اند. بنادر و آب‌های سرزمینی در حال گل و لای شدن هستند، برداشت ماهیگیری کاهش یافته، و بیماری‌ها در حال گسترش هستند، زیرا بادها مواد سمی را از بستر تازه در معرض دریا حمل و پراکنده می‌کنند، درست مانند آنچه در اطراف دریای آرال انجام می‌دهند. علی‌رغم مواجهه با پیامدها، این کشورها پیشرفت چندانی در جهت همکاری برای کاهش سرعت کاهش سطح آب خزر داشته‌اند. اختلاف نظرها بر سر شدت بحران ادامه دارد. تا همین اواخر، مقامات روسی این مشکل را انکار می کردند. کشورهای ساحلی همچنین در مورد اینکه چگونه تلاش‌ها برای نجات دریای خزر می‌تواند توازن قدرت منطقه‌ای را تغییر دهد، هزینه‌های اقدامات کاهشی، نحوه تقسیم این هزینه‌ها و اینکه چه کسی باید هزینه لایروبی را متحمل شود، اختلاف نظر دارند، به‌ویژه به این دلیل که کشورهای ساحلی، از جمله روسیه فاقد ظرفیت کافی لایروبی داخلی هستند.

یک نمونه، استفاده مسکو از دریای خزر برای حمایت از تجارت تسلیحاتی خود با ایران است. این فعالیت، کشتی‌های تجاری را به خطوط دریایی باریک و کم‌عمق سوق داده و شکایت سایر کشورهای ساحلی را باعث شده است. همچنین، این امر مسکو را بر آن داشته است تا برنامه‌های خود را برای تکیه بر دریای خزر به عنوان کریدور اصلی برای کریدور حمل و نقل بین‌المللی شمال – جنوب (INSTC) مورد بازنگری قرار دهد و تمرکز خود را به مسیرهای ریلی غرب و شرق دریا تغییر دهد.

یک تمایز کلیدی تحولات خزر را از آرال جدا می‌کند. برخلاف دریای آرال، خزر به طور مستقیم بر طیف وسیع‌تری از کشورها تأثیر می‌گذارد. جمهوری خلق چین (PRC)، ترکیه، کشورهای عضو اتحادیه اروپا و سایر کشورهای غربی همگی دارای منافع اقتصادی و استراتژیک مهمی در دریای خزر هستند. کاهش سطح آب در حال حاضر حمل و نقل را دشوارتر کرده، خطرات برای خطوط لوله را افزایش داده و زیرساخت‌های نفت و گاز دریایی را جدا کرده است. علی‌رغم این منافع مشترک، بازیگران خارجی هنوز موضع مشترکی اتخاذ نکرده‌اند و اغلب با مخالفت مسکو و تهران مواجه می‌شوند.

در نتیجه، تأثیر نابودی خزر به طور قطع بزرگتر و سریعتر از مرگ دریای آرال رخ می‌دهد. بسیاری از علل زمینه‌ای، به‌ویژه گرمایش جهانی، فراتر از توانایی هر کشوری برای رسیدگی است. اقدام مؤثر مستلزم همکاری پایدار بین‌المللی است. حتی اقدامات عملی‌تر، مانند بهبود بهره‌وری مصرف آب، تقسیم هزینه‌های لایروبی یا جابه‌جایی بنادر، بعید باقی می‌ماند زیرا نه کشورهای ساحلی و نه قدرت‌های خارجی تمایلی برای برداشتن گام‌های دشوار مورد نیاز نشان نداده‌اند.

به جای همکاری برای رسیدگی به این مشکل فزاینده، هم کشورهای ساحلی و هم قدرت‌های بیرونی به‌طور فزاینده‌ای در حال تقسیم شدن و از هم دور شدن هستند. برای مثال، قزاقستان و روسیه در حال حاضر بر سر درخواست آستانه مبنی بر مشورت مسکو با آن در مورد جریان رودخانه ولگا به خزر اختلاف دارند. قزاقستان استدلال می‌کند که ولگا، که بیشتر جریان ورودی خزر را تامین می‌کند، برای کند کردن کاهش سطح آب دریا ضروری است. علی‌رغم سابقه طولانی و به طور کلی موفق در حل‌وفصل اختلافات رودخانه‌های فرامرزی، مفسران روسی با خشم پاسخ داده‌اند و درخواست قزاقستان را به عنوان چالشی برای حاکمیت روسیه به تصویر می‌کشند. تنش بر سر این موضوع چشم‌انداز نزدیکی بین دو کشور را محدود می‌کند و قزاقستان را به فاصله گرفتن بیشتر از مسکو سوق می‌دهد.

در عین حال، کاهش سطح آب دریای خزر به تجزیه ژئوپلیتیکی بیشتر در سراسر منطقه کمک می‌کند. زیرگروه‌های کشورهای ساحلی در حال تشکیل اتحادهای جدید هستند، در حالی که بسیاری به دنبال روابط نزدیک‌تر با قدرت‌های خارجی هستند. یکی از مفسران قزاقستانی اظهار داشته است که سه بلوک رقیب ظهور کرده‌اند که هر کدام رهبر منطقه‌ای و حامیان خارجی خود را دارند. طبق این ارزیابی، این اتحادها می‌تواند دریای خزر را از منطقه‌ای با ثبات نسبی به منطقه‌ای با درگیری‌ها و تنش‌های نظامی بالقوه تبدیل کند.

کاهش سطح آب دریای خزر به هیچ وجه تنها عامل محرک این تغییرات ژئوپلیتیکی نیست. با این حال، این تغییرات به یک نگرانی جدی برای همه کشورهای درگیر تبدیل شده و همکاری کشورهای ساحلی، چه رسد به کشورهای خارجی، در مقابله با بحران آب را دشوارتر کرده است، به خصوص که این بلوک‌ها از یک سو از کشورهای رقیب خارجی مانند ترکیه و از سوی دیگر از چین حمایت می‌کنند.

با توجه به این روندها و خصومت برخی کشورها با تلاش‌ها برای مبارزه با تغییرات اقلیمی، چشم‌انداز پیشرفت در کوتاه‌مدت بسیار کم به نظر می‌رسد. در نتیجه، بحران آب دریای خزر احتمالاً تشدید خواهد شد و تصاویری از کشتی‌های بزرگ به گل نشسته در خشکی با ادامه عقب‌نشینی خط ساحلی، و همچنین فجایع انسانی در سراسر منطقه و در نهایت، پیامدهای ژئواکونومیک و ژئوپلیتیکی برای کشورهای بسیار فراتر از حاشیه دریای خزر ایجاد خواهد کرد. 

منبع: جیمز تاون / تحریریه دیپلماسی ایرانی/۱۱

کلید واژه ها: دریای خزر دریای کاسپین ایران روسیه آذربایجان ترکمنستان قزاقستان خشک شدن خزر


نظر شما :