میل شدید پکن به حفظ استراتژیک دمشق

چین رسما وارد بازی شد

۱۶ مرداد ۱۳۹۱ | ۱۷:۰۰ کد : ۱۹۰۴۹۷۱ آسیا و آفریقا گفتگو
جواد منصوری، سفیر پیشین ایران در چین در گفت و گو با دیپلماسی ایرانی معتقد است چین در تامین منافع خود در خاورمیانه نه تنها از ابزار سیاسی بلکه از ابزار نظامی نیز استفاده خواهد کرد.
چین رسما وارد بازی شد

دیپلماسی ایرانی: گرچه تا به حال به نظر می رسید چین در برخورد با بحران سوریه محتاطانه و پشت سر روسیه حرکت می کند اما طی روزهای اخیر با حرکت سه کشتی جنگی چین به سوی آب های سوریه، چین از جنبه جدیدی از سیاست خارجی خود در مورد سوریه پرده برداری کرد. دیپلماسی ایرانی آخرین تحولات در این زمینه را در گفت و گو با جواد منصوری، سفیر پیشین ایران در چین بررسی کرده است:

نگاه چین نسبت به تحولات سوریه چگونه است و این تحولات تا چه حد برای چین مهم است؟

دولت چین برای حفظ منافع بین المللی خود قطعا در هر کجای دنیا که احساس کند منافعش مورد بی توجهی قرار گرفته یا این که غرب به ویژه امریکا می خواهد به نوعی مستقیم یا غیر مستقیم موقعیت این کشور را به چالش بکشد، معمولا موضع گیری می کند. البته روش موضع گیری چین در مباحث سیاست خارجی و بین المللی یک روش اعتدالی همراه با مذاکره و صبر است. اما اگر در مواردی احساس کند که این روش ها جواب نمی دهد، وارد عمل می شود. آن چنان که بارها در شرق آسیا در قضیه تایوان یا برخی جزایر مورد اختلاف با کشورهای منطقه و یا در مورد مباحث مربوط به کره شمالی، وقتی احساس کرده که طرفین مذاکره نمی خواهند به منافع چین توجه کنند مستقیما وارد عمل می شود و تهدید جدی ای را برای طرف مقابل عملی می کند.

نکته ای که حائز اهمیت است این است که امریکا و اروپا تصور نمی کردند که در خاورمیانه با حضور مستقیم چین رو به رو شوند. به این ترتیب ورود چین به نوعی معادله خاورمیانه را تا حدی متغیر می کند به نحوی که دیگر خاورمیانه در انحصار امریکا و اروپا و یا روسیه و چند کشور منطقه نیست. بنابراین می توان گفت چین هم وارد معادلات خاورمیانه شده است. تداوم تنش های سیاسی ممکن است ادامه و عمق پیدا کند. در قضیه سوریه مسئله شرایط ویژه ای پیدا می کند و آن این که مسئله سوریه می تواند در بلند مدت به یک تنش و جنگ اعلام نشده ای میان غرب و روسیه و چین منجر شود.

سه کشتی جنگی چین به سمت آب های سوریه حرکت کرده اند. آیا حرکت این کشتی ها را می توان اقدامی جدی از سوی چین برای ورود به منازعه مستقیم با غرب در بحث سوریه تعبیر کرد؟

البته اگر کار به جایی برسد که دولت چین تصور کند جز با اقدامات نظامی نمی تواند نظر خود را تامین کند، قطعا وارد عمل می شود. هرچند ممکن است این اتفاق خیلی دیر به وقوع بپیوندند اما در هر حال این غرب و کشورهای حامی غرب در منطقه هستند که باید درک کنند که دولت چین و دولت روسیه در حفظ منافع خود در این منطقه جدی هستند.

طی سال های گذشته سیاست خارجی چین بیشتر مبتنی بر مسائل اقتصادی بوده است تا حوزه های سیاست سخت. به نظر شما موضع گیری چین در مورد مسائل سوریه می تواند بازگشتی به سیاست های مبتنی بر مسائل تنش زای دوره جنگ سرد ارزیابی شود؟

این موضوع که تحرکات چین در سال های اخیر صرفا در منطقه جنبه اقتصادی داشته است، تحلیل صحیحی نبوده و نیست. زیرا که حفظ منافع بلند مدت و به حداکثر رساندن منافع طبعا نیاز به یک پشتوانه نیروی مسلح دارد که این منافع را حفاظت کند. بنابراین چنین مسئله ای از نگاه استراتژیک قابل پیش بینی بود و نه تنها در مورد خاورمیانه بلکه در آینده ممکن است که چین برای منافع خود در امریکای لاتین هم اگر لازم بداند ناوگانی به آن منطقه ارسال کند. لذا تعجبی ندارد. البته بحث خاورمیانه و شمال افریقا ضمن این که تا حدودی از لحاظ جغرافیایی به چین نزدیک هستند، از نظر سیاسی هم اهمیت فوق العاده ای برای چین دارند. از طرف دیگر منافع چین در این منطقه بسیار بالاتر از مناطق دیگر است.

تا چه اندازه مسائل داخلی چین می تواند در سیاستی که این کشور در مورد سوریه دنبال می کند تاثیرگذار باشد و با این سیاست همراهی کند؟ رشد اقتصادی داخلی چین تا چه حد برای این کشور مهم است و این رویکرد تهاجمی جدید تا چه اندازه با روند رشد اقتصادی هم خوانی دارد؟

قطعا سیاست خارجی چین با سیاست داخلی این کشور هماهنگی دارد. از این نظر که به هر حال حفظ نرخ رشد اقتصادی ایجاب می کند که چین تضمینی برای صدور کالاهای خود در مناطق مختلف داشته باشد. بنابراین چنانچه با توان سیاسی این کار انجام بگیرد، طبیعتا نیاز به نیروی نظامی نخواهد بود اما اگر احساس کنند که منافع صرفا با قدرت سیاسی قابل دستیابی نیست، قطعا دست به اقدام نظامی می زنند. از این نمونه ها در رفتار چین قابل مشاهده است. به عنوان مثال چین در بسیاری از مسائلی که در شورای امنیت تا کنون مطرح شده یا رای ممتنع داده و یا رای موافق. اما ملاحظه می کنید که در قضیه سوریه دو بار قطعنامه های مطرح شده را وتو کرده است. این مسئله نشان دهنده آن است که مذاکره و کار سیاسی نتیجه بخش نیست و لذا ما مستقیما در مقابل این تصمیمات می ایستیم. البته در مورد میانمار هم چین سابقه وتوی قطعنامه های شورای امنیت را دارد. به این دلیل که در مورد میانمار هم چین به دلیل همسایگی منافع زیادی را دارد. بنابراین چین قطعنامه هایی که در شورای امنیت علیه میانمار مطرح می شود را وتو می کند.

فردای داستان سوریه و کشمکش غربی ها بر سر آن را چگونه پیش بینی می کنید؟

به نظر می رسد که سوریه می تواند به نقطه آغازی برای یک دوره طولانی از تنش در منطقه باشد که این مسئله برای کشورهای منطقه و کشورهای بزرگ بسیار تعیین کننده است. به همین دلیل ما هم باید دقت و هوشیاری و آمادگی کامل و لازم را در این زمینه داشته باشیم. ضمنا باید توجه داشت که غرب به راحتی این منطقه را رها نمی کند و دولت های حافظ منافع غرب و وابسته به غرب نیز برای حفظ موجودیت خود به راحتی عقب نشینی نمی کنند. بنابراین اگر در چند کشور مانند تونس و مصر و حتی یمن غرب نتوانست دولت های دست نشانده را حفظ کند، اما قطعا تلاش می کند در کشورهای دیگر منافع خود را حفظ کنند. ضمن این که به نوعی با سقوط بعضی از دولت ها از جمله سوریه توازنی در قدرت خود در منطقه ایجاد کنند.

 تحریریه دیپلماسی ایرانی/12

انتشار اولیه : جمعه 13 مرداد 1391/ بازانتشار: دوشنبه : 16 مرداد 1391

کلید واژه ها: چینسوریهخاورمیانهروسیهسیاست خارجی


نظر شما :