يکشنبه 1 مرداد 1396

print version increase font decrease font
تاریخ انتشار:دوشنبه 25 ارديبهشت 1396      10:52
با وجود تهدیدهای خطرناک علیه سوریه و کره شمالی

دولت ترامپ فاقد استراتژی است

به نظر می‌رسد که دولت دونالد ترامپ، رئیس جمهوری امریکا هنوز به دیدگاه استراتژیکی درباره خود و نقشش در جهان نرسیده است.

نویسنده: دکتر حسن ابو طالب

دیپلماسی ایرانی: به نظر می رسد که دولت دونالد ترامپ، رئیس جمهوری امریکا هنوز به دیدگاه استراتژیکی درباره خود و نقشش در جهان نرسیده است. امریکا کشور مهم و موثری است، هر چقدر هم که با آن اختلاف داشته باشیم، نمی توانیم اهمیت قدرت نظامی بی نظیرش در تاریخ و اقتصاد قدرتمند و دینامیکی اش که یک پنجم اقتصاد دنیا را شامل می شود، منکر شویم. تعامل با قدرتی به این بزرگی و با این توصیفات ایجاب می کند که اولا قبل از همه خودش بداند برای خودش چه می خواهد و ثانیا برای جهان پیرامونش چه خواسته ای دارد. به معنای دیگر دنیا باید از دیدگاه امریکا به روشنی آگاه شود تا بتواند در درگیری ها در تمامی زمینه ها به آن استناد کند. با این وجود ما تا به این لحظه غیر از یک سری شعارهای پرزق و برق برای شهروندان عادی امریکایی که دائما بازگوکننده تلاش امریکا برای احیای عظمت امریکاست، چیزی ندیده ایم.

این شعارهای پرزرق و برق برای یک قشر خاصی است که باید آنها را راضی نگه دارد، و الا به درد دنیای خارج نمی خورد بلکه بیشتر نگرانش می کند و متحیر نگهش می دارد و در نوعی اضطراب مستمر باقیش می گذارد. سوال همیشگی که همواره در اذهان است این است که رئیس جمهور ترامپ و معاونان و مقامات عالی رتبه اش مثل وزیر امور خارجه و وزیر دفاع و وزیر دادگستری و مسئول اول امنیتی اش باید چگونه برخورد کنند؟

همیشه رویکرد کاملی وجود داشته که کل دولت امریکا موظف به اجرای آن بوده اند، و کشورهای دیگر نیز این رویکرد را درک می کردند و بر اساس آن محاسبات خود را انجام می دادند و منافع خود را تعریف می کردند، حال چه با امریکا اختلاف داشته باشند چه متحد آن باشند، در حالی که تا به این لحظه چنین رویکردی از سوی دولت ترامپ مشاهده نمی شود، شاید روزی چنین رویکردی ملاحظه شود اما الآن خبری از هیچ رویکردی نیست، این در ذات خود نگرانی بزرگی را به وجود می آورد. نبود استراتژی کامل که بر اساس آن بتوان رفتارها و تصمیم های امریکا را تعریف کرد و فهمید که نیت رئیس جمهور و مقاماتش چیست باعث می شود که نتوانیم بفهمیم اصولا امریکا چه استراتژی ای را دنبال می کند و این بازگوکننده این واقعیت است که ظاهرا اصولا دولت ترامپ فاقد هر گونه استراتژی ای است. در مقابل این گونه برداشت می شود که دولت امریکا به دنبال رفتارهای لحظه ای است. وقتی که رئیس جمهور ترامپ به دلیل کشتار های حاصل از حمله شیمیایی در سوریه عصبانی می شود و بدون هر گونه مشورتی دستور به حمله موشکی به پایگاه الشعیرات می دهد در حالی که به این نکته توجه نمی کند گاز ممنوعه سارین در جایی استفاده شده که به طور کامل تحت تصرف جبهه فتح الشام یا همان النصره سابق که شاخه ای از القاعده محسوب می شود، است.

نکته دیگر این که وی دستور به انجام این حمله را در طول صرف شامش با رئیس جمهوری چین انجام می دهد تا به این ترتیب علاوه بر رئیس جمهوری سوریه، بشار اسد به خود رئیس جمهوری چین، شی جین پینگ نیز پیام داده باشد که ضرورت دارد وی به هر طریقی که شده رئیس جمهوری کره شمالی، کیم جونگ اون را قانع کند که از انجام هر گونه اقدامات تحریک کننده با انجام آزمایش های هسته ای یا موشکی جدید خودداری کند و الا امریکا ابایی ندارد از گزینه نظامی علیه او استفاده کند. شاید این پیام در داخل امریکا مفید باشد اما قطعا هیچ تاثیری در سوریه یا در کره شمالی نمی گذارد. کما این که دیدیم ارتش سوریه از همان پایگاه الشعیرات فعالیت خود را از سر گرفت و کره شمالی نیز بی توجه به تهدیدهای امریکا آزمایش های موشکی خود را ادامه داد و همچنان خود را آماده آزمایش هسته ای جدید می کند.

بنابراین به روشنی می بینیم که گویا ایالات متحده به تنهایی خود را آماده عملیات نظامی علیه کره شمالی می کند بدون این که هیچ گونه تفکر یا استراتژی ای در پس آن داشته باشد. چین و ژاپن و کره جنوبی همگی تاکید دارند که انجام عملیات پیش دستانه نظامی علیه کره شمالی دروازه های جهنم را به روی همه باز خواهد کرد، به خصوص که بیش از همه آنها در معرض آتش افروزی های کره شمالی قرار دارند. کما این که وزیر دفاع کره شمالی نیز تاکید کرده است در صورت انجام هر گونه حمله ای واکنشی سخت نشان خواهد داد.

این بی برنامگی امریکا در کنار جاه طلبی ها و ماجراجویی هایش می تواند به نوعی بازی با آتشی باشد که عواقب سختی را موجب شود. این به مراتب خطرناک تر از آن چیزی است که ترامپ به تصور خود می آورد. با وجود این که استفاده از گزینه نظامی در روابط بین الملل زمانی که روابط کشورها وارد مرحله تنش و بحران شده باشد، امری معمول است اما در حالت هایی مثل کره شمالی و سوریه کاملا مشهود است که استفاده از این گزینه عواقب سخت خطرناک در پی دارد. هر اقدامی که امریکا در این زمینه انجام دهد بیش از هر چیز بازگوکننده تحولات داخلی امریکاست نه نگاه استراتژیک آن، و کاملا نشان می دهد که رئیس جمهوری امریکا تحت فشار شدید داخلی است و نمی تواند تصمیم های بزرگ بگیرد.  

این خطر هم به قوت خود باقی است که دونالد ترامپ تمایل به راه حل های نظامی مطالعه نشده دارد که می تواند نتایجی کاملا عکس به دنبال داشته باشد.

اما از همه خطرناک تر اصطکاک با قدرت هسته ای است که کسی نمی داند تا چه اندازه چنین تهدیدهایی جدی است یا عملا جدی می شود. اگر کسی گمان می کند که حمله پیش دستانه به کره شمالی می تواند عظمت امریکا را نشان دهد و آن را به اوج برساند، کاملا در توهم است برای این که کره شمالی کشوری خودکفاست و همواره بر این اعتقاد بوده که امریکا همه شر علیه اوست و تلاش دارد با عملیات نظامی سرنگونش کند، برای همین هر گونه حمله ای باید با شدیدترین شکل ممکن پاسخ داده شود، چرا که از هر چیز مهم تر این است که حکومت در برابر ملت قدرتمند و باصلابت و مقاوم نشان داده شود.

منبع: الاهرام / تحریریه دیپلماسی ایرانی/11

انتشار اولیه: دوشنبه 11 اردیبهشت 1396 / انتشار مجدد: دوشنبه 25 اردیبهشت 1396



کلمات کلیدی : دونالد ترامپ
نظرات کاربران
ارسال نظر
نام کاربر
ایمیل کاربر
شرح نظر
<###dynamic-0###>