ابعاد، چالش‌ها و سناریوها

ایران و چین: شراکت راهبردی در آزمون نظم جدید منطقه‌ای

۲۵ شهریور ۱۴۰۵ | ۱۲:۴۵ کد : ۲۰۴۰۵۰۰ اخبار اصلی آسیا و آفریقا
رسول سوری در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسد: این یادداشت با تحلیل ابعاد اقتصادی، امنیتی- سیاسی و تأثیر آن بر نظم منطقه‌ای، چالش‌ها و فرصت‌های فراروی این شراکت را در کنار سناریوهای محتمل پیش رو بررسی می‌کند.
ایران و چین: شراکت راهبردی در آزمون نظم جدید منطقه‌ای

نویسنده: رسول سوری پژوهشگر ژئوپلیتیک و مطالعات منطقه ای

دیپلماسی ایرانی:

مقدمه

چین در حال گسترش حضور خود در سراسر خاورمیانه است و می‌کوشد خود را نه صرفاً به‌عنوان شریک ایران، بلکه به‌عنوان یکی از معماران نظم جدید منطقه‌ای مطرح کند. تحولات ماه‌های اخیر نشان می‌دهد روابط ایران و چین وارد مرحله‌ای متفاوت شده است؛ مرحله‌ای که در آن، اهمیت ژئوپلیتیکی این رابطه بیش از گذشته آشکار شده، اما هم‌زمان محدودیت‌های آن نیز خود را نشان داده است. از این منظر، نه روایت «چرخش چین از ایران» دقیق است و نه تصور «ائتلاف تمام‌عیار تهران و پکن» با واقعیت‌های سیاست خارجی چین همخوانی دارد.

به نظر می‌رسد چینی‌ها هم به دنبال شکل‌گیری یک چارچوب امنیتی منطقه‌ای و مخالفت با مداخله قدرت‌های خارجی در مناطق مختلف هستندکه مشارکت راهبردی ایران و چین هم در این راستا دیده می شود. لذا در این نوشتار سعی بر این است که ابعاد راهبردی شراکت راهبردی جامع ایران و چین در بستر تحولات عمیق نظم منطقه ای غرب آسیا بررسی شود. محور اصلی این تحلیل، فراتر رفتن این رابطه از یک همکاری دوجانبه صرف و تبدیل آن به یکی از ارکان نظم نوین منطقه‌ای، با هدف مقابله با نظم یکجانبه‌گرایانه سنتی و ارائه الگویی مبتنی بر توسعه و امنیت مشترک است. متن مذکور با تحلیل ابعاد اقتصادی، امنیتی- سیاسی و تأثیر آن بر نظم منطقه‌ای، چالش‌ها و فرصت‌های فراروی این شراکت را در کنار سناریوهای محتمل پیش رو بررسی می‌کند.

از جاده ابریشم تاریخی تا مشارکت راهبردی

روابط جمهوری اسلامی ایران و چین، ریشه در پیوندهای عمیق تاریخی و تمدنی از مسیر جاده ابریشم دارد. این پیشینه، بستری برای شکل گیری «مشارکت جامع راهبردی» در دوران کنونی فراهم کرده است؛ مشارکتی که با امضای برنامه جامع همکاری ۲۵ ساله در سال ۲۰۲۱، چارچوبی بلندمدت برای همکاری در حوزه‌های انرژی، زیرساخت و فناوری تعریف کرد. این شراکت، در حالی که در ظاهر یک توافق اقتصادی – سیاسی است، در باطن به عنوان پاسخی راهبردی به نظم یکجانبه گرایانه تحت رهبری آمریکا و ابزاری برای بازتعریف نقش منطقه ای و جهانی دو کشور عمل می‌کند. این رابطه نه تنها متأثر از نظم منطقه‌ای است، بلکه خود به عنوان عاملی مؤثر در تغییر و تحول آن نظم نیز ایفای نقش می‌کند.

ابعاد راهبردی شراکت

۱. بعد اقتصادی: وابستگی متقابل و کریدورهای جدید؛

- تأمین انرژی در برابر سرمایه‌گذاری؛  چین به عنوان بزرگترین واردکننده انرژی جهان و شریک تجاری اول ایران، به نفت و گاز ایران نیاز دارد. در مقابل، ایران به دنبال جذب سرمایه‌گذاری کلان چین (در حدود ۴۰۰ میلیارد دلار) برای بازسازی و توسعه زیرساخت‌های خود، به ویژه در بخش‌های انرژی، حمل و نقل و صنعت است.

- مرکزیت در کریدورهای نوین؛  موقعیت ژئوپلیتیک ایران، آن را به یک شاهراه حیاتی برای ابتکار کمربند و جاده چین تبدیل کرده است. ایران می‌تواند نقش هاب منطقه‌ای این پروژه را ایفا کند، امری که می‌تواند رقابت‌هایی را با مسیرهای سنتی مانند شبه‌جزیره عربستان ایجاد کند.

- نوآوری‌های مالی؛  برای دور زدن تحریم‌های آمریکا، دو کشور به سمت استفاده از ارزهای ملی (یوان و ریال) در مبادلات تجاری و کاهش وابستگی به دلار حرکت کرده‌اند. این اقدام، در کنار عضویت در نهادهایی مانند بریکس و سازمان همکاری شانگهای، به دنبال ایجاد یک نظام مالی موازی است.

۲. بعد امنیتی – سیاسی: تقابل با یکجانبه‌گرایی و حمایت دیپلماتیک

این شراکت در حوزه سیاسی و امنیتی نیز از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است که فراتر از روابط تجاری معمول است؛

- هم‌نظری راهبردی؛  ایران و چین بر ضرورت مقابله با یکجانبه‌گرایی و «قانون جنگل» در عرصه بین‌الملل تأکید دارند. هر دو کشور از نظم بین‌المللی مبتنی بر قواعد و حقوق ملل متحد حمایت می‌کنند و مداخلات خارجی را محکوم می‌کنند. 

- حمایت نظامی و فناوری؛  شواهدی از همکاری‌های فراتر از حوزه تجاری وجود دارد که شامل ارائه فناوری‌های دوگانه به ایران می‌شود. این همکاری‌ها می‌تواند به ارتقاء توان دفاعی ایران کمک کند.

- مشارکت در بازسازی؛ جنگ اخیر، خساراتی به زیرساخت‌های ایران وارد کرده است. شرکت‌های چینی به عنوان بازیگران اصلی در بازسازی صنایع نفت، گاز، حمل و نقل و انرژی ایران مطرح هستند که این موضوع، ابعاد اقتصادی و سیاسی همکاری را بیش از پیش در هم می‌آمیزد.

اثرگذاری بر نظم منطقه‌ای و نقش بازیگران

۱. چین به مثابه معمار معماری امنیتی جدید

چین در حال مطرح کردن خود به عنوان یک بازیگر کلیدی برای ایجاد یک «معماری امنیتی جدید» در غرب آسیاست.  طرح چهارگانه رئیس‌جمهور چین برای امنیت خلیج فارس، بر اصولی مانند امنیت مشترک، فراگیر، مشارکتی و پایدار، احترام به حاکمیت کشورها و پیوند امنیت با توسعه استوار است. حمایت ایران از این طرح، نشان‌دهنده هم‌افزایی دیدگاه‌های دو کشور در برابر نظم امنیتی مبتنی بر حضور نظامی آمریکا و سیاست «مهار ایران» است. هدف پکن، نه لزوماً جایگزینی آمریکا، بلکه تغییر منطق امنیتی از تقابل به همزیستی و کاهش هزینه‌های حضور آمریکا در منطقه است.

۲. آمریکا، شکننده‌تر از گذشته

جنگ اخیر، به طور قابل توجهی کارآمدی چتر امنیتی آمریکا را زیر سؤال برده است. کشورهای حاشیه خلیج فارس، علی‌رغم اتکا به آمریکا، در جریان جنگ هدف حملات قرار گرفتند. این موضوع، تناقض بزرگ معماری امنیتی گذشته را آشکار کرد؛  امنیتی که قرار بود کشورها را از جنگ دور کند، آن‌ها را به عمق جنگ کشاند.  هرچند آمریکا هنوز توانایی اعمال قدرت در مقیاس وسیع را دارد، اما رویکرد آن برای صلح از طریق زور، کمتر قانع‌کننده شده و متحدان منطقه‌ای را با ریسک‌های بیشتری مواجه ساخته است.

۳. استراتژی چین برای همه طرف‌ها

استراتژی چین مبنی بر حفظ روابط حسنه با همۀ بازیگران منطقه‌ای، از جمله ایران و رقبای منطقه‌ای آن (عربستان، امارات و حتی رژیم صهیونیستی)، چالشی جدی محسوب می‌شود. در  این رویکرد و در صورت بروز یک بحران جدی، ممکن است چین به عنوان یک میانجی قابل اعتماد و نه یک متحد استراتژیک صرف، عمل کند. به نظر می رسد چین ممکن است برای تأمین منافع گسترده‌تر خود، در برخی موارد از حمایت صریح از جمهوری اسلامی ایران فاصله بگیرد. در این میان، نحوه مدیریت روابط با کشورهای عربی حوزه خلیج فارس و رژیم صهیونیستی در کنار حفظ شراکت با جمهوری اسلامی ایران، آزمون مهمی برای دیپلماسی پکن است.

چالش‌های پیش‌روی شراکت

۱. ابهام و عدم الزام‌آوری توافق: برنامه ۲۵ ساله به عنوان یک سند چارچوبی غیرالزام‌آور تلقی می‌شود و ابهامات زیادی درباره جزئیات آن وجود دارد که امکان توقف یا کاهش اجرای آن را فراهم می‌کند.

۲. فشار تحریم‌های آمریکا: تحریم‌های ایالات متحده، مانعی جدی بر سر راه سرمایه‌گذاری و همکاری بانکی با چین محسوب می‌شود و ایران همچنان به دنبال کاهش تأثیر این تحریم‌هاست.

۳. نگرانی‌های داخلی در ایران: برخی نگرانی‌ها در داخل ایران درباره وابستگی بیش از حد به چین و تکرار تجارب تلخ تاریخی با قدرت‌های خارجی وجود دارد.

۴. تعارض منافع با متحدان منطقه‌ای چین: منافع عظیم اقتصادی چین در کشورهای عربی حوزه خلیج فارس، می‌تواند پکن را در تعارضی راهبردی قرار دهد؛ جایی که حمایت از منافع ایران، به قیمت از دست دادن منافع بزرگ‌تر در کشورهای دیگر تمام شود.

سناریوهای پیش رو

بر اساس تحولات جاری، سه سناریو برای آینده این شراکت قابل تصور است؛

۱. فعال‌سازی و تعمیق شراکت؛ در صورتی که مذاکرات با آمریکا به نتیجه نرسد و تحریم‌ها تشدید شوند، ایران برای کاهش فشارها و بازسازی اقتصاد، به سمت چین متمایل شده و این شراکت به طور کامل فعال می‌شود. در این سناریو، همکاری‌های اقتصادی، نظامی و سیاسی به اوج خود می‌رسد و ایران به عنوان یک «دارایی راهبردی» برای چین در برابر آمریکا عمل می‌کند.

۲. حفظ وضعیت موجود؛ با توجه به تعهدات چین در سایر نقاط منطقه و محدودیت‌های ناشی از تحریم‌ها، ممکن است همکاری‌ها در سطح کنونی ادامه یابد و برنامه ۲۵ ساله با سرعتی کند اجرا شود. این سناریو محتمل‌ترین وضعیت است.

۳. کاهش یا تعلیق همکاری؛ در صورت بهبود روابط ایران با غرب و کاهش فشارها، یا در صورت بروز تضاد جدی منافع میان ایران و چین در منطقه، امکان کاهش سطح همکاری و تعلیق بخش‌هایی از توافق وجود دارد.

نتیجه‌گیری و توصیه‌های راهبردی

به نظر می‌رسد شراکت جمهوری اسلامی ایران و چین در حال عبور از مرحله‌ای است که دو طرف باید تعریف دقیق‌تری از منافع متقابل خود ارائه دهند. چین به جمهوری اسلامی ایران نیاز دارد، اما نه آن‌گونه که جمهوری اسلامی ایران به چین نیاز دارد. هنر دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران باید تبدیل این نابرابری نسبی به یک وابستگی متقابل و متوازن‌تر باشد. موفقیت این مشارکت، می‌تواند الگویی نوین از نظم‌سازی مبتنی بر همکاری و توسعه را در خاورمیانه و فراتر از آن به نمایش بگذارد. شراکت جامع ایران و چین، باید بیش از یک رابطه دو جانبه، به یکی از محورهای نظم جدید منطقه‌ای غرب آسیا تبدیل شود. نظم جدیدی که ضمن ارائه یک الگوی جایگزین برای نظم یکجانبه‌گرایانه موجود شکل گرفته، بر توسعه اقتصادی، امنیت مشترک و همگرایی منطقه‌ای تأکید کند. یادمان نرود با اینکه جمهوری اسلامی ایران برای چین مهم است، اما تمام خاورمیانه برای چین مهم‌تر است. مسئله اصلی جمهوری اسلامی ایران نیز دقیقاً در همین نقطه قرار دارد. از نگاه کارشناسان جمهوری اسلامی ایران نباید انتظار داشته باشد پکن در هر بحران، منافع خود را کنار گذاشته و تمام‌قد در کنار آن قرار گیرد. در مقابل، این نیز خطاست که هر اقدامی از سوی چین برای حفظ روابط با کشورهای عربی یا مثلا تلاش برای باز نگه داشتن هرمز را نشانه فاصله گرفتن از جمهوری اسلامی ایران تلقی شود. در این راستا توصیه‌های زیر برای حفظ و ارتقاء این شراکت در برابر آزمون‌های پیش رو پیشنهاد می‌شود؛

۴. ایجاد شفافیت در چارچوب همکاری؛ تبدیل برنامه ۲۵ ساله به یک نقشه راه شفاف و الزام‌آور با اهداف و سازوکارهای مشخص برای افزایش اعتماد و پیش‌بینی‌پذیری.

۵. مدیریت هوشمندانه روابط با سایر بازیگران منطقه‌ای؛  چین باید به موازات تقویت روابط با ایران، با در نظر گرفتن منافع راهبردی تهران، به گسترش روابط با دیگر کشورهای منطقه بپردازد تا از بروز تعارضات جدی جلوگیری شود.

۶. تقویت همکاری‌های منطقه‌ای چندجانبه؛ استفاده از ظرفیت سازمان‌هایی مانند بریکس، سازمان همکاری شانگهای، و ابتکار «یک کمربند – یک جاده» به عنوان بستری برای همکاری‌های اقتصادی و امنیتی فراگیر، می‌تواند به ایجاد یک نظم منطقه‌ای با محوریت توسعه و همزیستی منجر شود.

۷. بهره‌گیری از فرصت‌های پساجنگ؛ بازسازی زیرساخت‌های جنگ‌زده ایران، فرصت خوبی برای شرکت‌های چینی و زمینه‌ای برای تعمیق وابستگی متقابل اقتصادی فراهم کرده است که باید به بهترین شکل ممکن از آن بهره برد.

در نهایت، آینده این شراکت وابسته به تحولات ژئوپلیتیکی، اراده سیاسی رهبران دو کشور و توانایی آن‌ها در مدیریت پیچیدگی‌های نظم جدید منطقه‌ای است. موفقیت این مشارکت، می‌تواند الگویی نوین از نظم‌سازی مبتنی بر همکاری و توسعه را در خاورمیانه و فراتر از آن به نمایش بگذارد.

کلید واژه ها: ایران و چین رسول سوری ایران جمهوری اسلامی ایران روابط ایران ایران چین چین جمهوری اسلامی ایران چین منطقه


نظر شما :